هر کاری آقامون بکنه حتما درسته

هانس کریستین اندرسن داستانی دارد با نام What the old man does is always right که شاید نزدیکترین برگردان به فارسی این باشد ” هر کاری آقامون بکنه حتما درسته”. در این داستان زن روستائی هر کاری را که شوهرش انجام میدهد بدون چون و چرا درست میداند و ستایش میکند. مرد را به شهر میفرستد تا اسب خانواده را بفروشد یا با چیز دیگری که بیشتر به کار خانواده بیاید تعویض کند و مرد در مسیر خود اسب را با یک گاو تعویض میکند و به این معامله پایاپای ادامه میدهد و سر انجام با یک گونی سیب گندیده به جای اسب به خانه می آید و وقتی ماجرا را برای همسرش بازگو میکند زن تمامی کارهای او را تائید میکند و از اینکه به جای اسب یک گونی سیب گندیده گرفته اند بسیار خوشحال میشود و میگوید ” هر کاری آقامون بکنه حتما درسته”. حالا حکایت روزگار ما و رابطه مردم با وسائل ارتباط جمعی است. در دو دهه گذشته بعد از سقوط دیوار برلین گوئی بخش بزرگی از مردم در اروپا حساسیت خود را به آنچه میشنوند و یا میخوانند از دست داده اند و از نظر آنها هر چه در این موسسات عظیم تولید میشود همیشه صحیح است. بنگاه های عظیم خبر پراکنی با هم آهنگی کامل تصمیم میگیرند که خبر ها چگونه و با چه شکلی بازگو شوند تا سیاستمداران به هدفی که دنبال میکنند برسند. در زمان حمله آمریکا به عراق با طرح وجود سلاح های نابودی جمعی زمینه ذهنی حمله را آماده کردند و زمانی که جنگ را شروع کردند هیچ کس از تمامیت ارضی عراق و یا اینکه مردم عراق چه نظری دارند سخن نگفت. تصاویر واقعی از جنگ به ندرت در معرض دید مردم قرار گرفت و خبر نگاران نا محرم را به جبهه ها راه ندادند. گزارشهائی که ارائه میشد بیشتر با تصاویر گرافیک که شباهت نزدیکی به بازیهای کامپیوتری داشت مزین میشد و کمتر انسانهای واقعی که قربانی واقعی جنگ بودند نشان داده میشد. در یک کلام وسائل ارتباط جمعی با سیاست مداران جنگ طلب هم اهنگ بودند. هیچ کس در صحت این اخبار شک نکرد و زمانی که مشخص شد که هیچ سلاح نابودی جمعی در عراق یافت نشده است دیگر، خبر کهنه شده بود و لزومی نداشت که به آن بپردازند. در دامن زدن به اختلافات قومی در یوگوسلاوی رسانه های غربی آتش بیار معرکه شدند و با ریختن بنزین بر روی آن شعله آنرا مشتعل نگه داشتند و در هم آهنگی کامل با سیاست های جنگ طلبانه آلمان در جهت فروپاشی یوگوسلاوی همگام شدند. تمام گزارشها بر روی خشونت ورزی صربها متمرکز شد و طرف های مقابل در گیری از هر گونه خشونتی مبرا شدند. هدف فرو پاشی بود و تمامیت ارزی یوگوسلاوی مهم نبود. در هر ده کوره ای که چند نفر وابسته به یک اقلیت قومی بودند را پرچم جمهوری مستقل به دستشان دادند و با سرو صدای گوش خراش حقانیت آنان را به مردم حقنه کردند.. هیچ کس در صحت این اخبار شک نکرد. حالا در رابطه با اوکرائین با بن بست روبرو شده اند. در اینجا تمامیت ارزی اوکرائین برای سیاستمدارن مهم است تا آنرا یک پارچه در برابر روسیه استفاده کنند. دیگر هیچ حرف و حدیثی از حق انتخاب و رفراندوم در کار نیست چون میدانند که رفراندوم را در کریمه میبازند، پس باید از تمامیت ارزی اوکرائین سخن گفت و هیچ کس در صحت این اخبار شک نمیکند. ولی خوشبختانه زمزمه هائی در اعتراض به این روشهای رسانه ها در حال شکل گیری است. آنچه در زمانه انحصار رسانه ها قربانی میشود حقیقت است و صلح در هیاهوی گوش خراش این رسانه ها به مسلخ میرود. به تدریج کسانی متوجه شده اند که رسانه ها با پخش جانبدارانه اخبار به شعور آنها توهین میکنند. به قول آبراهام لینکلن نمیتوان همه مردم را برای همیشه فریب داد. به زودی مردم متوجه خواهند شد که ” هر کاری آقامون بکنه لزوما درست نیست “

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)