مدرسه فمینیستی: از «مادری» بسا بیشتر از دیگر نقش های زنان سخن گفته  شده است. در سالهای پس از انقلاب در مقاطعی این نقش همچون هویت اصلی زنان در جامعه مطرح می شد. واقع امر، ‌نقش های زنانه حاکمیت پسند به فراخور موقعیت و منطبق با سیاست های نظامی و پوپولیستی موجود، از طریق امکانات عریض و طویل تبلیغاتی به زنان و به کل جامعه دیکته می شد.

القای نقش کلیشه ای مادری، گاه در قالب قدردانی و بخشش به زنان بوده و گاه نیز با بی حرمتی و تبلیغات منفی پنهان و آشکار نسبت به زنانی که در چندین و چند نقش در جامعه جلوه کرده اند، رخ داده است.  رویکردهایی از این دست موجب بروز عکس العمل های  نفی گرایانه ای  شده که گاه ‌به انکار تاثیر نقش مادری می انجامد.   اما  علیرغم  تمامی  این قضاوت ها ،‌گروه های مختلف زنان  با حضور موثر در جامعه موفق به نمایاندن  نقش های چندگانه مادری    در عرصه عمومی و خصوصی ونیز تاثیر این نقش در پیشبرد اهداف برابری خواهانه و خشونت پرهیزانه جنبش زنان شده اند.

این متن به معرفی نهادهایی پرداخته که  با  اتکا واعتماد به نقش اجتماعی مادری  و در تلاشی جمعی مفهوم مادری را از تنگنای قالب های کلیشه ای و باسمه ای رها ساخته و زایایی این مفهوم را در تعاریف اجتماعی جاری ساخته اند.  این نهادهادر سالهای پس از انقلاب  در داخل ایران شکل گرفته اند.

۱. مادران  خاوران: مادران خاوران، نام گروهی از مادران، ‌همسران و خواهران زندانیان سیاسی دهه شصت است که بیش از ربع قرن، گفتمان دادخواهی ناظر بر اهداف و فعالیت های خویش را با تکیه بر نقش اجتماعی مادری پیش برده و تلاش آنها  در ترویج  گفتمان دادخواهی مدنی  در جامعه از سال 67 تا کنون ادامه دارد.

ناصر مهاجر پیشینه شکل گیری این گروه را از اوایل سالهای شصت می داند و از تلاش های جمعی آنان چنین یاد می کند: «خانواده ها برای تامین برخی حقوق اولیه دلبندان زندانی شان کم و بیش دسته جمعی به سازمان زندان ها،‌سازمان بازرسی کل کشور، دفتر آیت الله منتظری،شورای عالی قضایی، ‌دفترهای صلیب سرخ و سازمان ملل متحد در تهران سرزدند»(۱).

این همدلی ها و تلاش های گروهی هرچند مسیری تلخ و اندوهبار داشته است اما زایایی حرکت این زنان موجب روییدن نهادی ماندگار از آن زمین اندوه زدۀ خاوران شد که مادران خاوران نام گرفت.

 « پسوند خاوران بدان سبب به نام مادران افزوده شده که فرزندان، همسران، و برادران و خویشان این زنان در تکه زمینی در کنار جاده ی خاوران، درمسیر تهران سمنان مشهد آرمیده اند»(۲)

درتمام تابستان و پاییز سال ۱۳۶۷،مادران خاوران برای آگاه شدن از سرنوشت غم انگیز عزیزانشان، تاریخ و محل خاکسپاری، گرفتن وصیت نامه، وسایل شخصی،و… درگروه های کوچک و بزرگ به زندانها وسازمانهای مربوط می رفتند. سرانجام طبق قراری برآمده ازجان، به یاد وخاطره  عزیزان شان در تمام جمعه های آن سال و تا هنوز دو جمعه در سال را بر آن زمین اندوه زده گرد هم می آیند. اما ارتباطات و همدلی میان این گروه  تنها به این دو روز محدود نبوده و در طول این سالها همچون خانواده ای بزرگ شانه به شانه یکدیگر مسیر دادخواهی مدنی را پیش گرفته اند.

۲.  مادران کمپین: نام یکی از کمیته های کمپین یک میلیون امضا است که در اسفند ماه ۱۳۸۵ اعلام موجودیت کرد.  توجه به قابلیت ها و توانایی های زنان میانسالی که درکمپین یک میلیون امضا فعال بودند، و توجه به  ضرورت ها و نیازهایی که میتوانست ازطریق توانایی آنها و با تاکید بر نقش اجتماعی مادری  پاسخ داده شود زمینه  تشکیل این کمیته را ایجاد کرد. در مقاطعی که اعضای کمپین بازداشت و زندانی می شدند، این کمیته فعالیت های تعریف شده ای را  از جمله پیگیری فوری وضعیت اعضای دستگیرشده، رفتن به مراکز انتظامی ، ‌اطلاع به خانواده ها، تهیه کفالت و تعهد برای آزادی اعضای دستگیر شده و…عهده دار می شد. اولین بیانیه این گروه درآستانه ۱۸ تیر سال ۱۳۸۶،‌در اعتراض به دستگیری بهاره هدایت و برخی دیگر از دانشجویان با بیش از هزار امضا منتشر شد.  در این بیانیه آمده :« امروز احساس می کنیم وظیفه مادرانه همه ماست که فرزندان مان را از خشونت و تحمل مجازات های غیرمنصافاته وغیرقانونی حفظ کنیم.(….) همچون وقتی که در خانواده سینه سپر می کنیم و جگر گوشه هایمان را از شر و خشونت برخی «پدران» کم تحمل شان حفظ می کنیم ،‌امروز نیزدر برابراین موج خشونت سینه مادرانه خود را سپر خواهیم کرد و تا آزادی فرزندانمان از پای نخواهیم نشست.»(۳)

همزمان با اعلام موجودیت این گروه، برخی از جریانهای برابری خواه خارج از کمپین  نقدهایی نسبت به این کمیته داشتند . این نقدها عمدتا متوجه تناقض  گفتمان مادری با گفتمان برابری خواهی بود. اما درواقع کمپین با تشکیل این گروه موفق شد که از گفتمان مادری که مبتنی بر تفاوت است به نفع ترویج گفتمان فمینیستی برابری خواهی  بهره ببرد. تلفیق نقش اجتماعی مادری باگفتمان برابری خواهی در امرسازماندهی نیز مؤثر بود و تشکیل کمیته مادران کمپین  به امر سازماندهی درونی کمپین و استفاده ازتوانایی نیروهای داوطلب دراین حوزه نیز یاری رساند. به تدریج باکمرنگ شدن فعالیت های کمپین، تعدادی از اعضای این کمیته جذب « مادران صلح» و پس از انتخابات سال ۸۸ نیز به «مادران پارک لاله» پیوستند.

۳. مادران صلح نام گروهی از زنان کنشگر است که در سال ۱۳۸۶، همزمان با  خطر بروز جنگ اعلام موجودیت کرد. دربخشی از بیانیه اعلام موجودیت این گروه چنین آمده: «ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت، آزادی و عدالت که همانا حقوق بشر است برای خود و فرزندانمان تلاش خواهیم کرد. برای رسیدن به این اهداف به سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می کنیم. به امید پیروزی،‌نه در جنگ که برجنگ.»(۴)

هرچند که گفتمان مادری در این گروه مبتنی بر گفتمان صلح و آشتی ملی است اما مادران صلح  در روند فعالیت های خویش نقش بسیار پررنگی در ائتلاف های مهم جنبش برابری خواهی زنان ایفا کرده است. به ویژه در ائتلاف «لایحه خانواده» و «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در فضای انتخابات».

در وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ نیز با صدور بیانیه های متعدد و نیز ازطریق همراهی با جریانهای مدنی در نقد خشونت در جامعه نقش مؤثری داشت. حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان وقایع پس از انتخابات، کمک به زنان سرپرست خانواده و کودکان کار نیز از جمله فعالیت های این گروه است. پس از انتخابات دوره یازدهم  همزمان با نظرخواهی دولت آقای روحانی درباره منشورحقوق شهروندی، این گروه نیز  نقدها و پیشنهادات خود را در اصلاحیه ای تدوین و منتشر ساخت. در بخشی ازاین اصلاحیه میخوانیم: « انتظار بدیهی مادران این است که این حقوق دررابطه با تامین امنیت و تعمیق صلح پایدار  و رونق وافزایش رفاه و شادابی شهروندان است مورد توجه و عنایت دولتمردان قرارگیرد»(۵) و مشخصا به حقوقی همچون مشارکت سیاسی، حق تشکل یابی،حق دگراندیشی، حقوق مهاجران و آوارگان و… اشاره مؤکد کرده است.

این اصلاحیه  رویکرد این گروه را  نسبت به گفتمان مادری تا حدودی روشن می سازد که  مبتنی بر گفتمان صلح و آشتی ملی است. درواقع نقش اجتماعی مادری دراین گروه در خدمت پیشبرد گفتمان صلح و عدالت اجتماعی  است .

۴. مادران پارک لاله: گروهی از مادرانی هستند که ابتدا با  نام مادران عزادار شناخته شدند اما از آنجا که هر شنبه در محل آب نمای اصلی پارک لاله جمع می شدند  نام مادران پارک لاله  را بر خود نهادند، که مفهومی آرمانی نیز داشت.  افراد تشکیل دهنده این گروه در ابتدای راه عمدتا از مادران جنبش سبز بودند اما به تدریج گروهی از مادران و خانواده های زندانی های سالهای شصت و هیجدهم تیر نیز به آنها پیوستند.

 تعداد بسیاری از زنان ایرانی ساکن در شهرهای اروپایی به حمایت از حرکت مادران پارک لاله برخاستند و گروه های کوچک و بزرگی در اکثر شهرهای اروپا با نام «حامیان مادران پارک لاله» تشکیل شد.  در سال ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ در اوج وقایع جنبش سبز، نمایندگانی از مادران روسری سفید آرژانتینی نیز در برخی از تجمع های حامیان مادران پارک لاله شرکت کرده و با آنها اعلام همبستگی کردند. در بخش هایی از متن معرفی این گروه چنین آمده است: «  مادران پارک لاله مادرانی هستند که فرزندان شان به خاطر شرکت در راهپیمایی های ملیونی اعتراضی و مسالمت آمیز پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری درایران به صرف اعتراض به نتیجه انتخابات کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدند. مادران پارک لاله،(…) مادران جانباختگان پس از انقلاب اسلامی هستند(…) مادران پارک لاله خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی/ عقیدتی هستند. مادران پارک لاله که خود قربانی خشونت و تبعیض علیه زنان بوده و هستند از تمامی فعالیت های مخالف خشونت و برابری خواهانه حمایت می کنند.»(6)

مادران پارک لاله در ایران از سال ۱۳۸۸ در تجمع های آرام روزهای شنبه  ضمن بزرگداشت یاد و خاطره فرزندان شان، محاکمه عادلانه و علنی آمران و عامدان این وقایع را به عنوان یکی از خواست های خود اعلام کرده اند.

کلام آخر:

 

گروه های یاد شده در دو مسیرگفتمان سازی و نهاد سازی به تقویت نقش اجتماعی مادری  و به تقویت جامعه مدنی زنان یاری رسانده اند. گفتمان مادری ناظر بر گروه های یاد شده مبتنی برگفتمان غالبی است که  هریک از این گروه ها سعی در ترویج آن داشته اند. به عنوان مثال مادران صلح با تکیه بر نقش اجتماعی مادری  برای ترویج گفتمان صلح و آشتی ملی در جامعه تلاش می کنند. مادران خاوران با تکیه به نقش اجتماعی مادری گفتمان دادخواهی را در جامعه طرح کردند.  گفتمان غالب در کمیته مادران کمپین مبتنی بر برابری خواهی بود. در واقع نتیجه حمایت مادران کمپین از اعضای دستگیر شده وزندانی، سکه دوروی کمپین یک میلیون امضا بود  یک سوی آن آزادی و امنیت افراد دستگیر شده بود و در سوی دیگر ترویج گفتمان برابری خواهانه و آگاه کردن جامعه نسبت به حقوق تضییع شده زنان نقش بسته بود.

  رویکرد هریک از این جریانها به گفتمان مادری  خواه مبتنی بر برابری خواهی و خواه مبتنی بر دادخواهی اما در تاکید بر نقش اجتماعی مادری عملکردی مشترک داشته است. گفتمان مادری ناظر بر این جریانها از کلیشه های سنتی مادری  و آنچه ازطریق تبلیغات باسمه ای به جامعه حقنه شده است عبورکرده و نقش اجتماعی مادری را با عبور از تنگنای قالب های سنتی از چنبره کلیشه های از پیش تعیین شده  رها ساخته است.

از سوی دیگر، نهادهای خودجوش مادران در طول سالهای اخیر علیرغم همه محدودیت ها با تکیه بر نقش فروتنانه مادری، موفق به حفظ نهادهای خود و تداوم حرکت های مدنی بوده اند.  در واقع« مادران» با حفظ و تداوم عادت نهادینه زنان در نهادسازی موجب توسعه نهادهای همساز و در نهایت موجب تقویت جامعه مدنی زنان  شده اند.

آنگاه که کنشگر اجتماعی خود را به دست امواج دریای بخشنده و پرسخاوت مفهوم مادری می سپرد، «‌آنی»  میشود که «مادران» در این سالها شدند.! این متن برگ سبزی است  به مناسبت هشتم مارس، سالگرد روز جهانی زن برای « همه مادران این سالها»!

پانویس ها:

۱و۲. جنبش مادران خاوران . ناصر مهاجر  منتشر شده در « نیازهای مبرم زن ایرانی در دوران کنونی». بنیاد پژوهش های زنان ایران. کمبریج. ماساچوست. امریکا. ۲۰۰۸.(صص.۶۵ـــ۱۰۲)

۳. بهار جنبش زنان. نوشین احمدی خراسانی. تهران، تابستان 1391، ص. ۲۴۶.

4. http://mothersofpeace-iran.com.

۵. پیشنهادات مادران صلح بر منشورحقوق شهروندی

http://www.feministschool.com/spip.php?article7456

۶. مادران پارک لاله

http://www.madaraneparkelalehiran.org/?p=19

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)