در این کارت پستال قرن نوزدهمی پنج سرباز ارتش استعماری فرانسه نشان داده شده‌اند که به یک روسپی‌خانه مراجعه کرده‌اند

در این کارت پستال قرن نوزدهمی پنج سرباز ارتش استعماری فرانسه نشان داده شده‌اند که به یک روسپی‌خانه مراجعه کرده‌اند

 

 

 

 

 

 

 

 

ترجمه سوده راد

برای درک این که چگونه انواع مشخصی از مشاغل برای خدمت‌رسانی به صنعت گردشگری جذب می‌شوند، باید به ویژگی‌های خودِ گردشگری توجه کرد. گردشگری سه ویژگی محوری دارد که بر تولید و بسیج نیروی کار تأثیر می گذارد:
۱- گردشگری یک «کالای تجربی» است.
۲- صنعت گردشگری و تبلیغات رابطه‌ای متقابل دارند.
۳- تقاضا در صنعت گردشگری طبیعتی غیرقابل پیش‌بینی دارد.

اولین ویژگی گردشگری، ارائه خدمات متنوعی است چون حمل و نقل، اسکان و خدمات محلی، که کیفیت‌شان اساسا در محل گردش توریستی مشخص می‌شود نه در محل خرید ( مثلا در شرکت‌های هوایی فروشنده تور.) ویژگی این «کالای تجربی» این است که خدمات خانگی از قبیل مهمان‌نوازی، خدمات شخصی، محل اقامت، رضایت شخصی و روانی در یک بافت تجاری ارائه می‌شود.

[…]
پس از خواسته‌های معمولی چون امنیت سفر و راحتی محل اقامت، گردشگر معمولا کیفیت تور را بر اساس خدماتی که متناسب با علایق شخصی‌اش دریافت کرده است، ارزیابی می‌کند. زن/مرد توریست نه تنها باید از کیفیت خدمات عرضه‌شده راضی باشد بلکه باید سفر برایشان سرگرم‌‌کننده و پرماجرا باشد. همان‌طور که برخی پژوهش‌گران اشاره کرده‌اند، در برخی از موارد کسب رضایت گردشگر آنقدر اهمیت پیدا می‌کند که از شهروندان محلی خواسته می‌شود رفتارهای خاصی با توریست ها داشته باشند. نمونه چنین مواردی را می‌توان در برخی کارزار‌های عمومی چون کارزار «لبخند بزنید» در جاماییکا،1 «به گردشگر کمک کنید» یا «کارزار مهمان‌نوازی» در سایر کشورها دید. […]‌ و به همین سبب، گاهی برای جلب رضایت گردشگرها،‌ فرهنگ‌های محلی به کلی دستخوش تغییر می‌شوند. در چنین مواردی، نوعی فرهنگ گردشگری همگن‌شده پدید می‌آید که به‌شدت تجاری شده است. این دگرگونی فرهنگی موضوع مطالعات مردم‌شناسی بی‌شماری قرار گرفته است و نشان می‌دهد که گردشگری، نوع جدیدی از سلطه فرهنگی ست.2

[…]
ویژگی دوم گردشگری، رابطه متقابل آن با تبلیغات است. همان‌طور که اشاره شد، بازار گردشگری اصولاً «بازاری دوطرفه» است؛ یعنی صنعت گردشگری با بازار تبلیغات همدست می‌شود تا یک دسته از چیزهایی را که در حالت طبیعی،‌ رابطه مستقیمی به صنعت گردشگری ندارند، به صورت کالا عرضه کند و در قالب جذابیت‌های توریستی به معرض فروش بگذارد.3 بدین ترتیب، محصول گردشگری، بدون تبلیغات،‌ همان خدمات خانگی (نظیر غذا، محل اقامت و استراحت) است که برای مسافر در مکانی غیر از خانه‌اش فراهم می‌شود، و یا صرفا محدود به دیدن مناظر طبیعی و ویژگی‌های فرهنگی جامعه میزبان می‌شود. از طریق تبلیغات است که بازار گردشگری یک «سبد کالا و خدمات» به مشتری عرضه می‌‌کند. پس ساختارهای ایدئولوژیک صنعت تبلیغات را نمی‌توان از گردشگری جدا کرد.

بازار گردشگری، همانند برخی از بازارهای کالاهای مصرفی، نه تنها بازاری است که در آن عرضه تعیین‌کننده بازار تقاضاست، بلکه بازاری است که در آن ساختارهای ایدئولوژیک -که از طریق تبلیغات عرضه شده‌اند ـ نقش بسیار برجسته‌ای در ایجادِ خودِ تقاضا ایفا می‌کنند.

تبلیغات در صنعت گردشگری نوعی گفتمان است. همان‌طور که اوزل می‌گوید4 شرکت‌های گردشگری تلاش می‌کنند نه تنها مسافران را از طریق عکس‌های چاپ‌شده دربروشورهایشان جذب کنند،‌ بلکه با به‌کارگیری گفتمان تبلیغاتی، تلاش می‌کنند برای خواننده، طیفی از ابزارهای فرهنگی را مهیا کنند که از طریق فانتزی، معنا و هویت خلق می‌شود. مثلا می‌توان آگهی‌های تبلیغاتی را نام برد که بر جنبه‌هایی از مهمان‌نوازی زنان ـ‌ مثل فرمانبرداری، توجه ومراقبت و نیز، وسوسه‌های جنسی ـ‌ تاکید می‌کنند،‌ و این بخشی از گفتمانی است که شرکت‌های خصوصی گردشگری و حتی دولت‌ها از آن بهره می‌برند.

توسعه گردشگری رابطه مستقیمی با رشد فرهنگ تفریح و تفرج دارد که عناصر اصلی آن شامل ماسه، آفتاب، دریا، سکس است.5 عکس‌هایی که همراه با اسامی تجاری گردانندگان تورهای گردشگری و مقصدهای گردشگری هستند، تولید و به سرعت در رسانه‌های گوناگون تبلیغ می‌شود. برای مثال، اوزل6 به تبلیغات «کلوپ مدیترانه» اشاره می‌کند: تعطیلات «می‌تواند شانسی برای شما باشد که خود را کشف کنید، با فرد خاصی آشنا شوید و وقتی گپ و گفت‌ها تمام شد، به جایی آرام بروید و همدیگر را کشف کنید.» در این تبلیغ، تصویری از کلوپ مدیترانه ساخته شده‌است که گویا در آن می‌توان به سکس نامحدود، نوشیدنی‌ها و خوردنی‌های فراوان و سرگرمی‌های گروهی دسترسی داشت و همه این‌ها، بدون کمترین ارتباطی با مردم محلی.7 پلی‌بوی (مجله ویژه صنعت سکس) دراین‌باره چنین توضیح می‌دهد:‌ «برای سکس، کلوپ مدیترانه روی دست همه بلند شده‌است. اکثر چیزهایی که در مورد کلوپ مدیترانه شنیده‌اید، هم چیزهای خوب‌ و هم چیزهای بد، احتمالاً درست است. این کلوپ در منطقه کارائیب سه دهکده توریستی دارد… و بله، دو تا از آنها کارخانه‌های سکس هستند.»8 مثال‌های دیگر از این نوع تبلیغات، در مورد گردانندگان تورهای سکس‌ است که سفرهایی به تایلند و سایر کشورها ترتیب می‌دهند و در تبلیغاتشان انواع خدمات جنسی موجود را با قیمت‌‌ تشریح می‌کنند.9 از سوی دیگر، فیلم‌های ویدیویی و فیلم‌های شبه پورنوگرافیک با تأکید بر ویژگی‌های جنسی جذاب و عجیب این فرهنگ‌ها تولید می‌شوند که نشان می‌دهد گردشگران خارجی چگونه می توانند از سکس نامحدود در این کشورها لذت ببرند. بنابراین، برای درک این امر که چرا خدمات خصوصی، از جمله خدمات جنسی، غالبا در تبلیغات خدمات مربوط به تور -با درجات مختلفی از صراحت- گنجانده شده است، بسیار مهم است که قدرت این ایده‌های صنعت گردشگری را فراموش نکنید. گردشگری را نمی‌توان فارغ از اهرم‌های مادی‌ای بررسی کرد که زمینه‌ساز انواع مختلف روسپی‌گری در این صنعت است. به‌ویژه، در خدمات گردشگری، ناملموس بودن کالا و خدمات آنها در هنگام خرید موجب می‌شود که تبلیغات تاثیر فراوانی داشته باشد و استفاده ابزاری از تبلیغات اساس قرار گیرد.

نظم کنونی حاکم بر اطلاعات بین‌المللی بدین ترتیب است که کشورهای جهان سوم تقریباً هیچ نظارتی بر اطلاعاتی که در مورد جوامع‌شان تولید می‌شود، ندارند. به عبارت دیگر، آن‌طور که فوکو می‌گوید، هیچ‌گونه نظارتی بر «بهره‌وری تاکتیکی» دانش و قدرت و «ادغام شدن استراتژیک» آنها ندارند. همان‌طور که فوکو اشاره می‌کند، قدرت اطلاعات تنها محدود به مساله ایدئولوژی نیست. قدرت اطلاعات «در تولید ابزارموثر برای شکل‌گیری و انباشت دانش است… قدرت ـ وقتی از طریق این مکانیسم‌های ماهرانه به‌کار گرفته می‌شودـ الزاما به تکامل، سازماندهی و اشاعه دانش، یا حتی تجهیزات دانش منجر می‌شود، که ساختارهای ایدئولوژیک ندارند.»10 زیرا دانش و قدرت در جریان عمل ادغام شده‌اند. بسیاری از کشورهایی که گردشگری جنسی را تبلیغ می‌کنند، به بخش‌هایی از جوامع خود اجازه می‌دهند که به تجهیزات دانش – قدرت تبلیغات ملحق شوند تا درباره تجارت خدمات جنسی زنان کشورشان اطلاعات تولید کنند.

سومین جنبه قابل توجه گردشگری، طبیعت غیرقابل پیش‌بینی تقاضاست. این غیرقابل پیش‌بینی بودن از ابعادی ناشی می‌شود که خارج از حوزه صنعت گردشگری است، مانند عدم ثبات اقتصادی و سیاسی (مثلا تاثیرات رکود بر خرج کردن افراد، خیزش‌های اجتماعی و سیاسی در مناطق توریستی، تأثیر تغییرات در مد و ذائقه گردشگران.) به همین دلیل، در مقیاس بین‌المللی، تجارت گردشگری به نفع گروه‌های تجاری بزرگی تمام می‌شود که ـ با در اختیار داشتن منابع کافی برای سرمایه‌گذاری در انواع فعالیت‌ها ـ می‌توانند ضرر، در یکی از شعبه‌ها یا مناطق جغرافیایی را تحمل کنند و دچار ورشکستگی نشوند.

[…]
در تضاد با آنچه گفته شد، در کشورهای دور و به‌ویژه در کشورهای کم‌درآمد و جزایر کوچک، اقامتگاه‌ها و هتل‌های توریستی، چندان در اقتصاد محلی ادغام نشده‌اند. […] بنابراین، شرکت‌هایی که در کار سرگرمی، تورهای زمینی یا سایرخدمات محلی مشغول به‌کارند، معمولاً از نظر مالی به سایر زیرشاخه‌های بخش خدمات محلی وابسته نیستند، چرا که از طریق کشورهای صنعتی اداره می‌شوند. سرمایه‌گذاری‌‌ مالی شرکت‌های خصوصیِ محلی کمتر تبدیل به پول نقد می‌شود و امکانات کمتری برای گسترش دارد. به دلیل نیاز به بازگشت پول سرمایه‌گذاری‌شده، طبیعت انقضاپذیری خدمات (مثلا اتاق‌ها و خدمات حمل و نقل محلی را نمی‌توان برای بازفروش انبار کرد)‌،‌ و استاندارد بودن تولید، شرکت‌ها سعی دارند هر چه بیشتر خدماتی با ماهیت «شخصی» در بسته‌های مسافرتی و محصول توریستی بگنجانند تا تا بدین ترتیب جذابیت تور را افزایش دهند.

در تولید خدمات گردشگری، دو دسته جدید از مشاغل درآمدزا به‌وجود آمده است. یک دسته از نیروی کار، به‌طور رسمی، در بخش حفظ و نگهداری تاسیسات زیربنایی گردشگری (حمل و نقل هوایی، محل اقامت، اداره تور) و تدارک خدمات (خدمات بانکی، ارزی و غیره) مشغول به‌کار هستند. دسته دیگر از نیروی کار، کارگران «فصلی/دوره‌ای» هستند که از طریق راه‌های موجود صنعت سرگرمی به ارائه خدمات شخصی مشغولند و نقشی فعال در جذب گردشگر دارند. مرزبندی بین اشتغال رسمی و غیررسمی تنها در اصطلاحات حقوقی وجود دارد. در عمل، این مشاغل بخشی از فعالیت یک واحد اقتصادی هستند.

کارمندان ثابت در رابطه‌ای مستقیم با صنعت گردشگری هستند که از طریق دستمزد و سایر قوانین تعیین می‌شود. درحالی‌ که کارگران فصلی رابطه‌ای غیرمستقیم با صنعت گردشگری دارند و درآمدشان با سهمی از سود، فروش یا سایر پرداخت‌های غیرمنظم تأمین می‌شود. کارگران زن ممکن است همزمان در مشاغل رسمی و غیررسمی مشغول به‌کار باشند. در لفافه مشاغلی چون مهماندار، خدمتکار، متصدی بار، ماساژور، رقاص‌ بار و غیره، زنان شاغل ممکن است به میل شخصی خود تن‌فروشی هم بکنند. طبیعت «شخصی» خدمات آنها به این معنی است که کار آنها «بهره‌ور» تلقی نمی‌شود. به همین دلیل پرداختشان می تواند غیرمنظم باشد و راحت‌تر تحت کنترل قرار گیرد.

ویژگی رابطه سازمانی بین روسپی‌گری، سرگرمی‌های مرتبط با سکس و گردشگری به نوع روسپی‌گری مربوط می‌شود. تورهای گردشگری با بسته‌های سکس، شکل افراطی تلفیق گردشگری و روسپی‌گری را به نمایش می‌گذارد. تورهای گردشگری سه شاخه اصلی صنعت یعنی شرکت‌های هواپیمایی، هتل‌ها و مراکز تفریحی را درگیر کرده است که نیازمند میزان قابل توجهی هماهنگی میان این سه شاخه است. در کنار تورهای گردشگری همراه با بسته‌های سکس، انواع دیگری از خدمات روسپی‌گری به گردشگران خارجی ارائه می‌شود که به نوع دیگری به محل اقامت، سرگرمی‌ها و خدمات (بارها،‌ کلوپ‌های شبانه، سالن‌های ماساژ) متصل است. در چنین مواردی، خدمات در محل خریداری می‌شوند و در بسته‌های گردشگری جا داده نشده‌اند. خدمات تن‌فروشی به واسطه شرکت‌های مختلفی به گردشگران ارائه می‌شوند. برای مثال شرکت‌هایی که خدمات «زن اجاره‌ای» همراه با خانه‌ای مجهز برای دوره‌های اقامت بلندمدت عرضه می‌کنند، یا مثلا برخی هتل‌ها به مشتریان خود اطلاعاتی در مورد خدمات روسپی‌گری موجود در مراکز تفریحی و برخی مراکز خصوصی ارائه می‌دهند.11 برخی هتل‌ها، همچنین، برای تبلیغ داخلی خودشان،‌ گزیده‌ای از خدمات جنسی را در بدو ورود مهمانان به هتل ارائه می‌دهند. در این مورد هیچ‌گونه رابطه مشخصی بین گردشگری و روسپی‌گری برقرار نمی‌شود، مگر ارائه اطلاعات در مورد قیمت، مکان و اشکال خدمات جنسی موجود در مقصد.

حضور همزمان کارگران رسمی و فصلی در صنعت سرگرمی‌های مرتبط با سکس، نتیجه تناقض موجود بین جنبه‌های اقتصادی و اخلاقی این صنعت است. دغدغه‌های اخلاقی، مربوط به میزان تحمل مردم است که شکل‌های تفریح را محدود می‌کند، درحالی‌که دغدغه‌های اقتصادی، عامل فشاری برای دولت‌هاست که یا چشم‌شان را بر روسپی‌گری ببندند یا روسپی‌گری را، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، ترغیب کنند. به‌دلیل ترکیب منافع سرمایه‌گذاری شده (ملی، بین‌المللی و سرمایه شخصی)،‌ بسیج نیروی کار زن در صنعت تفریح و سرگرمی ممکن است در سیاست‌های دولت و همچنین، امور تجاری گنجانده شود. برای مثال در ژاپن و در طول سال‌های بازسازی پس از جنگ، دولت رسماً عمل وطن‌پرستانه گِیشاها را در خدمات‌رسانی به ارتشیان آمریکا و آوردن ارز خارجی مورد نیاز برای بازسازی کشور ستایش کرد. در سال‌های ۱۹۷۰ نیز در کره جنوبی اتفاق مشابهی افتاد، وقتی که کیزنگ‌هایی که به تجار ژاپنی خدمت می‌کردند، آموزش داده شده بودند تا برای دریافت پول خارجی «از خود گذشتگی کنند و این از خودگذشتگی را مایه افتخار خود و ملت بدانند.»12 در تایلند و فیلیپین، با منطق مشابه ولی با بیان متفاوتی،‌ مقامات دولتی (تحت امر رژیم مارکوس) آشکارا اعلام کردند که باید به سکسوآلیته زنان به‌عنوان یک دارایی اقتصادی در سرمایه‌گذاری‌های گردشگری برای توسعه ملی نگریست.

اشاره به این مطلب بسیار مهم است که مکانیسم‌های ایدئولوژیکی جدیدی به‌وجود آمده که از نظر اخلاقی، بسیج نیروی کار زنان در صنعت تفریح و سرگرمی را تا حد زیادی توجیه می‌کنند. برای قابل اجرا بودن چنین کاری، این مکانیسم‌ها ویژگی‌هایی از نقش زنان در جامعه سنتی را با نقش آنها در جامعه در حال تحول ادغام می‌کنند. بنابراین، ویژگی‌های میزبانی، خدمتگزاری و ازخودگذشتگی که در نقش‌های سنتی زنان طبیعی تلقی می‌شود، با ایدئولوژی ملی‌گرایی و توسعه‌ ادغام می‌شود. طبیعت مبهم مکانیسم‌های ایدئولوژیک، بسیج نیروی کار زنان به میزان وسیع را ممکن می‌سازد و در عین نظارت موثر بر نیروی کار را تضمین می‌کند. بزرگداشت ازخودگذشتگی برای خانواده و ملت، عمل تن‌فروشی را توجیه می‌کند، درحالی‌که جرم‌انگاری تن‌فروشی، سازمان‌دهی نیروی کار را در این حوزه غیرممکن می‌سازد.

برخلاف آنچه گفته شد، خدماتی که در دسته‌بندی «شخصی» و «غیررسمی» قرار می‌گیرند، اما برای بقا و توسعه صنعت گردشگری حیاتی هستند، وابسته به فرآیند مستمر انباشت تلقی می‌شوند که عمدتا از طریق کارجنسی تامین می شود. خدمات کالایی‌شده جنسی، در قانون جرم محسوب نمی‌شود و، در عین‌حال، در کارهای تجاری از آن بسیار ستفاده می‌شود، زیرا از زوایای مختلف برای دولت و شرکت‌ها منفعت‌زاست.

شرکت‌های سهامی برای نیروی کار، مردانی را استخدام می‌کنند که قدرت تحرک بالا دارند، بنابراین، در دسترس بودن خدمات جنسی و خدمات خانگی به کاهش هزینه‌های نگهداری نیروی کار مورد نیاز -که به‌طور سنتی از طریق روابط خانوادگی تأمین می‌شود- کمک می‌کند. روسپی‌گری پنهان در محل‌های تجاری‌‌ای چون بارها، کلوپ‌ها و سایر مراکز تفریحی، مشتریان را تشویق به خرج‌کردن می‌کند و سود زیادی از فروش و همچنین،‌ دستمزدهای کم یا غیرمستمر، نصیب آنها می‌کند. برای شرکت‌های بزرگ بین‌المللی گردشگری، در دسترس بودن خدمات جنسی به عنوان کالایی جذاب برای جذب توریست عمل می‌کند و باعث می‌شود صندلی‌های هواپیما و اتاق‌های هتل‌ پر شود. دولت‌ها هم از مالیات بر محل اقامت، غذا، نوشیدنی‌ها و خدمات سود می‌برند. در این میان سهم نیروی کار تن‌فروشان ـبرخلاف فرسودگی جانشان ـ در روند انباشت سرمایه، دور از چشم مانده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)