1395164_622241434507038_981236016_n
پیشگفتار
شرایط و وضعیت فلاکت بار فعلی چرخه اقتصادی، فاصله طبقاتی، میزان بالای بیکاری و تورم، نبود حقوق ابتدایی و آزادیهای شخصی و… دلایل بسیار قوی برای شکل گیری حرکت های اعتراضی و انقلابی هستند که تمامی این موارد در ایران آخوندی موجود میباشند. همانگونه که شاهدیم به جز معدود دفعاتی که آنهم مقطعی بوده اند، اعتراضات مردمی در ایران امکان شکل گیری و تداوم را ندارند. در شرایط فعلی و مسیر سیاسی جمهوری اسلامی برای برون رفت از بحرانی که میتواند نابود کننده باشد، خیزش توده های مردمی و اتکا به نیروی خلق تنها راه نتیجه بخش میباشد. امپریالیسم و زیر مجموعه هایش تنها با خیزش مردمی سرنگون خواهند شد و آخوندیالیسم نیز نوکر همان سیستم است. عدم آگاهی و شناخت فرهنگی مترقی همواره در ایران ضربه های بزرگ را به پیکره کلی اجتماع وارد نموده که نبود فرهنگ و فرهنگ سازی متعالی و ترقی خواه دلیل سکوت و رکود اعتراضی و انقلابی این روزهای ما میباشد. با بررسی مواردی بدنبال روشن نمودن اهمیت انقلاب فرهنگی در ایران امروز خواهیم بود

انقلاب
انقلاب یک تحول بنیادی، چرخشی عظیم و اساسی در حیات جامعه است. از دید جامعه شناسان انقلاب از سرنگونی نظامی اجتماعی کهنه و عقب مانده و جایگزینی آن با نظامی اجتماعی بر مبنای خواست های روز و مترقی تعریف می شود. مهم ترین مرحله در تکامل حیات جامعه انقلاب میباشد چراکه جوامع بشری تنها در صورت تغییر و دگرگونی نظم موجود میتوانند وضع موجود را نیز تغییر دهند.
انقلاب را میتوان به شاخه های متعددی تقسیم نمود و در همه این انقلاب ها شرط اصلی برای رسیدن به نتیجه مطلوب ایجاد تغییر میباشد. مراحل شکل گیری یک انقلاب در هر زمینه ای یکسان بوده و لازمه اصلی و اولین گام برای شروع حرکتی انقلابی وجود حس نارضایتی از وضع موجود و علاقمندی به بهبود و تغییر آن میباشد. بنابر این میتوان انقلاب را در هر شخص تا اجتماعی تعریف نمود.
میل به رشد و پیشرفت در هر انسانی غیر قابل انکار بوده و همه ما زندگی را دیدگاه روبه رشد و تعالی تداوم میبخشیم. در این کوشش هر گاه با تناقضی که باعث عدم نتیجه گرفتن از تلاش روبرو شویم به تغییر نظم موجود در فعالیت هایمان میاندیشیم و در تلاش خواهیم بود که نظامی نو و مترقی را جایگزین نماییم. این مجموعه فعالیت ها و اندیشه ها را که در ساختار زندگی و حیات فردی و یا اجتماعی هر شخص و اجتماعی موجود خواهد بود را میتوان تعریف انقلاب دانست.
انقلاب واقعی تغییری همه جانبه و بنیادی در نظام موجود (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و شاید ایدئولوژیک) میباشد که در دنیای امروز بیشترین انقلاب ها بدنبال تغییر در نظام سیاسی هستند و موارد دیگر در راستای رسیدن به این تغییر شکل میگیرند. اما نکته قابل تامل این است که در صورت تغییر در هر یک از ساختار ها بدون انقلاب فرهنگی آن انقلاب محکوم به شکست خواهد بود و به زودی تناقض ساختار جدید با فرهنگ تغییر نیافته زمینه نارضایتی و شکل گیری تحولی دیگر را فراهم خواهد نمود.

انقلاب فرهنگی
برای استقرار نظامی نو در هر زمینه (سیاسی، اقتصادی واجتماعی) بدون شک مستلزم ابزار و امکانات جدید خواهیم بود که پذیرش و نحوه برخورد و استفاده از این ابزار و امکانات فرهنگ میباشد. انقلاب فرهنگی تلاش برای آموزش و پرورش، تربیت، بالا بردن سطح آگاهی، نخبه پروری و حفظ پیشینه های فرهنگی که اصالت و هویت هر جامعه ای میباشد، را شامل میشود و از این رو اهمیت بسزایی در نتیجه گیری و ماندگاری انقلاب های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را دارد.
با گذشت زمان هر آنچه که در جهان موجود میباشد از لحاظ شکل و فرم، تاثیر و بازدهی دستخوش تغییرات خواهد بود و این به دلیل خاصیت متغییر هستی میباشد. ابزار و امکانات پیرامون نیز به همان شکل متغیر بوده اند. در تغییرات نظام و ساختار سیاسی هر اجتماعی نیز چگونگی بکارگیری و استفاده از ابزار و امکانات جدید و تعریف آن در کنار تفهیم نظم جدید را باید قبل از به ثمر رسیدن تغییرات سیاسی به تکامل رساند در غیر این صورت، عدم هماهنگی اشخاص و اجزای اجتماع با نظم جدید نوعی دوگانگی منجر به تغییر را تولید خواهد نمود که اهمیت و میزان تاثیر فرهنگ سازی و یا انقلاب فرهنگی را نشانگر است.

چرا انقلاب فرهنگی برای ایران؟

در انقلاب سال ١٣۵٧ مردم ایران که تغییرات بنیادین سیاسی را به همراه داشت یکی از بزرگ دلایل عقب راندن جامعه در تمامی سطوح، نبود شناخت و آشنایی عامه مردم با چگونگی نظام جایگزین، ابزار و راهکارها و روشهای گذار به نظام نو بود که نتیجه را در مقابل آنچه خواست و پنداشت اکثریت بود قرار داد. آن سالها قشر تحصیل کرده و روشن فکر بخوبی میدانستند که از چه چیز نارضی هستند و دلیل عدم ترقی جامعه کدام سیاست میباشد. همچنین چگونگی تغییر و مراحل شکل گیری را نیز به بهترین نحو آموختند و آموزش دادند. اما بغیر از جمع محدودی از این قشر که بسیار تعدادشان کم بود اکثریت جامعه ایران در مورد ساختار سیاسی و نظام مورد نیاز پس از پیروزی انقلاب شناختی نداشته و شاید برنامه ای هم نداشتند. به عبارتی عامه مردم از وضعیت موجود شاکی بوده و برای تغییر آن برخاستند نه اینکه جایگزینی را در نظر داشته باشند.
مبنا و اساس شکل گیری خیزش خلق های ایران برچیدن دیکتاتوری مرکز گرا و تقسیم قدرت و ثروت در تمامی کشور بود که با بهره گیری از بیان و آشکار سازی ضعفها و منفعت طلبی های ساختار حاکمیت و شکستن اتوریته دیکتاتور به منظور برچیدن آن سیستم سیاسی که بانی مشقت های اقتصادی و اجتماعی بود پایه ریزی شده بود. عدم آموزش و تربیت عوام برای آشنایی با پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و دلیل آن که نظام سیاسی میباشد، باعث شد که مردم خوش باور و بدون شناخت از جوامع مترقی وقت و ابزار و امکانات مورد نیاز پیشرفت فریب کهنه پرستی و دروغ های بی اساس آخوندها و مذهبیون که خود ضد پیشرفت انسانها هستند را خورده و تنها تعویض دیکتاتور سلطنتی با دیکتاتور مذهبی نتیجه این حرکت توده ای و عظیم بود. انقلابی که میتوانست ایران را در بهترین سطوح در مقیاس جهانی قرار دهد، به بدترین شکل ممکن برای خلق و مردم ایران منتهی شد. عدم فرهنگ سازی و زمینه سازی برای رشد فرهنگی جامعه و یا به عبارتی فقدان انقلاب فرهنگی سبب شد در نهایت وضعیت بدتر شود.
به باور نویسنده بهترین تضمین برای نتیجه دهی هر تغییر و دگرگونی و میزان کارائی در سیستم ها و ساختارهای سیاسی، وجود شناخت و آگاهی از خواسته و برخاسته است. انقلاب فرهنگی مسبب متولد شدن تمامی التزامات و مشخصه ها، مراحل و مکانیسم، ابزار و امکانات صحیح و درست شکل گیری انقلاب سیاسی میباشد. تنها دلیل بقای دیکتاتورها ساکن گذاشتن سطح فرهنگی و عدم آموزش فرهنگ مدرن سیاسی-اجتماعی در عامه مردم میباشد و بنا بر همین دلیل امروزه شاهد سکوت در جنبش های اجتماعی هستیم. تاثیرات انقلاب فرهنگی تا سالها در پیکره جامعه خود را نمایان میسازد و نشانه های آن در پیشرفت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی واضح خواهد بود. در تاریخ ایران انقلاب مشروطه با وجود شکست در بعد سیاسی در بعد فرهنگی توانست میزان اثرگذاری بسیاری داشته باشد چراکه امروزه نیز نسل انقلابی و در اندیشه تغییر رژیم حاکم، برای پیشرفت مملکت بسیاری اشتراکات در مکانیزم و ایدئولوژی های منتخب را با مشروطه و مسیر سیاسی مشروطه را دارند.
جنگ و جدل در میان مردم در ملیتهای مختلف، آئین و باور، ثروتمند و تهیدست و مردم مبتلا به مرض ناآگاهی حقوقی در ایران سبب شده بدون در نظر گرفتن چگونگی و التزامات ایجاد حرکت های اعتراضی و انقلابی به سیستم و نظام سیاسی پس از رژیم فعلی بپردازند و امروز شاهد سکون و سکوت هر نوع جنبش اعتراضی و انقلابی باشیم. تجربه تلخ انقلاب ۵٧ سبب شده، مردم اینبار فقط به پس از انقلاب باندیشند و برای نحوه اداره و چگونگی کنترل و تقسیم قدرت تنها دغدغه اپوزیسیون ایرانی باشد. انقلاب فرهنگی میتواند درمان تمامی عقب ماندگی و پس رفت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما باشد. انقلاب سیاسی به تنهایی بیشتر به کودتا مینماید و تعویض حاکمیت قدرت است. اما در انقلاب فرهنگی تمامی ابزار و مراحل تغییری تمام عیار توسط انقلابیون تهیه میشود و نتیجه سیاسی آن نیز بسیار سازگارتر با خواست مردم خواهد بود.

گفتار پایانی
همانگونه که وضعیت و شرایط مردم ایران در زمینه های گوناگون باعث تاسف جهانیان از پس ماندگی کشوری غنی و ثروتمند شده است، بی برنامه گی و عدم تدارک برای تغییر و سرنگونی رژیم فعلی که مسبب تمامی بدبختی های مردم است، نیز جای تاثر دارد. در این موقعیت حساس که آخوندهای حاکم بر ایران در تدارک ویرانی ابدی این کشور را دارند، برنامه هسته ای، سیاست های جنگ طلبانه، وضعیت فلاکت بار اقتصادی، نبود آزادیهای ابتدایی هر انسان و… انتخاب مفت خورهای بیسواد و کهنه پرست مذهبی کشور را در بحران قرار داده باید با اتکا به نیروی خلق و توده های مردمی چاره ای اندیشید. روشنفکران، اندیشمندان، احزاب و گرایشهای سیاسی با همصدایی و اتحاد در مبارزه مشترک بر علیه دشمن مشترک، انقلابی فرهنگی و فراهم نمودن زمینه های لازم برای فرهنگ سازی آینده و عبور از بحران و رسیدن به ایرانی عاری از تبعیض و نابرابری و کشوری با نظام سیاسی مترقی در مسیر ترقی گام برداشته و زمان را بیشتر از این از دست ندهیم. بازنده اصلی معادلات سیاسی همواره مردم هستند اما مشارکت مردمی و نیروی خلق همواره نتیجه ای مردمی را همراه داشته است. امید است فرهنگ مترقی و آزاده پرور جای فرهنگ مذهبی ضد آزادی و کرامت انسانی فعلی ایران را بگیرد چراکه بزرگترین عامل پس رفت و عقب ماندگی ایران میباشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)