سادمعمولا مارکی دو ساد را به عنوان نماد و سمبل سادیسم و یکی از نویسندگان پیشرو در هزره نگاری یا رمان های پورنوگرافیک می شناسند. با این حال مطالعات دقیق تر و توجه شرح حال نویسان معاصر به این نویسنده نشان داده است که ساد، در واقع نه سادیست بلکه بیشتر مازوخیست بوده است. همچنین یک جنبه اغفال مانده از این شخصیت، دفاع وی از اته ئیسم و بی خدایی و مبارزه با مذهب تحت لوای روشنگری و علانقیت بوده است. مارکی دو ساد، از معدود نویسندگانی است که در قرن هجدهم و نوزدهم آشکارا علیه مذهب قلم زده است و در داستان ها و دیالوگهای خود نیز به وضوح شخصیت موذی و پلید مذهبیون و کشیشان را به تصویر کشیده است.
متن زیر، قطعه کوچکی از کتاب فلسفه در اتاق خواب است. در این قطعه ساد از زبان یکی از شخصیت های خود مونولوگ نسبتا مفصلی را ارائه می دهد. ساد به وضوح خطر مذهب را برای انقلابیون و روشنفکران هشدار می دهد. این هشدار انچنان به شرایط ایران در استانه انقلاب و بعد از آن نزدیک است که گویی ساد این نوشته را برای خطری که انقلاب ۷۹ ایران را تهدید می کند نوشته است. پیام ساد خیلی ساده است: نهاد مذهب یکبار و برای همیشه باید ریشه کن شود. هر مصالحه ای با مذهب و مذهبیون به شکست آرمانی روشنگری می انجامد:

می خواهم برخی از نظرات اصلی ام را مطرح کنم، این نظرات باید شنیده شده و روی آنها تامل کرد. اگر نه همه، حتما برخی از آنها مورد پسند واقع خواهند شد. بنابراین به نوبه خود به پیشرفت زمانه خود یاری رسانده ام و همین راضی کننده خواهد بود.ما به هدف مان نزدیک می شویم اما با مکث و تامل : اعتراف می کنم که به خاطر بار دیگر در آستانه شکست قرار گرفته ایم، آشفته خاطرم. آیا تصور می رود که با دادن قانون به ما، ما به هدف مان دست یافته ایم؟ این تصور باطل را رها کنید، مایی که مذهبی نداریم با قانون چه کار باید بکنیم؟ به جای قانون باید باور داشته باشیم، باوری که با شخصیت یک جمهوری خواه در تطابق باشد، چیزی که بیش از هر زمان دیگری ما را قادر به بازگشت به شیوه پرستش رومی می کند. در این زمانه که متقاعد شده ایم که اخلاقیات باید بنیان مذهب باشد و نه مذهب بنیان اخلاقیات، با مجموعه ای از باورها نیازمندیم که رسوم و عادات ما را حفظ کند، چیزی که نتیجه ضروری این رسوم باشد و با تعالی روح بتواند آنرا در بالاترین سطح آزادی، جاودانه سازد، آزادی که امروزه به یگانه بت این روح تبدیل شده است.
خوب، سئوال من این است که آیا آموزه ی یکی از بندگان تیتوس، یک شکل بدترکیب و زمخت از یهودیت، مناسب ملتی آزاد و مبارز است که خود را به تازگی بازیافته است؟ خیر، هموطنان من، خیر. فکرش را هم نکنید. اگر فرانسوی جماعت از بخت بد خود را در گور مسیحیت مدفون می ساخت، از یک سو افتخارات کشیش ها، ستم شان، استبدادشان، گناهانی که تا ابد در این قماش نجس غوطه ور است، و از سوی دیگر، فرومایگی، تنگ نظری و ابتذال جزمیات و خرافات این مذهب منفور، با کند ساختن لبه تیغ روح جمهوری خواهی به سرعت گردن فرانسوی جماعت را در یوغی نهاده بود که سرزندگی اش را در هم می شکست.
بیایید از این واقعیت چشم برنداریم که این مذهب کودکانه در میان مستبدین حاکم بر ما بهترین سلاح بود: یکی از احکام جزمی و اساسی این مذهب این بود که مال سزار را به سزار برگردانیم. اما ما سراز را از تخت شاهی پایین افکندیمِ و دیگر هم نمی خواهیم چیزی را به او تحویل دهیم. فرانسویان، کاملا عبث خواهد بود که تصور کنید روحانیون سوگندخورده به قانون امروز ذاتا تفاوتی با روحانیون خودرای دیروز دارند. گناهان ذاتی ایشان فراتر از هر امکانی برای اصلاح است. ظرف ده سال، کشیشان شما، با استفاده از مذهب مسیح و خرافات و تعصباتش، سوگند توخالی خود را خواهند شکست و مطمئن هستند که امپراتوری شان را کسانی که به تسخیر در آوردند، باز خواهند یافت. آنها سلطنت را برخواهند گرداند، زیرا قدرت پادشاهان همیشه قدرت کلیسا را تقویت کرده است و عمارت جمهوری شما و بنیان آن فروخواهد پاشید.
آه شمایی که تبر آماده در دست دارید، ضربه آخر را به این درخت خرافات وارد آورید. به زدن شاخ و برگهایش قناعت نکنید: این درخت را باید از ریشه برکند زیرا که اثرش مسری است. آگاه باشید که این خادمین محراب مسیحیت حتی اگر یکی از انها هم باشد، دشمن نظام آزادی و برابری شما خواهند بود چه به آن ایمان داشته باشند و چه بخواهد آنرا سرنگون سازند اگر که قادر باشند بر وجدان ها سلطه ای یابد. کشیش با آنچه به آن تقلیل یافته در مقایسه با منزلت سابقتش، آیا تمام تلاش خود را برای اعاده قدرت و اعتمادی که از دست داده نمی کند؟ و بسیاری از این موجودات جبون و بزدل به سرعت به غلامان این حیله گران تبدیل خواهند شد، چرا تصور می شود بلایی که پیشتر وجود داشت نمی تواند دوباره بر ما نازل شود؟ آیا در اوایل کلیسای مسیحی، کشیش ها کمتر از اکنون جاه طلب بودند؟ می بینید که تا کجا جلو رفته اند، فکر می کنید موفقیت شان را به چیزی به جز همین ابزار مذهب که با آن قدرت گرفته اند مدیون اند؟ خوب، اگر شما این مذهب را مطلقا ممنوع نکنید، آنها هم این مذهب را دوباره موعظه می کنند و با همین ابزار دوباره به همان موفقیت دست خواهند یافت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)