اعتصاب عمومی ۲۵ شهریور در کُردستان که به فراخوان «ائتلاف احزاب سیاسی کُردستان ایران» هم‌زمان با چهارمین سالگرد خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» صورت گرفت یکی از گسترده‌ترین کنش‌های سیاسی ماه‌های اخیر در این منطقه بود. گزارش‌های منتشرشده از اعتصاب کسبه و بازاریان در شمار زیادی از شهرهای کُردستان و مناطق کُردنشین حکایت دارد؛ از سقز، سنندج، مهاباد و بوکان تا مریوان، بانه، اشنویه، دیواندره، قروه، کامیاران، پاوه و کرمانشاه همگی غرق در اعتصاب بودند. منابع متفاوت خبری از مشارکت دست‌کم بین ۱۵ تا ۲۰ شهر در اعتصابات خبر داده‌اند!

البته که تفاوت میان گزارش‌ها درباره تعداد دقیق شهرها، طبیعی است؛ زیرا فضای امنیتی و محدودیت ارتباطات امکان راستی‌آزمایی یکسان همه گزارش‌ها را دشوار کرده است. اما در یک نکته تردیدی وجود ندارد: این اعتصاب محدود به یک شهر نبوده و دامنه‌ای گسترده در چندین شهر را پیدا کرد.

همچنین اعتصاب ۲۵ شهریور را می‌توان یک «نه» قاطع جامعه ایران به رژیم اسلامی دانست؛ «نه‌ای» که این‌بار نه در قالب شعار، بلکه از طریق عدم همکاری اقتصادی و تعطیلی داوطلبانه بخش مهمی از فعالیت‌های تجاری بیان شد. این اقدام در شرایطی انجام گرفت که گزارش‌های حقوق بشری از تهدید برخی کسبه به پلمب واحدهای صنفی و افزایش حضور نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف خبر می‌دهند.

اهمیت سیاسی این مسئله دقیقاً در همین نقطه قرار دارد. اعتصاب عمومی زمانی به یک ابزار مؤثر کنش جمعی تبدیل می‌شود که افراد مختلف، با وجود هزینه‌های اقتصادی و امنیتی، تصمیم بگیرند به‌صورت هماهنگ از فعالیت عادی خود دست بکشند. در چنین شرایطی، مسئله فقط اعتراض فردی نیست؛ بلکه شکل‌گیری نوعی قدرت جمعی در برابر قدرت دولتی است.

از این منظر، نقش جامعه مدنی کُردستان اهمیت پیدا می‌کند. کُردستان طی دهه‌های گذشته تجربه قابل توجهی از فعالیت‌های سیاسی، صنفی، زنان و مدنی داشته است. اما این تجربه را نباید صرفاً با ناسیونالیسم کُردی توضیح داد. جامعه کُردستان نیز مانند سراسر ایران، جامعه‌ای متکثر است و در آن گرایش‌های سیاسی، طبقاتی و اجتماعی متفاوتی وجود دارد. از همین جهت آن‌چه اهمیت دارد، ظرفیت سازمان‌یابی و کنش جمعی است؛ ظرفیتی که می‌تواند از سطح مطالبات محلی و اتنیکی فراتر رفته و با مطالبات عمومی جامعه ایران پیوند برقرار کند.

«ژن، ژیان، ئازادی» نیز دقیقاً در همین نقطه اهمیت تاریخی پیدا می‌کند. جنبشی که پس از مرگ ژینا امینی در بازداشت وزارت ارشاد رژیم اسلامی ایران آغاز شد، به‌سرعت از یک اعتراض به حجاب اجباری فراتر رفت و به عرصه‌ای برای طرح مطالبات گسترده‌تر درباره آزادی فردی، حقوق زنان، کرامت انسانی و مخالفت با مداخله اقتدارگرایانه حکومت در زندگی خصوصی تبدیل شد. حال چهار سال بعد، اعتصاب در شهرهای مختلف کُردستان نشان می‌دهد که این جنبش همچنان دارای ظرفیت بسیج اجتماعی است.

در عین حال، نباید اهمیت این حرکت را فقط در چارچوب کُردستان دید. اگر اعتصاب بتواند میان جامعه کُردستان و سایر بخش‌های جامعه ایران پیوند ایجاد کند، می‌تواند به تجربه‌ای مهم برای شکل‌گیری همبستگی سیاسی گسترده‌تر تبدیل شود؛ همبستگی‌ای که نه بر یکسان‌سازی هویتی، بلکه بر حقوق مشترک شهروندی استوار باشد.

همچنین باید دانست که دفاع از حقوق مدنی و سیاسی مردم کُردستان در تضاد با یک پروژه دموکراتیک سراسری نیست؛ بلکه‌برعکس، یک دموکراسی پایدار را نوید می‌دهد که باید بتواند هم‌زمان حقوق کُردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترک‌ها، ترکمن‌ها، فارس‌ها و دیگر گروه‌های اجتماعی را تضمین کند؛ بدون آن‌که هیچ هویت یا جریان سیاسی، انحصار نمایندگی جامعه را در اختیار بگیرد.

بنابراین، اهمیت اعتصاب ۲۵ شهریور تنها در این نیست که اعتصاب در چند شهر بوده است، بلکه اهمیت آن در نشان دادن ظرفیت جامعه برای ایجاد قدرت جمعی در برابر ساختار قدرت است. بنابراین پرسش اصلی از اینجا به بعد این است که چگونه چنین کنش‌های مقطعی را میتوان به شبکه‌های پایدار تشکل‌های مستقل سیاسی در جهت مشارکت سازمان‌یافته اجتماعی علیه رژیم اسلامی ایران تبدیل کنیم!

در چنین بستری کُردستان دیگر صرفاً یک جغرافیا یا یک هویت اتنیکی نیست بلکه بخشی از میدان کارزار سیاسی جامعه کنونی ایران با رژیم اسلامی است! جایی که جامعه مدنی، اعتراض، سازمان‌یابی و مسئله آزادی و دموکراسی در کنار یکدیگر تجربه می‌شوند.

به همین جهت می‌شود گفت اعتصاب ۲۵ شهریور نه تنها یک «نه» روشن به رژیم اسلامی ایران را نمایان کرد بلکه یک «آری» شفاف را هم به دنبال آن داشت، بلکه آینده‌ای مبتنی بر آزادی، دموکراسی، کثرت‌گرایی و مبتنی بر برابری حقوق شهروندی برای ایران را نیز به تصویر کشید!

✍️کارن ایزدی
✨ فعال مدنی کوئیر-فمینیست پروگرسیو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)