معماری صلح اوراسیا (EPA): چند دیدگاه
رقابت قدرتهای بزرگ در سراسر اوراسیا پیوسته به نقاط بحرانی منطقهای سرایت میکند. اوکراین، تنگه تایوان، شبهجزیره کره، آسیای مرکزی، قفقاز و خلیج فارس بارها به میدانهای نبرد ژئوپلیتیکی تبدیل میشوند. چه میشود اگر چارچوبی بسازیم تا این مناطق پرنوسان از صحنه رقابت به فضاهایی برای همکاری تبدیل شوند؟ این ایده اصلی معماری صلح اوراسیا (EPA) است.
قانون بنیادی ساده EPA: هیچ قدرت بزرگ اوراسیایی نباید بتواند از یک کشور حاکم دیگر به عنوان سکوی نظامی برای فشار یا جنگ علیه یک قدرت بزرگ رقیب استفاده کند. این طرح به دنبال صلح فوری و آرمانی نیست، بلکه هدف آن ایجاد سازوکارهای عملی است که ضمن احترام به حاکمیت همه ملتها، رقابتهای خطرناک را مدیریت کند.
چه کشورهایی شرکت میکنند؟
معماری صلح اوراسیا عمداً یک ساختار باز است، نه یک بلوک بسته ضدغربی. با ارائه صحیح این طرح، از تفسیر آن به عنوان یک ائتلاف مقابلهای علیه ایالات متحده جلوگیری میشود.
شرکتکنندگان بالقوه شامل گروههای مختلف هستند:
- قدرتهای اصلی اوراسیا: چین، روسیه، هند، ایران
- کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز: قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان، آذربایجان، ارمنستان
- قدرتهای بزرگ آسیا: ترکیه، پاکستان، اندونزی؛ احتمالاً ژاپن و کره جنوبی
- بازیگران اروپایی: کشورهای عضو اتحادیه اروپا، در آینده اوکراین، احتمالاً بریتانیا
- شرکای خارجی: ایالات متحده، کانادا، استرالیا
کشورها نیازی به پذیرش تمام قوانین برای عضویت ندارند. دولتها میتوانند در گروههای کاری منتخب شرکت کنند بدون اینکه به عضویت کامل نهادی درآیند، این موضوع پذیرش این طرح را بسیار آسانتر میکند.
چهار ستون معماری صلح اوراسیا
ستون ۱: امنیت اوراسیا
در قلب این طرح، شورای امنیت دائمی اوراسیا قرار دارد که به صورت آزاد از نهادهای کنترل تسلیحات اروپایی دوران جنگ سرد الهام گرفته اما مقیاس آن برای کل سرزمین اوراسیا تنظیم شده است. وظیفه اصلی آن جلوگیری از درگیری است، نه پلیسی جهانی.
این شورا قوانین عملی زیر را تعیین میکند:
- ممنوعیت جنگهای یکجانبه با هدف سرنگونی دولت یک کشور دیگر
- ممنوعیت حمله به خاک سایر قدرتهای بزرگ
- ممنوعیت ایجاد پایگاههای نظامی دائمی در مناطق حائل حساس، مگر با توافق صریح همه طرفها
- هشدار زودهنگام و اطلاعرسانی پیشاپیش در مورد مانورهای نظامی بزرگ
- خطوط ارتباطی مستقیم بین نیروهای نظامی کشورها
- پروتکلهای رسمی برای جلوگیری از تبدیل حوادث مرزی یا دریایی کوچک به جنگ
- محدودیتهای مذاکرهشده برای استقرار موشکها در نزدیکی مرزهای سایر قدرتهای بزرگ
- فرآیندهای تحقیق مستقل برای بررسی موارد نقض هنجارهای توافقشده
این نهاد گزارشهای عمومی منتشر میکند و فشار دیپلماتیک اعمال میکند. ارتش خود را ندارد و نمیتواند قدرتهای بزرگ را به رعایت قوانین وادار کند. قدرت آن در شفافیت و انتظارات مشترک نهفته است.
ستون ۲: ترتیبات بیطرفی و حاکمیت
بسیاری از کشورها مجبور میشوند بین بلوکهای رقیب قدرتهای بزرگ یکی را انتخاب کنند. EPA مسیر دیگری ارائه میدهد: وضعیت بیطرفی داوطلبانه و مورد حمایت بینالمللی برای کشورهایی که آن را میخواهند. نکته کلیدی: بیطرفی نمیتواند از بیرون تحمیل شود؛ کشور میزبان باید خود آن را انتخاب کند.
برای اوکراین، یک فرمول احتمالی: حفظ حاکمیت کامل، استقلال و روابط اقتصادی عمیق با اروپا، همزمان با دریافت وضعیت بیطرفی تضمینشده بینالمللی. این به معنای تابع شدن اوکراین به روسیه نیست. بلکه به این معنی است که خاک اوکراین دیگر خط مقدم نظامی بین ناتو و روسیه نباشد.
برای ایران، این موضوع به تضمینهای امنیتی به رسمیت شناختهشده بینالمللی منجر میشود، در حالی که ایران تصمیمگیری در سیاست خارجی مستقل خود را حفظ میکند.
در مورد تنگه تایوان، اولویت بر پایداری، ایجاد اعتماد و گسترش مبادلات اقتصادی است. مسائل سیاسی نهایی و دشوار به کانالهای دوجانبه مستقیم واگذار میشوند، نه اینکه توسط این معماری حل شوند.
ستون ۳: صلح اقتصادی
امروزه سیستم مالی جهانی آسیبپذیریهای خطرناک تکنقطهای ایجاد میکند. کنترل یک کشور بر کانالهای مالی کلیدی میتواند کل تجارت کشور دیگری را فلج کند. EPA یک شبکه مالی چندقطبی اوراسیا را تصور میکند که در کنار سیستمهای جهانی موجود فعالیت میکند و جایگزین کامل آن نیست.
تسویه حساب میتواند با ارزهای متعدد انجام شود: دلار، یورو، یوان، روپیه، روبل و همچنین ارزهای منطقهای، با استفاده از سازوکارهای تسویه دوجانبه و چندجانبه. استانداردهای شفاف و مشترک برای قوانین تحریمها، بانکداری مکاتبهای، تامین مالی تجارت، پرداختهای انرژی، مدیریت بدهیهای دولتی و سرمایهگذاریهای فرامرزی تدوین میشود. هدف این طرح تابآوری اقتصادی است، نه جداسازی اقتصادی.
ستون ۴: انرژی و زیرساخت
زیرساختها ستون فقرات اقتصادی این دیدگاه هستند. اوراسیا به عنوان یک شبکه قارهای به هم متصل عمل میکند که مسیر روسیه → چین → آسیای مرکزی → ایران → هند → خلیج فارس → اروپا را پوشش میدهد. این شبکه شامل راهآهنها، خطوط لوله نفت و گاز، شبکههای برق فرامرزی، بندرها، شبکههای مخابراتی فیبر نوری، مسیرهای دریایی و زیرساختهای پرداخت دیجیتال است.
پروژههای بزرگ موجود مانند ابتکار کمربند و جاده چین، طرحهای اتصالدهنده هند و زیرساختهای عظیم انرژی روسیه، به بخشهایی از این سیستم بزرگ تبدیل میشوند، به جای اینکه ابزارهای ژئوپلیتیکی مستقل و رقیب باشند.
ایران در اینجا موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد و قدرتمندی دارد. این کشور در تقاطع طبیعی آسیای مرکزی و خلیج فارس، چین و خاورمیانه، روسیه و اقیانوس هند، قفقاز و خلیج فارس، و هند به سمت اروپا قرار گرفته است. در گفتمان بینالمللی، ایران اغلب فقط به عنوان یک دشمن در نظر گرفته میشود. بر اساس منطق EPA، ایران میتواند به یک پل اصلی اتصالدهنده اوراسیا تبدیل شود. در ازای تعهدات امنیتی منطقهای قابل تایید، ایران به ادغام اقتصادی کاملتر در سراسر قاره دست مییابد. این موضوع انگیزههای منطقهای را تغییر میدهد و پویایی را از رویارویی به سمت همکاری در مقیاس قارهای هدایت میکند.
مولفه خاورمیانه: مجمع امنیتی خلیج فارس
خلیج فارس نمیتواند از امنیت گستردهتر اوراسیا جدا شود، بنابراین EPA یک مسیر صلح اوراسیا‑خاورمیانه اختصاصی در قالب مجمع امنیتی خلیج فارس در نظر گرفته است.
اعضای مجمع کشورهای خلیج فارس هستند: ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عمان، قطر، عراق، بحرین، کویت. شرکتکنندگان ضامن خارجی شامل چین، روسیه، هند، اتحادیه اروپا و ایالات متحده خواهند بود.
اصل اصلی: امنیت خلیج فارس نباید به طور دائم به یک قدرت نظامی خارجی واحد وابسته باشد. این به معنای خروج فوری تمام نیروهای خارجی نیست. بلکه با گذشت زمان، شرکتکنندگان ظرفیت چندجانبه منطقهای را تقویت میکنند تا هیچ قدرت خارجی واحدی برای پایداری خلیج فارس ضروری نباشد. نقش دوگانه ایران به عنوان یک کشور خلیج فارس و پل خشکی اوراسیا، جایگاه مرکزی آن را در این مجمع تضمین میکند و به عنوان یک شرکتکننده کلیدی در شکلدهی به نتایج امنیتی منطقهای و اتصال اقتصادی عمل میکند.
ساختار نهادی
کل این چارچوب توسط شورای صلح اوراسیا نظارت میشود. در زیر آن نهادهای تخصصی زیر قرار دارند:
- شورای امنیت: مسئول کاهش تنش نظامی، گفتگوهای کنترل تسلیحات و مدیریت بحران
- شورای اقتصادی: متمرکز بر تجارت، پرداختهای فرامرزی، همکاری زیرساختی و انرژی
- شوراهای منطقهای برای منطقه اوکراین/دریای سیاه، خلیج فارس، قفقاز، آسیای مرکزی، جنوب آسیا و شرق آسیا
- کمیسیون میانجیگری دائمی: برای مدیریت اختلافات، مذاکره برای آتشبس و ایجاد اعتماد بین طرفین
- بانک توسعه: برای پروژههای زیرساخت فرامرزی و بازسازی پس از درگیری
مهمترین بنیان فلسفی: عدم پذیرش حوزههای نفوذ. هیچ قدرت بزرگی نباید کشورهای کوچک را به عنوان دارایی خود تلقی کند. اوکراین دارایی روسیه نیست، ایران دارایی آمریکا نیست. کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی نباید میدان بازی رقابتهای خارجی باشند. حاکمیت کشورهای کوچک باید در اولویت باشد.
چرا باید ایالات متحده دعوت شود؟
نحوه ارائه این مفهوم از نظر استراتژیک بسیار مهم است. اگر EPA به عنوان یک بلوک اوراسیایی متشکل از چین، روسیه، ایران و هند علیه آمریکا معرفی شود، واشنگتن آن را به طور خودکار به عنوان یک ائتلاف دشمن میبیند. اما اگر به عنوان یک چارچوب با منشا اوراسیایی و باز ارائه شود که از مشارکت اروپا و آمریکا برای جلوگیری از جنگ قدرتهای بزرگ استقبال میکند، رد کردن آن بسیار دشوارتر میشود. ایالات متحده میتواند در مسیرهای منتخب شرکت کند: گفتگوهای کنترل تسلیحات، کاهش ریسک هستهای، امنیت قطب شمال، گفتگوهای ایمنی دریایی، هنجارهای سایبری و همکاری اقتصادی، بدون اینکه کل بسته EPA را بپذیرد.
اندیشه پایانی: از صفحه شطرنج به سیستم مشترک
عمیقترین ایده EPA یک تغییر ذهنی است. در حال حاضر، بسیاری از تحلیلهای ژئوپلیتیکی اوکراین، ایران، آسیای مرکزی و سایر سرزمینهای استراتژیک را به عنوان مهرههای شطرنج برای جابجایی توسط قدرتهای بزرگ میدانند. تحت این معماری، این ملتها ذینفعان حاکم هستند و پایداری آنها برای کل سیستم ضروری است.
رقابت قدرتهای بزرگ هرگز از بین نمیرود. اما این رقابت میتواند از تلاش برای به دست آوردن کشورهای حائل به سمت اقتصاد، فناوری، تجارت و اقناع دیپلماتیک هدایت شود. EPA به طور جادویی همه اختلافات سیاسی قدیمی را حل نمیکند. هدف آن ایجاد محیط امنیتی پیرامونی است تا امکان دستیابی به توافقات سیاسی مذاکرهشده فراهم شود.
— دیوید

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.