هستی یکی بیش نیست. تمامی موجودات که هستی را شامل می شوند، در خدا و توحید خلاصه می شوند همانند قطرات آب که در اقیانوس جمع می شوند و یکی می شوند. انسانی که از فطرت الهی هستی گرفته است، به دلیل خالق بودن – باطل – از حق که برنامه هستی است می تواند فاصله گیرد و به مخلوق خود (باطل) عشق بورزد. مخلوقی که وجود حقیقی ندارد و در محدوده فضای تخیل و توهم انسان عمل می کند.
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
ظن یکی از فرآورده های ذهن انسان است که باید به وسیله عقل آن را به حقیقت نزدیک کند. اما بر پایه همین ذهنیت یا اباطیل که آنها را حق تصور می کند، عمل می کند: ظلم، تکبر، حسادت، استبداد، خودخواهی، خودپسندی و . . . جنگ ها به پا می کند، جنایت ها مرتکب می شود، در حالی که همه این ها را حق پنداشته و با انواع توجیهات میل فراوان دارد که بر همین اباطیل پای فشارد. آینده زندگی خود را فدای گذشته ناحق خود کند تا اجلش از راه برسد. دوستی آیه زیر را برایم فرستاد و نظر من را خواست:
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَیْنهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبِ بِمَا لَدَیهِمْ فَرِحُونَ. آیه ۵۳ سوره مؤمنون. در امر انبیاء متفرق شده، جمعیت هاى گوناگون شدند، و هر حزبى به آنچه داشت، دلخوش گشت. ترجمه المیزان.
از نظر من، قرآن کتابی روانکاوانه است و شاید قدیمی ترین کتابی باشد که زاویه های گوناگون روانشناختی انسان را شرح می دهد. این آیه گوشه ای از خود خداپنداری انسان را شرح می دهد که چگونه با وجود گذشت زمان و به جای کسب تجربه از گذشتگان خود، و در حیات خود، این موجود حاضر نمی شود از خدائی خود کمی کوتاه آید و خود را مستقل از ظنیات و ذهنیات خود گردد. در آیه های قبل بیان میکند که چگونه در طول زمان و تجربیات گوناگون که به سقوط جوامع بشر انجامید، انسان ها نتوانستند خود خداپنداری را رها سازند، مستقل ( از ذهنیات ساخته خود) به حق پایبند باشند. در انتهای آیه می گوید که از این پراکندگی که حاصل خود خداپنداری انسان ها می باشد، دلخوش و شاد هم می باشند. همین رضایت از ذهنیات است که جوامع بشری را به سقوط کشانده و می کشاند. این وابستگی به ذهنیات خود است که استقلال (تقوا) انسان را به مخاطره انداخته و او را وارد روابط قوا و چرخه سلطه گری کرده و می کند. زمانی که انسان خود را خدا تصور کند، چگونه خواهد توانست رشد کند و به کمال برسد؟ به این ترتیب است که دربن بست خود ساخته، یا باید بر دیگران سلطه یابد یا در زیر سلطه به زندگی ادامه دهد. آیه فوق، گونه گون بودن ادیان و هزاران فرقه و جدائی ها را نتیجه همان وابستگی می داند که انسان ها را پراکنده گردانیده است.
https://bayanerochan.blogspot.com/2026/08/blog-post.html

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.