جامعه و تشکیلات نظم جهانی بهائی از دین بهائی و تعالیمش بوجود آمده و به سه اصل وحدت خداوند و وحدت ادیان و وحدت عالم انسانی معتقد و عامل است. از نکات مهمّی که از این اصول برداشت می شود آن که هیچ دینی آخرین نیست و هر دینی مطابق شرایط زمان و مکان خود بوجود آمده و وقتی دوره اش تمام می شود کارآمدی خود را از دست می دهد و دین بروزتری جای آن را می گیرد. تشبیه هر دین به سال گویای این حقیقت است: وقتی زمستان دینی فرامی رسد جامعه و تعالیم فرعی آن از کارایی می افتد و خداوند بهار دین جدیدی را مطابق شرایط جدید زمان و مکان می فرستد و اصول دین قبل در بهار جدید دوباره می شکفد و فروعش مطابق دورۀ جدید تغییر می یابد. در تابستان آن دین میوه ها و ثمرات فرهنگی و معنوی آن آشکار می گردد و در پاییز آن ادامه می یابد و متأسفانه بتدریج بعضی رؤسای غافل ادیان در زمستانِ آن، روحِ آن دین را از یاد می برند و به فساد دچار می شوند و پیروان آن از حقیقت آن دین دور می شوند و ارکان آن دین سست می شود و جامعه دچار بی نظمی و هرج و مرج می گردد تا این که دوباره بهار جدیدی آشکار شود و جامعه بتدریج حیاتی تازه یابد.

یکی از واقعیت هایی که با پایان دوران اسلام در ۱۸۳ سال قبل با ظهور بهارِ دیانت جدید بهائی رخ داد ایجاد تدریجی عدم تمایل و حتی بیزاری از اسلام و سایر ادیان بود و هست. البته در موراد مشابهِ گذشته نیز در پایان دورۀ هر یک از ادیان قبل از اسلام نیز این وضعیت بوجود آمد چنان که مثلاً در قرون وسطی و نیز شروع رنسانس جامعۀ اروپا از فساد و جنایات رؤسای مسیحی به تنگ آمد و دین را کنار گذاشت و پا در راه تمرکز بر عِلم و دانش کرد که تا امروز ثمره اش رشد تمدن مادّی غرب و بی توجّهی به دین و جنبه های روحانی و معنوی بشر بوده است. از علل مهم بیزاری از دین در دنیای امروز که نشانۀ زمستان ادیان قبل است، از جمله این است که دین حقیقی مستور گشته و بجای آن خرافات و توهّمات و تعصبّات و تقالید و تحریفات لفظی و معنوی و سُنَنِ جعلی نام دین به خود گرفته است. علت مهم دیگری که جهانیان را از دین زده کرده است مسألۀ مهمّی است که جامعه شناسی با عنوان آناکرونیسم به آن می پردازد. و آن این است که زمان و مکان و شرایط و فرهنگ و سنن هزاره های قبل- از جمله ادیان قبل- را با ملاک های پیشرفتۀ زمان حال قضاوت کنیم. رجوع شود به: توجّه به «آناکرونیسم» در تحقیقات تاریخی در ادیان گذشته و دین بهائی

البته این حقیقت که سِراجِ دین خاموش خواهد شد و مادّی گرایی افراطی بر ارکان و اجزاء عالَم غلبه خواهد کرد توسط حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی پیش بینی شده بود و همچنین پیش بینی فرموده اند که این جریان مادّی گرایی افراطی ازدیاد خواهد یافت تا زمانی در آینده که متوقّف خواهد شد و جهانیان متوجّه حقیقت ادیان خواهند شد و بی دینی تبدیل به دینداری معقول و حقیقی خواهد شد و صلح جهانی و وحدت عالم انسانی تحقّق خواهد یافت و انسان به بلوغ خود از جمیع جوانب جسمانی و انسانی و روحانی- معنویِ سرشت خویش خواهد رسید.

این حقیقت را بیت العدل اعظم، مرکز جهانی بهائی، در پیام ۹ بهمن ۱۳۹۲ خطاب به بهائیان چنین تشریح می فرمایند: «[حضرت بهاءالله] می‌فرمایند: “عالم منقلب است و انقلاب او یَوماً فَیَوماً در تَزاید و وَجْهِ آن بَر غفلت و لامَذهبی متوجّه و این فِقره شدّت خواهد نمود و زیاد خواهد شد به شأنی که ذکرِ آن حالْ مُقتضی نه.” ملاحظه می‌فرمایید که چگونه نورِ ایمان در سراسر جهان رو به اِخماد است. امّا رفتار و کردار و خُلق و خوی شما بُرهانی است زنده از نورانیّتی که دینِ حقیقی می‌تواند به عالمِ وجود بخشد. دین اخلاقِ حَمیده‌ ترویج می‌دهد، تحمّل و بردباری، شفقت و مَحَبَّت، و بخشش و بزرگواری عطا می‌کند، تفکّری مترقّی و متعالی اِلقا می‌نماید، آزار و اذیّت به دیگران را بالکلّ نهی می‌کند و افراد را به جان‌فشانی در راه خیر عموم دعوت می‌نماید. دین به افراد می‌آموزد که جهان‌بین باشند نه خودبین، از تعصّبات احتراز نمایند، به تأسیس اتّحاد و یگانگی در بین نوع بشر پردازند، در راه رفاه مادّی و معنوی همگان کوشند، سعادت خود را در خوشبختی دیگران بینند، علم و دانش را انتشار دهند، اسبابِ وَجد و سُرورِ حقیقی شوند و عالَمِ انسانی را حیاتی تازه بخشند. دین آیینۀ قلب را صیقل می‌دهد تا خصایلِ روحانیِ مَودُوعه در وجود را منعکس نماید، قوایِ مُنبَعثه از صفاتِ اِلهی در زندگی فردی و جمعی بندگان ظاهر ‌شود و پیدایشِ نظمِ اجتماعیِ نوینی را مَدَد بخشد. این است مفهومِ واقعیِ دین در تعالیم حضرت بهاءالله.» در این آدرس: پیام ٩ بهمن ١٣٩٢

با این توصیف بعضی اصول و آموزه های دیانت بهائی به عنوان نمونه ای از «مفهوم حقیقیِ دین» چنین است:

«وحدت عالم انسانی»، «لزوم و وجوب خدمت به جمیع نوع بشر به عنوان ملاک و تعریف جدید از انسان، حضرت بَهاءُالله می فرمایند: “امروز انسان کسی است که به خدمت جمیعِ مَنْ عَلَی الاَرض [همۀ انسان های روی کرۀ زمین] قیام نماید.”»، «اهمّیت فوق العاده و لزوم دارا شدن صفات کمالی و آداب رحمانی همچون صداقت، امانت، وفا، تقوی، کَرَم، انصاف، تواضع، توکل، رضا، صبر، ادب، حیا، مَحَبّت، خلوص و صفای قلب،…»، «تعدیل معیشت اقتصادی و رفع فقر و ثروت مفرط»، «تعلیم و تربیت اجباری و عمومی دختران و پسران و ترجیح تربیت دختران بر پسران»، «صلح عمومی»، «تشکیل محکمۀ کُبرایِ بین المللی برای ایجاد و حفظ صلح و عدالت بین دُوَل و مِللِ عالم»، «دین حقیقی باید سبب الفت و مَحبّت شود و الّا جز تقالید و تعصّب و جهل و خرافات نبوده و بی دینی بهتر است»، «ترک انواع تقالید و تعصّبات و خرافات و لزوم جستجوی شخصی حقیقت و آزادی عقیده»، «تطابق علم حقیقی با دین حقیقی»، «تساوی حقوق مردان و زنان»، «وحدت زبان و خط جهانی»، «عدل و حقّ و نهی از ظلم و ستم»، «وحدت اساس جمیع ادیان الهی»، «نهی و منعِ تنجیس و تکفیر افراد و مذاهب و مِللِ دیگر»، «لزوم استمرار ظهورات و ادیان الهی»، «انسان ها همه میوه های یک درخت هستند نه دو درختِ کفر و ایمان»، «مساوات حقّ و حقوق مَدَنیّۀ و اقتصادی انسان ها»، «حفظ حقوق شخصی و تأمین ابتکار و آزادی افراد و حفظ ناموس نفوس»، «ممنوعیّتِ حرفه و شغل دینی و مقام روحانی امثال کشیشی و آخوندی»، «وجوب کار به عنوان عبادت و منع گدایی به عنوان شغل»، «عدم مداخله در امور سیاسی حزبی و نزاع و جدال»، «آزادی فکر و عقیده و وجدان و حقّ اِعلان وجدان و اِبراز عقاید و نظریات»، «مَحوِ حکمِ قتلِ مُرتدِ دینی»، «منع تعرّض و اعتراض به وجدان و عقاید نفوس»، «اصل بسیار مهمّ مشورت در جمیع امور»، «تساوی زن و مرد در ادایِ شهادت به عنوان شاهد»، «نهی از تنبیه بدنی و کودک آزاری»، «لزوم تک همسری و منع تعدّد زوجات»، «نهی از خشونت علیه زنان و کتک زدن ایشان»، «جواز ازدواج با پیروان دیگر عقاید»، «ادارۀ جامعه به صورت شورایی و بدون پروپاگاند و دسایس انتخاباتی و سیاسی و کاندیداتوری»، «لزوم انفاق به فقرا از هر دین و آیین»، «نهی از استغفار نزد دیگران»، «لزوم رأفت و رحمت به حیوانات و جمیع موجودات و از جمله نهی از آزار و فشار و ستم بر حیوانات»، «نهی از اعتراض به دیگران»، «نهی از نژادپرستی»، «نهی از انتقام»، «نهی از تقیّه و کتمان عقیده»، «عمل به موجب نصوص صریحۀ کتاب و نهی از حدیث سازی و استناد به روایات»، «برداشت بهائی از روابط جنسی بر این عقیده استوار است که عفّت و عصمت باید هم از طرف مرد و هم از طرف زن کاملاً رعایت گردد و این امر صرفاً مربوط به زنان نیست بلکه مردان نیز مانند زنان باید قبل و بعد از ازدواج عفیف باشند»، «نهی از حمل سِلاح»، «نهی از خرید و فروش غلام و کنیز و برده»، «نهی از نزاع و جدال و قتل و فساد»، «نهی از جهاد دینی»، «منع خشونت و ترور»، «منع استفاده از روش های قهرآمیز در امور»، «نهی از فحش و لعن و نفرین و آنچه انسان را مکدّر می سازد»، «حکم عمران و آبادانی شهرها و روستاها و محیط زیست و منع تخریب آن»، «تأکید در لزوم بهداشت و نظافت و اعتدال و تناسب در جمیع امور از جمله در تغذیه»، «نهی از ورود بی اجازه به خانۀ کسی»، «نهی از دست بوسی و اِنحناء و تعظیم و به خاک افتادن و سجده بر دیگران»، «نهی از بالای منبر رفتن»، «در اختیار خود نفوس گذاشتنِ طرز پوشش و لباس با رعایت اعتدال و وقار» و امثال آن.

شایان ذکر است که حضرت بهاءالله در طولِ بیش از چهار دهه حین تبعید و زندان رسالتشان را به جهانیان اعلان فرمودند و برای نجات ایران و جهان از ظلم و عُدوان آنچه شرط لازم و کافی بود در تعالیمشان تشریع و تشریح فرمودند. ندایشان را هم به مردم عادی و هم به بزرگان سیاسی و علمی و مذهبی جهان رساندند. از جمله در الواح و مکاتیبی عامّ و خاصّ خطاب به: سلطان عبدالعزیز عثمانی و فؤاد پاشا و عالی پاشا، وزرای او و علمای سنی عثمانی؛ الکساندر دوّم امپراطور روس؛ ملکۀ انگلیس ویکتوریا؛ ویلهلم اوّل پادشاه پروس و امپراطور ممالک متحدۀ آلمان؛ ناپلئون سوّم فرانسه؛ فرانسوا ژوزف امپراطور اطریش و وارث امپراطوری مقدّس روم؛ ملوک و رؤسای جمهور آمریکا؛ پاپ پیِ نهم رهبر مسیحیان کاتولیک جهان؛ خطاب های خصوصی و عمومی به علمای سنّی و شیعه؛ علمای زرتشتی؛ یهودیان؛ عموم علمایِ مذهبی جهان؛ نمایندگان مجالسِ عالم؛ فلاسفه؛ و …[i]

در این خطاب ها ضمنِ شرحِ بلایایِ وارده از عُلمای دینی و اُمَرا و سَلاطین بر خود و پیروانشان، آنان را از جمله به تحقیق دربارۀ دیانت بهائی و اطاعت از دینِ خدا دعوت نمودند، حقّانیّتِ آن را اثبات فرمودند، و از آنان خواستند به عدالت و اصلاح امورِ عالم و منع جنگ و خودداری از مسابقۀ تسلیحاتی و لزوم صلح جهانی و وحدتِ عالمِ انسانی توجّه نموده مشورت و رسیدگی کنند و فقرا و اَتباعِ کشورهای خود را امانت هایِ خدا دانند و بارِ هزینه های مسابقات تسلیحاتی را بر دوش ایشان تحمیل نکنند و پیرویِ نَفْس و هَویٰ ننمایند… و اِخطار و اِنذار نمودند که «اِنْ لَنْ تَسْتَنْصَحُوا بِمٰا اَنْصَحْناکُم فیٖ هٰذَا الکِتابِ بِلِسانِ بِدْعٍ مُبینٍ یَأخُذْکُمُ العَذابُ مِنْ کُلِّ الجِهاتِ وَ یَأتیٖکُمُ اللهُ بِعَدلِهٖ اِذاً لا تًقدِرُونَ اَنْ تَقُومُوا مَعَهُ وَ تَکونُنَّ مِنَ العاجِزینَ.»[ii] [مضمون به فارسی: اگر هرگز به آنچه شما را در این کتابِ جدیدِ آشکار نصیحت کردیم پند نگیرید، عذاب از همۀ جهات شما را می گیرد و خداوند عدلش را در حقِّ شما جاری می فرماید در آن زمان قادر نخواهید بود با آن مقابله کنید و حتماً از ناتوانان خواهید بود.]

و چون آنان به نصائح و تعالیمِ حضرت بهاءُالله توجّه نکردند گرفتار پیامدهای غرور و تعصّبات و خرافات و تقالید و ظنون و اوهام و اشتباهات و جنگ طلبی های خود شدند و این رَوَندی است که هنوز هم ادامه دارد و ترسِ وقوعِ جنگِ جهانی سوّم بر قلوب و افکار سایه افکنده و تا جهانیان و رهبران سیاسی و دینی به تعالیم حضرت بهاءُالله توجّه نکنند عالَم آسایش نخواهد یافت. حضرت عبدالبهاء در دهۀ دوّم قرن بیستم برای آگاهی دادن و تشریح این حقیقت بسیار مهمّ و حیاتی در سفرهایی که پس از آزادی از زندان و قبل از وقوع جنگ جهانی اوّل به مصر و آمریکا و اروپا رفتند، کوششی که در تاریخ ادیان بی نظیر و بی سابقه است نمودند تا جهانیان خطرات جبران ناپذیر جنگ و لزوم صلح و وحدت را دریابند. خودشان در توضیح آن می فرمایند: «عبدُالبهاء در کَنائِس و مَحافلِ اُروپ و آمریک در اکثرِ مُدُن [شهرها] نعره زنان اِعلانِ اَمرِ حضرت بهاءُالله نمود و نِدا به ملکوتِ اَبهیٰ کرد و بَراهینِ لامِعه اِقامه نمود و دلائلِ ظاهره و حجّتِ باهِره اِظهار کرد اَبداً از برای نفسی عُذری نماند بلکه بسیاری از خطابه ها در روزنامه ها اِعلان به آفاق شد. با وجودِ این هنوز ناس [مردم] در خوابِ غفلت گرفتار؛ متمسّک به مَجاز و از حقیقت بیزار؛ هنوز ناس در شهواتِ نَفْسانیّه مُنهَمِک به درجه ای که صُورِ اِسرافیل بیدار ننماید. البتّه این غفلت و کفرانِ نعمت و عدمِ اِنتِباه، سببِ حسرت و مشقت و جنگ و جِدال و حصولِ خُسران و وَبال است، و اگر اهلِ عالَم توجّه به اِسمِ اَعظم [حضرت بهاءُالله] ننمایند خطرِ عظیم در استقبال…»[iii] و دربارۀ راه چاره می فرمایند: «اگر این تعالیمِ عظیمه انتشار یابد هیأتِ اجتماعیِ عمومِ انسانی از جمیع مُخاطرات و عِلل و اَمراضِ مُزمِنه نجات یابد.»[iv]

در این مسیر، دیانت بهائی فقط به ارائۀ آموزه های خود اکتفا ننمود، بلکه طی برنامه ها و اقداماتی عملی توسط افراد و جوامع و مؤسّسات و تشکیلات بهائی در سراسر جهان از محلّه ها و روستاها گرفته تا شهرها و ممالک دنیا، آن آموزه ها را در طبقِ اخلاص با مشتاقان از دیگر جوامع غیر بهائی در سطوح مختلفِ کلاس های اطفال و گروه های نوجوانان و خدمات جوانان و بزرگسالان در حیطه هایی چون تخلّق به اخلاق انسانی و معنوی که به «جامعه سازی» معروف است و نیز در حیطه هایی چون بهداشت و توسعۀ اقتصادی و اجتماعی و حقوق بشر و تساوی حقوق زنان و مردان و تعلیم و تربیت دختران و پسران و ترویج صلح و وحدت و نیز استحکام اساس خانواده که مجموعاً به «اجتماع سازی» مشهور گردیده است، به اجرا در آورده و می نماید. این آموزه ها و راهکارهایِ تحقّق آنها علاوه بر طرحِ مُفصّل در الواح و آثار حضرت بهاءالله و دو مبیّن منصوصشان [حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرالله] توسط بیت العدل اعظم، مرکز جهانی بهائی، نیز در ده ها بل صدها پیام و بیانیۀ عمومی در سال های مختلف راجع به صلح جهانی و وحدت نوع بشر و مکانیزمِ تحقق آنها ارائه شده است و جهانیان را به توجّه و تفکّر دربارۀ آن دعوت نموده اند. از جملۀ این بیانیه ها، بیانیۀ بسیار مهم «وعدۀ صلح جهانی» مورّخ اکتبر ۱۹۸۵ است که هزاران نسخۀ آن میان جهانیان پخش گردید و مورد استفاده و اقبال قرار گرفت. در آخر این بیانیه آمده است:

«… [جامعۀ بهائی] جامعه ایست بصورت یک واحد زنده و متحرّک که مظهر تنوّع خانوادهء انسانی است و امورش را با نظامی مقبول بر اساس اصول مشورت اداره مینماید و نیز از فیوضات هدایت آلهی که در تاریخ بشری جاری گشته مستفیض میگردد . وجود جامعه بهائی در حدّ خود دلیل مثبت دیگری است که آنچه مؤسّس بزرگوارش در باره وحدت عالم انسانی از قبل بیان فرموده امری است قابل اجراء و شاهد دیگری است بر اینکه عالم انسانی با وجودی که با مشکلات عدیده ناشی از رسیدن به مرحله بلوغ مواجه است باز قادر است که در یک جامعه جهانی متّحد زندگانی نماید . اگر تجربه بهائی بتواند بنحوی از انحاء در افزایش امید بشر در ایجاد وحدت عالم انسانی کمک و مساعدتی معنوی بنماید ما با کمال منّت و سرور آنرا بعنوان نمونه و مثال برای تحقیق و مطالعه جهانیان بر طبق اخلاص می نهیم. چون به اهمّیّت عظیم مبارزه ای که حال در مقابل جمیع جهان قرار دارد بیندیشیم با کمال خضوع سر تعظیم به پیشگاه خالق متعال فرود می آوریم که با محبّت نامحدودش جمیع بشر را از یک سلاله خلق فرمود و جوهر ثمین حقیقت انسانی را بر او عرضه داشت و بشرف هوش و دانائی و بزرگی و هستی جاودانی سر افرازش فرمود و “انسان را از بین امم و خلایق برای معرفت و محبّت خود که علّت غائی و سبب خلقت کائنات بود اختیار نمود”. ما به یقین مبین معتقدیم که انسان ” از برای اصلاح عالم خلق شده” و” شئونات درنده های ارض لایق انسان نبوده و نیست”  و کمالات و فضائلی که لایق مقام شامخ انسان است امانت و بردباری، رحمت ، شفقت و مهربانی بتمام بشر است . معتقدیم که “مقام و رتبه و شأن هر انسانی باید در این یوم موعود ظاهر شود “. این است قوای محرّکهء ایمان راسخ ما باین که وحدت و صلح و سلام مقصدی ممکن الحصول است که نوع انسان بسوی آن روان است. در این هنگام که این رساله در شرف تحریر است ندای مشتاق بهائیان را میتوان شنید که با وجود ستمها و مظالمی که حال در موطن آئین [ایران] خویش می بینند بی پروا بارتفاع آن ندا پرداخته اند و با اعمال خویش و آمال راسخ و ثابت خود شهادت میدهند که صلح مطلوب که رؤیای بشر در طیّ اعصار و قرون بوده ، حال بر اثر نفوذ کلام خلّاق حضرت بهاءاللّه که مؤیّد به قوّه الهی است تحقّقش قطعی است . لهذا آنچه ما می گوئیم عرضه رویائی در قالب الفاظ نیست بلکه گفتار ما از کردار و ایمان و جانبازی مدد گرفته است. ما در این رساله تمنّای همکیشان خویش را در سراسر دنیا برای حصول صلح و وحدت بگوش عالمیان میرسانیم و به همه مظلومانی که قربانی تعدّی و تجاوزند، به همهء آنان که در آرزوی خاتمهء دشمنی و نزاعند، به نفوسی که تعلّقاتشان باصول صلح و نظم جهانی سبب ترویج مقاصد جلیلی است که خداوند مهربان ما را برای آن خلق فرموده ، می پیوندیم و با همه آنان همگام و همعنانیم و برای آنکه شدّت شوق و امید و غایت اطمینان خود را از اعماق دل و جان بگوش جهانیان برسانیم این وعده مبارک حضرت بهاءاللّه را نقل میکنیم که میفرماید: “این نزاعهای بیهوده و جنگهای مهلک از میان بر خیزد و صلح اکبر تحقّق یابد”.»

در ادامه شایان ذکر است که اگر چه در دهه های آغازین ظهور دیانت بهائی اکثر جهانیان و متفکّرین جهان توجّهِ کمی به اهمّیّت و نقش حیاتی آن در اصلاح جهان و رفاه مادّی و معنوی جهانیان کردند ولی هرچه به دهه های بعدی و اخیر نزدیک شدیم غفلتِ متفکرینِ مزبور بتدریج کم شد و شروع به مطالعۀ منصفانۀ دیانت بهائی و آموزه ها و جامعه و نظم بدیعِ جهانی آن کردند و به حمد و ثنا و تعریف و حتّی توصیۀ آن پرداخته و می پردازند و از اقداماتی که افراد و جوامع و تشکیلات بهائی در سراسر جهان برای تحقق صلح جهانی و وحدت نوع بشر و رفاه مادّی و معنوی می نمایند تقدیر می کنند و حتی به دیگر جوامع و افراد و حکومت ها و جوامع مدنی و غیره تأکید می کنند که در آن منصفانه تفکر کنند و آن را تجربه و عمل نمایند.

در این باره، به عنوان نمونه چند مورد از صدها مورد را در زیر می توان مشاهده کرد.

آرنولد توین بی می گوید: «بهائیت بدون شک یک دین است، دیانتی مستقل مانند اسلام و مسیحیّت و سایر ادیان شناخته شده جهان» (دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی، ص ۵)

دکتر محمد معین در فرهنگ خود ذیل لغت بهایی می نویسد: «… مؤسس آئین، بهاءالله و جانشینان اویند. نظم بهائی بر دو پایه استوار است: مبادی  و احکام. مبادی نیز به تعالیم روحانی و اجتماعی و اصول یا نظم اداری  تقسیم می شود. تعالیم روحانی و اجتماعی عبارت است از: ترک تقالید و تَحَرّی حقیقت، اعتقاد به الوهیّت، احتیاج به فیضِ اِلهی، ضرورت دین، وحدت ادیان، صلح عمومی، تساوی حقوق زن و مرد، مبادی اداری  عبارت است از اصول تشکیلات محافل روحانی، شورای بین المللی و بیت عدل اعظم.»

و در سالنامۀ دائره المعارف بریتانیکا (The Encyclopedia Britannica, Book of the year 1992) دیانت بهائی بعد از مسیحیّت گسترده ترین دیانت جهان ذکر گردیده است و به قول میشل مالرب در کتاب «انسان و ادیان، نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی» در صص: ۴۰۸- ۴۰۹ دیانت بهائی دارای «گسترش تُند» و سریع است و در سازمان ملل «جامعۀ جهانی بهائی» از سال ۱۹۴۸ نمایندۀ غیر سیاسی بسیار مؤثر در امور رفاه و صلح جهانی و حقوق بشر و حقوق زنان و کودکان و… می باشد. [v]

همچنین پروفسور وارن واگار دانشمند و عالم اجتماعی آمریکایی با مطالعۀ عمیق و ارزیابی دقیق دربارۀ امکان حصول وحدت و تمدّن جهانی چنین نتیجه می گیرد که «از بین همۀ مذاهب و ادیان معاصر، این تنها آیین بهایی است که بلا شبهه و بدون هیچگونه ابهامی با قطعیّت تمام همۀ هَمِّ خود را وَقف مسألۀ وحدت عالم انسانی نموده است.» [vi]

و نیز از مهم ترین موارد آن که “عالی ترین مجمع قانون گذاری کشور برزیل، یعنی مجلس نمایندگان، در ۲۸ می ۱۹۹۲ ؛ به مناسبت صدمین سالِ صعود [درگذشت] حضرت بهاءالله جلسه ای مخصوص برای تجلیل از حضرت بهاءالله و جامعۀ  بهائی و خدماتش به بشریّت، برگزار کرد و نمایندگان جمیع احزاب به پا خاستند و یکی بعد از دیگری حضرت بهاءالله را در بیانات خویش ستودند و حضرتش را آفرینندۀ «عظیم ترین مجموعه آثار دینی که تا کنون از قلم شخصی واحد صادر شده» خواندند و پیام مبارکشان را پیامی «برای جمیع نوع بشر، ورای تفاوت های بی اهمیت نژادی، مذهبی و ملی» توصیف نمودند.” (پیام ۲۶ نوامبر ۲۰۰۳ بیت العدل اعظم به بهائیان ایران؛ بیانیه قرن انوار)

و یکی از نمونه های بسیار جالب توجّه و عمیقِ دیگر، بیانیۀ اروین لازلو در بارۀ دیانت بهائی و نقش جامعۀ بهائی در وحدت و صلح جهانی است که در زیر با توضیحاتی می آید.

       «پس از انتشار بیانیۀ «وعدۀ صلح جهانی» در فوق صادر از مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم، در اکتبر ١٩٨۵ [vii] و ارائۀ آن به همۀ رهبران دُوَل و ملل عالم و بزرگان و شخصیت های سیاسی و غیر سیاسی و فرهنگی و علمی و حقوقی و دانشگاهی و نمایندگان مجالس کشورهای جهان، جامعۀ بهایی با بازخورد بسیار مثبت و اظهار نظر های شفاهی یا کتبی تحسین آمیز مقامات مزبور دربارۀ دیانت بهایی و جوامع بهایی در سراسر عالم مواجه شد. یکی از این موارد بیانیه اروین لازلو فرانسوی [viii] یکی از شخصیت های برجسته و صاحب نظر در علوم تجربی و اجتماعی عصر حاضر که عضو کلوپ مشهور رُم و مشهور در سازمان ملل و سازمان های وابسته به آن است، بود. وی در بیانیه خود، ضمن بیان وضعیت بحرانی دنیا در عصر حاضر، تأکید می کند که رهبران و مردم دنیا باید برای درک لزوم صلح، به رشد و بلوغی که دیانت بهایی آن را بیان می کند و ضروری می داند، نائل آیند. عین ترجمۀ بیانیۀ ایشان را که به تاریخ ١۶ اکتبر ١٩٨۵ است در زیر تقدیم می کند:

       ترجمۀ بیانیۀ اروین لازلو: «در لحظه ای خطیر و بحرانی از تاریخ بشر، دیانت بهائی عالمیان را به صلح فرا می خواند. در دنیای معاصر ما، صلح امری اختیاری نیست، بلکه ضرورتی کامل است. عموم رهبران و مردم جهان باید این واقعیت را درک کنند و به رشد و بلوغی که دیانت بهائی آن را برای وصول عالم انسانی به مرحلۀ کمال، ضروری و اجتناب ناپذیر می داند، نائل آیند.

       برای نیل به صلح، ما به شیوه های جدید اندیشه و تفکّر و نیز معرفتی بدیع در باب قوای موثر در فرایند تغییر و تحول تاریخ جوامع انسانی نیاز داریم و چنین تصور می کنیم که دیانت بهایی قادر است به این هر دو نیاز، پاسخی را که بطور اساسی در بطن تعالیم خود از آن بهره مند است، به ما ارائه کند.

       شیوۀ متعارف تفکّر ما تاکنون مؤسس بر این طرز تفکّر و تلقی بوده است که تعارض و تضاد میان اقوام و ملل و جوامع گوناگون انسانی جزء لایَتَجزّی و اِنفکاک ناپذیر از تاریخ حیات بشری است و در تار و پود آن بطور کامل رسوخ کرده است. درطی ادوار متنوعه تاریخی، این تعارض و تضاد به محاربات، منازعات و کشمکش هائی انجامیده، و تنها در آن هنگام که شمشیرها از حرکت و توپ ها از غرش باز ایستاده اند، آرامشی موقت پدیدار گشته است.

       بنابراین نظر، صلح، هیچگاه چیزی جز آتش بس، درنگی کوتاه و یا برزخی در میان دو جنگ نبوده است. سرنوشت بشر و تمدن او را، همواره جنگ تعیین کرده است. جنگی که غالباً به فتح و استیلاء و یا شکست و انقیاد منجرمی شده است.

       حکومات معاصر چنین می پندارند که امنیت را جز به مدد نیروی نظامی نمی توان به دست آورد. آنان آرزوی صلح در سر دارند، ولی خود را برای جنگ آماده می کنند. اما چنین تلقی و برداشتی از تاریخ، و چنین نظری در باب وضع آدمی نه تنها باطل و گمراه کننده است، بلکه تهدیدی نسبت به حیات و تمدن انسانی نیز به شمار می رود. در جهانی که تکنولوژی های مخرّب می توانند بیش از بیست برابر جمعیت کنونی سیارۀ کوچک ما را بکلّی محو و نابود سازند، و تکنولوژی های تولید، خدمات و ارتباطات، به رغم برخورداری از دقت و ظرافتی شگفت انگیز، بسیار آسیب پذیر می نمایند، نیروی نظامی و قدرت سلاح های مرگبار، نه به ابزاری برای استقرار ثبات و امنیت، بلکه به وسیله ای برای امحاء نسل آدمی از صفحۀ کرۀ خاک مبدل خواهد شد.

       در این لحظات حساس، ما تنها در صورتی می توانیم به بقای نوع انسان و شکوفایی و غنای تمدن و فرهنگ او امیدوار باشیم، که شیوۀ تفکّر و تلقی متعارف خود را تغییر داده و از بینش بدیعی که منبعث از تعالیم و دیدگاههای دیانت بهایی است، و تازه ترین اکتشافات علوم تجربی نیز بر آن مهر تأیید زده اند، برخوردار گردیم.

       بهاییان اعلام می دارند که مهمترین شرط حصول صلح، تحقق وحدت عالم انسانی است، همچنین وحدت تبارها و نژادها، وحدت اقوام و ملل و نیز وحدت جریان های عظیم تفکّر و تتبع که ما آنها را علم و دین می نامیم. اما از نظر بهاییان بلوغ عالم انسانی به نوبه خود شرط مقدم و اساس نیل به چنین هدفی است.

       چنین دیدگاهی، بی شبهه دیدگاهی است پویا، و مؤسس بر درک و تشخیص صحیح فرایند رشد و تحول جوامع انسانی. اعتبار و روائی چنین دیدگاهی را، نظریه های جدید مستنبط از نظریه های ترمودینامیک نامتعادل (Nonequilibrium Thermodynamics) نظریۀ سیستم های دینامیکی  (Dynamical Systems Theory) سیبرنیتیک (Cybernetics) و علوم وابستۀ دیگری که در این مجموعه قرار دارند، تأئید و تضمین می کنند. این نظریه ها نیز به نوبۀ خود براساس تحقیقات و بررسی های دقیق تجربی و آزمایشگاهی در زمینه هائی چون: کیهان شناسی فیزیکی (Physical Cosmology)، نظریۀ تَطَوُّرِ کلان در دیرین شناسی (Paleobiological Macroevolutionary Theory) و روندهای نوین تاریخ نگاری (Historiography) مورد تأئید قرار گرفته اند.

       یافته های جدید علمی، اظهارات دیانت بهائی را از لحاظ فرایند رشد و تحول جامعۀ بشری، با دو دیدگاه و نظریۀ جامعی که هر یک به نحوی متمایز از دیگری به توصیف و تبیین مراحل تحول تاریخ بشر پرداخته اند، منطبق و سازگار می یابد. یکی از این دو دیدگاه، قائل است به این که جوامع انسانی، مراحل رشد و تحول خود را از ابتدائی ترین شیوه های زندگی که عبارت از شکار و صحرا گردی است آغاز کرده و بتدریج، بطور متوالی و منظم به مرحلۀ کنونی که مرحلۀ فراصنعتی نوین (Modern Post-industrial) است، نائل آمده اند. جوامع انسانی، در این مرحله، خود را به شبکه ای جهانی از نیاز و اتّکاء و وابستگی متقابل که خود مؤسس آن بوده اند، پیوند داده اند و چنانچه فرصتی فراهم آید، نهایتاً آن را به وضع و حالی که متضمن و مؤید مفهوم «وحدت جهانی» و «وحدت عالم انسانی» باشد، تحویل خواهند کرد.

       دیدگاه و نظریۀ جامع دیگر، قائل به این است که مراحل رشد و تحوّل تاریخی جوامع انسانی همواره دستخوش بحران ها و بی نظمی ها و وقفه ها بوده، و چنین وضعی، آزادی انتخاب حالات متفاوت و پی آمدهای گوناگون را نیز در برداشته است. در جامعۀ انسانی نیز، همانند طبیعت، تغییر، امری ناگهانی، نامتوالی و نامنظّم است و چه بسا که هر مرحله ای از تغییر، شقوق و حالات متفاوت و شاید متباینی را، که باید از میان آنان یکی و یا معدودی را برگزیند، در پیش روی قرار می دهد. آدمیان آگاه و هوشمند می توانند خود این شقوق متفاوت را تشخیص دهند، و از میان آنها، آن طریق تکامل و پیشرفت را که متضمن کم ترین میزان آسیب و رنج و خشونت باشد، برگزینند.

       چنانچه گروهی از مردمی که به اندیشه و ایمان بهایی نائل شده اند، با برخورداری از معرفتی عمیق در باب پویایی این برهۀ حساس از تاریخ بشری، به نحو هماهنگ و همنوا با یکدیگر، حرکتی را آغاز کنند، بی هیچ شبهه و تردیدی خواهند توانست در روند کنونی تاریخ تأثیر گذارند و آن را تغییر دهند.

       در صورتی که بخواهیم با استفاده از اصطلاحات و تعبیرات علوم تکاملی جدید (New Sciences of Evolution)  به توصیف چنین حرکت و اقدامی بپردازیم، باید بگوئیم که این جمع [جامعۀ بهائی] را می توان به نوسانی محدود و در آغاز کم دامنه تشبیه کرد که به هنگام وقوع اختلال و انشقاقی عمیق در یک نظام پیچیده و متحوّل، بطور بغتی و ناگهانی به درون آن نفوذ می یابند و پس از بسط یافتن و رخنه کردن در تمامی سطوح و لایه های آن، و تشخیص علل و موجبات و چگونگی اختلال ها و انشقاق ها، آنها را مهار کرده و آن نظام را مجدداً در وضع صحیح و مطلوب قرار می دهند.

       مردمی اینچنین که هدفشان تأسیس صلح عمومی و مقصدشان تحقق وحدت عالم انسانی است، چنانچه با بهره مندی از معرفتی درست و ایمانی عمیق و اراده ای خلل ناپذیر گام در راه گذارند، می توانند در روند تغییرات و تحولات اجتماعی عصر حاضر آشکارا تأثیر گذارند، آمار تغییرات و تحولات را به دلخواه خود شکل دهند و به اهداف عالیه خود که مآلأ عبارت از توافق و هماهنگی با الگوها و طرح های عظیم تکامل و توسعه و پیشرفت در پهنه زمین و عرصه های دست یافتی جهان هستی است، جامۀ عمل پوشند. اما این را نیز باید دانست که بلوغ، فارغ از تلاطمات دوران شباب حاصل نشود. ثبات پویا (Dynamic Stability) و به عبارت دیگر ثبات و استحکامی که نتیجۀ پویائی الگوهای فرهنگی و نیز ماحصل مواجهه و تلاقی این الگوها درعرصۀ نظمی بدیع و جهانی است، بی آن که سطوح و لایه های زیرین و کم اهمّیّت تر سازمان جهانی را متزلزل و بی ثبات و مختل سازد، نمی تواند حاصل آید.

       آنان که آرزومند وصول به نظم بدیع جهانی هستند وظیفه دارند که پیام صلح جامعه بهایی را لبّیک گویند و دربارۀ معنا و مفهوم عمیق آن بر اساس ادراکات و اعتقادات و آیین های خود و نیز نظریه های حاصله از علوم تجربی، بیشتر اندیشه کنند. نظر ما این است که براساس این شیوه های متنوع تلقی و برداشت، سرانجام بصیرت و بینش مشترکی که همۀ ما آراء و دیدگاه های خود را در آن بازیابیم، به دست خواهد آمد و مآلاً طریقی که تمامی ما بتوانیم در آن، به صوب مقصد مشترکی ره بسپریم گشوده خواهد شد.

       به اعتقاد من، چنانچه به افراد آدمی این فرصت داده شود که خود به تفحّص در باب آئین ها و معتقداتشان پردازند، و واقعیت های اجتماعی، فرهنگی، زیستی و فیزیکی حیات بشری را که متأثّر از تحوّل نظام گسترده و پویای جهان هستی و عرصۀ پهناور کیهانی است، بر وفق مقتضیات زمان و مکان، بطور مستمر و جدّی مورد مطالعه قراردهند، بی تردید در راهی گام خواهند نهاد که مآل و مقصد آن، جز فرزانگی و کمال انسانی، نخواهد بود.» [ix]

با یادآوری بیانیۀ اروین لازلو در فوق می توان به یاد آرزو و تحلیلِ اِریک فروم، روانکاو، جامعه شناسِ آمریکایی- آلمانی‌تبار و روانشناس اجتماعیِ بلند آوازهٔ مکتب فرانکفورت و از برجسته ترین فیلسوفانِ مکتبِ اومانیستی، [x] افتاد که می نویسد:

       «آیا بدون توجّه به دین می توان از تحوّل روحانی و معنوی جامعه سخنی به میان آورد؟… اگر در ادیان مسیحی و کلیمی فقط یکی از عوامل تحوّل بشری دیده می شود، نابجا نیست اگر عقیده داشته باشیم دین جدیدی که در چند صد سال آینده گسترش خواهد یافت، دینی که مربوط به رشد انسان است، دارای شمول و خصوصیت جهانی بوده انسان ها را با هم متّحد گردانده و کلیۀ دستورات انسانی ادیان شرق و غرب را در برداشته دکترین آن مخالف بصیرت منطقی انسان امروزه نبوده و تأکید بر زندگی کردن خواهد داشت. چنین دینی مَظهَرِ شعائر جدید و هنری بوده و بشر را به سوی احترام به زندگی و شؤون بشری رهبری خواهد کرد. البتّه نمی توان دین را اختراع کرد، بلکه معلّم بزرگی آن را عرضه می کند، همان طور که در قرن های گذشته به موقع به ظهور رسیده است. در حال حاضر آنان که معتقد به خداوند هستند طبق دستورات وی زندگی کنند و کسانی که منکر وجود باری تعالی می باشند باید از عشق و عدالت پیروی کنند و منتظر باشند. [xi]

و از دیگر نمونه های بی نظیر- آن هم در فضایِ فعلی ایران- لایحۀ دفاعیۀ سرکار خانم گیتی پورفاضل وکیل کم نظیرِ ۱۵ متّهم بهائی در شیراز- به دلیل اقدامات تربیتی و اجتماعی بهائی- است که در قسمتی از آن لایحه به دادگاه توصیه می کنند که این اقدامات برای اصلاح جامعۀ ایران و جهان مفید است. ایشان چنین می نویسند:

«… با خوانش و ژرف نگری در پرونده هیچ مدرکی که نشانگر اتهام های آورده شده در کیفرخواست باشد نه تنها یافته نشد بلکه به گمانه زنی ضابطان نسبت به متهمان بسنده شده است نوشته ها و دفترها و ابزارهای بدست آمده بهنگام زیر و رو کردن خانه های دستگیرشدگان از سوی ماموران اطلاعات هیچیک دلیلی بر بزهکاری موکلان این پرونده نیست زیرا همه آن نوشته ها و دفترها در پیوند با چگونگی نیایش و ستایش خداوند یکتا و یا شیوه پرورش کودکان و نوجوانان و در سفارش به پاک ماندن و دوری گزیدن آنان از کردارهای ناپسندیست که در جامعه ی آلوده امروز ما روبه گسترش است، می دانیم اعتیاد و فحشاء (مُروسیگری و روسپیگری) در جهان بویژه در کشورما که ثبات اقتصادیش را از دست داده چه بیداد می کند. هنجارشکنی و روبه فزونی بودن بزهکاری در میان نوجوانان و جوانان سرچشمه در تنگناهای مالی با تورم روزافزون یا داشتن پدر و مادر معتاد یا جدایی در خانواده های نابسامان است. خانواده های هم میهنان بهایی ما برخوردار از روشی نیکو در گرامیداشت پیمان زناشویی و دارای نگرشی ویژه برای آموزش و پرورش کودکان و جوان است این شیوه تربیتی سبب گردیده تا در میان ایشان معتاد یا خلافکار دیده نشود این روش نه تنها برای جامعه آلوده ما بلکه برای جامعه بشری که شوربختانه از نگاهی دچار فقر مادی و به تبع آن فقر فرهنگی شده که هوده آن گسترش مروسیگری و روسپیگریست راه و روشی بس کارساز بشمار می آید، امروز جامعه جهانی در هنجارشکنی و رواج تباهی زندگی جوانان در اوج نکبت و شوربختی بسر می برد بنابراین هر شیوه خوب آموزشی که بتواند هنجارشکنی را کاهش دهد بسیار ارزنده است که باید آموخت و آن را گسترش داد تا شاید جامعه بشری از گرداب اعتیاد و فحشا که هر روز بر دامنه اش افزوده میشود رهایی یابد، اندیشه و کردار و گفتار نیکو را از هر کس که باشد جدای از اینکه آیین و باورش چیست باید آموخت و بکارگرفت مگر کشور مسلمان ایران از شیوه های فن آوری ملل غیر مسلمان که حتی برخی بت پرست هستند برای پیشبرد آماج های انسان دوستانه بهره نمیگیرد؟ چگونه است که ما در این برهه از زمان نباید برای تندرستی جامعه از ارزش های تربیتی هم میهنان غیرمسلمان خویش که آشکارا موفق هم بوده بهره نجوییم و برای این امر آنان را به دادگاه بکشانیم که چرا این روش پسندیده را بکارمی برند.» متن لایحه در اینجا: ایران امروز: دفاعیه ۱۵ بهائی به دادگاه شیراز داده شد

 

از دیگر موارد مهم کتاب «رگ تاک» تألیف آقای فاضل غیبی است که کتابی تحلیلی و مهم با دیدی جدید در بررسی جامعه شناسانۀ دیانت بهائی است.

 

از دیگر موارد می توان به کتاب های آقای محمود صباحی جامعه شناسی که خود را دیندار نمی دانند در وصف دیانت بهائی و آموزه هایِ آن اشاره کرد.

 

و نیز خانم سهیلا وحدتی، همسر آقای رضا فانی یزدی از اعضای حزب توده، که مصاحبه ها و مقالاتی در وصف دیانت بهائی دارند.

 

و از موارد نادر، تعشّق عالِم فرهیختۀ شیعه جناب عسکری یحیی زادۀ خطیر است که آموزه های بهائی را راه حل مشکلات جهان از جمله ایران و غیره می داند و دائماً در حال تحقیق و تفکر و ارائۀ آن آموزه ها در یوتیوب به این آدرس است: SOLHTV

 

در آخر این مقال به چند آدرس جهت مراجعۀ بیش تر اشاره می گردد:

https://news.bahai.org/fa

http://reference.bahai.org/fa/

https://payamha-iran.org/

https://www.bahai.org/fa

https://www.bahaisofiran.org/

https://persianbahaimedia.org/

http://www.kasravi-va-bahaigari.com/

https://iranbahaipersecution.bic.org/fa

https://fa.wikipedia.org/wiki/بهائیان_ایرانی 

حامد صبوری

۲۸/۰۴/۱۴۰۵

 

[i] اکثر این الواح و خطاب ها از جمله در این منابع منتشر شده است: «الواح نازله خطاب به ملوک و رؤسای ارض» در: http://reference.bahai.org/fa/t/b/  و نیز: http://www.bahai-projects.org/node/751 و «مجموعه‏ای از اَلواحِ جَمالِ اَقدَسِ اَبهیٰ که بعد از کتابِ اَقدس نازل شده» در: http://reference.bahai.org/fa/t/b/ و «لوح خطاب به شیخ محمد تقى مجتهد اصفهانی» در: http://www.bahai.org/fa/library/authoritative-texts/bahaullah/epistle-son-wolf

[ii]  الواح نازله خطاب به ملوک و رؤسای ارض، ص ۹.

[iii] مکاتیب حضرت عبدُالبهاء، ج ۴، صص: ۳۷- ۳۸. شرح این سفرها را نویسندگان بهائی و غیر بهائی نوشته اند و خطابه ها و سخنرانی های حضرت عبدالبهاء در آمریکا و اروپا و مصر در منابع بهائی و غیر بهائی موجود. از جمله رجوع شود به: سه جلد «خطابات حضرت عبدُالبهاء» در اینجا: http://reference.bahai.org/fa/t/ab/؛ و کتاب «پیام ملکوت» در اینجا: https://reference.bahai.org/fa/t/alpha.html؛ و دو جلد کتاب «بَدایعُ الآثار» در اینجا: http://reference.bahai.org/fa/t/others.html؛ و «تاریخچه آغاز و گسترش دین بهائی در آمریکا؛ به مناسبت صدمین سالگرد سفر عبدالبهاء به آمریکا» و «پیام صلح و انساندوستی از شرق»، از خانم سهیلا وحدتی در:

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=43907

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44062

و نیز: http://www.youtube.com/watch?v=VfftqG54YAk

[iv]  مکاتیب حضرت عبدُالبهاء، ج ۳، ص ۴۹۰. در این مورد حضرت ولیِّ اَمرُالله می فرمایند: «فی الحقیقه وقتی انسان به ظلمات روزافزون جهان کنونی می نگرد به نحو کامل در می یابد که اگر پیام حضرت بهاءالله به قلوب انسان ها نرسد و آنها را منقلب نسازد صلح و صفا و تعالی روحانی از چهرۀ جهان رخت بر خواهد بست. امید همیشگی هیکلِ اَطهَر [حضرت ولیِّ اَمرُالله] آن است که رفتار مؤمنین فرداً فرد و نیز در حیات جامعۀ بهائی چنان باشد که توجّه دیگران را به اِمرِ اِلهی جلب نماید. جهان نه تنها تشنۀ عقاید و اصول رفیع است بلکه بیش از همه محتاج سرمشق درخشانی است که بهائیان می توانند و می بایست ارائه دهنده آن باشند.» (ترجمه. نمونۀ حیات بهائی)

[v]  https://www.bahai.org/fa

[vi]  کتاب دیانت بهایی آئین فراگیر جهانی، ص۱۷۶.

[vii]  دانلود بیانیۀ «وعدۀ صلح جهانی» در اینجا: https://www.payamha-iran.org/node/24

[viii]  برای اطلاع بیشتر دربارۀ ایشان و نظراتشان دربارۀ دیانت بهایی علاوه بر گزارش های منتشره توسط کلوپ رم، مراجعه شود به کتاب «باغبانان بهشت خدا» از دو خبرنگار فرانسوی غیر بهایی: کولت گوویون و فیلیپ ژوویون، که در اواخر آن مصاحبه ای با آقای لازلو انجام داده اند. کتاب مزبور شرح مشاهدات و مصاحبه های دو خبر نگار مزبور در مرکز جهانی بهایی می باشد. دانلود آن در اینجا:

http://bit.ly/31NxsO8

و http://reference.bahai.org/fa/t/o/BBKH/

[ix]  https://www.velvelehdarshahr.org/node/211

https://fa.iranpresswatch.org/post/3315

[x] https://fa.wikipedia.org/wiki/اریک_فروم

[xi]  کتاب جامعۀ سالم؛ اریش فروم؛ ترجمۀ اکبر تبریزی؛ انتشارات کتابخانۀ بهجت؛ چاپ اوّل، آبان ١٣۵٧، صص: ٣۶۶-٣۶٨.

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)