حمله به زیرساختهای مواصلاتی، پل ها و جاده های استراتژیک در مخاصمات مسلحانه: جنایت جنگی یا اقدام مشروع؟
تحلیلی بر وضعیت حقوقی پلها و جادهها در حقوق بینالملل بشردوستانه
مقدمه
گزارشها و اظهارات منتشرشده حاکی از آن است که بخشهایی از مسیرهای مواصلاتی منتهی به بنادر و مناطق جنوبی کشور با اختلال یا محدودیت مواجه شدهاند؛ موضوعی که باعث کاهش عرضه برخی کالاها و افزایش تقاضا در بازار شده است.
فعالان بازار هشدار میدهند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، کمبود کالا بهتدریج خود را در بازار نشان خواهد داد و افزایش قیمتها دور از انتظار نخواهد بود. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که هرگونه اختلال در زنجیره تأمین و حملونقل، در نهایت با گرانی بیشتر و فشار مضاعف بر معیشت مردم همراه خواهد شد.
در هر مخاصمه مسلحانه، زیرساختهای حملونقل از جمله پلها و جادهها به دلیل ارزش استراتژیکشان در جابجایی نیروها، تجهیزات و تدارکات، به اهداف بالقوه حمله تبدیل میشوند. با این حال، این زیرساختها عموماً ماهیتی دوگانه (نظامی-غیرنظامی) دارند، زیرا مردم غیرنظامی نیز برای بقا، دسترسی به خدمات درمانی، غذا و کار به آنها وابستهاند. پرسش اصلی این است: حمله به این زیرساختها در چه شرایطی مشروع و در چه شرایطی جنایت جنگی محسوب میشود؟

۱. چارچوب حقوقی: پروتکلهای الحاقی و حقوق عرفی
مبنای اصلی تحلیل، پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷) مربوط به مخاصمات مسلحانه بینالمللی و پروتکل دوم مربوط به مخاصمات غیربینالمللی است. همچنین اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ICC) تعریف جنایات جنگی را مشخص میکند.
اصول بنیادین حاکم بر این موضوع عبارتند از:
-
اصل تفکیک (Distinction): طرفین مخاصمه باید همواره میان اهداف نظامی و غیرنظامیان/اهداف غیرنظامی تمایز قائل شوند. حمله مستقیم به اهداف غیرنظامی ممنوع است.
-
اصل تناسب (Proportionality): حملهای که در آن آسیب جانبی غیرنظامی (مرگ، جراحت، تخریب) در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و ملموس پیشبینیشده، «فزاینده» باشد، ممنوع است.
-
اصل احتیاط (Precaution): مهاجم باید تمام اقدامات ممکن را برای اجتناب یا به حداقل رساندن آسیب غیرنظامی انجام دهد.
۲. پل و جاده: هدف نظامی یا غیرنظامی؟
بر اساس ماده ۵۲ پروتکل اول الحاقی، هدف نظامی به شیئی گفته میشود که «به دلیل ماهیت، موقعیت، کاربرد یا هدف، سهم مؤثری در اقدام نظامی داشته باشد و انهدام کامل یا جزئی، تصرف یا خنثیسازی آن، تحت شرایط حاکم در آن زمان، مزیت نظامی قطعی به دست دهد.»
یک پل یا جاده صرفاً به دلیل آنکه یک زیرساخت عمومی است، از مصونیت مطلق برخوردار نیست. تحلیل حقوقی مستلزم بررسی کارکرد آن در زمان حمله است:
الف) کاربرد نظامی مستقیم
اگر پل یا جاده برای ترابری نیروها، تانکها، مهمات یا تدارکات نظامی استفاده شود، به یک هدف نظامی مشروع تبدیل میشود. حمله به آن در این شرایط، به خودی خود، غیرقانونی نیست. به عنوان مثال، در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) یا جنگ اوکراین، پلهایی که برای خطوط تدارکاتی ارتش حیاتی بودند، هدف حملات قانونی قرار گرفتند.
ب) کاربرد دوگانه (Dual-Use)
بیشتر پلها و جادهها کاربرد دوگانه دارند: هم نظامی و هم غیرنظامی. در این حالت، همچنان میتوان آنها را هدف نظامی تلقی کرد، اما اصل تناسب اهمیت حیاتی پیدا میکند. اگر حمله به پلی که هم کاروان نظامی از آن عبور میکند و هم آمبولانسها و کامیونهای مواد غذایی، مزیت نظامی ناچیزی داشته باشد اما به قطع کامل دسترسی مردم به غذا و دارو بینجامد، میتوان آن را نامتناسب و در نتیجه غیرقانونی دانست.
ج) کاربرد صرفاً غیرنظامی
اگر پل یا جاده هیچ استفاده نظامی بالفعل یا بالقوهای نداشته باشد و صرفاً برای تردد غیرنظامیان به کار رود، هدف غیرنظامی محسوب شده و حمله عمدی به آن جنایت جنگی است.
۳. آستانه جنایت جنگی: چه زمانی حمله جرم محسوب میشود؟
حملات صرفاً با نقض قوانین جنگ، به طور خودکار «جنایت جنگی» نامیده نمیشوند. جنایت جنگی نیازمند «نقض جدی» کنوانسیونهای ژنو یا سایر قواعد اساسی است. اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی در ماده ۸ موارد زیر را که مستقیماً به حمله به زیرساختها مربوط میشود، در زمره جنایات جنگی میآورد:
-
حمله عمدی به اهداف غیرنظامی: حمله به جادهها و پلهایی که صرفاً غیرنظامی هستند.
-
حمله عمدی با آگاهی از ایجاد آسیب گسترده، درازمدت و شدید به محیط زیست طبیعی که در مقایسه با مزیت نظامی، فزاینده باشد (اگر تخریب پل به تخریب زیستبوم یک منطقه بینجامد).
-
استفاده از گرسنگسازی غیرنظامیان به عنوان روش جنگ: محروم کردن عمدی مردم از اشیاء ضروری برای بقا. ماده ۵۴ پروتکل اول، حمله، انهدام یا بیفایده ساختن اشیاء ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی (مانند مواد غذایی، محصولات کشاورزی، تأسیسات آبی) را ممنوع میکند. اگر هدف از تخریب یک پل یا جاده، قطع زنجیره تأمین غذا و دارو و گرسنه نگهداشتن غیرنظامیان باشد، این عمل میتواند هم نقض پروتکل و هم جنایت جنگی باشد.
-
حمله به تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک: اگر حمله به پل یا سدی باعث رهاسازی نیروهای خطرناک (مانند آب سد) و تلفات گسترده غیرنظامی شود، طبق ماده ۵۶ پروتکل اول، ممنوع و بالقوه جنایت جنگی است.
عنصر روانی (قصد و آگاهی): برای احراز جنایت جنگی، دادستان باید ثابت کند که مرتکب، عمداً غیرنظامیان یا اهداف غیرنظامی را هدف گرفته، یا اینکه بیاحتیاطی آگاهانه نسبت به آسیب غیرنظامی نامتناسب داشته است. اشتباه معقول در هدفگیری (مثلاً باور به نظامی بودن یک پل بر اساس اطلاعات موثق) میتواند دفاعی حقوقی باشد.
۴. رویه قضایی بینالمللی
هرچند پروندهای منحصراً درباره «تخریب جاده» در تاریخ محاکم کیفری بینالمللی برجسته نیست، اما تخریب زیرساختها در پروندههای زیر تحلیل شده است:
-
دادگاه یوگسلاوی سابق (ICTY): در پرونده کوردیچ و چرکز، تخریب عمدی اماکن مذهبی و فرهنگی (که دستهای از اهداف غیرنظامی هستند) جنایت جنگی شناخته شد. همین منطق درباره تخریب عمدی پلهای دارای ارزش فرهنگی (مانند پل موستار) نیز اعمال شد. دادگاه تأکید کرد که تخریب یک پل قدیمی که ارزش نظامی نداشت، با قصد تخریب میراث فرهنگی یک گروه، جنایت جنگی است.
-
کمیسیون ادعاهای اریتره-اتیوپی: این کمیسیون اعلام کرد که حمله به زیرساختهای غیرنظامی (مانند جادهها) صرفاً به دلیل مختل کردن زندگی غیرنظامیان، غیرقانونی است.
۵. جمعبندی و استدلال نهایی
حمله به پلها و جادهها ذاتاً جنایت جنگی نیست، اما بسته به ماهیت هدف، قصد مهاجم، و اصل تناسب میتواند به این عنوان توصیف شود. استدلال تحلیلی را میتوان در قالب سه سناریو به این شرح خلاصه کرد:
-
سناریوی مشروع: پل یا جادهای که نیروهای نظامی در حال استفاده انحصاری یا غالب از آن برای عملیات تهاجمی هستند، هدف نظامی است. تخریب آن با رعایت اخطار قبلی (در صورت امکان) و اجتناب از آسیب غیرنظامی نامتناسب، نقض حقوق بشردوستانه نیست.
-
سناریوی نامشروع (نقض قوانین جنگ): حمله به پلی که تنها راه دسترسی یک منطقه غیرنظامی به بیمارستان و غذاست، بدون آنکه مزیت نظامی مستقیم و قاطع وجود داشته باشد. این کار ناقض اصل تناسب بوده و یک «نقض جدی» است.
-
سناریوی جنایت جنگی: تخریب عامدانه و سیستماتیک شبکه جادهای یک منطقه غیرنظامی با قصد مشخص برای گرسنه نگهداشتن مردم، آواره کردن اجباری آنها یا مجازات جمعی. همچنین، تخریب پلی که صرفاً غیرنظامی است بدون هیچ توجیه نظامی واقعی. در این موارد، عنصر مادی (تخریب) و عنصر معنوی (قصد مجرمانه یا بیاحتیاطی آگاهانه) برای احراز جنایت جنگی طبق ماده ۸ اساسنامه ICC محرز است.
بنابراین، پاسخ به پرسش اصلی این است: تخریب زیرساختهای مواصلاتی «فینفسه» جنایت جنگی نیست. جنایت بودن این اقدام کاملاً به بافت، کاربرد نظامی هدف در زمان حمله، تناسب بین مزیت نظامی و آسیب غیرنظامی، و مهمتر از همه، قصد مهاجم بستگی دارد. جایی که این تخریب عامدانه برای فلج کردن زندگی غیرنظامی یا به عنوان تاکتیک گرسنگیسازی انجام شود، بدون تردید در زمره جنایات جنگی قرار میگیرد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.