برنامه بی‌ثبات‌سازی هفت کشور؛ آنچه ژنرال وسلی کلارک در سال ۲۰۰۱ افشا کرد

چکیده

در سپتامبر ۲۰۰۱، ژنرال وسلی کلارک، فرمانده سابق ناتو، فاش کرد که در پنتاگون به او گفته شده است برنامه‌ای برای سرنگونی دولت‌های هفت کشور در یک بازه پنج‌ساله تدوین شده است: عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت ایران. این مقاله با بررسی اسناد راهبردی پیشین، محتوای افشاگری کلارک، میزان تحقق اهداف این برنامه در دو دهه اخیر، و تفاوت آن با “طرح خاورمیانه بزرگ” به تحلیل ابعاد مختلف این موضوع می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه این برنامه هرگز به عنوان سندی رسمی منتشر نشد، اما ریشه‌های فکری آن در اسناد دهه ۱۹۹۰ قابل شناسایی است و مداخلات نظامی بعدی در منطقه همخوانی قابل‌توجهی با فهرست کشورهای هدف داشته است.

واژگان کلیدی: ژنرال وسلی کلارک، برنامه هفت کشور، بی‌ثبات‌سازی خاورمیانه، طرح پاک‌سازی، پروژه قرن جدید آمریکا، نومحافظه‌کاری

 

۱. مقدمه

در روزهای پرآشوب پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، تصمیمی در بالاترین سطوح دولت آمریکا اتخاذ شد که مسیر سیاست خارجی این کشور را برای دو دهه آینده تعیین کرد. ژنرال وسلی کلارک، که پیشتر به عنوان فرمانده عالی نیروهای ناتو در عملیات بالکان خدمت کرده بود، در مصاحبه‌ای با شبکه “دمکراسی نو” در سال ۲۰۰۷ جزئیات گفت‌وگویی را با یک افسر ارشد پنتاگون فاش کرد. بر اساس این روایت، به او گفته شده بود که برنامه‌ای برای “براندازی هفت کشور در پنج سال” تدوین شده است، که از عراق آغاز و به ایران ختم می‌شود. این افشاگری، اگرچه هرگز به عنوان یک سند رسمی تأیید نشد، اما با روند مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا در سال‌های بعد همخوانی قابل‌توجهی داشته است.

این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش‌هاست: محتوای دقیق برنامه افشاشده توسط کلارک چه بود؟ ریشه‌های فکری این برنامه در کدام اسناد راهبردی قابل شناسایی است؟ میزان تحقق این برنامه در دو دهه اخیر چقدر بوده است؟ و چه تفاوتی میان این برنامه و “طرح خاورمیانه بزرگ” وجود دارد؟

 

۲. افشاگری ژنرال کلارک: روایت اصلی

۲-۱. اولین دیدار با افسر پنتاگون (۲۰ سپتامبر ۲۰۰۱)

به گفته ژنرال وسلی کلارک، حدود ده روز پس از حملات ۱۱ سپتامبر، وی برای دیدار با مقامات پنتاگون به این ساختمان رفته بود. در آنجا، یکی از ژنرال‌های ستاد مشترک که پیشتر زیر نظر کلارک کار کرده بود، او را به دفتر خود فراخواند و با لحنی محرمانه گفت: “تصمیم گرفته‌ایم که با عراق وارد جنگ شویم.”

هنگامی که کلارک دلیل این تصمیم را پرسید، پاسخ شنید: “نمی‌دانم. فکر می‌کنم آنها نمی‌دانند کار دیگری چه کنند.” این ژنرال همچنین تأکید کرد که هیچ اطلاعات جدیدی درباره ارتباط صدام حسین با القاعده وجود ندارد و این تصمیم صرفاً به دلیل نیاز به اقدامی نظامی پس از حملات گرفته شده است.

۲-۲. افشای سند هفت کشور (چند هفته بعد)

چند هفته پس از این دیدار، کلارک دوباره به پنتاگون بازگشت و از همان ژنرال پرسید که آیا هنوز قصد جنگ با عراق را دارند. این بار، پاسخ کاملاً متفاوت بود. آن ژنرال برگه‌ای را از روی میز خود برداشت و با لحنی جدی‌تر گفت:

“این را امروز از بالا [دفتر وزیر دفاع، دونالد رامسفلد] دریافت کردم. این یادداشتی است که توصیف می‌کند چگونه می‌خواهیم هفت کشور را در پنج سال از بین ببریم، شروع با عراق، سپس سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت ایران.”

کلارک تأکید کرد که از دیدن محتوای دقیق یادداشت خودداری کرده است، زیرا آن را طبقه‌بندی شده می‌دانست. سال‌ها بعد، وقتی همان ژنرال را دید، او انکار کرد که چنین یادداشتی را به کلارک نشان داده باشد. این در حالی است که کلارک می‌گوید محتوای یادداشت را دقیقاً به خاطر دارد و انکار او را “دروغی آشکار” توصیف می‌کند.

 

۳. ریشه‌های فکری برنامه هفت کشور

بر اساس اسناد تاریخی، ایده سرنگونی دولت‌های مذکور ریشه در تفکرات نومحافظه‌کاران آمریکایی و متحدان اسرائیلی آنها در دهه ۱۹۹۰ دارد.

۳-۱. طرح “پاک‌سازی” (Clean Break) ۱۹۹۶

در سال ۱۹۹۶، گروه مطالعاتی به رهبری ریچارد پرل (که بعدها مشاور ارشد پنتاگون شد) سندی با عنوان “پاک‌سازی: راهبردی جدید برای تأمین امنیت قلمرو” برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، تهیه کرد. این سند که توسط افرادی مانند داگلاس فیت و دیوید وورمسر (که بعدها در دولت بوش به مناصب کلیدی رسیدند) تدوین شده بود، بر ضرورت موارد زیر تأکید داشت:

  • حذف صدام حسین از قدرت در عراق و جایگزینی آن با نظامی همسو با منافع اسرائیل

  • “مهار و عقب‌راندن” سوریه از طریق تضعیف نفوذ آن در لبنان و حمایت از گروه‌های مخالف

  • تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع اسرائیل و با همکاری ترکیه و اردن

  • جایگزینی راهبرد “زمین در برابر صلح” با “صلح در برابر صلح” به معنای توقف عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی

این سند به صراحت پیشنهاد می‌کرد که اسرائیل “با همکاری ترکیه و اردن، تهدیدات منطقه‌ای را مهار، بی‌ثبات و عقب‌راند” کند و “ضربه به اهداف نظامی سوریه در لبنان” را در دستور کار قرار دهد.

۳-۲. پروژه قرن جدید آمریکا (PNAC) ۱۹۹۷-۲۰۰۰

در ژوئن ۱۹۹۷، گروهی از نومحافظه‌کاران برجسته آمریکایی “پروژه قرن جدید آمریکا” (PNAC) را تأسیس کردند. اعضای این گروه عبارت بودند از:

  • دیک چنی (معاون رئیس‌جمهور بعدی)

  • دونالد رامسفلد (وزیر دفاع بعدی)

  • پال ولفوویتس (معاون وزیر دفاع بعدی)

  • جب بوش (فرماندار فلوریدا)

  • ویلیام کریستول (ناشر ویکلی استاندارد)

در سپتامبر ۲۰۰۰، این گروه سند مهمی با عنوان “بازسازی دفاع آمریکا” منتشر کرد که در آن خواستار موارد زیر شد:

  • حفظ و گسترش برتری نظامی آمریکا در جهان

  • افزایش هزینه‌های دفاعی به ۳٫۵ تا ۳٫۸ درصد تولید ناخالص داخلی

  • انجام “وظایف انتظامی” برای شکل‌دهی به محیط امنیتی در مناطق کلیدی، به ویژه خاورمیانه

  • به چالش کشیدن رژیم‌های مخالف منافع آمریکا بدون نیاز به اجماع بین‌المللی

در ژانویه ۱۹۹۸، اعضای PNAC نامه‌ای به بیل کلینتون نوشتند و خواستار اجرای “راهبردی برای برکناری رژیم صدام از قدرت” شدند و تأکید کردند که “سیاست آمریکا نمی‌تواند با اصرار گمراه‌کننده بر اجماع در شورای امنیت سازمان ملل فلج شود”.

۴. مقایسه برنامه هفت کشور با “طرح خاورمیانه بزرگ”

برنامه هفت کشور با “طرح خاورمیانه بزرگ” که در سال ۲۰۰۴ توسط جرج بوش در اجلاس G8 در ساحل سیورن مطرح شد، تفاوت‌های اساسی دارد:

 
 
ویژگی برنامه هفت کشور طرح خاورمیانه بزرگ
سال طرح ۲۰۰۱ (داخلی و طبقه‌بندی شده) ۲۰۰۴ (علنی در اجلاس G8)
ماهیت برنامه عملیاتی و نظامی چارچوب سیاسی-دیپلماتیک
روش اصلی سرنگونی دولت‌ها و تغییر رژیم از طریق مداخله نظامی ترویج دموکراسی، بازار آزاد و اصلاحات سیاسی
کشورهای هدف ۷ کشور مشخص با اولویت‌بندی (عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان، ایران) ۲۲ کشور عربی به علاوه افغانستان، پاکستان، ترکیه و اسرائیل
واکنش منطقه مخفیانه و غیرعلنی با انتقاد و مقاومت شدید کشورهای عربی مواجه شد

طرح خاورمیانه بزرگ با مخالفت شدید کشورهای عربی روبرو شد:

  • مصر دعوت بوش برای شرکت در اجلاس G8 را رد کرد و وزیر خارجه مصر تأکید کرد که “هویت عربی نباید در طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا حل شود”

  • اتحادیه عرب در بیانیه‌ای بر ضرورت پایبندی به قطعنامه‌های سازمان ملل در حل مناقشه اسرائیل-فلسطین تأکید کرد

  • بسیاری از تحلیلگران این طرح را تلاشی برای تحمیل نظم جدید بر منطقه دانستند که به جای ثبات، بی‌ثباتی بیشتری ایجاد کرد

به بیان دیگر، برنامه هفت کشور ابزار نظامی و عملیاتی تحقق اهداف پنهان بود، در حالی که طرح خاورمیانه بزرگ چهره سیاسی و دیپلماتیک همان اهداف را به نمایش می‌گذاشت.

 

۵. میزان تحقق برنامه در دو دهه اخیر

بر اساس اسناد تاریخی، گزارش‌های جنگ‌ها و مداخلات نظامی، و حوادث منطقه‌ای، می‌توان میزان تحقق این برنامه را برای هر کشور به صورت جداگانه ارزیابی کرد:

۱. عراق (هدف اول)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا حمله نظامی همه‌جانبه در مارس ۲۰۰۳، موسوم به “آزادی عراق”
نتیجه سرنگونی کامل صدام حسین در دسامبر ۲۰۰۳ و اعدام او در ۲۰۰۶
پیامدها ۶۵۵٬۰۰۰ تا ۱ میلیون کشته، جنگ داخلی طولانی، ظهور داعش، بی‌ثباتی مداوم
ارزیابی تحقق کامل اما با هزینه‌های انسانی و سیاسی بسیار سنگین

۲. سوریه (هدف دوم)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا تحریم‌های گسترده، حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌های مخالف از ۲۰۱۱، حملات هوایی از ۲۰۱۴ علیه داعش و بعداً علیه مواضع دولتی
نتیجه سرنگونی بشار اسد محقق نشد؛ دولت او با حمایت روسیه و ایران بر جای ماند
پیامدها جنگ داخلی ۱۲ ساله، بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ کشته، آوارگی میلیون‌ها نفر، ویرانی زیرساخت‌ها
ارزیابی تحقق ناقص؛ بی‌ثباتی ایجاد شد اما تغییر رژیم رخ نداد

۳. لبنان (هدف سوم)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا مداخله در جنگ ۲۰۰۶ اسرائیل-حزب‌الله، تحریم‌ها و فشار سیاسی بر دولت، حمایت از جریان ۱۴ مارس
نتیجه سرنگونی دولت مرکزی رخ نداد؛ اما حزب‌الله با جنگ ۲۰۰۶ تضعیف نشد و نفوذ خود را حفظ کرد
پیامدها بی‌ثباتی سیاسی مداوم، بحران اقتصادی شدید از ۲۰۱۹، انفجار بندر بیروت در ۲۰۲۰
ارزیابی تحقق ناقص؛ تضعیف شد اما سرنگونی رخ نداد

۴. لیبی (هدف چهارم)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا/ناتو مداخله نظامی ناتو در مارس ۲۰۱۱ با قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت، حمایت هوایی از مخالفان
نتیجه سرنگونی کامل معمر قذافی در اکتبر ۲۰۱۱ و قتل او
پیامدها فروپاشی کامل دولت مرکزی، جنگ داخلی، ظهور دولت‌های رقیب، هرج و مرج امنیتی، به پایگاه تروریسم تبدیل شد
ارزیابی تحقق کامل اما تبدیل به یک دولت شکست‌خورده

۵. سومالی (هدف پنجم)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا حملات هوایی از ۲۰۰۴ علیه القاعده و الشباب، حمایت مالی و نظامی از دولت مرکزی و نیروهای اتحادیه آفریقا
نتیجه سرنگونی دولت مرکزی رخ نداد؛ دولت با حمایت بین‌المللی بر جای ماند اما کنترل کامل ندارد
پیامدها بی‌ثباتی مداوم، حضور الشباب، قحطی و بحران انسانی
ارزیابی تحقق ناقص؛ بی‌ثباتی ادامه دارد اما سرنگونی رخ نداد

۶. سودان (هدف ششم)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا حملات موشکی ۱۹۹۸ به کارخانه دارو در خرطوم، تحریم‌های شدید، حمایت از جدایی جنوب سودان
نتیجه تغییر رژیم در آوریل ۲۰۱۹ با برکناری عمر البشیر رخ داد اما این تغییر در نتیجه اعتراضات داخلی بود، نه مداخله مستقیم نظامی آمریکا
پیامدها جنگ داخلی، بحران انسانی، تجزیه کشور به سودان و سودان جنوبی
ارزیابی تحقق با واسطه؛ تغییر رژیم رخ داد اما عمدتاً داخلی

۷. ایران (هدف هفتم و نهایی)

 
 
شاخص شرح
مداخله آمریکا تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی، ترور دانشمندان هسته‌ای، عملیات سایبری (استاکسنت)، خروج از برجام، ترور سردار سلیمانی، فشار حداکثری
نتیجه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی محقق نشد؛ دولت ایران با چالش‌های اقتصادی شدید مواجه است اما پایدار مانده است
پیامدها تشدید تنش‌های منطقه‌ای، برنامه هسته‌ای ایران پیشرفته‌تر شد، تقویت محور مقاومت
ارزیابی هدف نهایی که همچنان محقق نشده است

ژنرال کلارک خود در تحلیل خود اشاره کرد که ایران از ابتدا می‌دانست که “هدف بعدی در فهرست ضربات” است و به همین دلیل عمیقاً درگیر امور عراق و سوریه شد تا از این تهدید جلوگیری کند.

 

۶. تحلیل انتقادی

۶-۱. شکاف بین نظریه و عمل

اگرچه برنامه هفت کشور هرگز به عنوان یک سند رسمی منتشر نشد، اما تطابق قابل‌توجهی بین فهرست کشورهای هدف و مداخلات نظامی آمریکا در دو دهه اخیر وجود دارد. با این حال، زمان‌بندی “پنج ساله” (۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶) محقق نشد و بسیاری از اهداف در بازه زمانی طولانی‌تری دنبال شدند. همچنین برخی از اهداف کلیدی مانند سوریه و ایران به نتیجه نرسیدند که نشان‌دهنده وجود موانع عملی و ژئوپلیتیکی قابل‌توجه است.

۶-۲. پیامدهای منطقه‌ای

بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، مداخلات نظامی بر اساس این راهبرد، به جای ایجاد ثبات، به بی‌ثباتی عمیق در منطقه دامن زد:

  • عراق، لیبی و سوریه صحنه جنگ‌های داخلی طولانی شدند

  • گروه‌های تروریستی مانند داعش و القاعده از خلأ قدرت بهره بردند

  • هزینه انسانی این مداخلات تا به امروز به بیش از یک میلیون کشته و میلیون‌ها آواره رسیده است

  • منطقه با موج بی‌سابقه ناامنی و چندپارگی روبرو شده است

۶-۳. تفاوت با روایت رسمی آمریکا

در حالی که دولت آمریکا مداخلات خود را با شعارهای زیر توجیه می‌کرد:

  • مبارزه با تروریسم به ویژه پس از ۱۱ سپتامبر

  • اشاعه دموکراسی و آزادی‌های سیاسی

  • خلع سلاح کشورهای دارای سلاح‌های کشتار جمعی

اما اسناد راهبردی مانند “پاک‌سازی” (Clean Break) و “بازسازی دفاع آمریکا” (PNAC) نشان می‌دهد که اهداف ژئوپلیتیکی و حفظ هژمونی، انگیزه اصلی این سیاست‌ها بوده است. به عبارت دیگر، شعارهای دموکراسی‌خواهی بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت تا انگیزه واقعی برای مداخلات نظامی.

 

۷. نتیجه‌گیری

برنامه بی‌ثبات‌سازی هفت کشور که توسط ژنرال وسلی کلارک در سال ۲۰۰۱ افشا شد، هرگز به عنوان یک سند رسمی تأیید یا منتشر نشد. با این حال، تحلیل ریشه‌های فکری آن در اسناد راهبردی دهه ۱۹۹۰ (طرح Clean Break و پروژه PNAC) و تطابق آن با مداخلات نظامی و سیاسی آمریکا در دو دهه اخیر، نشان می‌دهد که این برنامه بازتاب‌دهنده یک راهبرد کلان در سیاست خارجی آمریکا بوده است.

تفاوت اساسی این برنامه با “طرح خاورمیانه بزرگ” در این است که برنامه اولی یک ابزار عملیاتی-نظامی برای سرنگونی دولت‌های مخالف بود، در حالی که طرح دومی یک چارچوب سیاسی-دیپلماتیک برای تحقق اهداف مشابه از طریق اصلاحات و دموکراسی‌سازی بود. این دو مکمل یکدیگر بودند؛ برنامه نظامی، دولت‌های مخالف را حذف می‌کرد و طرح سیاسی، نظم جدید را جایگزین آن می‌ساخت.

در نهایت، این راهبرد که بر اساس آن “تنها ابزار چکش است، هر مشکلی باید میخ به نظر برسد”، نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه هزینه‌های انسانی، اقتصادی و سیاسی سنگینی برای منطقه و خود آمریکا به همراه داشت.

ایران به عنوان هدف نهایی این فهرست، همچنان به عنوان چالش اصلی راهبرد آمریکا در منطقه باقی مانده است. با این حال، سیاست‌های فشار حداکثری و تحریم‌های فلج‌کننده نیز نتوانسته است به سرنگونی نظام جمهوری اسلامی منجر شود و در عوض، به تقویت محور مقاومت و تغییر موازنه قدرت به نفع ایران و متحدانش انجامیده است.

درس اصلی که از این تجربه می‌توان گرفت، این است که راهبردهای نظامیِ صرف، بدون درنظرگرفتن واقعیت‌های پیچیده منطقه‌ای و تاریخی، نه تنها به اهداف خود نمی‌رسند، بلکه پیامدهای جبران‌ناپذیری برای همه طرف‌های درگیر به دنبال دارند.

 

۸. منابع

  1. Democracy Now! interview with General Wesley Clark (March 2007)

  2. Study Group on a New Israeli Strategy Toward 2000 – “A Clean Break: A New Strategy for Securing the Realm” (June 1996)

  3. Project for the New American Century – “Rebuilding America’s Defenses: Strategy, Forces and Resources For a New Century” (September 2000)

  4. PNAC Letter to President Clinton on Iraq (January 1998)

  5. RFE/RL – “Middle East: U.S. Invitation To Muslim States Seeks To Set Reform In Motion” (February 2004)

  6. Fox News – “A look at US military strikes ordered by last 4 presidents” (January 2015)

  7. Al Jazeera – “Egypt snubs G8 invitation” (May 2004)

  8. BBC News – “Egypt declines G8 summit invite” (May 2004)

  9. International Affairs – “A complete list of wars and armed conflicts ever unleashed by the US” (2023)

  10. Various reports on US interventions in Iraq, Syria, Libya, Somalia, Sudan and Iran (2001-2023)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)