
اکنون زمان آن فرا رسیده که صادقانه بپدیریم که وضع موجود را در نزدیک به ۵۰ سال پیش از این، نسلی در کشور ما بوجود آورد که بذون تردید، آرزومند شکوفائی جامعه و زندگی بهتر برای همگان بودند.اما، عملشان در خصومت بود با اهداف شان. از آنجا که به توهمات ایدئولوژیک خود پایبند بودند، حتی، حاضر بودند با رهبر خرافه اندیشان، امام خمینی، عهد مودت ببندند که با دشمن اصلی، امپریالیسم امریکا و صیهونیسم به مبارزه بپردازند. اما، طولی نکشید که جمهوری اسلامی برهبری امام خمینی دهان خود را گشود و انواع و اقسام گروه های مخالف را بلعید. کمتر از دوسال، تمامی گروه های مخالف، ازجمله ،هنرمندان و استادان دانشگاه ه ها در رشته های مختلف در خانه هاشان زندانی شدند. افزوده بر آنانکه زندانی شدند و یا بمرگ محکوم گردیدند. چیزی طول نکشید که رهبر انقلاب، آیت الله خمینی و پیروانش نشان دادند که “گذشته” است که بسوی آن سخت تمایل دارند و حتی بآن عشق میورزیدند. در گذشته، در دوران حکومت پیامبر اسلام بود، که باور و ایمان به یکتائی و یگانگی الله، کنشی مقدس تلقی میشد، دوره ای که در تاریخ بشر چندان بطول نیانجامید. اما، آنچه قابل توجه است،آنست که پس از مرگ محمد از چهار خلیفه ای که ] بحکومت رسیدند، سه نفر از آنها ترور شدند. این، آن دوران درخشانی ست در اسلام که رهبران مقدس شیعه می ستایند و بدان عشق میورزند. این بدان معنا ست که مسائل اجتماعی- سیاسی حتی دردوران خلفای صدر اسلام، مشکل و بسی بسیار پیجیده بوده است.
وضع موجود، پس از ۴۷ سال حکومت آخوندی، اسفبارتر از آن است که در اینجا به بررسی آن بپردازیم. اما، انچه جامعه بدان نیاز دارد، تنها ابزار قهر و قدرت و براندازی نظام با ابزار خشم و خشونت نیست. .بنظر این نگارنده اندیشیدن است که برای براندازی کهنه و فرسوده بدان نیاز مندیم. اندیشه رهائی از وضع موجود، رهائی از بندگی و اسارت در دست خدائی که چیزی نخواهد و نجوید مگر، تسلیم و اطاعت و فرمانبری. چنانکه گوئی الله انسان را برای ارضای غرایز خود بوجود آورده است که او را بستایند و بپرستند.
اما، در آنزمان، کمتر کسی میتوانست بداند که جامعه اسلامی، چگونه جامعه ایست. همینکه مردم بدین اسلام باور داشتند، براحتی مردم را بسوی خود کشاندند و نظام تسلیم و اطاعت فرمانبری را بنیانگذاری کردند. ولی بنظر نمیرسد که نزدیک به نیم قرن حکومت، آخوند نه تنها نتوانستند، جامعه را بلحاظ مادی به پیش نراند بلکه بلحاظ دین حاکم بر جامعه به پس بازگشتیم، برغم ثروتی که در این کشور وجود دارد، متوسط در آمد جمهوری را در ردیف کشورها فقییر و عقب مانده قرار میدهند.
در شرایط حاظر، پس از ۴۷ سال حکومت آخوند های مقدس، اکثریت مردم بعید بنظر میرسد که به بوحدت و یا بعدالتی که آخوند ها به او نسبت میدهند، در باورشان تجدید نظرنکنند. تردیدی نیست که وضع موجود، وضع حاکم بر جامعه، وضع حقارت و خواری را مردانی بوجود آورده اند که هرگز دست بکاری نمیزدند بدون راندن نام الله بر زبان. آخوندها و دیگر نیمه آخوندهایی همچون محمد باقر قالیباف و عباس عراقچی، که در حال حاضررهبری مذاکره با امریکا را بعهده دارند، سخت در حال کوشش اند که رابطه نکبتبار خود را با فرمانروای امریکایی قدری مبهم نگاه دارند. در مذاکرات با امریکاییها در خارج از کشور،پرچم سفید را برافراشته و به تمام خواریها و حقارتها تن میدهد. اما، بمحض اینکه وارد خاک ایران میشوند پرچم پیروزی را بر میافرازند. آنگاه به تحقیر و خواری دشمن میپردازتد.در حالیکه مطمئن اند که در مذاکره با امریکا، نهایتا، چاره ای دیگری ندارند، جز تسلیم به قدرت و پاسخگویی بخواسته های آنان.
فیروز نجومی
firoz nodjomi
https://firoznodjomi.blogspot.com/
fmonjem@gmail.com
ار
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.