بارها ما مشاهده کردیم که جریانات راستگرای هموفوبیک از همجنسگرایی به عنوان «بیماری سوسیالیستی» نام میبرند و آن را جنبش «رهایی جنسی سوسیالیستی» مینامند! اما چرا راستگرایان برای «جنبش رهایی همجنسگرایان» از این جملات استفاده میکنند؟
برای پاسخ به این سوال ما باید به اوایل قرن بیستم بازگردیم! در آن زمان لیبرالها مثل امروز از همجنسگرایان حمایت نمیکردند و حتی آن را در تضاد با نسبیت اخلاقی لیبرال میدانستند و میگفتند که همجنسگرایی با اصل آزادی انتخاب در تضاد است و به فرهنگ، خانواده و هویت ملی جامعه آسیب میرساند، از همین جهت حمایتی از همجنسگرایان انجام نمیدادند!
در چنین بستری که صحبت کردن از حقوق همجنسگرایان در جهان سیاست تابو بود، در سال ۱۸۹۷ کمیته علمی-انسانی آلمان توسط سوسیالیستهای اصلاحطلب عضو حزب سوسیال-دموکرات آلمان تشکیل شد و آشکارا از حقوق همجنسگرایان دفاع کردند!
پس از این کمیته، مارکسیستهای انقلابی در حزب بلشویک در سال ۱۹۱۷ پس از پیروزی در انقلاب اکتبر روسیه، گرایش به همجنس را جرمزدایی کردند و باعث شدند که روسیه سوسیالیستی که بعدها با نام شوروی شناخته شد به عنوان نخستین کشور اروپایی حقوق همجنسگرایان را به رسمیت بشناسد! اما این روند کوتاه بود و با روی کار آمدن ژوزف استالین در دهه ۳۰ میلادی و اعلام ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم توسط او متوقف و مجدد رابطه با همجنس در شوروی تحت نام قانون خانواده شوروی که نگاهی محافظهکارانه به موضوعات اجتماعی داشت جرمانگاری شد!
با پیگیری این سیاست توسط حزب کمونیست شوروی، تمام احزاب کمونیست عضو اتحادیه بینالمللی احزاب کمونیست که به نام کمینترن شناخته میشد و تحت کنترل حزب کمونیست شوروی بود از این سیاست استالینیستی حمایت کردند! اما اپوزیسیون چپ حزب کمونیست شوروی که به رهبری لئون تروتسکی تشکیل شده بود و آنها را به عنوان چپهای تروتسکیست میشناختند که در انترناسیونال چهارم علیه استالینیسم اجماع کرده بودند، از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ به عنوان تنها جناح سیاسی در اروپا و آمریکا از حقوق همجنسگرایان قاطعانه دفاع کردند و تا سال ۲۰۰۰ میلادی تنها جریان رادیکال مدافع حقوق همجنسگرایان بودند!
با مرگ ژوزف استالین و استالینزدایی توسط اتحادیه بینالمللی احزاب کمونیست (کمینترن) تمام سیاستهای استالینیستی کنار گذاشته شد، همین امر باعث گسترش پژوهشهای علمی در مورد مقوله همجنسگرایی شد! با آغاز دهه شصت نخستین تغییرات در مورد حقوق همجنسگرایان در بلوک شرق تحت کنترل حزب کمونیست شوروی مشاهده شد!
بدین ترتیب، جمهوریهای اقماری شوروی در اروپا، آمریکای شمالی و آسیا گرایش به همجنس را در لهستان، مجارستان، چکسلواکی، آلمان شرقی، بلغارستان، کوبا و ویتنام جرمزدایی کردند! رویکردی که احزاب عضو اتحادیه بینالمللی احزاب کمونیست (کمینترن) در اروپا و آمریکا نیز پی گرفتند! قابل ذکر است که یوگسلاوی تنها کشوری در شرق اروپا بود که به عنوان جمهوری اقماری شوروی شناخته نمیشود و سیاست مستقلانه خود را در مورد رهایی همجنسگرایان را اعمال کرد!
همچنین مارکسیستهای غربی منتقد شوروی که تحت نام «چپهای فرانکفورتیست» شناخته میشدند به عنوان حامیان رادیکال همجنسگرایان از دهه ۳۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی شناخته میشدند! این جریان حتی پس از شورش همجنسگرایان در آمریکا در سال ۱۹۶۸ باعث شدند نخستین جنبش همجنسگرایان آمریکایی به نام «جبهه آزادیبخش همجنسگرایان» بر اساس معیارهای مارکسیستی پدیدار شود!
در این میان تنها گروهی از چپگرایان که در مورد حقوق همجنسگرایان سکوت کرده بودند سوسیال-دموکراتها بودند که آنها نیز در سال ۱۹۸۵ به این روند پیوستند و از حقوق همجنسگرایان در کشورهای خود دفاع کردند!
بنابراین در جمعبندی نهایی میشود گفت، سوسیالیستهای اصلاحطلب، مارکسیستهای انقلابی، چپهای تروتسکیست، چپهای فرانکفورتیست، مارکسیست-لنینیستها پیشگام در پیشروی جنبش رهایی همجنسگرایان بودند که گفتمان حقوق مدنی همجنسگرایان را اجتماعی کردند! گفتمانی که در نهایت با پیوستن سوسیال-دموکراتها، سوسیال-لیبرالیستها و لیبرال-دموکراتها به این روند خود را در گفتمان سیاسی جریان اصلی نمایان کرد و با آغاز قرن ۲۱ به عنوان حقوق تثبیت شده سیاسی-مدنی در جوامع دموکراتیک شناخته شد!
به عبارت دیگر، جنبش رهایی همجنسگرایان را که چپهای رادیکال آغاز کرده بودند را در نهایت چپهای اصلاحطلب و لیبرالهای دموکراتیک آن را به سرانجام رساندند! روند و سیر تاریخی که باعث شد جریانات راستگرای هموفوبیک برای جنبش همجنسگرایان از آغاز تا امروز از جملاتی مانند «جنبش رهایی جنسی سوسیالیستی» استفاده کنند!
✍کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.