رژیم جمهوری اسلامی، دهه‌هاست که بقای خود را بر روی ماشین سرکوب و خون جوانان ملت‌های تحت ستم، از کوردستان تا اقلیم احواز بنا کرده است. برای ما که در کوردستان طعم تلخ گلوله، اعدام و میلیتاریزه شدن شهرهایمان را چشیده‌ایم، درد مادران دادخواه عرب در نیزارهای ماهشهر و خیابان‌های احواز، دردی آشنا و مشترک است.

در این میان، انتشار خبر امضای یک قرارداد استراتژیک میان «سعید حمیدان» از رهبران «حرکه النضال» (جنبش مبارزه عربی برای آزادی احواز) و شماری از احزاب مبارز کورد، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ضد استبدادی در جغرافیای ایران محسوب می‌شود. این توافق که از فاز تعارفات و بیانیه‌های سیاسیِ صرف فراتر رفته و شامل آموزش‌های نظامی و انتقال و تحویل تسلیحات می‌شود، پیامی روشن برای تهران دارد: دوران سرکوب‌های تک‌افتاده و بی‌هزینه به پایان رسیده است.

به عنوان یک نویسنده و فعال کورد که سال‌ها شاهد توطئه‌های تفرقه‌افکنانه جمهوری اسلامی میان ملت‌ها بوده‌ام، این پیمان را نه یک اتفاق ساده، بلکه یک زلزله ژئوپلیتیک در ساختار اپوزیسیون می‌دانم. در ادامه، دلایل، آثار و آینده‌ی این ائتلاف استراتژیک را بررسی می‌کنیم.

چرا احزاب کورد و حرکه النضال در این مقطع زمانی به سمت یک اتحاد نظامی-عملیاتی حرکت کرده‌اند؟

* پایان توهمِ مبارزهِ صرفاً مسالمت‌آمیز: تجربه خیزش‌های اخیر (به‌ویژه انقلاب ژینا) به روشنی ثابت کرد که جمهوری اسلامی زبانی جز زور و اسلحه نمی‌فهمد. پاسخ دست‌های خالی معترضان، دوشکا و تک‌تیرانداز است. احزاب کورد دهه‌ها تجربه جنگ چریکی و سازماندهی پیشمرگه دارند و مبارزان عرب نیز به این نتیجه رسیده‌اند که برای دفاع از مردم خود در برابر سپاه پاسداران، نیازمند ارتقای توان نظامی و دفاع مشروع هستند.
* اشتراک در تاکتیک و ژئوپلیتیک مکمل: کوردستان به دلیل بافت کوهستانی، مهد آموزش‌های چریکی و استتار است، در حالی که منطقه اهواز شریان اقتصادی و نفتی رژیم را در خود جای داده است. پیوند این دو جغرافیا، یعنی ترکیبِ «تجربه و پناهگاه کوهستان» با «قدرت فلج‌کننده شریان‌های اقتصادی در جلگه».
* شکست استراتژی تفرقه‌بینداز و حکومت‌کن رژیم: جمهوری اسلامی سال‌ها تلاش کرد با ایجاد بدبینی میان کورد، عرب، ترک و بلوچ، هر یک را در انزوا سرکوب کند. این قرارداد نشان‌دهنده بلوغ سیاسی احزاب حاشیه‌رانده‌شده است که فهمیده‌اند آزادی احواز از مسیر آزادی کوردستان می‌گذرد و بالعکس.

ورود به فاز عملیاتی، تبعات عمیقی در میدان مبارزه به همراه خواهد داشت:

۱. کابوس جنگ چندجبهه‌ای برای رژیم

تا پیش از این، سپاه پاسداران می‌توانست در صورت بروز قیام در خوزستان، نیروهای سرکوبگر خود را از غرب و مرکز کشور به آنجا گسیل کند (یا بالعکس). اما با تسلیح و آموزش نیروهای مبارز عرب توسط کوردها، در صورت بروز قیام سراسری، رژیم درگیر یک جنگ فرسایشیِ چندجبهه‌ای خواهد شد. تمرکز نیروی سرکوب از بین می‌رود و ماشین جنگی جمهوری اسلامی زمین‌گیر می‌شود.

۲. ارتقای سطح عملیاتی مبارزان عرب

تجربه‌ی دهه‌ها مقاومت مسلحانه در کوردستان، اکنون به شکل سازمان‌یافته‌ای به جوانان عرب منتقل می‌شود. آموزش‌های نظامی شامل تاکتیک‌های جنگ شهری، خنثی‌سازی تحرکات زرهی سپاه، و ایجاد هسته‌های مقاومتِ نقطه‌ای، ضرب‌پذیری مبارزان عرب را به شدت کاهش و تلفات نیروهای رژیم را افزایش خواهد داد.

۳. تغییر موازنه رعب

تحویل سلاح به هسته‌های مقاومت در جنوب، موازنه وحشت را تغییر می‌دهد. مزدوران محلی و نیروهای امنیتی رژیم دیگر نمی‌توانند با خیال راحت در خیابان‌های حمیدیه، شادگان یا احواز جولان دهند و به روی مردم آتش بگشایند، چرا که می‌دانند این بار پاسخ، متقابل و سربی خواهد بود.

بررسی تحولات میدانی و این قرارداد استراتژیک، ما را به چند پیش‌بینی روشن برای آینده هدایت می‌کند:

۱. گسترش محور همبستگی به بلوچستان:
موفقیت این ائتلاف نظامی-سیاسی، به احتمال زیاد هسته‌های مقاومت در بلوچستان (که آن‌ها نیز به شدت تحت سرکوب مسلحانه رژیم هستند) را ترغیب خواهد کرد تا به این پیمان بپیوندند. شکل‌گیری یک “مثلث مسلحانه دفاع مشروع” (کوردستان، اقلیم احواز، بلوچستان) می‌تواند کمر نهادهای امنیتی رژیم را بشکند.
۲. واکنش‌های هیستریک و تروریستی رژیم:
جمهوری اسلامی در برابر این ائتلاف ساکت نخواهد نشست. باید منتظر موج جدیدی از تلاش‌های تروریستی برون‌مرزی علیه رهبران کورد و عرب، بمباران‌های کور پایگاه‌های مرزی، و کمپین‌های دروغ‌پراکنی رسانه‌ای باشیم که تلاش می‌کنند این اتحاد را «تجزیه‌طلبی» یا «وابسته به بیگانه» جلوه دهند تا افکار عمومی مرکزنشینان را بترسانند.
۳. تضمین حقوق ملت‌ها در فردای فروپاشی:
یکی از بزرگترین نگرانی‌های ملت‌های تحت ستم، دیکتاتوریِ پس از جمهوری اسلامی است. این اتحاد نظامی و درهم‌تنیدگی استراتژیک باعث می‌شود در فردای فروپاشی رژیم آخوندی، کوردها و عرب‌ها (و سایر ملت‌های هم‌پیمان) دارای چنان وزنه‌ی قدرتمندِ میدانی باشند که هیچ جریان مرکزگرایی نتواند دوباره موجودیت، زبان و حق تعیین سرنوشت آن‌ها را نادیده بگیرد.

قرارداد میان سعید حمیدان و احزاب کورد، تنها یک توافق روی کاغذ نیست؛ این صدای به هم پیوستنِ قطره‌های خونی است که در آب‌های کارون و برف‌های کوهستان‌های زاگرس ریخته شده‌اند. آزادی، نه با التماس به دیکتاتور، بلکه با همبستگی، قدرت و ایستادگیِ لوله‌ی تفنگِ مبارزانِ راه آزادی به دست می‌آید. پیروزی نزدیک است، اگر دست‌هایمان را محکم‌تر در هم گره کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)