شاهو حسینی

شاید واکاوی هویت کوردی و جستجوی امکان تحقق “هستی اصیل‌و یکپارچە” کوردی مغفول‌ترین بخش پژوهش‌ها در مورد “کورد” باشد. پرسش بنیادین اینجا، نه تنها بررسی پیامدهای تقسیم جغرافیایی و چندپارگی کوردستان، بلکه تحلیل چندپارگی درون‌”هستی” خود کوردهاست؛ وضعیتی که در آن، بخش‌های مختلف کوردستان فاقد افق معنایی، اداراکی، آگاهی و گشودگی مشترک هستند. بحران کورد، پیش از آنکه صرفا سیاسی یا تاریخی باشد، وجودی و ادراکی است: استعمار ادراکی، چندپارگی وجودی و فقدان زبان و فرهنگ مشترک، تجربه زیسته کورد و بەتبع آن هستی کورد را تکه‌تکه کرده و مانع شکل‌گیری وحدت ایجابی شدە. این نوشتە با رویکرد پدیدارشناختی مسیر عبور از این وضعیت گسیختگی درونی و بیرونی را بررسی می‌کند؛ وحدتی که نه بازگشت به گذشته، بلکه گشودن افقی برای آینده مشترک است. تمرکز اصلی بر بازپس‌گیری حق دیدن و فهمیدن، ایجاد هم‌آوایی در عین تکثر، و تبدیل هویت به پروژه‌ای آگاهانه و آینده‌محور است. این نوشتار دعوتی است برای کوردها تا قبل‌از مرزهای بیرونی، شکاف‌های درونی و هستی‌شناختی خود را پشت سر بگذارند و افق گشودگی خویش را به دست خود ترسیم کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)