من ملتی در ایران میشناسم که «ملت ایران» نام دارد؛ ملتی متشکل از اقوام گوناگون که در کنار یکدیگر، بقای ایران، تداوم تمدن ایرانی و نوعی وجدان تاریخی مشترک را شکل دادهاند. از اینرو، همواره با دیدگاههایی که در ایران از «ملتها» بهصورت جداگانه سخن میگویند و وجود یک ملت واحد ایرانی را انکار میکنند، همنظر نبودهام. اینگونه روایتها، آگاهانه یا ناآگاهانه، بازتاب همان نگرشهایی هستند که در طول تاریخ از سوی برخی قدرتها و روایتهای بیرونی مطرح شدهاند؛ نگرشهایی که ایران را نه یک کلیت تاریخی، بلکه مجموعهای پراکنده از گروههای جدا از هم معرفی میکنند.
در حالیکه بررسی تاریخ ایران نشان میدهد این سرزمین، علیرغم تنوع قومی و زبانی، همواره واجد نوعی تداوم هویتی بوده است. برای نمونه، شکلگیری حکومت ماد در نواحی غربی ایران و سپس برآمدن هخامنشیان در جنوب (فارس)، نشاندهنده مشارکت اقوام مختلف در ساختار سیاسی و تاریخی ایران است. این روند در دورههای بعدی نیز ادامه یافته و به تثبیت نوعی آگاهی تاریخی مشترک انجامیده است.
مفهوم ملت در ایران؛ فراتر از یک تعریف مدرن
مفهوم «ملت» در ایران، مفهومی پیچیده، چندلایه و ریشهدار در تاریخ و فرهنگ این سرزمین است. برخلاف برخی برداشتهای رایج که ملت را صرفاً پدیدهای مدرن و زاییده تحولات چند قرن اخیر میدانند، شواهد تاریخی، ادبی و فرهنگی نشان میدهد نوعی آگاهی جمعی و هویت مشترک در ایران، قرنها پیش از شکلگیری دولت-ملتهای مدرن وجود داشته است. آنچه در دوران مدرن پدید آمده، بیش از آنکه «اصل ملت» باشد، صورتبندی حقوقی و سیاسی آن است.
در ایران، این هویت نه بر پایه یکنواختی، بلکه بر اساس همزیستی اقوام، زبانها و سنتهای گوناگون شکل گرفته است. فارسها، کردها، آذریها، بلوچها، ترکمنها و دیگر گروهها، هر یک سهمی در شکلگیری این کلیت تاریخی داشتهاند. این تنوع نهتنها موجب تضعیف انسجام نشده، بلکه به غنای فرهنگی و پویایی تمدنی ایران افزوده است.
ادبیات و حافظه تاریخی؛ گواه تداوم هویت ایرانی
ادبیات کلاسیک فارسی یکی از مهمترین شواهد این تداوم هویتی است. در شاهنامه فردوسی، «ایران» نه یک مرز سیاسی موقت، بلکه یک موجودیت تاریخی و فرهنگی است که از آن دفاع میشود. این مفهوم نشاندهنده نوعی آگاهی تاریخی و تعلق جمعی است که بسیار پیشتر از مفاهیم مدرن ملت شکل گرفته است.
در آثار سعدی و مولوی نیز میتوان نوعی «ما»ی جمعی را مشاهده کرد. سعدی در گلستان و بوستان از پیوند انسانی و اجتماعی سخن میگوید («بنیآدم اعضای یکدیگرند») و آن را در بستری فرهنگی بیان میکند که ریشه در سنت ایرانی دارد. مولوی نیز، هرچند افق اندیشهاش جهانی است، در چارچوب همین حوزه زبانی و فرهنگی سخن میگوید. اینها همگی نشاندهنده وجود یک حوزه تمدنی مشترکاند که فراتر از مرزهای سیاسی عمل میکند.
نقد دیدگاه چندملتگرایی در ایران
در دهههای اخیر، برخی جریانها با تأکید بر تنوع قومی، از وجود «ملتهای» متعدد در ایران سخن گفتهاند. اگرچه این دیدگاه در ظاهر بر احترام به تفاوتها تأکید دارد، اما در عمل اغلب با نادیدهگرفتن پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی میان اقوام همراه است. چنین نگاهی، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای تاریخی باشد، گاه بازتابدهنده رویکردهای سیاسی و ژئوپلیتیکی خاص است.
تمایز میان ملت تاریخی و ملت مدرن
در علوم سیاسی مدرن، ملت معمولاً در چارچوب دولت-ملت تعریف میشود؛ با مرزهای مشخص، زبان رسمی و ساختار اداری. این تعریف، اگرچه برای تحلیل نظامهای معاصر مفید است، اما برای فهم همه ابعاد ملت کافی نیست. نظریهپردازانی چون بندیکت اندرسون و ارنست گلنر، بهدرستی به نقش مدرنیته در شکلگیری ملتهای جدید اشاره کردهاند، اما تعمیم این الگو به همه جوامع، بهویژه تمدنهای کهنی مانند ایران، با محدودیتهایی همراه است.
در ایران، باید میان «ملت بهمثابه یک واقعیت تاریخی-فرهنگی» و «ملت بهمثابه یک ساختار سیاسی مدرن» تمایز قائل شد. اولی ریشه در قرنها تجربه مشترک، زبان، فرهنگ و حافظه تاریخی دارد، در حالی که دومی محصول تحولات جدید سیاسی است.
هویت ملی و جایگاه فرد
در تلقی رایج امروز، ملت عمدتاً بهعنوان یک ساختار سیاسی فهم میشود؛ چارچوبی که بیشتر بر سازمان قدرت، دولت و مرزهای حاکمیتی تأکید دارد و سایر ابعاد آن را کمتر مورد توجه قرار میدهد. حال آنکه ملت صرفاً یک پدیده سیاسی نیست، بلکه با مفهوم «وطن» پیوندی عمیق دارد و در بستری از عناصر فرهنگی شکل میگیرد؛ عناصری چون زبان، تاریخ، سنتها، حافظه جمعی و احساس تعلق مشترک. بنابراین، ملت را میتوان مجموعهای فرهنگی-تاریخی دانست که در طول زمان و در پیوند با سرزمین و تجربههای مشترک انسانی، هویت مییابد.
داشتن هویت ملی به معنای نفی سایر هویتها نیست. فرد میتواند در عین تعلق به ملت ایران، با فرهنگها و تمدنهای دیگر نیز ارتباط برقرار کند. این نگاه نهتنها با جهان معاصر در تضاد نیست، بلکه زمینهساز گفتوگوی بینفرهنگی و درک متقابل میان ملتهاست.
احساس تعلق به وطن، بخشی از تجربه انسانی است که در طول تاریخ در قالبهای گوناگون بروز یافته است. در ایران نیز این احساس در اسطورهها، ادبیات و سنتهای اجتماعی بازتاب یافته و به تقویت پیوندهای اجتماعی کمک کرده است.
اگر جمعبندی کنم:
ملت ایران محصول یک فرایند تاریخی طولانی است که در آن، تنوع قومی و وحدت فرهنگی بهطور همزمان نقشآفرینی کردهاند. تقلیل این مفهوم به تعریفی صرفاً مدرن، نادیدهگرفتن لایههای عمیق تاریخی و فرهنگی آن است. درک درست این مفهوم نیازمند نگاهی چندبعدی است که هم تحولات مدرن را در نظر بگیرد و هم ریشههای کهن این هویت را بشناسد.
نادیدهگرفتن این تداوم تاریخی، نهتنها سادهسازی، بلکه نوعی تحریف در فهم هویت ایرانی است. شاد باشید
منابع:
۱. ابوالفاسم فردوسی،. شاهنامه. تصحیح جلال خالقیمطلق. تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.
۲. اندرسن، بندیکت. «جماعتهای تصوری: تأملاتی درباره خاستگاه و گسترش ملیگرایی». لندن: ورسو، ۱۹۸۳.
۳. گلنر، ارنست. «ملتها و ملیگرایی». ایتاکا: انتشارات دانشگاه کرنل، ۱۹۸۳.
۴. اشرف، احمد. «هویت ملی و هویت قومی در ایران». در: ایراننامه، دورههای مختلف.
۵. ابراهامیان، یرواند. «ایران بین دو انقلاب». پرینستون: انتشارات دانشگاه پرینستون، ۱۹۸۲.
نظرات
پارادوکس های سوالی قیمت دلار ارزان در ایران، در مقابل گرانی همه اجناس به غیر طلا ۱۸ ! چگونه حاکمیت تمام قیمتها و خدمات خودش گران می کند و قیمت دلار ارزان و شرایط غارت طلا مردم توسط اتحادیه طلا و اختلاف قیمت خرید و فروش بالا! که یک تا دو میلیون روی طلا ۱۸ نو! واقعا چنین تراژدی مگر ممکن بود! چرا عوامل داخلی و خارجی و مافیایی چنین شبه جنایتی می کنند؟! اجناس ضروری تا غیر ضروری بویژه گران می شود و قیمت ها کالاها برخی می گویند بالای دلار حتا ۲۵۰ هزار تومان است، اما دلار و طلا ۱۸ ارزان! چرا اتحادیه طلا چین ظلمی بر مردم عادی روا می دارد و اجازه داده طلافروشان طلا گران بفروشند و بسیار رازان بخرند؟! مگر سقف سود ندارد؟! عاقبت انحصار چاپ پول و قیمت گذاری ارز و طلا در دست یک حاکمیت دزدسالار چنین است؟
این پدیده ضد بشری بالاشهری و پایین شهری طبقاتی کردن حقیقت دارد و عمدی است، محلات نزدیک شهر، حتا پلاک نمیدهند! به بهانه کذایی ساخت غیر مجاز، اما بالاشهری بدون مجوز میسازند با یک کمیسیون خلافی میدهند! اختلاف قیمت عامدا بین بالاشهر و پایین شهر برده اند بالا در ۵ تا ۵۰ برابر و بیشتر!!!، حالت طبیعی خرید و تبدیل از خانه پایین شهر به بالا شهر قطع شده، عامدا امکانات به پایین شهر نمی دهند و آن ستونکهای خارج محدوده شهر بر نمی دارند! پدیده عجیب جزیره های درون شهری که جز شهر نیستند بوجود آمده، درباره شهرهای بزرگ مثالها زده اند، قطعا شهرداریهای فاسد و مافیای نفوذی و شبکه بانکی و غیره در این شهرداریها نفوذ دارند.. اینها همان هدف های مشروع هستند برای مردم مانند همان شبه خائنان شبکه بانکی که وام از محل قرض الحسنه به کارمندان دادند و قانونی رانت دادند! وامهای کلانی به غیر فرودستان دادند و فرودستان برایشان کلی مانع برای وام ارزان قرض الحسنه، رانت کشاندن به اسم های مختلف برای خودرو.. سالهایی که حتا تحریم شدید و جنگ نبود عامدا مافیای خودرو تقویت کردند… نباید خودروها بالای یک میلیارد می رسید برندهای پلتفرم پراید و تیبا و ساینا و سمند، نباید خودروی چندین میلیارد تا چند ده میلیارد ی تولید و وارد میشد! این مافیایی ها هدف مشروع قرار می گرفتند سالها این رژیم خود بخود نابود میشد و قوای بدنه مردمی مسلح و مردم قیامشان انجام میشد.. بخشی مهمی از این فکر غلط خارجی ها بود.. تحریم فله ای و فشار بر مردم فرودست به امید قیام گرسنگان.. امثال مشاوران آقای ترامپ و بی بی ندید چگونه مردم عای فرودست چنان استرسی زنده مانی گرفتند بجای قیام… دنبال شمع و گالن آب و بیسکوئیت افتادند؟! متوجه هنوز نشدید خیلی بیش از نچه فکر کنید طبقات فرودست به انحطاط و انفعال کشانده شده بر اثر فشار، حاکمیت فعلی فهمیده، شما نفهمیده اید خارجی ها و اپوزیسیون ها؟!
رانت و پارتی برای انواع شبکه های مافیایی و آنجا مردم فرودست هستند، تا جایی می تواند ضربه می زند! از بدشانی فرودستان، بخشی از دولتها خارجی و اپوزسیون معتقدند فشار بر فرودستان منجر به قیام می شود! در حالی گفتند و کلی توضیح دادند، مردم نارضی هستند، شرایط قیام سالهاست فراهم است، مردم اکثرا عبور کردند، آنهایی پشت این حکومتند همان رانتخوران و مافیایها هستند! نیازی به قحطی و زدن گاز و اب و برق مورد استفاده مردم نیست! بارها گفتند، شرایط رژیم چنج، حذف عاملان حاکمیت است… از حاکمان تا شبکه های مافیایی… اتحادیه طلا و طلافروشان مانند بقیه محترکان و فاسدان اقتصادی اند و عامل دوام حکومت… اعضای این اتحادیه و طلافروشان.. شبیه شبکه صرافی و دلال نابکار دلار عامل حکومت… مانند خودروسازی و واردکنندگان و دارندگان و خریداران خودورها گران بالای یک میلیارد تومان… همگی بخشهایی از عمردهی به حاکمیت ظالم و فاسد و ظالم فعلی هستند… حتا اگر مذهبی نباشند… اینها بخشی شان غیر مذهبی اند و شاید اکثریت مذهبی… مذهب اسلام و شیعه حکومت ج.ا تبدیل به امر تجاری و کاسبی و فساد و ظلم و انحطاط و و فروپاشی اخلاقی و روانی کرده است!… و ترویج بیماریهای روحی چندشخصیتی ناشی این سرکوب عقیده و تفتیش عقیده.. احکام ظالامانه ارتداد و اجبار مسلمانی از راه فتل و اعدام مانند سایر احکام اسلامی.. بیزاری از اسلام و شیعه عمومی است و اما تا زمانی اخوند و سپاهی و بسیجی اخوندی هست و قانون احاکم اسلامی است، نجاتی در کار نیست از جهنم… حتا ۹۰% مردم در خفا بگویند مسلمان نیستند.. بیفایده است.. بیرون حکومت آنها مجبور میکند در تمام شئونات اعتراف به اسلام و شیعه یا سنی کند.. در تمام شئونات اجتماعی و آموزشی و اقتصادی و…
بعد در جنگ، خارجی ها می ایند عسلویه و پارس جنوبی مزنند، پارسال حکومت برای تامین برق صادراتی و ماینیگ و شرکتهای حامی میلیاریسم و مافیا، مردم عادی خانگی تحت فشار کمبود مصنوعی برق گذاشت، اما سوتی داد و گفت ۱۰۰ هزار مگاوات برق قبل جنگ بوده، اما دایما از تولید ۷۰ هزار مکاوات میکفت و کمبود ۳۰ هزار مکاوات… این مابه تفاوت همان دزدی برای تولید درامد برای کارهای ناشایستی است که منجر به تحریم و جنگ شد! عجیب مهاجمان خارجی کمک کردند به این حکومت.. زدن زیرساخت گاز و آب و برق مورد استفاده عموم! و در حالی ورودیهای برق مراکز تولید شرکتهای تسلیحاتی و کارگاههای محرمانه ماینیگ و ترمینالهای مرزی صادرات نفت و کاخ ویلاها خودروهای گران مافیا سالم ماند! عجیب نیست چرا چنین می شود؟!
جمعه, ۱۵ام خرداد, ۱۴۰۵