جامعه ایران در سالها و به ویژه ماههای اخیر بحرانهای متعددی را تجربه کرده است؛ از اعتراضات و سرکوب و کشتار گرفته تا جنگ، از نااطمینانی سیاسی، فشارهای فزاینده اقتصادی، آینده ای ناروشن تا فرسایش مستمر امید به آینده و حتی ضربه به اعتماد به نفس.
در چنین شرایطی معمولاً توجه همه به این معطوف میشود که حکومت چه خواهد کرد، قدرتهای خارجی چه تصمیمی خواهند گرفت، و آیا بالاخره مذاکرات جاری به نتیجه می رسند یا باید منتظر آغاز جنگی دیگر بود؟ و یا اپوزیسیون و مخالفین مدعی حکومت چه برنامهای دارند؟ و چرا به جای همکاری و گفتگو دائما درگیر منازعات و مناقشات درونی هستند؟ در این میان اما کمتر پرسیده میشود که خود جامعه چه باید بکند، و به طوری کلی، چگونه می تواند در این زمانه نامتعین و آینده ای نامعلوم، دست بر زانو و با اتکا به توان خود مجددا برخیزد و دوام بیاورد؟
در علوم سیاسی و جامعهشناسی مفهومی وجود دارد که میتوان آن را «تابآوری مدنی» نامید. مقصود از تابآوری مدنی توانایی یک جامعه برای حفظ پیوندهای انسانی، همکاری اجتماعی و کرامت فردی در شرایط بحران است.
واضح است که تابآوری مدنی به معنای انکار مشکلات نیست. همچنین به معنای سازگاری منفعلانه با وضعیت موجود نیز نیست. برعکس، به معنای آن است که جامعه اجازه ندهد بحرانهای عظیم، تمام ظرفیتهای اخلاقی و انسانی و همبستگی های درونی آنرا و اعتماد به یکدگر را نابود کنند.
یکی از بزرگترین خطرات دوران بحران، فروپاشی اعتماد است. انسانها ممکن است به حکومت بیاعتماد شوند، به رسانهها بیاعتماد شوند و در نهایت حتی به یکدیگر نیز بیاعتماد شوند. اما جامعهای که اعتماد در آن از بین برود، اعتماد به نفس و توانایی حل هیچ مشکلی را نخواهد داشت.
به همین دلیل، حفظ روابط انسانی، همکاریهای کوچک روزمره، شبکههای همیاری، دوستیها، انجمنها و نهادهای مستقل، صرفاً فعالیتهایی اجتماعی نیستند؛ آنها بخشی از سازوکار بقای جامعه هستند.
هانا آرنت زمانی هشدار داده بود که انزوای انسانها یکی از خطرناکترین پیامدهای بحرانهای سیاسی است. انسان منزوی نه فقط احساس تنهایی میکند، بلکه به تدریج احساس ناتوانی نیز پیدا میکند. برعکس، جامعهای که هنوز قادر به گفتگو، همکاری و همدلی است، حتی در سختترین شرایط نیز ظرفیت بازسازی خود را حفظ میکند.
گاهی تصور میشود که مقاومت فقط در خیابان یا در عرصه سیاست رخ میدهد. اما مقاومت میتواند شکلهای سادهتری نیز داشته باشد: کمک به یک همسایه، مراقبت از سالمندان، آموزش کودکان، حمایت از یک دوست در بحران، یا حتی حفظ صداقت و احترام متقابل در زمانی که نفرت و خشم در حال گسترش است. در چنین لحظاتی، جامعه از طریق همین کنشهای کوچک از خود محافظت میکند. برای مثال، چرا این شعار که «در ایران هیچ کس نباید گرسنه بماند» نباید همگانی شود؟ و چرا برای تحقق آن، کارزارهای مختلف راه اندازی نمی شوند؟
یکی دیگر از ابعاد تابآوری مدنی، حفظ افق آینده است. بحرانهای طولانیمدت معمولاً افق زمانی انسان را کوتاه میکنند. فرد دیگر به سالهای آینده فکر نمیکند؛ به آخر ماه، حقوق بعدی یا بحران بعدی فکر میکند. اما جامعهای که توانایی تصور آینده را از دست بدهد، به تدریج دچار فرسودگی عمیق میشود.
به همین دلیل، آموزش، فرهنگ، کتاب، هنر و گفتگو در جمع های کوچک و تشکیل گروه های کوچک کتابخوانی، فقط فعالیتهای فرهنگی نیستند؛ آنها ابزارهای حفظ آیندهاند.
شاید مهمترین ویژگی تابآوری مدنی این باشد که جامعه را از تبدیل شدن به مجموعهای از افراد منزوی و ناامید بازمیدارد. جامعهای که هنوز میتواند همکاری کند، به یکدیگر اعتماد کند و کرامت انسانی را پاس بدارد، حتی اگر از نظر سیاسی یا اقتصادی در وضعیت دشواری قرار داشته باشد، ظرفیت بازسازی خود را از دست نداده است. و اینجاست که شعارهای بسیار ساده ای مانند «در ایران هیچ کس نباید گرسنه بماند» معنا پیدا می کند.
در نهایت، پرسش اصلی شاید این نباشد که بحران چه زمانی پایان مییابد. بلکه این باشد که تا آن زمان، چگونه میتوان جامعه را زنده نگه داشت.
پاسخ این پرسش را نه فقط در دولتها و قدرتهای سیاسی، بلکه در خود جامعه و نهادها و فعالین مدنی باید جستوجو کرد. زیرا گاهی بزرگترین سرمایه یک ملت نه ثروت و نه قدرت، بلکه توانایی مردم آن برای حفظ انسانیت، اعتماد و همبستگی در دورانهای دشوار است. و شاید نام این سرمایه همان چیزی باشد که آن را تابآوری مدنی مینامیم.
کلام آخر اینکه اگرچه سازماندهی جامعه مدنی از طریق ایجاد تشکلهای بزرگ صنفی و مدنی بسیار اهمیت دارد و شاید بتوان گفت که یکی از نقاط ضعف جنبش های اعتراضی پیشین عدم سازماندهی و همبستگی فراگیر بوده است، اما در شرایط کنونی می بایست مجددا از لایه های پایینی و زیرین تر آغاز کرد، از نهادهای خیریه ای، جمع کوچک کتابخوانی، از تشکیل گروه های همیاری در محلات برای کمک به مستمندان و سالمندان، تا گروه های کوچک آموزشی برای جبران عقب افتادگی های آموزشی در اثر تعطیلی مدارس، با این شعار محوری که «در ایران نباید کسی تنها و گرسنه بماند»
حمید آقایی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.