با پایان مهلت ۶۰ روزه عملیات نظامی آمریکا علیه ایران در ۱۱ اردیبهشت به یک نقطه عطف حقوقی و سیاسی برای دولت دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا رسیدهایم. چرا که طبق قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳، رئیسجمهور تنها ۶۰ روز میتواند بدون مجوز کنگره نیروهای نظامی را در درگیری نگه دارد و پس از آن باید جنگ را متوقف کرده و نیروها را به آمریکا برگرداند! از همین رو چهار رویدادی که ممکن است در روزهای پیشرو رخ دهد را بررسی کرده و با شما به اشتراک میگذارم…
درخواست مجوز رسمی از کنگره برای ادامه جنگ
در این حالت، ترامپ باید از کنگره مجوز استفاده از نیروی نظامی بگیرد. این مسیر از نظر حقوقی شفافترین گزینه است، اما از نظر سیاسی پرریسک محسوب میشود؛ زیرا هنوز مشخص نیست جمهوریخواهان حاضر باشند رسماً مسئولیت ادامه جنگ را بپذیرند. «جان کورتیس» سناتور جمهوریخواه اعلام کرده که از ادامه عملیات نظامی فراتر از ۶۰ روز بدون مجوز کنگره حمایت نخواهد کرد و این موضع را هم مبتنی بر ملاحظات تاریخی و هم قانون اساسی دانسته است. همچنین «برایان مست» رئیس جمهوریخواه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان هشدار داده که پس از عبور از این مهلت، «ترکیب آرا کنگره میتواند متفاوت باشد»؛ مواضعی که عملاً به احتمال ریزش حمایت جمهوریخواهان اشاره دارد.
پایان دادن به عملیات نظامی در ایران
بر اساس قانون، ترامپ میتواند تصمیم بگیرد حضور نظامی آمریکا را کاهش دهد یا عملیات را متوقف کند. در صورتی که ترامپ به سراغ این گزینه برود، نشاندهنده تمایلش به مدیریت هزینههای سیاسی و نظامی این جنگ خواهد بود که هر روز در حال افزایش است.
استفاده از مهلت ۳۰ روزه برای خروج نیروها
قانون اجازه میدهد رئیسجمهور آمریکا پس از مهلت ۶۰ روزه، یکبار و فقط برای تسهیل «خروج امن نیروها» مهلت را ۳۰ روز تمدید کند. نکته مهم این است که این تمدید از نظر حقوقی مجوز ادامه عملیات تهاجمی محسوب نمیشود و بیشتر یک زمان برای مدیریت پایان حضور نظامی است.
نادیده گرفتن پایان مهلت ۶۰ روزه و ادامه جنگ بدون مجوز کنگره
در تاریخ ایالات متحده، موارد محدودی همچون عملیات نظامی آمریکا در لیبی و کوزوو وجود دارد که رئیس جمهور آمریکا به محدودیتهای قانون اختیارات جنگی بیتوجهی کرده است. اگر چه هیچ یک از دو نمونه اشاره شده مشابه جنگ با ایران نبودهاند، اما یکی از سناریوهای جدی این است که ترامپ نیز مهلت ۶۰ روزه را الزامآور تلقی نکند و بدون مجوز کنگره به عملیات ادامه دهد. اقدامی که میتواند به یک منازعه حقوقی و سیاسی و حتی دلیلی برای استیضاح ترامپ در آینده باشد.
با توجه مواردی که ذکر شد اکنون رییسجمهور آمریکا در یک تنگنا قرار گرفته است! در واقع ترامپ چه جنگ را ادامه دهد و چه جنگ را متوقف کند او پیروز این درگیری نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیکی نخواهد بود چرا که به هیچ یک از اهداف اصلی خود نرسید و تنها توانست رژیم ایران را تضعیف کند!
اگر رییسجمهور آمریکا تصمیم به پایان جنگ بگیرد در واقع بدون دستآورد خاصی جنگ را تمام میکند! چرا که او در این جنگ نه برنامه موشکی رژیم ایران را برای همیشه حذف کرده است، نه قابلیت پهبادی رژیم ایران را از کار انداخته است، نه سرنوشت بیش از ۴۷۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده مشخص کرده است و نه توانسته تنگه هرمز را بازگشایی کند! همچنین برخلاف ادعای روز نخست جنگ هم او فراخوانی برای حضور معترضان در خیابانهای ایران نیز صادر نکرده که به وضوح عدم دستآورد سیاسی برای ترامپ را نشان میدهد که اثرات خود را در انتخابات میاندورهای کنگره و سنای آمریکا که هشت ماه آینده برگزار میشود خواهد گذاشت!
همچنین اگر دونالد ترامپ بخواهد جنگ را بدون مجوز کنگره و حمایت حزب جمهوریخواه آمریکا ادامه دهد راه را برای استیضاح خود باز خواهد کرد که با توجه به این که احتمال بسیار زیاد حزب دموکرات ایالات متحده در انتخابات میاندورهای کنگره و سنا دست بالا را داشته باشد میتوان انتظار داشت که او توسط حزب دموکرات مورد استیضاح قرار بگیرد! استیضاحی که حتی همین الان که جناح چپ حزب دموکرات که میتوان گفت قدرت را در اختیار گرفته از آن سخن میگوید و تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای ادامه جنگ آن را با دلیل موجه سیاسی برای استیصاح تبدیل میکند!
از همین جهت میشود گفت تا کنون ترامپ در یک دوراهی برای یک شکست استراتژیک است، مگر این که در روزهای پیشرو محاصره دریایی ترامپ با توجه به پرشدن مخازن نفت ایران که آسیب این مخازن را احتمالا درپی خواهد داشت جواب دهد و تهران وادار به پذیرش شروط ترامپ شود، که در این صورت نتیجه به سود ترامپ خواهد شد! باید منتظر ماند و دید در روزهای آینده چه روی خواهد داد…
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.