با آغاز جنگ جاری بین رژیم ایران و ارتش‌های اسرائیل و آمریکا برخی از ایرانیان به مخالفت با جنگ جاری پرداختند و آن را علیه منافع مردم ایران دانستند که از سوی حامیان ایرانی جنگ کنونی به حمایت از رژیم ایران متهم شدند!

در این میان برخی از حامیان رژیم ایران نیز به مخالفت با جنگ می‌پردازند و آنان برای بقای سیاسی رژیم با آن مخالف هستند و به همان اندازه حامیان سپاه پاسداران نیز از ادامه جنگ استقبال می‌کنند و هرگونه عقب‌نشینی را خیانت میدانند!

اگر با همین منطق مخالفت با جنگ و پیوند آن با حمایت از رژیم ایران پیش برویم پس باید بگوییم حامیان جنگ هم با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوند دارند، به همین دلیل نمیشود با این موارد به یک نتیجه معقول دست یافت! از همین رو برای درک درست باید ابتدا درک کرد از چه منظری با جنگ مخالف هستند!

در این بستر ما در این نوشتار با حامیان رژیم ایران سخنی نداریم چرا که هر فرد و گروهی حتی به کلام در کنار رژیم ایران قرار بگیرد که دستانش بیش از ۴۷ سال به خون مردم ایران آلوده است و از فردای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مردم ایران را سرکوب کرده، مردود است! از همین رو این نوشتار به تحلیل دیدگاه مخالفان جنگی می‌پردازد که با رژیم ایران نیز مرزبندی‌ دارند!

اما مخالفان رژیم ایران که با جنگ نیز مختلف هستند از چه منظری با جنگ جاری مخالف هستند؟ در پاسخ باید گفت که این بخش از نیروهای سیاسی معتقدند که سرنگونی به وسیله حملات هوایی ناممکن میدانند و از همین رو برای محقق شدن آن نیروی زمینی لازم است که ایالات متحده و اسرائیل به این اقدام دست نمی‌زنند از همین جهت این جنگ نه تنها باعث بقای حکومت می‌شود بلکه ویرانی در دل جنگ باعث می‌شود پروسه سرنگونی حکومت به تعویق بیفتد!

در همین بستر این نیروها فضای جنگی را یک موقعیت استراتژیک برای رژیم ایران می‌دانند که در دل آن می‌تواند نه تنها جامعه مدنی و نیروهای اعتراضی را سرکوب کند بلکه همزمان با اعدام زندانیان سیاسی فضای سرکوب را تشدید کرده که با این عمل مبارزات ضد دیکتاتوری به حاشیه رانده می‌شود!

نیروهای سرنگونی‌طلب ضدجنگ همچنین می‌گویند جنگ باعث می‌شود رژیم ایران با پروپاگانداهای ناسیونالیستی، حفاظت از ایران و بقای زندگی مردم، بخش خاکستری جامعه را جذب کرده و از جنبش سرنگونی‌طلبی دور کند! از همین رو جنگ را یار کمکی رژیم ایران در زمین مبارزه با دیکتاتوری میدانند!

به همین جهت میبینیم که ضدیت مخالفان رژیم ایران با جنگ جاری نه در حمایت از رژیم ایران بلکه دقیقا در حمایت از جنبش سرنگونی‌طلبی است و جنگ را موجب پدید آوردن فضای میداند که پیشروی جنبش سرنگونی‌طلبی را تعویق می‌اندازد!

تحلیلی که اگر دود و غبار پروپاگاندا رسانه‌های فارسی‌زبانی مانند «ایران اینترنشنال» و اپوزیسیون راست-افراطی سلطنت‌طلب کنار بزنیم به درستی آن پی خواهیم برد و درک خواهیم کرد هیچ‌جنگی موجب دموکراسی پایدار نه تنها نمیشود بلکه باعث خواهد شد جنگ‌سالاران، تمامیت‌خواهان و نیروهای سیاسی وابسته به بیگانه که علیه منافع ملی به قدرت برسند!

در همین بستر و این تحلیل می‌شود گفت تمام نیروهای سرنگونی‌طلبی که در پی استقرار یک دموکراسی متکثر حقوق‌بشری در ایران هستند نه تنها باید مرزبندی‌ با رژیم ایران و سیاست‌های جنگ‌افروزانه تروریستی آن اعلام کنند بلکه مخالفت خود را با هرگونه جنگ‌خارجی و فضای جنگی که در خدمت رژیم ایران است نیز اعلام کرده و بر مبارزات مستقلانه جامعه ایران بدون وابستگی خارجی و بر اساس همبستگی ملی مردمان ایران برای استقرار دموکراسی سکولار حقوق‌بشری تاکید کنند و نقش مسیر یک دموکراسی پایدار برای ایران را پدیدار کنند!

✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)