از آغاز جنگ جاری بین رژیم ایران و ارتشهای اسرائیل و آمریکا که نزدیک به هشتاد روز از آن میگذرد، در اسرائیل بارها نظرسنجیهای متفاوتی برگزار شده که همگی یک نتیجه را مشخص کردهاند و آن این بوده است: «اکثریت مردم اسرائیل از جنگ با رژیم ایران حمایت میکنند»
این نتایج در حالی است که در جنگهای پیشین ارتش اسرائیل در لبنان و غزه شاید در ابتدا این جنگها حمایت اجتماعی شکننده را برخوردار بوده اما در ادامه بر مخالفت با جنگ تاکید کردهاند! ما این را در جنگ ارتش اسرائیل با حماس در غزه مشاهده کردیم که شش ماه پس از آغاز، جامعه اسرائیل اعلام کرد دیگر حماس خطری نیست و باید جنگ تمام شود هرچند دولت اسرائیل آن را ادامه داد! اما در قبال جنگ جاری علیه رژیم ایران ما نه تنها حمایت ابتدایی شکننده را در اسرائیل مشاهده نکردیم بلکه اکنون نیز همچنان حمایت از جنگ جاری با رژیم ایران با نظر مثبت افکار عمومی روبروست!
البته نمیشود کتمان کرد که مخالفان جنگ حضور ندارند! بلکه به صورت سنتی بیش از ۳۰ درصد جامعه اسرائیل با جنگ مخالف هستند! در همین جنگ کنونی نیز در تلآویو که پایتخت بینالمللی اسرائیل شناخته میشود بارها تجمعات ضدجنگ راه افتاده و حتی ماه پیش نیز فعالان ضدجنگ اسرائیلی با پلیس اسرائیل درگیر شدند و این جنگ را، جنگی نتانیاهو ساخته اعلام کردند که برای بقای سیاسی خود راه انداخته است! اما با این حال این معترضان در مقابل حامیان ۷۰ درصدی جنگ در اقلیت قرار دارند!
برای پاسخ به چرایی حامیان کثیر جنگ در اسرائیل باید به سیاست رژیم ایران توجه کرد! چرا که رژیم ایران را نمیشود حتی با لبنان یا مناطق فلسطینی مقایسه کرد! ما در لبنان تکثر اندیشه را شاهد هستیم که حتی بخشی اعظمی از آنان اسرائیل را هم به رسمیت میشناسند یا در خود فلسطین ما میبینیم تشکیلات خودگردان فلسطین نه تنها اسرائیل را به رسمیت شناخته بلکه با سازمان اطلاعات و امنیت ملی داخلی اسرائیل موسوم به شاباک در مبارزه با تروریسم همکاری میکند، اما چنین شرایطی را ما در ایران تحت حاکمیت رژیم ولایتفقیه مشاهده نمیکنیم!
رژیم ایران به هیچ شکل ممکن اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد! رهبرانش آشکارا میگویند باید اسرائیل محو شود، سپاه پاسدارانش میگوید مردم اسرائیل باید در دریا انداخته شوند، صدا و سیما حکومتی رژیم ایران آشکارا از کشته شدن هر اسرائیلی خوشحال میشود و حتی برای غیرنظامیان هم از واژه به هلاکت رسیدهاند استفاده میکند، در میدان فلسطین تهران روزشمار نابودی اسرائیل نصب میکنند و در نهایت با تشکیل و تجهیز گروههای شبهنظامی در اطراف اسرائیل و انجام عملیات تروریستی درون این کشور، غیرنظامیان اسرائیلی را به قتل میرسانند!
مجموعه این عوامل باعث شده که در نگاه شهروند اسرائیلی، سیستمی که در ایران در قدرت است نه منتقد یا مخالف سیاستهای اسرائیل در خاورمیانه یا مناطق فلسطینی باشد، بلکه با موجودیت اسرائیل و ملت یهود تضاد دارد و میخواهد آن را از بین ببرد!
به همین جهت حمایت از جنگ جاری با رژیم ایران در جامعه اسرائیل را نمیشود به جنگطلبی مردم اسرائیل تعبیر کرد بلکه در واقع سیاستهای مقامات تهران باعث شده که جامعه اسرائیل از هرگونه عملیات نظامی علیه رژیم ایران حمایت کنند! همچنین این سیاستهای رژیم ایران باعث شده که جریانات راستگرا و راست-افراطی اسرائیلی که همواره از جنگ، توسعهطلبی یهودی، حذف جمعیت عرب مسلمان و حتی کشتار غیرنظامیان ممالکی که منتقد و مخالف اسرائیل باشند حمایت میکنند نیز با پروپاگاندا امنیت ملی مقبولیت اجتماعی پیدا کنند!
در واقع سیاستهای رژیم ایران نه تنها باعث گسترش جنگافروزی بلکه باعث گسترش راسیسم در جامعه اسرائیل هم شده است! میتوان گفت رژیم ایران اکنون نقشی را بر عهده گرفته است که پیش از این جمال عبدالناصر رئیسجمهور سابق مصر و صدام حسین رییسجمهور سابق عراق بر عهده داشتند!
اما اکنون میبینیم تاریخ تکرار شده است! همانگونه سیاستهای جنگافروزی ناصریسم در مصر و بعثیسم در عراق علیه آنها شد، اکنون رژیم ایران نیز در آتش جنگافروزی اسلامیستی گرفتار شده است که خود آن را افروخته! منتهی رژیم ایران اکنون دارد یک ایران را هم با خود قربانی میکند و برای اهداف ایدئولوژیک خود، غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی را به هدف مشروع نظامی تبدیل کرده است!
از همین رو تا زمانی موجودیتی به نام رژیم ولایتفقیه در ایران بر سر قدرت باشد همواره ایران و ایرانی در معرض نابودی قرار دارد! به امید آن که جامعه ایران بتواند با مبارزات دموکراتیک خود پس از پایان جنگ برای همیشه این نقطه سیاه تاریخ ایران را پاک کند و فصلی نو در ایران را آغاز کند که به جای جنگ و نفرت، ایران پیامآور صلح و دوستی در منطقه خاورمیانه و جهان باشد!
✍️کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.