چکیده
این نخستین بحث من در معرفی Legal Positivism به ایرانیان است. من در متون نوشتاری و شنیداری خود دربارهی «قانون طبیعی» (Natural Law) سخنهای فراوان گفتهام و نوشتهام. اینک قصد دارم آن شاخهی دوم از «فلسفهی قانون» (Jurisprudence, Legal Theory, Philosophy of Law) را معرفی کنم. فلسفهی قانون دارای دو شاخهی مطالعاتی و عملی به ترتیب تاریخی است: قانون طبیعی و سپس Legal Positivism. این مطالعات برای ما حیاتی خواهند بود هنگامی که ما فرصت تاریخی نوینی «بسازیم» تا قانون اساسی سوم کشور را بنویسیم. قانون اساسی سوم ما نباید از جنس گذشته باشد. و چون ما در تاریخِ خود قانونی جز قانونِ دینی نمیشناسیم و نمیفهمیم، شناخت تجربهی غرب یک امر ضروری است.
این مباحث به ما یاری خواهند کرد تا بتوانیم قانون سکولار را بفهمیم و سپس بنویسیم. این مقاله به بررسی مبانی فلسفی نظریهی فایدهگرایی یا غایتنگری (Utilitarianism) از بِنتام (Jeremy Bentham) و تأثیر آن بر توسعهی تحلیلی علمقانون (Analytical Jurisprudence) یا فلسفهی قانون میپردازد. من خاطرنشان میکنم که نظریهی فایدهمندی نخستین بار بهطور کامل در دیدگاههای جرمی بنتام فرمولبندی نهایی شد؛ بدین معنا که سوژهی قدرتمند در شکلدهی به یک نظام هنجاریِ الزامی، میباید الگوهای رفتاری مؤثر و واقعی و مبانی کنشی برای سوژهها ایجاد کند که برای کل جامعه سودمند باشد. این تز از بسیاری جهات در شرایط هستیشناختی-معرفتشناختیِ عصر بنتام، پاسخی ایجابی به نظریات نوظهور «حقوق طبیعی» (Natural Rights)بود و بهطور قابلتوجهی بر توسعهی پوزیتیویسم قانونی بریتانیا تأثیر گذاشت.
در عین حال، پرسش از محتوای قانونِ مفید و کارآمد در مراحل شکلگیری و توسعهی پوزیتیویسم تحلیلی، در بسترهای متفاوتی ادراک شده است. نظریات کلاسیک جان آستین (John Austin) و هانس کلسن (Hans Kelsen) بر جنبهی صوری-حقوقیِ قانون، مرتبط با ساخت یک نظام اجرایی بهینه تأکید داشتند. متعاقباً، در نظریه اچ. ال. ای. هارت (H. L. A. Hart) که فلسفهی قانونِ بریتانیا را بهشدت متحول کرد، جنبهی عقلانی-فایدهگرایانه (Rational-Utilitarian) پذیرفته و در یک مفهوم خاص از قانون (the concept of law) ادغام شد. نتیجهگیری من این است که نظریهی فایدهمندیِ بنتام در واقع در پوزیتیویسم قانونی(Legal Positivism) غرب، به جایگزینی برای ارزششناسی (Axiology) قانون طبیعی بدل شده است که بر استدلالهای عقلانی برای پذیرش آگاهانهی نظام هنجاری(Normative System) در صورت کارآمد بودن آن تمرکز دارد.
درین متن «قانون» با «حقوق» یکی پنداشته نمیشوند. توجه خوانندگان به این امرِ مهم ضروری است.
ادامه مطلب

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.