روز جهانی کارگرِ این‌ سال هیچ شوقی را در دلِ طبقه کارگر ایران دامن نزد و هیچ صدایی از این اردوی بیشمار کار پژواک نداشت. کارگاه و کارخانه و خیابان آرام و ماتم زده نه به‌یاد این روز که نگران روزها و فرداهای کارگران افسرده می‌نمود و هیچ عاملیتی در ابراز خواسته‌های حق جویانه و صلح‌طلبانه‌ی خود نداشت.

 

روز جهانی کارگر “اول ماه می” و خواست کارگران برای پایان جنگ، استقرار و تحکیم صلح

حسین اکبری

 

اول ماه می (یازده اردیبهشت) روز جهانی کارگر ۱۴۰۵ در فضایی آکنده ار بیم و امید گذشت. بیمی سرشار از غریو جنگ تجاوزکارانه‌ای که علیه میهن ما برپا شد و جز خرابی، کشتار و جنایت علیه بشریت نداشته و ندارد و امیدی که در توافقی دوهفته‌ای و سپس برای مدت نامعلوم در این خاموشی بی‌رحم جهان به سود ادامه وضع موجود، سُو سُو می‌زند. جهان در برابر این تجاوز آشکار لب فروبسته و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی از سازمان ملل متحد تا سازمان بین المللی‌ِکار در سکوتی مرگبار، آتش‌بس شکننده که تعیین سرنوشت آن به دست متجاوزین است را نظاره‌گرند!

روز جهانی کارگرِ این‌ سال هیچ شوقی را در دلِ طبقه کارگر ایران دامن نزد و هیچ صدایی از این اردوی بیشمار کار پژواک نداشت. کارگاه و کارخانه و خیابان آرام و ماتم زده نه به‌یاد این روز که نگران روزها و فرداهای کارگران افسرده می‌نمود و هیچ عاملیتی در ابراز خواسته‌های حق جویانه و صلح‌طلبانه‌ی خود نداشت.

در حالی که آتشباری موشک‌ها و بمباران‌ها، متوقف شده است اما جنگ چهره‌ی دیگرش را بر زندگی کارگران مستولی کرده‌ است. پیامد و تبعات این‌ جنگِ‌ ویرانگر بصورت اخراج‌های فزاینده و لغو قراردادهای موقت، سرکوب دستمزدها و سفره‌هایی که هر روز کوچکتر می‌شود، با گذشتِ بیش از سه‌ماه از جنگ تجاوزکارانه‌ی تحمیلی بیداد می‌کند. این بیدادگری ناشی از جنگ در کشور ما ایران پیشینه‌ی دیرینه‌ای دارد.

میهن ما ایران را سه جنگ تحمیلی در کمتر از نیم قرن آزرده است. و اکنون در جریان جنگ سوم که ایران و فرزندانش از شیرخواره تا کودک دبستانی، از زن و مرد و پیر و جوان و از کارگران و زحمتکشان قربانیِ‌ کشتار بی‌امان انواع سلاح‌های مرگبار متجاوزان شده‌اند، آتش‌بسی‌ شکننده و رعایت‌ناپذیری را تجربه می‌کند. در دو جنگِ اخیرِ متجاوزان امریکایی_ اسرائیلی به میهن ما، مدارس و دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز درمان، کارخانجات تولیدِدارو و سایر کارگاه‌ها و کارخانجات صنعتی، پژوهش‌کده‌ها و مراکز دانش بنیان و کسب و کارهای خُرد و موسسات فرهنگی و حتی آثار تاریخی ثبت در یونسکو، پل‌های ارتباطی بین شهرها، خطوطی از راه آهن و زیرساخت های کشور نابود شده‌اند.

کشورهای منطقه نیز از اثرات ویرانگرِ جنگ مصون نمانده‌اند و کارگران و زحمتکشان در این کشورها نیز به تبعات زیان‌بار جنگی که امپریالیسم آمریکا و وابسته‌ی تمام عیار و شریک جنایاتش، اسرائیل آتش آن‌ را برافروخته‌اند، دچار شده‌اند. کشورهای سرمایه‌داری مرتجع در منطقه هر یک به میزان مشارکت خود در جانبداری و واگذاری زمین و فضای خود به متجاوزان سهمی در این جنایات جنگی داشته و دارند. جنگی که با شعار و بهانه‌ی کمک به رهایی مردم ایران از ستم استبداد آغاز و با هدف قراردادن زیرساخت‌های کشور و شعار محو تمدن ایران ادامه یافته است.

جنگ بیش‌ از همه به کارگران و زحمتکشان آسیب‌ رسانده و می‌رساند. طبقه کارگر به‌ویژه در موقعیت کنونی ایران نمی‌تواند بیزاری خود را از جنگ پنهان کند، زیرا:

– جنگ امنیت را از کارگران گرفته است. کارگران ایران خوب می‌دانند که امنیت و نبود آن یعنی چه! چرا که سالیان دراز با قراردادهای موقت اهدایی پس از جنگ هشت ساله، امنیت شغلی و اجتماعی خود را از دست داده‌اند و درد ناامنی را بسیار کشیده‌اند. خوب می‌دانند که جنگ به تشدید ناامنیِ همه‌جانبه دامن می‌زند. نمونه‌ی موشک‌باران و نابودی واحدهای تولید محصولات پتروشیمیایی (جدای از کارگران بخش پالایش پتروشیمی) تا به امروز و احتمال بیکاری نزدیک به ۲۵هزار کارگرانِ این واحدها (بعنوان بخشی از زیرساخت‌های اقتصاد توسعه در ایران) یکی از مواردیست که در وهله نخست امنیت شغلی و اجتماعی طبقه کارگر ایران را برباد داده‌است. اثرات چنین بیکارب‌ها، صدها کارگر و خانوارهای آنان را مستقیم در برخواهد گرفت و می‌توان تصور کرد که صدها برابر بیشتر از کارگران به سبب وابستگی به مواد اولیه تولیدی این واحدهای ویران شده، بطور غیر مستقیم در خطر بیکاری قرار می‌گیرند و از این بابت میلیون‌ها نفر از خانوارهای کارگری آسیب خواهند دید.

– جنگ برای کارگرانِ ایران فقر و فلاکت بیشتر به ارمغان آورده و خواهد آورد و کارگران ایران خوب می‌دانند که فقر و فلاکت چیست! چرا که سالیان دراز پس از جنگ نکبت‌بار هشت‌ساله، با تصویب قوانین و مناسیات ناعادلانه در روابط کار و با اجرای سیاست‌های مزدی نامنتاسب با تورم و نرخ‌های واقعی سبد هزینه‌ی استاندارد که سرکوب‌ دستمزدها را به دنبال داشته است، سبب گسترش انواع فقر مطلق و نسبی در زندگی طبقه کارگر شده‌ است و حالا با ادامه‌ی جنگ تجاوزکارانه آمریکایی _ اسرائیلی، بارِدیگر تعطیلی کار و کارگاه و نابودی تولید و اقتصاد، نانِ اندکِ سفره آنان را همراه با غم از دست دادنِ بسیاری از کارگران و قربانیان زیر آوار خرابی کارخانجات در آمیخته‌ است.

– جنگ برای کارگران بیکاری بیشتر را ببار آورده و خواهد آورد. کارگران ایران به درستی بیکاری را بدترین آفت در زندگی اقتصادی و اجتماعی خود می‌دانند، طبقه کارگر ایران بیکاری را در شکل‌های مختلفی از تعطیلی و خرابی محیط‌های کار و تولید، از خصوصی‌سازی‌ها و تغییر کاربری و تخریب کارخانجات برای ایجاد مستغلات به قصد کسب سودهای سرشار سرمایه‌داران را تجربه کرده‌اند و حالا در این جنگِ نکبت‌بار به چشم خود می‌بینند چگونه بمب‌های امریکایی _ اسرائیلی، مراکز صنعتی بی‌دفاع را با خاک یکسان ‌کرده‌ است تا از دلِ آن ویرانه‌ها، غارت منابع سرمایه‌ای را با تحمیل شرایط خود سامان‌ دهند. از سوی دیگر پایان جنگ‌ها در بیشتر موارد آغاز پیشبرد سیاست‌های بهره‌کشانه برای کسب سود و انباشت سرمایه از سوی سرمایه‌داران وطنی است و همراه با آن نقض تعهدات قانونی علیه نیروی کار به شکل گوناگون، بیرحمانه و بی پروا رواج می‌یابد.

این روزها بسیار شنیده می‌شود که کارفرمایان به شیوه‌ی رذیلانه‌ای به کارگران خود اعلام می کنند در صورت اصرار بر خواست اجرای مصوبه افزایش پایه حقوق ناچار از فسخ قرارداد با بخشی از کارگران خواهند شد و اگر کارگران با توافق افزایش پیشنهادی کارفرما موافقت کنند، شغل خود را حفظ خواهند کرد. بنا به گزارش ایلنا تنها صدهزار کارگر در استان خوزستان بیکار شده‌اند (ایلنا ۲۶/۱/۱۴۰۵) همین منبع از قول یکی‌ از نمایندگان خانه کارگر می‌نویسد: یکی از شرکت‌های به‌نام غرب تهران عنوان کرده‌است که در هر واحد ۱۰ تا ۱۲ نفر نیرو تعدیل کرده‌اند. عمده این تعدیل‌ها به دلیل شرایط پیش‌آمده اقتصادی است. نمایندگان کارگران ساختمانی بیکاری یک میلیون و دویست هزار کارگر را ثمره مستقیم این جنگ ویرانگر اعلام می کند.

– زبان جنگ زبانِ زور و سلاح است و قدرت‌های جنگ‌طلب زورگو و مستبد هستنند . آن‌ها آزادی‌ را قربانی امیال و خواسته‌های خود کرده و خواهند کرد. در عین حال برای فریب توده‌ها وعده آزادی می‌دهند!

کارگران ایران به خوبی می‌دانند که این وعده‌ی آزادی از سوی کشورهای متجاوز دروغی بیش نیست، چون دریافته‌اند که نظام‌ سرمایه‌داری در هر جای جهان، استثمارگر است و برای جلوگیری از ایجاد سازمان‌های مستقل و آزاد کارگری، تا به امروز با چه ترفندهایی آزادی سازمان‌یابی کارگران و زحمتکشان را سلب کرده و کارگران مبارز و آزادی‌خواه را به بند کشیده و کشتار کرده‌اند. “اول ماه می ۱۸۸۶ میلادی” یادآور این‌ جنایت تاریخی در ایالات متحده و ادامه‌ی آن در طول تاریخِ‌ تاکنونی در همه کشورهای ‌سرمایه‌داری جهان‌ است. از همین رو کارگران در می‌یابند که احزاب و جریانات حامی سرمایه چه غالب و چه مغلوب، هر ازگاهی برای کسب قدرت سیاسی و مبارزه با رقبای خود، شعار آزادی و آزادی‌خواهی را برای فریب توده‌ی کار و زحمت، به‌کار می‌گیرند تا آزادی و امنیت سرمایه‌ و رشد آن را تضمین کنند.

– جنگ در نفس خود ابزار نابرابری و تبعیض است. جنگ همه‌ی فرصت‌ها برای مبارزاتِ رهایی‌بخش، برابری‌خواهانه و عدالت‌جویانه را می‌سوزاند و به جای آن بذر تبعیض و نابرابری‌های طبقاتی، جنسیتی، قومی و ملی و نژادی را برای پیشبرد مقاصد سرمایه‌دارانه می‌کارد. کارگران دریافته و بیشتر درخواهند یافت که جنگ‌طلبان در اردوی سرمایه همواره به دروغ شعار عدالت، برابری و یکسانی حقوق زن و مرد و اقوام و ملیت‌ها را می‌‌دهند. جنگ‌طلبان از ره‌آورد بکارگیری این شعارها به دشمنی و کینه بین همه توده‌های کار و زحمت دست می‌زنند تا ماهیتِ تجاوز خود به حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی در همه عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به زیان کارگران و به سود خود را پنهان کنند. سرمایه‌داری نه تنها به حقوق کارگران تجاوز می‌کند که حتی برای پنهان سازی این تجاوز، به واژه ها و کلمات هم تجاوز می‌کند! تعدیل (که ریشه‌ی آن عدل است و در لغت معانی تقسیم عادلانه است) جای اخراج و کاهش نیروی کار را می‌گیرد تا از بار مبارزه علیه اخراج‌های لجام‌گسیخته بکاهد.

جنگ صدای اعتراض کارگران و زحمتکشان را در سینه‌ها می‌کُشد. خیابان و اعتراض و اعتصاب را به بهانه شرایط جنگی و پساجنگی از کارگران می‌ستاند و تا مدت‌ها پس از خاموشی رگبار آتش، با انواع توجیهات سودجویانه و به بهانه بازسازی و سازندگی، چتر سانسور و سرکوب را بر زندگی کارگران می‌گشاید.

جنگ دستاوردی جز ویرانی، کشتار، فقر و بیماری، غارت و استعمار، بردگی و استثمار و دیکتاتوری و استبداد ندارد و کارگران در طول تاریخ و در همه کشورهای جهان به درک این واقعیت رسیده و خواهند رسید و به پاس این ادراک وآگاهی اگر موانع جدی قانونی و فراقانونی در راه سازمان‌یابی طبقه کارگر وجود نداشت و کارگران از سازمان های صنفی و طبقاتی خود برخوردار بودند، بی تردید می‌توانستند در روز جهانی کارگر و در این شرایط دشوار، علیه جنگ و به سود صلح، در هر جا، از کارخانه تا خیابان شعار نه به جنگ سر دهند و برای زندگی، صلحِ سرشار بخواهند با چنین رویکردی امکانِ صلحی عادلانه و پایدار قابل دسترس‌تر می‌نمود.

زنده‌باد صلح! نابودباد جنگ!

زنده باد “اول ماه می” روز جهانی کارگران و زحمتکشان!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)