کودکستانها در سایه جنگ و قطع اینترنت؛ تعطیلی فراگیر، بلاتکلیفی آموزشی و بحران خاموش کودکان
با آغاز درگیریهای نظامی از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و تداوم آن تا اعلام آتشبس در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، یکی از بخشهایی که بهطور مستقیم و فوری تحت تأثیر قرار گرفت، حوزه آموزش کودکان خردسال و بهطور مشخص کودکستانها است. بررسی دادهها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی ایران نشان میدهد که بر اساس اعلام رسمی منتشرشده از سوی مسئولان حوزه تعلیم و تربیت کودک، فعالیت کودکستانها در سراسر کشور «تا اطلاع ثانوی» ممنوع اعلام شد. اما برخی از آنها ناچارا به فعالیت خود بازگشتهاند.
تعطیلی کودکستانها و مشکلات مضاعف برای خانوادهها
این تصمیم که در بستر شرایط امنیتی و نگرانیهای ناشی از حملات نظامی اتخاذ شد، به معنای توقف کامل آموزش حضوری برای میلیونها کودک در سنین پیشدبستانی بود. در اطلاعیهای دیگر نیز بر اجرای این ممنوعیت تأکید شده و حتی از برخورد با مراکز متخلف خبر داده شد.
این تعطیلی سراسری در حالی رخ داد که برخلاف دوره همهگیری کرونا، امکان جایگزینی آموزش آنلاین برای کودکستانها تقریباً وجود نداشت. دلیل اصلی این مسئله، قطع گسترده اینترنت در ایران همزمان با آغاز جنگ بود؛ وضعیتی که نهتنها ارتباطات روزمره را مختل کرد، بلکه هرگونه زیرساخت آموزش از راه دور را نیز از بین برد. در گزارشی درباره راهاندازی کارزار اتصال مجدد اینترنت، به تداوم اختلال شدید در دسترسی کاربران اشاره شده است. این شرایط عملاً موجب شد کودکان در سنین حساس رشد، از هر نوع برنامه آموزشی منظم محروم شوند.
در کنار تعطیلی آموزشی، پیامدهای اقتصادی نیز بر خانوادهها و مراکز کودکستانی تحمیل شد. گزارش منتشرشده در خبرآنلاین درباره وضعیت دریافت شهریه در زمان جنگ نشان میدهد که قراردادهای آموزشی در چنین شرایطی در وضعیت «نیمهتعلیق» قرار میگیرند و دریافت شهریه باید با ملاحظات خاصی انجام شود. اگرچه این گزارش مستقیماً به مدارس اشاره دارد، اما از نظر حقوقی، کودکستانها نیز مشمول همین چارچوب میشوند. این موضوع باعث بروز اختلافات میان والدین و مدیران کودکستانها شده و وضعیت مالی این مراکز را نیز با بحران مواجه کرده است.
از منظر اجتماعی و روانی، تعطیلی کودکستانها در شرایط جنگی پیامدهای عمیقتری به همراه داشته است. گزارشهای منتشرشده در رسانهها، از جمله گزارشی در تابناک، به تأثیر مستقیم جنگ بر کودکان اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که «هیچ کودکی نباید قربانی جنگ باشد» با این حال، در عمل، کودکان نهتنها در معرض خطرات فیزیکی ناشی از درگیریها قرار گرفتهاند، بلکه از محیطهای حمایتی و آموزشی نیز محروم شدهاند.
چالشهای خانوارها و فعالیت غیررسمی کودکستانها در سایه تداوم تعطیلیها
اما در همین گیرودار گزارشها نشان می دهد که برخی از کودکستانها به صورت چراغخاموش فعالیت خود را از سر گرفتهاند. ممنوعیت فعالیت مهدکودکها که در اواخر فروردینماه توسط ریاست سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک اعلام شد، همچنان به قوت خود باقی است. با گذشت دو هفته از ابلاغ این دستور، عدم بازگشایی این مراکز، والدین شاغل را در وضعیت دشواری قرار داده و آنها را میان مدیریت شغلی و مراقبت از فرزندان مستأصل کرده است.
بسیاری از والدین در جستجوی جایگزینی امن برای نگهداری کودکان خود، به گزینههای مختلفی از جمله کمک گرفتن از اقوام، دوستان و یا استخدام پرستار خانگی روی آوردهاند؛ انتخابی که بار مالی سنگین و جدیدی را به سبد هزینههای خانواده تحمیل میکند. در این میان، گزارشها حاکی از آن است که برخی از واحدهای آموزشی برای پاسخ به نیاز خانوادهها و تأمین هزینههای خود، فعالیتشان را به صورت غیررسمی و پنهانی آغاز کردهاند.
موضوع استرداد شهریهها نیز به چالش جدی دیگری تبدیل شده است. خانوادههایی که هزینه کامل دوره نهماهه را در ابتدا پرداخت کرده بودند، اکنون پس از گذشت تنها ۶ ماه از دریافت خدمات، با درهای بسته برای بازپسگیری مبالغ خود مواجه شدهاند. تداوم شرایط جنگی و تبعات ناشی از آن، عملاً امکان استفاده از خدمات حضوری را سلب کرده، در حالی که هزینههای قابلتوجه ثبتنام همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.
پرورش کودکان قربانی جنگطلبیهای ملایان
کودکستانها علاوه بر نقش آموزشی، کارکردهای مهمی در حوزه رشد اجتماعی، مهارتهای ارتباطی و حمایت روانی از کودکان دارند. تعطیلی طولانیمدت این مراکز، بهویژه در شرایطی که خانوادهها نیز تحت فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از جنگ قرار دارند، میتواند آثار بلندمدتی بر رشد کودکان برجای بگذارد. نبود تعامل با همسالان، کاهش فعالیتهای گروهی و افزایش قرار گرفتن در معرض فضای پرتنش خانوادگی، از جمله پیامدهای این وضعیت است.
نکته قابل توجه دیگر، کمبود محسوس گزارشهای دقیق و دادهمحور درباره وضعیت کودکستانها در این دوره است. بررسی رسانههای داخلی نشان میدهد که تمرکز اصلی پوشش خبری بر ابعاد نظامی و سیاسی جنگ بوده و مسائل اجتماعی، از جمله وضعیت آموزش کودکان، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ اطلاعاتی را میتوان ناشی از ترکیبی از عوامل، از جمله محدودیتهای اطلاعرسانی، قطع اینترنت و اولویتبندی رسانهای دانست.
نبود اطلاعرسانی شفاف و تداوم برخی محدودیتها، نشان میدهد که بازگشت به وضعیت عادی با تأخیر و پیچیدگی همراه بوده است. در واقع، حتی در صورت رفع کامل محدودیتها، بازسازی اعتماد خانوادهها و بازگرداندن کودکان به محیطهای آموزشی، نیازمند زمان و برنامهریزی دقیق خواهد بود.
در مجموع، دادههای موجود نشان میدهد که کودکستانها در ایران در دوره جنگ اخیر، با سه بحران همزمان مواجه بودهاند: تعطیلی کامل فعالیت، نبود جایگزین آموزشی به دلیل قطع اینترنت، و بلاتکلیفی حقوقی و اقتصادی. این وضعیت، در کنار پیامدهای روانی و اجتماعی برای کودکان، وضعیت سوءمدیریت یا به عبارت بهتر فقدان مدیریت از سوی حاکمیت ملایان را نشان میدهد که اولویت آنان نه آموزش و آینده آیندهسازان کشور که آینده بود و نبود خودشان و مطامع نظامی، سیاسیشان میباشد.
[آتش جنگ با آموزش و پرورش کودکان ایران چه کرده است؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.