
mage courtesy: dagospia.com
مقدمهی کارگاه
دربارهی دوره تازهی تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، یا جنگ در ایران، تفاسیر متفاوت و متعارضی وجود دارد. شیوهی فهم ما (کارگاه دیالکتیک) از این جنگ بر نگریستن به آن از منظر وضعیت جهانی تکیه دارد: خواه با نظر به دینامیک سرمایهداریِ بحرانزدهی متاخر و – متاثر از آن – بازآرایی سازوکارهای امپریالیستیِ محافظِ سرمایهداری و نیز تشدید منازعات میان کانونهای سرمایهداری یا بلوکهای امپریالیستی؛ و خواه با نظر به موقعیت و منافع پرولتاریا در متن این تحولاتِ تاریخی. در همین راستا، بر این باوریم که جنگ پردامنهای که اینک ایران کانون وقوع آن شده است، یکی از تازهترین تجلیات پیکارهای میان بلوکهای امپریالیستی (بهرهبری آمریکا و چین) بر سر هژمونیِ جهانیست. از این منظر، بهرغم همهی خودویژگیهای این جنگ و بازیگرانِ متخاصمِ آن، در تحلیل نهاییْ ما آن را جنگی غیرمستقیم میان دولتهای آمریکا و چین (و بخشا روسیه) میدانیم. لذا تحمیل این جنگ به مردمان ایرانْ بخشی از هزینهایست که ستمدیدگان بابت بحرانیشدنِ فزآیندهی نظم سرمایهداری میپردازند.
با توجه به اینکه روند شدتیابیِ بحرانهای ساختاری و درهمتنیدهی سرمایهداری به مرحلهی تاریخیِ تعیینکنندهای («بحرانیشدنِ» بحرانها) رسیده است، و با نظر به جایگاه نازل پیکارهای سازمانیافتهی پرولتاریا در موقعیت کنونی، باید اذعان کرد دامنهی چنین رخدادها و هزینههایی برای مردمان ایران و خاورمیانه و – بهطور کلی – «جنوب جهانی» فزونی خواهد گرفت. از آنجا که دولت ایران، در راستای راهبردهای معطوف به تضمین بقاء و منافعِ حاکمان (و بههزینهی مردمان تحتستم)، آشکارا مسیری همسو با (و وابسته به) بلوک شرقی قوای امپریالیستی اتخاذ کرده است، میتوان گفت تا جایی که به نقش دولت ایران مربوط است، این دولت تاکنون – بهواقع – بهنیابت و پشتوانهی بلوک شرقیْ این جنگ را پیش برده است. از این زاویه، این جنگ همچنین بر ماهیت حضور دولت ایران در جنگ داخلی سوریه روشنی میاندازد. مشخصا، در پرتو جایگیری راهبردیِ ویژهی دولت ایران در صحنهی منازعاتِ امپریالیستی، انتخاب حاکمان ایران برای «پیشکاریِ نظامیِ» دولت روسیه در میدانِ جنگ سوریه قابلفهم میشود؛ و مهمتر از آن، امکان بازخوانیِ انتقادیِ کلیت راهبرد کذاییِ «محور مقاومت» در چارچوب تاریخی وسیعترِ منازعات میان بلوکهای امپریالیستی فراهم میشود.
اما چرا چنین منظری لازمهی ایستادن در جبههی پرولتاریاست؟ در بیانی فشرده: برای اینکه در تلاطم پرشتاب رویدادهای هولناکْ خط راهنمای کلیِ معطوف به سوژههای بالقوه (ولی واقعی) را از دست ندهیم. یعنی بهجای تدارک ایستادگیِ مردمی در برابر جنگ (جنگافروزی، جنگطلبی و نظامیگری)، به ورطهی موضعگیری عاطفی/اخلاقی بهنفع یکی از طرفین جنگ (قدرتها/دولتها) کشیده نشویم. چون با توجه به این چارچوب تحلیلی، آرایشِ کلی این جنگ امپریالیستی را میتوان اینگونه (باز)ترسیم کرد: در یک طرف، بلوکهای امپریالیستی غرب و شرق و نمایندگان منطقهایِ آنها (دولتهای اسرائیل و ایران) قرار دارند؛ و در طرف دیگر، مردمانِ ستمدیده یا پرولتاریای ایران و لبنان و کل منطقه. این صورتبندی، مسلما نفس تخاصماتی که رانهی انضمامی–تاریخیِ منازعات جاری بودهاند را نفی نمیکند؛ بلکه به لایهی ژرفتری از سازوکارهای امپریالیستی ارجاع میدهد که هم جهت/چارچوبِ کلی این رویدادهای انضمامی را تعیین کردهاند؛ و هم در مسیرهای تاریخیای محقق و بازتولید میشوند که توسط این رویدادهای انضمامی گشوده شدهاند. متن حاضر، بهباور ما، شواهد مهمی دربارهی ماهیتِ بینا–امپریالیستیِ جنگِ تحمیلشده بر مردمان ایران عرضه میکند.
دیوید مکنالی، استاد تاریخ دانشگاه هوستون و ویراستار نشریهی اِسپکتر۱ است. او چهرهای شناختهشده در نقد اقتصادسیاسی مارکسیسیتی و نیز در سپهر اکتیویسم ضدسرمایهداریست و آثار مهمی در تلفیق نظریهی مارکسیستی و پیکار ضدسرمایهداری تالیف کرده است۲. برای آگاهی بیشتر دربارهی دیدگاهها و آثار نویسنده به مدخل ویکیپدیا یا به وبگاه دیوید مکنالی رجوع کنید. | تحریریهی کارگاه دیالکتیک، ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام۳
نویسنده: دیوید مکنالی
کارگاه دیالکتیک | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانی است.
مقدمه
ما در حال حاضر در مرحلهای از رقابتهای تشدید شدهی امپریالیستی قرار داریم. در حالی که من این متن را مینویسم، ایالات متحده و اسرائیل در حال پرتاب بمب بر فراز ایران هستند. یک تجاوز نظامی که بلافاصله پس از دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویهی همین سال صورت میگیرد. در مواجهه با چنین تحولاتی، وظیفهی همهی سوسیالیستها مقاومت در برابر تمامی اقدامات خشونتآمیز امپریالیستی است. در حال حاضر هیچچیز مبرمتر از ایجاد یک جنبش گستردهی ضدجنگ نیست.
در عین حال، وظیفهی یک چپ انترناسیونالیست جدی آن است که پویاییهایی را که زیربنای امپریالیسم نو است، تحلیل کند. این امر برای آگاهی عمومی، که لازمهی ایجاد جنبشهای قدرتمند است، اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، توضیحاتْ اغلب تنها در سطح باقی میمانند. اظهاراتی مانند «همه چیز فقط بر سر تصاحب نفت است» یا «ترامپ یک خودشیفته است»، تغییرات عمیق رقابت امپریالیستیِ معاصر ما را روشن نمیکنند. تحلیلهای چپ اغلب از این نکته غافل میشوند که در دوران نئولیبرال، مرکز جدیدی از انباشت جهانی پدید آمده که اکنون دامنهای جهانی یافته است: ظهور چین بهعنوان مرکز ثقل اقتصاد جهانی، آرایش ژئوپلیتیک امپریالیستی را بازتعریف کرده است. بههمین دلیل، استراتژیهای امپریالیستی فعلیِ ایالات متحده در درجهی اول حول محور کنترل نفوذ فزایندهی جهانی چین میچرخد.
تمرکز بر چین
چین طی ۴۰ سال گذشته به پویاترین منطقهی جهان از نظر انباشت سرمایه تبدیل شده است (Hung 2009; McNally 2011; Friedman et al. 2024). در سال ۲۰۲۴، سهم این کشور در تولید کالاهای جهانی ۲۷ درصد بود. این رقم برای ایالات متحده ۱۷ درصد، برای آلمان ۵ درصد و برای هند ۳ درصد بود. از سال ۲۰۰۱، چین بزرگترین تولیدکنندهی فولاد در سطح بینالمللی بوده است؛ این کشور با سرعتی خیرهکننده شهرهای جدید ساخته و اکنون نقشی پیشرو در زمینهی هوش مصنوعی یافته است.
این رشد عظیم چین در دهههای اخیر باعث ایجاد یک به اصطلاح «ابرچرخهی مواد خام» شد، زیرا رونق چین تقاضا برای نفت، گاز، مواد معدنی و سایر منابع طبیعی – و در نتیجه قیمتها – را بهشدت افزایش داده است. چین زنجیرههای تأمین را از آمریکای لاتین تا آفریقا و خاورمیانه ایجاد کرد و در صنایع مرتبط با مواد خام سرمایهگذاری کرد تا دسترسیاش به منابع حیاتی را تضمین کند. در این میان، «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) از اهمیت محوری برخوردار است، پروژهای که ازطریق آن پکن ۱.۴ تریلیون دلار در پروژههای بزرگ، بهویژه در بخشهای انرژی و معدن سرمایهگذاری کرده است. چین بهواسطهی عقد هزاران توافقنامه با ۱۵۰ کشور، همچنین به بزرگترین وامدهندهی دوجانبه در جهان تبدیل شده است (White 2026; Miller 2025). افزون بر این، نکتهی تعیینکننده این است که دولت چین اکنون در کنار کنترل گستردهاش بر مواد معدنی مهمی مانند کبالت و نیکل، نقشی محوری در استخراج عناصر خاکیِ نادر را بر عهده دارد؛ عناصر کمیابی که برای بخشهای نظامی و نیمههادیها اهمیت حیاتی دارند. بر اساس مطالعهی آژانس بینالمللی انرژی (۲۰۲۵)، چین امروزه بزرگترین تأمینکنندهی ۱۹ عنصر از ۲۰ ماده معدنی حیاتی مهم است (Pilling/Hook 2026).
«از آنجایی که ایالات متحده در ایجاد زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاریهای مستقیم برای تضمین دسترسی به منابع مهم از چین عقب مانده است، دولت آمریکا بر قابلیت اصلی خود یعنی برتری نظامی تمرکز کرده است.»
پیامدهای ژئوپلیتیک همهی اینها در آوریل ۲۰۲۵ ناگهان در معرض دید عموم قرار گرفت: ترامپ بهتازگی تعرفههایی به میزان ۱۲۵ درصد علیه چین وضع کرده بود. دولت چین، در اقدامی متقابل، مقررات سختگیرانهای را برای صادرات عناصر خاکیِ نادر (و آهنرباهای ساختهشده از آنها) وضع کرد. این اقدام از جمله برای خودروسازان آمریکایی چنان پیامدهای مخربی داشت که کاخ سفید با وحشت عقبنشینی کرد و تعرفههای چین را دوباره بهشدت کاهش داد. با این حال، این چرخش باعث شد تا کاخ سفید تلاشهای خود را برای کنترل حداکثری بر منابع استراتژیک، از نفت تا مس، و نیز تهدیداتش برای اشغال و کنترل مناطقی مانند گرینلند یا ونزوئلا را تشدید کند. در اینجا میتوان عناصری از یک استراتژی امپریالیستی را تشخیص داد که متعلق به منطق منحط رقابتهای سرمایهداری متأخر است.
مهار کردن چین یکی از دغدغههای اصلی دولت بایدن بود، اما در دوره ترامپ اهمیت بیشتری پیدا کرد. این موضوع از استراتژی امنیت ملی ایالات متحده (NNS 2025, 13) برای سال ۲۰۲۵ برمیآید که در آن «تضمین دسترسی به زنجیرههای تأمین و منابع حیاتی» بهعنوان بالاترین اولویت اعلام شده است. علاوه بر این، دولت ایالات متحده، با عجله، با بیش از ۲۰ کشور قراردادهای مواد خام امضا کرده و بهواسطهی آن در حال ذخیرهسازی استراتژیک عناصر نادر خاکی است. در فوریهی سال جاری، وزارت امور خارجهی ایالات متحده همچنین یک «نشست وزرای مواد معدنی حیاتی» برگزار کرد که در آن ۵۴ کشور شرکت داشتند؛ چین دعوت نشده بود. همزمان، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بلوک تجاری جدیدی برای منابع حیاتی معرفی کرد. در این میان، ترامپ همچنین اتحاد نظامی جدید «سپر قاره آمریکا» (Shield of the Americas) را با تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین اعلام کرده است – که به طرز معناداری بدون حضور برزیل، مکزیک و کلمبیا تشکیل شده است (The Economist, 26.2.2026; AP News, 5.2.2026; Chavez/Politi 2026).
اتحادیهی اروپا نیز برای اینکه در نبرد بر سر منابع از قافله عقب نماند، اکنون بهشدت وارد عمل شده و اخیرا بههمراه چهار کشور مهم آمریکای لاتین – برزیل، آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه – یک قرارداد منطقهی آزاد تجاری جدید امضاء کرده است. اتحادیهی اروپا همچنین در حال مذاکره با برزیل دربارهی پروژههای سرمایهگذاری مشترک در زمینهی منابع حیاتی است (Cohen 2026; Pooler et al. 2026). با این حال، خط درگیریِ تعیینکننده در حال حاضر میان ایالات متحده و چین است. به این معنی که تجاوزات نظامی اخیر ایالات متحده باید در این چارچوب دیده شود.
ایران و ونزوئلا: هدف ایالات متحده، چین است
با توجه به اینکه ایالات متحده در ایجاد زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاریهای مستقیم که دسترسی به منابع مهم را تضمین کنند، از چین عقب مانده است، دولت آمریکا بر روی قابلیت اصلی خود یعنی برتری نظامی تمرکز کرده است. این امر خطراتی را بههمراه دارد، حتی در مورد منافع خود، همانطور که خواهیم دید. با این وجود، این استراتژیِ حال حاضر است. تصادفی نیست که ترامپ اخیراً به دو کشور صادرکنندهی نفت که پیوندهای نزدیکی با چین دارند، یعنی ونزوئلا و ایران، حملهی نظامی کرده است.
«ترامپ نهتنها زمین و منابع موجود در آن را بتواره (فتیش) میکند، بلکه سود سرمایهداری را نیز بهسبک دریافت رانت و اجارهبها متصور میشود.»
برخلاف برخی اظهارات متفاوت، ایالات متحده بههیچ وجه به نفت ونزوئلا یا خاورمیانه وابسته نیست. اما چین قطعاً هست. ونزوئلا چهارمین دریافتکنندهی بزرگ وام از چین است که حجم کل آن تا سال ۲۰۲۳ از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته بود. و این وامها توسط نفت خام ونزوئلا تضمین شده بودند (و قرار بود با آن بازپرداخت شوند) – یعنی همان نفتی که ترامپ اکنون داعیهی تصاحب آن برای ایالات متحده را دارد (Wooley 2025). وقتی کاخ سفید اعلام میکند که «ایالات متحده دکترین مونرو را تأیید و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا در نیمکرهی غربی را بازیابی کند، از کشورمان محافظت نماید و دسترسی ما به مناطق جغرافیایی استراتژیکِ مهم در منطقه را تضمین کند» (The White House 2025a, 15)، این تلاشی است برای عقبراندن وسیع جایگاه اقتصادی و سیاسی چین در کل منطقه. ایالات متحده در تلاش است دسترسی پکن به نفت و منابع معدنی را محدود کند. کاخ سفید مطمئناً بههمین دلیل علاقهمند به انحصار دسترسی به ذخایر عظیم طلا، بوکسیت، کبالت و عناصر نادر خاکی در ونزوئلا است۴. واشینگتن بدینترتیب تلاش میکند امکان اِعمالنفوذ خود را بر چین افزایش دهد تا مانع از تبدیلشدن آن به قدرت مسلط جهانی شود.
در مورد خاورمیانه، آدام هانیه (۲۰۲۴) این انگیزهی پشت استراتژیِ امپریالیستی ایالات متحده را به شکلی تأثیرگذار توصیف کرده است. در اینجا نیز ایالات متحده وابسته به نفت منطقه نیست. در مقابل، چین وابسته است. حدود ۴۴ درصد از کل واردات نفت چین از آنجا تأمین میشود. روزانه تقریباً ۱.۴ میلیون بشکه از ایران ارسال میگردد. بنابراین، حضور مسلط واشینگتن در خاورمیانه و تضعیف ایران، هشدارهای آشکاری بهسمت یک رقیب ترسناک است که این پیام را مخابره میکند: کاخ سفید میتواند هر زمان که بخواهد، تأمین انرژی چین را به شدت مختل کند۵.
غصب زمین، ارز دیجیتال و قدرت بدون سیطرهی نخبگان
هرچقدر هم که ایالات متحده در دوران ترامپ قدرت نظامی عظیم خود را به رخ کشیده باشد، موفق نشده است از تبدیل.شدن چین به یک قدرت بزرگ جلوگیری کند. اما مهمتر از همه، ایالات متحده با نمایش این تسلط نظامی و تهدیدهای خود علیه کشورهای دوست مانند کانادا یا دانمارک، فرصتهای خود را برای رهبری یک بلوک امپریالیستی منسجم و متحد متشکل از آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن، کره جنوبی و سایر کشورها از دست میدهد. در عوض، زمانی که ترامپ و همراهانش علیه دوستان آمریکا خشمگین میشوند و متحدان تاریخی را تحت فشار قرار میدهند، بهواقع «سرمایه»ی هژمونیک خود را هدر میدهند. وقتی مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در مجمع جهانی اقتصاد (داووس) در ژانویهی ۲۰۲۶ گفت که «نظم مبتنی بر قواعد در حال محوشدن است، قویها هر آنچه میتوانند انجام میدهند و ضعیفها رنجهایی که باید تحمل کنند را متحمل میشوند»، از پدیدهی چندان جدیدی خبر نداد۶. بلکه او (کارنی) صرفاً واقعیتی را بهطور علنی بیان کرد که در میان مقامات دولتی و تصمیمگیرندگان سیاسی از زمان انتخاب مجدد ترامپ در سال ۲۰۲۴ کاملا شناختهشده بود.
اما این امر نشاندهندهی قدرت امپراتوری فعلیِ ایالات متحده نیست، بلکه نشاندهندهی ضعف آن است. تخریب اتحادهای تاریخی بازتابدهندهی خشم رئیسجمهور و کابینهاش است که در مواجهه با ظهور چین با محدودیتهای برتری اقتصادی و سیاسی خود روبرو شدهاند۷ (Fedor 2026). و ترامپ چهرهای ایدهآل برای پروژهایست که بر زورگویی و کارشکنیِ کورکورانه تکیه دارد. ترامپ بهعنوان کسی که ثروتش – که به پدرش برمیگردد – با معاملات املاک گردآوری شده است، وسواس تصاحب زمین دارد. حتی هیاهوی ترامپ برای تصرف غزه و تبدیل آن به یک استراحتگاه توریستی لوکس، به یک «ریویرای خاورمیانه»، بازتابی از این «ذهنیت زمینداریِ» استعماری است (Imbert/Ricard 2026). ترامپ یک تصور زمخت «مادیگرایانه» از سرمایه را با یک تصور به شدت «ایدهآلیستی» ترکیب میکند. او نهتنها زمین و منابع موجود در آن را بتواره میکند، بلکه سود سرمایهداری را نیز به سبک دریافت رانت و اجارهبها متصور میشود. در طول کل تاریخ سرمایهداری، کارکرد این امر بدین گونه بوده است که مالکیت زمین بهسان سرمایهی موهوم عمل کرده است، یعنی همچون کالایی که ارزش آن بر پایهی پیشبینیهای آینده استوار است و بنابراین موضوع معاملات – دلالی و جنون سفتهبازی – قرار میگیرد (Harvey 1982).
در حالی که تهدیدها برای تصاحب گرینلند و تبدیل کانادا به یکی از ایالتهای آمریکا با فتیش سرزمینیِ شکل قدیمیتری از امپریالیسم مطابقت دارد، اشتیاق به ارزهای دیجیتال نشاندهندهی جنونِ وسواسیِ سفتهبازان مالی است. رئیسجمهور آمریکا نه تنها «میمکوین ترامپ» ($Trump Meme-Coin) را عرضه کرد، بلکه وعده داده است که ایالات متحده را به «پایتخت کریپتو در جهان» تبدیل کند (The White House 2025b). در دورهای که چین در حال ساختنِ شاخههای صنعتی و زنجیرههای تأمین در مقیاسی جهانی است، الگوی سرمایهداری به سبک ترامپ بر کلاهبرداری املاک، ارعاب حقوقی و ارزشگذاری بیش از حد و متکبرانهی داراییهای مالی استوار است. همچنین بر تهاجمات نظامی، جنگهای تعرفهای و مذاکرات وسواسی بر سر معاملات بنا شده است. هرچند دولت ایالات متحده بر پروژههای سرمایهگذاری عینی مربوطه نظارت میکند، اما دنیای ذهنی ترامپی بر اساس یک الگوی انباشت «بازیِ سرجمع صفر» عمل میکند که برای انحصار دسترسی به منابع طراحی شده است، بی آنکه چشماندازهای واقعبینانهای برای توسعهی طولانیمدت ایجاد کند. برج ترامپ، مار–آ–لاگو، میمکوینها و یک رژیم مطیع در ونزوئلا ممکن است با تشویق جنبش MAGA روبرو شوند. اما دشوار بتوان در پس اینها یک استراتژی انباشت طولانیمدت و پایدار را تشخیص داد. و بهسختی میتوان تصور کرد که چگونه حملات نظامی، غصب زمین و جنگهای تعرفهای قرار است به یک بلوک امپریالیستیِ دوباره تقویت شده خدمت کنند، بلوکی که بتواند متحدانه در برابر عروج نهایی چین ایستادگی کند.
بنابراین، ما باید با یک نظم جهانی بیثبات/شکننده و ازهمگسیخته کنار بیاییم که بین جنگهای تمامعیار بر سر مواد خام و درگیریهای نظامیِ پراکنده در نوسان است. ترامپیسم صرفا تجلیِ این زوال گستردهی اجتماعی است. تأکید سرسختانهی رزا لوکزامبورگ بر اینکه جهان با انتخاب بین سوسیالیسم یا بربریت روبروست، بار دیگر معضل اساسی زمانهی ما را نیز توصیف میکند.
* * *
پانویسها:
۱ The Spectre Journal
2 برخی از مهمترین آثار منتشرشده از مکنالی عبارتند از: «اقتصادسیاسی و عروج سرمایهداری» (۱۹۸۸)، «علیه بازار: اقتصادسیاسی، سوسیالیسم بازار و نقد مارکسیستی» (۱۹۹۳)، «جهانی دیگر ممکن است: جهانیسازی و پیکار ضدسرمایهداری» (۲۰۰۱)، «زاغهی جهانی– اقتصاد و سیاست بحران و مقاومت» (۲۰۱۰)، «دیوهای بازار: زامبیها، خونآشامها و سرمایهداری جهانی» (۲۰۱۱)، «خون و پول: جنگ، بردگی، مالیه و امپراطوری» (۲۰۲۰)، «بردگی و سرمایهداری: یک تاریخ مارکسیستیِِ نو» (۲۰۲۵).
۳ متن حاضر ترجمهایست از نسخهی آلمانی مقالهی مکنالی:
David McNally: Trumps Rohstoffkriege, Zeitschrift Luxemburg, 16. Apr. 2026.
Hier ist die Übersetzung ins Persische:
توضیح وبسایت منبع مقاله: این مقاله جستاری منتخب از مضمون شمارهی آتیِ نشریهی لوکزامبورگ (Luxemburg) است که با عنوان «در دورهی پیشاجنگ» (Im Vorkrieg) اواخر ماه مه ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.
۴ [۱] احتمالاً چشمانداز استفاده از ونزوئلا بهعنوان دروازهای برای دسترسی به ذخایر غنی نفت و گاز کشور گویان (کشور همسایهی ونزوئلا)، برای صنعت نفت ایالات متحده بسیار جذابتر است. (Council on Foreign Relations 2026).
5 [۲] در مورد وابستگی چین به نفت خاورمیانه، نگاه کنید به: NDTV World 2026.
6 [۳] این نقلقول به کلمات قصاری از توسیدید بازمیگردد. (یادداشت مترجم آلمانی)
۷ [۴] بههمین دلیل، برخی از جمهوریخواهان علیه تهدیدهای ترامپ در مورد گرینلند موضعگیری کردهاند (Fedor 2026).
منابع:
Chávez, Steff/Politi, James: Donald Trump calls for more US military action in Latin America, in: Financial Times, 7.3.2026.
Cohen, Patricia, 2026: E.U. and South America to Form Free-Trade Zone With 700 Million People, in: New York Times, 9.1.2026.
Council on Foreign Relations, 2026: How Guyana’s Oil Boom Will Reshape Energy Security, 11.2.2026, https://www.cfr.org/articles/how-guyanas-oil-boom-will-reshape-energy-security.
Fedor, Lauren, 2026: Republicans begin to push back against Trump’s pursuit of Greenland, in: Financial Times, 20.1.2026.
Friedman, Eli/Lin, Kevin/Liu, Rosa/Smith, Ashley, 2024: China in Global Capitalism, Chicago.
Hanieh, Adam, 2026: Venezuela’s Oil in the Grip of the US Empire, Verso Blog post, 13.1.2026, https://www.versobooks.com/blogs/news/venezuela-s-oil-in-the-grip-of-us-empire
Hanieh, Adam, 2024: Crude Capitalism: Oil, Corporate Power, and the Making of the World Market, London.
Harvey, David, 1982: The Limits to Capital, Chicago.
Hung, Ho-fung, 2009: China and the Transformation of Global Capitalism, Baltimore.
Imbert, Louis/Ricard, Philippe, 2026: At Davos, Trump revives ‘Middle East Riviera’ fantasies for Gaza, in: Le Monde, 23.1.2026, https://www.lemonde.fr/en/international/article/2026/01/23/at-davos-trump-revives-middle-east-riviera-fantasies-in-gaza_6749726_4.html.
International Energy Agency, 2025: Global Critical Minerals Outlook 2025. Executive Summary, https://www.iea.org/reports/global-critical-minerals-outlook-2025/executive-summary.
McNally, David, 2011: Global Slump: The Economics and Politics of Crisis and Resistance, Oakland.
Miller, Chris: China’s weaponization of rare earths is a new kind of trade war, in: Financial Times, 7.7.2025
NDTV World, 2026: Why is China Silent on Iran? An Expert Decodes Beijing’s Hidden Play, 2.3.2026, https://www.ndtv.com/world-news/why-is-china-silent-on-iran-war-an-expert-decodes-beijings-hidden-play-11156707.
Pilling, David/ Hook, Leslie: The new era of resource imperialism, in: Financial Times, 8.1.2026.
Pooler, Michael/ Hodgson, Camilla/ Hancock, Alice, 2026: The three-way race for Brazil’s rare earths heats up, in: Financial Times, 6.2.2026.
The White House, 2025a: National Security Strategy of the United States, November 2025, https://www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2025/12/2025-National-Security-Strategy.pdf
The White House, 2025b: Fact Sheet: President Donald J. Trump Establishes the Strategic Bitcoin Reserve and U.S. Digital Asset Stockpile, 6.3.2025.
White, Edward, 2026: Beijing pours cash into Belt and Road financing in global resources, in: Financial Times, 17.1.2026.
Wooley, Alex, 2025: China’s massive overseas lending portfolio shifts course as Beijing eyes the U.S., EU, and sensitive industries, AIDDATA, 18.11.2025.
World Economic Forum, 2026: Davos 2026: Special Address by Mark Carney, 20.1.2026, https://www.weforum.org/stories/2026/01/davos-2026-special-address-by-mark-carney-prime-minister-of-canada/

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.