مکتب ایرانی صلح و اخلاق جنگ در آیین پهلوانی: بنیاد‌ها، دستگاه نظری و پیامدهای معاصر

موسی اکرمی

خلاصه‌ی سخنرانی در:
نشست تخصصی «جستاری در هویت و ایستادگی ایرانیان» 
با هدف بررسی ابعاد هویتی، اخلاقی و فرهنگی جامعه ایرانی و نقش سنت پهلوانی در تقویت هویت ملی و ارزش‌های اخلاقی

 روز دوشنبه ۱۷ فروردین ماه (برابر با ۱۷ شوال)، به مناسبت روز فرهنگ پهلوانی؛
برگزارشده از سوی
پژوهشگاه تربیت‌بدنی و علوم‌ورزشی با همکاری فدراسیون زورخانه‌ای و کشتی پهلوانی 

 مقدمه‌ی سخنرانی (در قالب طرح بزرگ «بنیادهای فلسفی مکتب ایرانی صلح»): …

 _پنج محور سخنرانی:_

۱. دستگاه مفهومی صلح در سنت دیرین ایرانی
۲. بنیاد‌های فلسفی و انسان‌شناختی این مکتب
۳. نسبت صلح، کرامت انسانی، و عدالت در اندیشه‌ی ایرانی
۴. اخلاق جنگ در مکتب ایرانی صلح، و بررسی موردی اخلاق جنگ در آیین پهلوانی
۵. دستاوردها برای جهان کنونی

 [توجه: بیان خلاصه‌ی بخش‌های ۱ و ۲ و ۳ و ۵ به فرصت دیگری موکول می‌شود]

 بخش چهارم: اخلاق جنگ در مکتب ایرانی صلح، و بررسی موردی اخلاق جنگ در آیین پهلوانی

در مکتب ایرانی صلح، وضع طبیعی زندگی جمعی انسان‌ها «آشتی» و هماهنگی با نظم دادمحورانه‌ی کیهانی است. «جنگ» امری استثنایی است که برای آن در مهریشت واژه‌ای مستقل وجود ندارد بلکه با واژه‌ی «ناآشتی» (یعنی نفی آشتی) بیان می‌شود. این وصعی ناگزیر است که باید کاملاً مشروط به اصول اخلاقی باشد. مهم‌ترین اسنادی که این نگرش را تأیید می‌کند، نخست متن‌های اوستایی‌اند؛ به‌ویژه در مهریشت، از مجموعه‌ی یشت‌ها، که از مضامین کلیدی آن «آشتی»، «پیمان»، و «ناآشتیِ ناگزیر»ند. میترا / «مهر» در اصل ایزد پاسدار پیمان و نگهبان نظم اخلاقی جهان است، و هر آنجا که پیمان‌شکنی و بی‌عدالتی رخ می‌دهد، «ناآشتی» پدید می‌آید یا مجاز می‌شود؛ مجاز شدن آن نه از سر خشونت‌ورزی، بلکه برای بازگرداندن نظم و داد است.

این نگرش در بررسی رفتار با دشمن طی سه دوره‌ جلوه می‌کند: پیش از جنگ، هنگامه‌ی جنگ، و پس از جنگ.

چهار اصل بنیادین اخلاق جنگ

اصل یکم. جنگ تنها در مقام دفاع مشروع

این اصل راهبرد اصلی پیش از جنگ است که در آن باید اخلاق پیشگیری، گفتگو و الزام به پرهیز از خشونت را مطرح کرد.
اسناد باستانی ایران و نیز ادبیات اخلاقی و عرفانی آن نشان می‌دهند که جنگ تنها در شرایط کاملاً محدود پذیرفته می‌شود.
منابع و شواهد: ….

 نمونه‌های تاریخی: …. 

 آموزه‌ی اخلاق جنگی مکتب ایرانی صلح در مرحله‌ی پیش از جنگ:

پیش از هر نبرد، باید به سه وظیفه‌ی اخلاقی توجه داشت:

• گفت‌وگو و هشدار اخلاقی به دشمن؛
• روشن‌سازی علل وضعیت ناآشتی؛
• پیشنهاد آشتی و بازگشت به «داد».

در مکتب ایرانی صلح جنگ زمانی موجه است که همه ی راه‌های صلح آزموده شده باشند.

 اصل دوم. محدودیت خشونت 

این اصل، راهبرد هنگامه‌ی جنگ است که به مرزهای اخلاقی رفتار رزمی توجه دارد.
محدودیت خشونت یکی از مرکزی‌ترین بخش‌های اخلاق جنگ ایرانی است. در متون حماسی و در آیین‌های کهن، خشونت نه بی‌حد‌وحصر، بلکه در چارچوب کرامت انسانی و خردورزی، «مقید به انسانیت»، «تناسب»، و «بازدارندگی» دشمن است.

 منابع و شواهد: … 

 قواعد عملی محدودیت خشونت:
• ممنوعیت آسیب رساندن به غیرجنگجویان (زنان، کودکان، پیران، کارگران و پیشه‌وران).
• ممنوعیت ویرانی بی‌هدف
• پرهیز از حیله‌های ناجوانمردانه.
• احترام به دشمن زخمی یا تسلیم‌شده.
• توقف جنگ در نخستین فرصتِ ممکن برای برقراری امنیت.

 اصل سوم. اولویت و ترجیح صلح بر پیروزی 

این اصل راهبردی در هنگام جنگ است، که هدف نه انتقام بلکه بازگشت به آشتی است.
در مکتب ایرانی صلح، جنگ نه برای فتح، بلکه برای بازگرداندن نظم عادلانه انجام می‌شود. پیروزی اگر به آشتی نینجامد، از نظر اخلاقی بی‌ارزش است.

 منابع و شواهد: … 

 اصل چهارم. ضرورت بازسازی پس از جنگ 

اصل راهبردی پس از جنگ ترمیم روابط، بازگرداندن زندگی و اعاده‌ی داد است. در جهان‌بینی ایرانی، جنگ پایان نمی‌یابد مگر با بازسازی صلح. این اصل از بنیادهای اخلاقی و سیاسی تاریخ ایران است.

 منابع و شواهد: … 
 
مبانی عملی بازسازی پس از جنگ:

• بازگرداندن نظم اقتصادی و امنیت.
• ترمیم حرمت انسانی طرف مقابل.
• پرهیز از تحقیر، بردگی، نسل‌کشی یا کین‌جویی.
• ایجاد زمینه گفتگو برای جلوگیری از تکرار ستیز.

جمع‌بندی بخش چهارم (اخلاق جنگ)
• جنگ آخرین راه است.
• خشونت محدود و اخلاق‌محور است.
• هدف جنگ بازگرداندن صلح است، نه تحقیر یا سلطه‌گری.
• پس از جنگ، وظیفه اصلی بازسازی زندگی، عدالت و آشتی است.
• دشمن، در هر سه مرحله، موضوع اخلاق است، نه نفرت.

****
بررسی موردی: اخلاق جنگ در آیین پهلوانی 
(بر پایه‌ی فتوت‌نامه‌ها و آیین‌های جوانمردی و پهلوانی)

 مقدمه: در سنت پهلوانی ایران، که ذیل سنت نیرومند زیست ایرانی در چارچوب خردورزی و دادورزی و آشتی‌جویی شکل‌گرفته و در دوران اسلامی از آموزه‌های عرفانی تأثیر پذیرفته، جنگ امری اضطراری و تابع اخلاق است. فتوت‌نامه‌ها، رساله‌های پهلوانی و آیین‌های پهلوانی در نظر و عمل پهلوانان و نهادهای ذیربط نمونه‌های درخشان این اخلاق نظری و عملی در سنت ایرانی‌اند. در این آثار و افکار اخلاقِ جنگ همواره در ذیل اخلاقِ صلح تعریف می‌شود.
این سنت نیز رفتار با دشمن را در سه مرحله بررسی می‌کند: پیش از جنگ ـ هنگامه‌ی جنگ ـ پس از جنگ.

 ۱. رفتار پیش از جنگ 
پیش از جنگ: دشمن «انسانی خطاکار» است که نخست باید با پند درخور به آشتی دعوت شود.

 اصل حاکم: «پرهیز از آغازگری ستیز»
فتوت‌نامه‌ها جنگ را زمانی موجه می‌دانند که راه صلح بسته شده و عدالت مردم آسیب دیده باشد.

 شواهد معتبر: …

نمونه‌های عملی: …

جنگ در سنت جوانمردی آخرین راه‌حل است و تا زمانی که گفت‌وگو، میانجیگری یا اندرز ممکن‌اند، نباید سلاح کشید.

 ۲. رفتار هنگام جنگ 
در هنگامه‌ی جنگ دشمن «انسان رقیب»ی است که باید با او در رویارویی مستقیم و به گونه‌ای شرافتمندانه (بی هر گونه فریبکاری و آزارگری ناجوانمردانه) جنگید.

 اصل حاکم: «محدودیت خشونت و ضرورت مردانگی در نبرد»

 شواهد معتبر و مصادیق قطعی: …

قواعد مشخص سنت پهلوانی: 
• ممنوعیت آسیب‌رسانی به غیرجنگجو (کودکان، زنان، سالمندان، مردمان عادی).
• منع ویرانی بی‌هدف.
• منع بی‌رحمی و شکنجه.
• توقف جنگ هنگامی که دشمن تسلیم گردد یا توان ادامه‌ی نبرد را نداشته باشد.

 نتیجه‌ی اخلاقی: خشونت مجاز است، ولی تنها تا جایی که عدالت و دفاع اقتضا کنند، نه بیشتر.

 ۳. رفتار پس از جنگ 
پس از جنگ دشمن «طرف آشتی» است؛ باید کرامتش را بازگرداند و او را در نظم اخلاقی جدید پذیرفت.

 اصل حاکم: «بخشش، بازگرداندن حرمت، ترمیم و التیام»
پس از پایان جنگ، مسئولیت پهلوان برای فعالیت در این زمینه‌ها آغاز می‌شود.

 شواهد معتبر و مصادیق قطعی: … 

 نتیجه‌ی اخلاقی: جنگ زمانی پایان یافته است که حرمت دشمن بازگردانده شود، کینه‌زدایی صورت گیرد و زندگی مردم ترمیم گردد و زخمهای چسمانی و روانی التیام یابند.

 جمع‌بندی نهایی
• جنگ واپسین چاره است؛
• خشونت محدود به جوانمردی و رعایت حرمت انسان است؛
• هدف از جنگ برقراری دوباره‌ی صلح و داد است؛
• و دشمن، در هر سه مرحله، در چارچوب کرامت انسانی نگریسته می‌شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)