(پهلوی‌خواهی در نسبت با دموکراسی)

شاهو حسینی

 

مواجهه‌ی معاصر با امر سیاسی در ایران، بیش از آنکه معطوف به صورت‌بندی آینده باشد، در نسبت پیچیده‌ای با بازخوانی گذشته شکل می‌گیرد. در این میان، “آناکرونیسم” نه صرفا به‌عنوان یک خطای زمانی، بلکه به‌مثابه سازوکاری فهم می‌شود که از طریق آن، الگوهای تاریخی به‌نحوی غیرانتقادی به شرایط کنونی تعمیم داده می‌شوند.

در این چارچوب، گفتمان پهلوی‌خواهی(به‌ویژه در روایت‌های نوستالژیک آن) با اتکاء بر بازنمایی گزینشی از گذشته، می‌تواند به بازتعریف موقعیت سوژه‌ی سیاسی منجر شود؛ به‌گونه‌ای که کنشگری انتقادی به حاشیه رانده شده و نوعی پذیرش منفعلانه‌ی نظم مطلوب جای آن را بگیرد. برای نمونه، در برخی واکنش‌های رایج در فضای شبکه‌های اجتماعی، نقد این گفتمان نه به‌عنوان یک موضع تحلیلی، بلکه به‌مثابه تهدیدی هویتی تلقی می‌شود که با برچسب‌هایی مانند بی‌وطنی یا ضدیت با منافع(خائن) ملی پاسخ داده می‌شود.

این نوشتار بر آن است تا نشان دهد که چگونه چنین فرایندی، در سطح زبان سیاسی، به کاهش ظرفیت گفت‌وگو، تضعیف هنجارهای دموکراتیک و محدودسازی تکثر می‌انجامد. در این معنا، نقد گفتمان بازگشت نه صرفا یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه تلاشی برای فهم نسبت میان بازنمایی گذشته و امکان‌های دموکراتیک در حال و آینده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)