“ادای دین ” شیرین” به ایران و حقوق اش”

دکتر مجتبی فرح بخش
دانش آموخته حقوق و وکیل پایه یک دادگستری

می نگارم و نگاشته ام را به امواج فضای مجازی می سپارم و امید می برم برسد به دست مخاطب خاص، خانم شیرین عبادی؛ کنون که نوروز رسیده است و بهار دمیده است و ایرانیان را هماره این وقت، خوش بوده است؛ یک ماه و اندی است ایران و ایرانیان، معروض تهاجم و تجاوز سهمگین متجاوزان به ظاهر متمدنی است که گام بلند” از تمدن تا توحش” را یکباره پیموده اند و خون آشامی پیشه کرده اند، یعنی “حرامی جزیره اپستین” ؛ که خودآگاه یا ناخودآگاه سر به هر سنگی می کوبد تا مفری جوید از آن جزیره هولناک- که مسلخ انسانیت است ؛ و ابرجنایتکار قرن – که دستور جلب اش توسط محکمه جنایی بین المللی صادر شده و اگر اسناد بین المللی کاغذ مچاله ای نبودند سرگردان در آغوش قدرت ؛ بایستی محبوس بازداشتگاه می شد و روز و شب را در انتظار محاکمه نهایی سپری می کرد!! وانگهی گویا، کل زرادخانه هنجارهای گونه گون بشری از حقوق و اخلاق و عرف و شرع به تعطیلات رفته اند یا در بوته نسیان افتاده اند یا رخ در نقاب تراب کشیده اند که آن دو به همراه اعوان و انصار همجنس خویش ؛ چنین مبسوط الید و بی محابا ، آتش در دامن ایران و ایرانی افکنده اند و بی وقفه از منجنیق فتنه خیزشان، سنگ بلا و‌ محنت بر سر ایرانیان می بارد، بی آنکه از سیاستورزان خوش پوش و خوش روی!! و مبادی به آداب سیاست متمدنانه!!، فریاد اعتراضی و انتقادی بلند شود!! حساب نوادر البته جداست. حقا که دنیای غریبی شده است، حقا که دنیای آشوبناک هابزی محقق گشته است، حقا که توحش را در زربرگ تمدن کادوپیچ کرده اند، این نابکاران، جنایت را نیز منقسم به اقسام نموده اند و برخی از جنایتها را صراحتا یا کنایتا خوش می دارند خاصه اگر روی شرق ارض رخ دهد نه سوی غرب آن!!!!

خانم وکیل؛
در چنین وضعیت وانفسای انسانسوزی ، درهای قیمتی حقوق را پیش پای این قوم جبار و غدار ریختید و دعوتنامه تجاوز به میهن فرستادید؟!؟! و به اصل “مسوولیت حمایت” مستندش کردید؟! ترامپ مسسول حمایت از جماعت ایرانی باشد؟! که آشکارا تهدید به هدم ایران می نماید!! نتانیاهو مسوول حمایت از کودکان ایرانی باشد که قصاب صغار لقب گرفته است!! نامه خودنوشت است یا دگرنوشت ؟! امید می برم خود ننگاشته باشید و ناخوانده متن، صرفا امضایی به ذیل اش الحاق کرده باشید!!
حال که دعوتتان را با جان و دل پذیرفته اند و سیه سایه شوم مصیبت بر سر وطن گسترده اند و جمعی نیز در راستای دعوتنامه شما ، بر پشته کشته های وطن پای می کوبند و دست می افشانند ، احساس تکلیف کرده اید! و گفته اید و نوشته اید که با پذیرش ریاست کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی!!، خواسته اید ادای دینی به دانشکده حقوق و دانش حقوق ایران نمایید؟!! جدی می فرمایید؟! خویشتن را مدیون حقوق ایران می دانید یا به وقت کهنسالی سودای ریاست در سر می پرورانید؟! و نیت نهان را با عنوان “ادای دین” بیان می کنید؟! شما- که درس حقوق خوانده اید، درس حقوق داده اید، بر مصدر قضا نشسته اید، در جایگاه وکیل ایستاده اید- نیک می دانید که حقوق، عبارت الاخرای قواعد اجتماعی لازم الاجرای مبتنی بر عدالت است و حقوقدان در مقام توصیه و‌ تجویز حقوقی و‌ جهت نیل به عدالت ، هماره باید در چهارچوب قواعد ،ضوابط ، احکام ، هنجارها ، نهادها ، رویه ها و فرآیندهای متقن حقوقی گام بردارد و لاغیر؛ خصوصا آنکه پای مصالح و منافع جمعی و نسلی در میان باشد و کیان میهن در معرض تهاجم و تجاوز قرار گیرد. حال چه سان می خواهید به ایران و حقوق اش ادای دین کنید؟! آنگاه که مسیرتان را با گامی به غایت حقوقسوز و بل ایرانسوز و عدالت ستیز شروع کرده اید ؟ انتظار دارید که این بدایت سقیم به آن نهایت صحیح منتهی شود؟! با اتکای به کدامین قواعد و ضوابط ، در مقام یک حقوقدان، خامه از جامه برون کشیدید و با بی تفاوتی و بیخیالی تام ، تجویز تجاوز به وطن نمودید!!! آن هم به دست کسانی که رذلان دهرند و در دنائت بی مثل اند و به تحقیق شقی ترین ابنای نوع بشرند و موصوف مشترک “شهریار” ماکیاولی و “لویاتان” هابزند!! بنگرید که آن حرامی جزیره اپستین با چه لسانی درباره ایران سخن می گوید و چه سان به اقسام طعن ها و وهن ها، ایرانیان را می نوازد ، صراحتا گفته است که نفت ایران را می خواهم!! و کرارا “هدم ایران” بر زبان پلشت اش جاری شده است. شومن دهن دریده اش که عنوان وزارت جنگ را یدک می کشد ، گفته است، جنگ برای غلبه است و دگر هیچ!! تیغ به دست چنین زنگی مست دادید تا کمک به وطن نماید ، آزادی بر پهنه این دیار بگستراند؟ و آنگاه طریق اجرای عدالتنامه اتان را هموار سازد؟! از خطای ایران ستیزتان پشیمان نیستید؟! بجای آنکه دعوتنامه ایرانسوزتان را مسترد کنید و فریاد زنید که ای دشمنان حرث و نسل ایرانیان، دور شوید از سرزمین ایران و شیران؛ ” خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم”! از مدافعان دلاور میهن می خواهید که تسلیم اجنبی متجاوز به ایران گردند؟!!!!شما را چه شده است؟! همفکران و همدلانتان کیستند؟! مبانی و منابع فکری تان چیستند؟ متفطن اید که چه می کنید و چه می خواهید؟!! یا القائات و تلقینات دیگران را بازتاب می دهید؟!
خامه ای که علی الاصول باید گرد قواعد حقوقی بچرخد و گرد تردید از رخ قوانین بزداید و مشق عدالت را بدل به مشی عدالت نماید و جز در راستای احقاق حق، سر بر سینه سپید کاغذ نساید!! آلتی شد برای وصول به غایت متجاوزان مترصد و‌ متوحش ؛ تا زخم بر تن وطن زنند و حرث و نسل را با هم بسوزند و دخترکان و پسرکان مدرسه را روانه گور سازند و صدها منزل مسکونی را بر سر ساکنان آوار کنند، که “دنبال نظامیان می گردیم”!! و منابع انرژی را فرو کوبند و بر صنایع فولاد بمب بریزند که “کارکرد نظامی دارند”؟!!؟! و اخیرا با زبانی آکنده از تفرعن و تبختر قصد نهان خویش عیان کرده اند و چشم طمع به منابع نفتی دوخته اند!
این رنج جانکاه را به کجا باید برد؟ درد تابسوز دل را به چه کس باید گفت؟ که حقوقدان پیشکسوت این دیار که عمری درس حقوق خوانده و صلح نوبل برده است، در ایام بازنشستگی که علی العموم حزم و احتیاط بیشتری می طلبد، چشم بر سابقه خود بسته است ، دست از تعریف حقوق شسته است ، بدیهی ترین اصول اخلاقی را از یاد برده است ، تعلق عاطفی به وطن را زیرپا نهاده است و آنگاه قلم به دست گرفته است و خطاب به خون آشام بی مثال دهر نوشته است که بمب بر سر وطن ریزد تا هموطنانش از خلال بمبها آزادی را بجویند!!! و آبادی را بیابند و عدالتنامه” شیرین” بخوانند و طعم شیرین عدالت را بچشند!!!
اگر مخالف حکومت ایران بودید و جمهوری اسلامی را مشروع نمی پنداشتید و فجایع دی ماه را تحمل ناپذیر قلمداد می کردید؟! و در صدد محاکمه مسبب و مباشر بودید ، به عنوان حقوقدان، بایستی راهکار حقوقی را از بطن و‌ متن اسناد حقوقی اعم از داخلی و بین المللی می جستید و شکوه به مراجع مربوطه می بردید و تظلم خواهی می کردید، نه اینکه دست به دامن متجاوزان خون آشام گشته و‌ مصرانه و ملتمسانه تقاضای هجمه به میهن را خواستار می شدید!!

وکیل پیشکسوت؛

فرموده اید در دهه پنجاه از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شده اید، یعنی در محضر بزرگانی همچون محمود شهابی، حسن امامی ، ابراهیم پاد ، متین دفتری و …. تلمذ کرده اید، اگر یکی از این بزرگان حقوق، سر از تربت تیره بردارد و از مستند دعوتتان به تجاوز به میهن پرسد ، پاسخ تان اصل “مسوولیت حمایت” خواهد بود؟! همانی که در نوشته هایتان بدان اشارت کرده اید؟!
لابد مرادتان Responsibility to protect مندرج در پاراگرافهای ۱۳۸ و ۱۳۹ سند اجلاس جهانی ۲۰۰۵ مجمع عمومی سازمان ملل است!! متن اجلاس ۲۰۰۵ را خوانده اید یا دگران برایتان بازخوانده اند ؟! پاراگراف ۱۳۹ سند رو دیده اید؟ واقعا برداشت شما آن است که می توان با استناد به این پاراگراف، از هر دولتی ، جهت حمله و تجاوز به سرزمین دیگری مدد خواست و در این صورت، تعرض دولت مهاجم مشروع خواهد بود؟!! با توجه به سابقه تحصیل و تدریستان چنین می انگارم که یا متن را نخوانده اید یا عالما و عامدا از متن حقوقی استفاده ابزاری کرده اید تا ابزار تجاوز اجنبی را فراهم نمایید و الا هر دانشجوی حقوقی پس از خواندن آن پاراگراف خواهد گفت:
یکم) منع توسل به زور قاعده آمره بین المللی است؛
دوم) جز در مقام دفاع مشروع و تجویز شورای امنیت در چهارچوب فصل هفتم منشور، تعرض به قلمرو دیگری مجاز نیست؛
سوم) سند اجلاسیه ۲۰۰۵ الزام آور نیست و اصطلاحا حقوق نرم قلمداد می شود؛
چهارم) افزون بر آن، نص پاراگراف ۱۳۹ ارجاع به تجویز شورای امنیت داده است؛
پنجم) اگر چنین امری موکول به مجوز شورای امنیت نمی بود نظم بین المللی به مخاطره می افتاد؛
و…. .
ما در متون حقوقی، بالاتر از نص داریم؟! و بهتر از من می دانید، اجتهاد در مقابل نص جایز نیست و بل باطل است.
حال پاسختان چیست اگر بپرسم آیا با استناد به این استدلال به غایت ناصحیح و متن آشکارا نامرتبط، وطن را طعمه تجاوز وحشیان زمانه کردید؟ یا دست کم بسترساز تجاوز به میهن مظلوم شدید؟ و رهزن ذهن برخی هموطنان نامطلع از حقوق گشتید؟! شما ترامپ را می شناختید، از خصایص فردی و روانی اش مطلع بودید ، می دانستید که به غایت زورگو و قلدرماب است و‌ در روابطش با سایرین، مطیع محض “الحق لمن غلب” می باشد. سابقه تجاوز به وطن را نیز در کارنامه ننگین خویش داشت. همدستش نتانیاهو -که عصاره رذائل انسانی است – را نیز می شناختید ؛ با این وجود تقاضای تعرض به میهن کردید!! و آزادی میهن را از طریق تجاوز دو تبهکار بین المللی طلب نمودید!! گفته اید درخواست من معطوف و محدود به نظام سیاسی ایران بود نه ایران!!؛ چه پاسخ کودکانه ای ؟! چه تلاش ناشیانه ! تقلای مبتدیانه ای؟!
اولا) با کدامین مستند حقوقی یا حتی توجیه اخلاقی، می خواستید نظام سیاسی ایران را با تمسک به دستان ترامپ تبهکار و نتانیاهوی جنایتکار منعزل کنید ؟!
ثانیا) آیا به عنوان یک حقوقدان -که بیش از دگران متفطن به معنای دقیق واژگان اید -چنین تفکیک و تمییزی امکانپذیر است؟
ثالثا) آیا در هر جامعه ای نظام سیاسی به صورت فازی منتشر در جامعه نیست؟ شاید بتوان نقاط کمرنگ را از پررنگ تشخیص داد ، ولی قطعا امکان تعیین مرز وجود ندارد. لابد انیمیشن وقت صغر را به یاد آورده اید و جامعه و حکومت را همچو قلعه و قلعه بان پنداشته اید؟!!
رابعا) آیا متجاوز در هنگامه تجاوز ، خود را محدود به مرز تعیینی شما می نماید ؟ و ذره بین بدست، باریکبینانه می نگرد تا گام در محدوده ممنوعه ننهد و صرفا با احتیاط تام خلع راس کند، بی آنکه چینی جامعه ترکی بردارد؟!! سخن شهد شیخ شهید اشراق فرایادم آید که گفت: ” نحن قتیل العبارت”
ژله ای ساختن عبارات و اصطلاحات، خصوصا در ساحت حقوق، و استعمالشان در غیر ماوضع له، فاجعه آفرین تواند بود چنانکه می بینیم، اگر ترامپ و نتانیاهو بدوا به واژگان در عالم انتزاع تجاوز می کنند و بعدا به انسانها در عالم انضمام ؛ آنان جنایتکار بالفطره اند و محتاج ابزار جنایت اند؛ اگر اوباشان رسانه ای در چنین فضای دوداندودی، به تعبیر کنفوسیوس بر واژگان ستم روا می دارند و تجاوز جنگی علیه ایران را عملیات حمایتی می نامند، حاجتمند خاک اره های نرم مطبخ ارباب اند، ولی ای بانوی فرهیخته و‌حقوق خوانده؛ شما چرا؟!!! نظر باریک بین و منظر افق نگرتان کجا رفته است؟!! متجاوزان مدعو شما، دشمنان متعارفی نیستند ، بل جنایتکار حرفه ای اند و شما اوصاف جنایتکاران حرفه ای را از منظر جرمشناسی نیک می دانید. آن یکی ، شب اش سحر نمی شود تا خون کودکی بیاشامد و حتی حیثیتی در اندرون جامعه خود نیز ندارد و‌ آزادگانشان، مدام از محضر ناپاکش تبری می جویند. پرورده مکتب عمالیق است و تصریحا بدان اذعان می کند ، خویشتن را برگزیده می پندارد و سند ملکیت “فرات تا نیل” را از عهد عتیق برون می کشد و حدود اربعه ملک خویش را باز می جوید ولو بلغ ما بلغ!! و این یکی؛ از جزیره اپستین مرخصی موقت گرفته و آشکارا به ملک دگران می تازد و بسان گانگستران آدم ربایی می کند ، مکرر از تسلیم بی قید و شرط سخن می راند و لسان نامبارکش لمحه ای از تهدید سخت و نرم باز نمی ایستد، وارث ناصالح ماترک “پدران بنیانگذار”، که دلال مسلکانه جهت وصول به مطلوب خویش ، برون از هر گونه قید و بندی رفتار می کند. با این وجود ؛ و با علم به این اوصاف و‌سوابق ، زمینه ساز آن شدید که دست تطاول و تعرض این جانیان بالفطره به ملک و‌ ملت ایران باز گردد!!

وکیلبانو؛
نمی دانم آنگاه که موشکهای آمریکایی دبستان میناب را در هم کوفتند و دخترکان و پسرکان پرپر شده مینایی مینابی را روانه گور کردند و آن حرامی گریخته از جزیره، در کمال وقاحت انکارش کرد و‌ گفت کار ایران بوده است!!!! یا آن سیاستمدار کج فکرش گفت که اگر زنده هم می ماندند باید در پشت برقع پنهان می شدند!! چه احساسی داشتید ؟! آیا عرق شرم بر جبینتان ننشست؟! شعله های گزنده و سوزنده در وجدانتان پدیدار نشد؟! بر سر نکوفتید؟ زلف پریشان نکردید؟! به درد نگریستید؟! سر دل با خویش نگفتید که وای بر من، بانوی صلح بودم و‌ بر طبل جنگ کوفتم، آنهم جنگ علیه وطن!! ۱۸۰ شاگرد و معلم مدرسه ، در آتشی سوختند که شما تجویز گر و توجیه گر ش بودید؟! کتاب “حقوق کودک” نوشته اید ! بنیاد “دفاع از حقوق کودکان” بنیان نهاده اید. کودکان مینابی نه حقوقشان ، که حیاتشان سلب گشت و بودشان نابود شد و شما با زبانی بسیار نرم و توام با احتیاط نقدکی روا داشتید بی آنکه مستقیما به نام متجاوز اشارت کنید، چون ترامپ این کار را کرده بود؟! در مقابل؛ به جمهوری اسلامی با تیغ آخته تاختید و با اقسام دشنامها مسوولانشان را نواختید که عمدا مدارس را در نواحی رزم ساخته اند!!!
شرمگین نیستید از اتخاذ چنین موضعی که ناقض بدیهی ترین اصول اخلاقی و انسانی است؟! جالب آنکه در همین نقد نرم، به سقوط اخلاق اشارت کرده اید؛ در این خصوص با جنابعالی موافقم و همین استاندارد به غایت دوپاره و اخلاقسوز شما را دلیل مثبته آن مدعا می دانم . راستی؛ اگر موشک ایرانی بر مدرسه ای در کشور ثالثی فرود می آمد و ۱۸۰ کودک مدرسه ای را می کشت، باز هم نقد مخملین می کردید؟! یا ناله و فغانتان به آسمان هفتم می رسید؟! و تجویز تجاوز دگر می نمودید!! اینجاست که واژگان رنگ می بازند و سخن به دیوار ستبر سکوت سر می ساید و خامه بی تاب از تراوش و‌ نگارش می گردد. کنون نوبت به درد گریستن است!! هم به حال دخترکان مینابی، هم به سقوط آزاد اخلاقی، و هم به وضع رقت انگیز اسناد حقوقی. نظر تان در باره ۱۰۴ جوان ناو نا مسلح دنا- که هزاران مایل دورتر از صحنه رزم بود- چیست ؟! می دانید که میهمان دولت هند بودند و برای برگزاری رزمایش رفته بودند! ترامپ گفت غرقش کردیم جهت تفریح و سرگرمی؟! ۱۰۴ جوان برومند این مرز و بوم را غریق آبهای سرد اقیانوس کرد تا اسباب تفریح و سرگرمی رذلان دهر فراهم گردد. ظاهرا در این خصوص هیچ گفتاری از شما صادر نگشت ولو در حد همان نقد مخملین و ترامپ پسند. لابد در زمره تلفات جنگی قلمداد کردبد که جمهوری اسلامی باعث شده است!!مدعو شما اخیرا و کرارا، تصریحا و تلویحا ایرانیان را به جنایات عدیده جنگی تهدید می کند که می انگارم دست کم در دهه های اخیر بی سابقه باشد؛ فغان که نمی کنید و حرمت مدعو خویش پاس می دارید!!حاجتی به نقد مخملین هم نمی بینید!!!!

بانوی گرامی؛
من درس جرمشناسی خوانده ام و نیک می دانم که پدیدارهای انسانی- اجتماعی معلول علل بسیارند و هماره باید از مغالطه تحلیل و تعلیل تک عاملی پرهیز نمود و افق نگرانه متفطن کلیه علل و اسباب بعیده و قریبه هر پدیدار بود . پدیده ای همچو جنگ نیز نه تنها از این قاعده عام مستثنی نیست بل پیچیده ترین و ذوابعادترین آنهاست؛ وانگهی دعوتنامه شما با توجه به جایگاه اجتماعی و بین المللی تان به عنوان برنده صلح نوبل، قطعا یکی از علل قریبه بوده و بر جسارت متجاوزان به میهن افزوده و دلگرمشان نموده است، طبیعی است که آنان دعوت برنده صلح نوبل به هجمه علیه میهن خود را قدر بدنند و بر صدر نشانند و هماره بدان ارجاع دهند. افزو بر آن ، شوربختانه در نوشته ها و‌گفته هایتان گام از وادی انصاف و واقع نگری فراتر نهاده اید و ناجوانمردانه توصیفی از حکومت ایران بدست داده اید که انگار به جای حکمرانی نهادمحور، باند مافیایی حاکم بر جامعه شده است!! و امور نه بر مبنای مجاری مشخص، بل طبق امیال شخصی اداره می شود!! طبیعی است که چنین توصیفی امر را بر ناآشنایان به ایران مشتبه سازد و آنان را همنوا وهماوا با متجاوزان نماید. به عنوان نمونه تعداد قربانیان فجایع دی ماه را حاکمیت به صورت رسمی و با ذکر رقم و مشخصات دقیق اعلام کرد و متد اعتراض برایش تعریف نمود. آمار اعلام شده توسط افراد منصف و محققی همچون ماشالله شمس الواعظین مورد تصدیق و تایید قرار گرفت، وانگهی با اتکای به توصیفات عاری از انصاف شما و البته صدها نفر دیگر از حکمرانی ایرانی ، غداران و‌کذابانی همچو ترامپ و نتانیاهو تعداد کشته شدگان را دهها برابر اعلام کردند تا افکار عمومی را در راستای همنوایی با تجاوز به ایران جهت دهی نمایند و شوربختانه در این راستا موفق هم شدند!! یا این ادعای گزاف که حکومت ایران جهت تحویل پیکر کشته شدگان ، پول دریافت می کند!!! من هم مثل جنابعالی، سالیان درازی است که وکالت میکنم و‌ با این امور آشنا هستم، با توجه به فرآیندهای تعریف شده و نهادهای مشخص در این حوزه ، وقوع چنین رخدادی عملا ناممکن است ؛ به تعبیر حقوقییون ” نحن ابنا الدلیل”؛ و ” البینه علی المدعی” آیا در این خصوص دلیلی ارائه شده است؟ کسی سند واریز وجهی ارایه کرده است؟ شماره حساب بانکی اعلام شده است؟ نام سازمان دریافت کننده وجه اعلام گشته است؟! مگر آنکه ادعا کنند که وجوه را داخل کیسه، پشت میله های گورستان تحویل آدمهای ناشناس داده اند و پیکرها را تحویل گرفته اند!! همین ادعای غیر عقلانی ، ناموجه و حتی سخیف را عده ای با توجه به توصیفات خارج از انصاف شما و امثال شما از حکومت ایران باور می کنند و تکرار می کنند و بستر سواستفاده متجاوزان را بیشتر فراهم می نمایند. اگر ستمی از حکومت ایران بر شما رفته است، اگر حکمرانی ایرانی ایرادات بنیادینی دارد ؛ اگر حکومت با معترضان مدارای وافی نداشت و….، هیچ کدام مجوز خروج از دایره انصاف بدست نمی دهد و شما اخلاقا و قانونا مجاز نبوده و نیستید که تصویری نادرست و مافیاگونه از حکمرانی ایرانی ارایه دهید و دستیار متجاوزان به میهن گردید در مصحف شریف چه نیکو آمده است : “و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلو هو اقرب للتقوی”. چنین توصیفات گزاف و نامنصفانه نه تنها معد سو استفاده متجاوزان گشت و آنان به زعم باطل تصور کردند چنین حکومتی با چنان اوصافی با هجمه ای مختصر فرو‌می پاشد، بل راه را بر برخی اوباشان رسانه ای نیز هموار نمود که هر مدعای سخیف و بلادلیلی را شب و روز تکرار کنند، هر چند برای اهل حقوق، تکرار مدعا جایگزین دلیل نمی شود ولی در فضای انارشی رسانه ای ، با تکرار هر روزه ، صدقش مسلم فرض می شود و تتمه ماجرا را به رقاصان خیابان می سپارند!! تا بر زخم وطن بخندند و برقصند و بر بیرق متجاوز سجده کنند و بر مصائب ایران دست بیافشانند و دست و‌ پای بریده مدافع وطن را به سخره گیرند. سی هزار بمب و‌ موشک بر خاک میهنت ریخته اند ، کودکان ایرانی را پرپر کرده اند ، دهها خانواده را به صورت دسته جمعی کشته اند، دانشگاهها را بمباران کرده اند ، منابع زیست آینده در مام میهن را فرو‌کوفته اند؛ برخیزید از خواب شیرین ، برخیزید ؛ ایران را دریابید، دریابید، دریابید.!!
ترامپ از هدم ایران می گوید و آن مدعی از ضرورت تداوم تجاوز سخن می راند!! قیچی نهاده شده بر حلقوم ایران و ایرانیان؛ تیغه اول، زوج ترامپ و نتامیاهو؛ تیغه دوم،”طالب سلطنت” با لشگر سلطنت طلبان؛ حال که دلاوران وطن با بازوان توانا و قوت سر دست، حلقوم متجاوز فشرده اند، به خاطر ایران و در راستای نجات ایران – که دردانه دهر است برای ما ایرانیان؛ آیا وقت آن نرسیده است که حقوقدان پیشکسوت ایرانی دعوتنامه اش را مسترد کند و از قوم ایرانستیز برائت جوید؟! حرمت میهن پاس دارد و از کرامت هم میهنان سخن‌گوید؟! بسان گذشته یار دیرین کودکان این دیار گردد و به لوازم و اقتضائات جایزه اش پایبند بماند؟!
با احترام
فروردین اندوهبار ۱۴۰۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)