متن پیش‌رو برگرفته از وب‌سایت Jüdische Stimme für gerechten Frieden in Nahost (صدای یهودی برای صلح عادلانه در خاورمیانه) است. این نوشته در اصل به زبان آلمانی منتشر شده و به مناسبت روز جهانی زن نگاشته شده است.

«امروز روز جهانی زن است و این فرصتی است تا کمی درباره فمینیسم اسرائیلی بنویسیم؛ فمینیسمی که در یک جامعه نظامی‌گرا شکل متفاوتی به خود گرفته است.

زنان یهودی-اسرائیلی با این درک بزرگ می‌شوند که فمینیسم یعنی «برابر شدن با مردان یهودی-اسرائیلی»، یعنی وارد رقابتی شدن با این شعار که «هر کاری تو می‌توانی انجام بدهی، من بهترش را انجام می‌دهم». این تقریباً برعکس مفهوم فمینیسم است؛ زیرا ایده اصلی فمینیسم شکستن ساختارهای قدرت پدرسالارانه در جامعه است. به این ترتیب زنان (هم از سوی مردان و هم از سوی زنان دیگر، از جمله پناهندگان و مهاجرانی که خانواده‌ای نداشتند) متقاعد شدند که کودکان خود را برای مراقبت شیفتی به خانه‌های کودکان بسپارند و بدون آن‌ها بزرگ شوند، در ربودن کودکان از مادرانشان و در بازآموزی کودکان دیگر مشارکت کنند. همین ایده در ارتش اسرائیل نیز وجود دارد: تلاش برای شبیه مردان شدن. فمینیست‌های اسرائیلی برای «حق» خلبان شدن مبارزه کردند (یعنی مشارکت در تخریب).

در اسرائیل، خلبان بودن به معنای رسیدن به بالاترین جایگاه در نردبان اجتماعی است. در حالی که نخستین خلبانان در دوران قیمومت بریتانیا آموزش خود را در انگلستان و توسط نیروی هوایی سلطنتی دریافت کردند و به این دلیل انتخاب شدند که یهودیان اشکنازی از طبقه تثبیت‌شده در فلسطین بودند، خلبانان امروزی اشکنازی‌هایی از طبقه تثبیت‌شده بعدی در اسرائیل هستند و با گذشت زمان بیشتر و بیشتر از میان شهرک‌نشینان راست افراطی برمی‌آیند. و سربازان زن یهودی-اسرائیلی نه تنها برای «حق» ارائه خدمات جنسی و پذیرایی به آن‌ها جنگیدند، بلکه برای این هم جنگیدند که چند خلبان زن نیز وجود داشته باشد.

سربازان زن جوانی که به ارتش اسرائیل فراخوانده می‌شوند همیشه رؤیای ورود به نیروی هوایی را داشته‌اند. اینجا جایی است که می‌توان مردان اشکنازی چشم‌آبی را ملاقات کرد، با آن‌ها ازدواج کرد و وارد مسیری از زندگی شد که شامل جابه‌جایی از یک پایگاه نظامی به پایگاه دیگر است (گاهی با کلاس‌های مدرسه در کنار آن‌ها، مانند میناب در ایران)، چند سال زندگی در خارج از اسرائیل (برای انجام آموزش‌ها در شبیه‌سازهای مختلف در آفریقای جنوبیِ دوران آپارتاید یا در ایالات متحده امروزی، در حالی که کودکانشان در این میان انگلیسی را به‌خوبی یاد می‌گیرند).

و «فمینیست‌های» اسرائیلی موفق شده‌اند به این موقعیت‌ها نفوذ کنند. بنابراین اکنون چند خلبان زن یا سرباز زن داریم که تمام هفته خود را شبیه مردان می‌کنند، پناهندگانی را که از اریتره یا سودان به مرز مصر می‌آیند بیرون می‌رانند و «از امنیت اسرائیل دفاع می‌کنند». آخر هفته به خانه نزد مادر بازمی‌گردند؛ مادری که برایشان غذا می‌پزد، یونیفرم‌هایشان را می‌شوید و به شکلی بسیار «زنانه» اتو می‌کند. در آینده خودشان همین کار را برای دخترانشان خواهند کرد و به آن بسیار افتخار خواهند کرد. ظهرهای جمعه نیز هنگام آماده‌سازی غذا با مجری رادیوی ارتش اسرائیل (که البته مرد است) صحبت خواهند کرد و خواهند گفت برای دخترِ در حال بازگشتشان با افتخار چه غذایی می‌پزند و اجازه دارند یک آهنگ هم انتخاب کنند. این، کنسرت آرزوی فمینیستی آن‌هاست.

به طور خلاصه: همان‌طور که در کیبوتص یا در یک جامعه «سوسیالیستی» مشابه، ارتش نیز جایی است که در واقع نقش‌های سنتی زنانه تثبیت می‌شوند. چند خلبان زن وجود دارند، همان‌طور که ما اورسولا فون در لاین یا آنالنا بربوک را داریم. این‌ها استثنا هستند و وظایف مردانه را انجام می‌دهند و این نظم را حفظ می‌کنند. همه این زنان بخشی از ماشین جنگی هستند.

بنابراین تعجب‌آور نیست که «فمینیست‌های» اسرائیلی واقعاً باور دارند که با بمباران، مرگ و ویرانی برای زنان ایران صلح و رفاه می‌آورند و آن‌ها را «آزاد» می‌کنند. به همین ترتیب، مردان یهودی-اسرائیلی که در جامعه صهیونیستی بزرگ شده‌اند نیز واقعاً به این باور دارند (البته نه گروه‌های مسیحایی؛ آن‌ها می‌دانند که برای نابودی آمده‌اند، خود را چیز دیگری جلوه نمی‌دهند و حتی حاضرند برای آن جانشان را فدا کنند. آن‌ها ایدئولوگ هستند).

این پوستر واقعاً راه اسرائیلی (البته یهودی و دموکراتیک) برای آوردن «آزادی» را نشان می‌دهد: مصادره و تصاحب مبارزه زنان در ایران — مبارزه‌ای که آنان بهایش را با جان و بدن خود پرداخته‌اند — و بالاتر ایستادن و تبدیل شدن به «مردی با تخمدان، رحم و سلول تخم» که «آزاد می‌کند». و هر بار وسوسه می‌شوند که «آزادکننده» باشند تا احساس نکنند که خودشان عاملان هستند؛ اینکه حتی فرزندان خود را از رحم مادر برای مأموریت‌های مرگ آماده می‌کنند. این روند از پیش از تولد آغاز می‌شود. همان‌طور که در این تبلیغ نشان داده شده است؛ تبلیغی برای بانک اسپرم اسرائیل پس از حمله به غزه در سال ۲۰۱۴، زمانی که تقاضا برای اسپرم «سربازان رزمی» افزایش یافت. متن عبری می‌گوید: «مرد، برای تلاش مادری اهدا کن». فهمیدید چه کسی «مرد» محسوب می‌شود؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)