بعد از حمله در شرتورپ:
‌ جنبش کارگری باید از خود دفاع کند

استفان کانگاس
ترجمه:‌ سروش دشتی

یکشنبه ۱۵ دسامبر تظاهرات مسالمت آمیز علیه راسیسم در شرتورپ (محله ی در استکلهم سوئد) مورد حمله ۳۰ نفر از اوباش سیاه پوش از سازمان نازیستی جنبش دفاع سوئد (اس ام آر) قرار گرفت. ۲۰۰ نفر از مردم محله شرتورپ همراه با کالسکه های کودکان شان که از فعالیت های رو به رشد نازیست ها از جمله ضرب و شتم بعضی از شهروندان و کشیدن صلیب شکسته روی در و دیوار بیرون مدارس و مهدکودک ها خسته شده بودند، در این تظاهرات شرکت داشتند. نازیست ها مسلح به چماق و سپر آمدند و به روی مردم بطری های شیشه ی و تیرهای مشقی صدازا گشودند.

یک حمله مثل این در سوئد غیرمعمول است. نازیست ها عادت نداشتند در تظاهرات چپ ها آفتابی شوند. با این وجود بخش بزرگی از آنها الان توسط پلیس دستگیر شده اند و به نظر نمی آید برنامه ای برای آزادی بعد از «آکسیون»شان داشته باشند. آنهایی که حمله کردند بیشتر از جوانان بودند و به احتمال زیاد به مانند بقیه کسانی که توسط آس ام آر جذب می شوند از پایین ترین، فقیرترین و شکست خورده ترین بخش طبقه کارگر هستند.

کمیته های دفاع از خود را تشکیل دهیدNO PASARÁN poster-8x6_0

سازمانهای اطلاعاتی دولتی در سوئد معمولا فعالیت های فاشیستی را نادیده می گیرند و ضمنا بخشیاز دولت همیشه سمپاتی های فاشیستی داشته اند. هفته پیش از این یک پلیس خوشنام در استکلهم بعد از شرکت در تظاهرات احزاب راسیستی سوئد، «جا به جا» شد که این جا به جایی محل کار یک ترفند کثیف برای لاپوشانی فعالیت های خشونت آمیز جبهه نشنال سوسیالیستی (حزب دیگر فاشیست در سوئد) است. اطمینان کورکورانه به دولت که ما را محافظت می کند، می تواند ما را با احساس دروغین امنیت گول بزند که این صحبت مرگ و زندگی ست. بگذارید تنها به یاد بیاریم که در اوتوئیا (جزیره ای در نروژ که آندرس بریویک ۶۹ نوجوان هوادار حزب کارگر را به قتل رساند) قاتل از اتوریته لباس پلیس برای به انجام رساندن کار جنایت کارانه اش سواستفاده کرد.

با‌آنکه پلیس احساس این را داشت که ممکن است تظاهرات در شرتورپ مورد حمله قرار بگیرد تنها ۳ پلیس در محل حضور داشتند. طبیعتا پلیس ادعا می کند که آن ۳ نفر که در محل بودند اطلاعات را برای مسئولان بالادست شان نفرستادند، که آنها تنها یک «اشتباه» مرتکب شدند.

طبقه کارگر سازماندهی شده باید یاد بگیرد که تنها به نیروی خود اطمینان کند. در زمان نگاشته شدن این متن آماده سازی هایی برای تظاهرات جدید علیه راسیست ها در گوتنبرگ، مالمو و استکلهم در جریان است. این یک قدم خوب و ضروری ست. احزاب کارگری و به خصوص «ال او»(سازمان مرکزی اتحادیه های کارگری در سوئد) می بایست به این حرکت می پیوست. آنها می توانستند ده ها برابر بیشتر مردم را بسیج کنند. این می توانست پیام مشخصی به فاشیست ها درباره توازن در مبارزه طبقاتی بدهد.

اتحادیه های کارگری باید کمیته های دفاع از خود را تشکیل دهد. این کمیته ها باید در هر شرایط متوازن با عرض جنبش باشد و هم سنگ با تظاهرات، بزرگتر شود بتواند تظاهرات را و در ضمن تک تک فعالان کارگری و اکتیویست ها را محافظت کند. جنبش کارگری همین امروز می بیند که هر تظاهرات بزرگی را محافظان تظاهرات همراهی می کنند. این کمیته ها پدیده ی عجیب تر از محافظان تظاهرات نیست.

از خشونت دوری بجوییم ؟‌

بعضی از اعضای سابق رهبری حزب چپ سوئد به «خشونت به مثابه روش سیاسی» یک نه شفاف گفته اند. این نه در رابطه با اخراج یکی از اعضای رادیکال حزب در اوربرو، آللارد، دقیقا بعد از وقایع شرتورپ گفته شد. این اصلا با منطق مطابق نیست !‌ مدت زیادی نمی گذرد که حزب چپ به «منطقه ممنوع پروازی» که بهانه ای برای بمباران لیبی توسط ناتو شد، آری گفت. چطور این تناقض حل شدنی ست؟‌ آیا حزب موافق خشونت است یا خیر؟‌

ما مارکسیست ها نمی توانیم موضع عمومی برای مخالفت یا موافقت با خشونت بگیریم. مسئله همیشه ملموس و مشخص است. چه کسی به خشونت ها می افزاید؟‌ با چه قصدی؟‌ علیه چه کسی؟‌ بسیاری این را درست و قانونی می دانند که از خود دفاع کنند، به مانند کاری که تظاهرکنندگان در شرتورپ کردند. به علت تعداد زیادشان توانستند نازیست ها را عقب برانند. نازیست ها را نمی توان با تنها با مقاله و سخنرانی خلع سلاح کرد و ضمنا نمی توانیم به دولت اعتماد کنیم که این کار را برایمان انجام دهد.
این باید گفته شود که «آتونوما»(مجموعه ای بی ساختار از فعالین آنارشیست و سوسیالیست مستقل)- در نبود سازماندهی دیگری – از صف تظاهرات مانند سپری دفاع کردند. این باعث شد که نازی ها به تعداد کمتری آسیب بزنند. اکنون آتونوما سعی می کند آسیب های فیزیکی که دیدند را ترجمه حقانیت شان در همه این سالها کنند. اما تنها چیزی که رخ داد این بود که برای اولین بار بعد از سالها، حداقل از دهه ۱۹۹۰، آنها مزه شیرین قدم زدن را وقتی به خاطر روش هایشان مورد حمایت بودند، حس کردند.

این تنها بسته به هوش تاکتیکی آنها نبوده است. آنها همیشه به خود حق می دهند که در هر تظاهراتی حاضر شوند – و بعضا از این طریق جمع بزرگی از طبقه کارگر را پراکنده کنند – و این حق را چون حق زندگی طبیعی می شمارند. این نظر کودکانه باید رد شود. مسئله خشونت یک مسئله سیاسی و تاکتیکی ست و به این مثابه باید با آن برخورد کرد.

ما نباید به هیچ توهمی دامن بزنیم. رهبری کنونی جنبش اتحادیه های کارگری کمیته ی را سازماندهی نخواهند کرد. در بهترین حالت ما می توانیم امیدوار باشیم که یک یا چند بیانیه متوسط علیه راسیسم منتشر کنند. نظرات ساده لوحانه در مورد فاشیست ها و پلیس ها قابل ملاحظه ست و ما باید رهبران اتحادیه را در مقام جواب به پاسیفیسم شان قرار دهیم.

اعضای جوانان چپ (سازمان جوانان حزب چپ سوئد) و جوانان اس اس او (سازمان جوانان حزب سوسیال دموکرات سوئد) و جوانان در اتحادیه های کارگری باید اولین قدم را برای تشکیل چنین گروههایی بردارند. نباید تشکیل شان را به ضرورت زمان وابسته کرد. اگر موفق شویم تنها قطره ی از یک هزارم ال او (سازمان مرکزی اتحادیه های کارگری سوئد) را در کمیته های دفاع از خود متشکل کنیم در واقع توانسته ایم ۱۵۰۰ جوانان کارگر سازماندهی شده داشته باشیم. این مقدار از مقدار لازم برای تظاهرات بدون هیچ چوب و چماقی در مقابل هر تظاهرات اس ام آر با محافظ آهنی بیشتر خواهد بود.

آتونوما سعی می کنند از این کار سیاسی بلندمدت، ضروری و صبورانه با تکیه به «نیروی مسلح» خود طبقه کارگر، بپرند. آنها ستون فقرات طبقه کارگر را حذف کردند و سعی می کنند خود را جای آن بگذارند. با این وجود دار و دسته آنها نمی تواند به نوعی نقش جایگزینی را داشته باشد. این جایگزینی تنها برای یک هیجان زودگذر ژورنالیستی کافی ست.

در واقع روشهای آنها در عکس بسیج کردن عمل می کند. بسیاری از کارگران، مخصوصا مسن ترها، به سختی می توانند تفاوتی بین روش آنها و روش نازی ها قائل شوند. بینش هواداران شان نیز به مانند خودشان در مورد ضرورت مبارزه توده ای بر علیه فاشیسم ارتقا نمی یابد. روش آتونوما این را القا میکند که تنها تعدادی انگشت شمار «اکتیویست» می توانند فاشیست ها را متوقف کنند.

آس ام آر (سازمان نازیستی جنبش دفاع سوئد) موفق شد ۳۰-۴۰ اوباش رابرای حمله به یک تظاهرات بسیج کند. تظاهرات شرتورپ که نمایش بسیار کوچکی از قدرت طبقه کارگر بود، «سیلی نرمی» که به بیشتر شبیه ایستادن مورچه ای مقابل فیلی بود، دریافت کرد. طبقه کارگر می تواند این گروههای کوچک فاشیست را جارو کند بدون اینکه حتی شیشه پنجره ای شکسته شود. تعداد زیادی نیستند که نیاز به تو دهنی داشته باشند. چشم انداز با برقرار ساختن یک جنبش توده ای و کمیته های دفاع از خود، روشن می شود و تاثیری ترساننده و پراکنده کننده برای نازی ها خواهد داشت.

در نگاهی نهایی، تناقضات شدید بین راست و چپ توازن بی ثباتی را بین طبقات بازتاب می دهد. دوره ای که می توانستیم سوئد را کشوری آرام و مطمئن بدانیم به سر رسیده است. هیچ کشوری از بحران سرمایه داری جهانی استثنا نیست.دیگر حرف به تنهایی کافی نیست و این موقعیت عمل ما را می طلبد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)