در پی اعتراضات سراسری هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ (۲۸ دسامبر ۲۰۲۵)، جمهوری اسلامی ایران یکی از گسترده‌ترین و خشونت‌بارترین موج‌های سرکوب و کشتار معترضان در تاریخ ۴۷ ساله حیات خود را رقم زده است. این اعتراضات که با تجمع و اعتصاب بازاریان در قلب تهران در واکنش به جهش بیش از صد در صدی قیمت دلار آغاز شد، به‌سرعت به فقیرترین مناطق غرب کشور و سپس به صد‌ها شهر و استان دیگر گسترش یافت. اگرچه جرقه اولیه این خیزش، بحران ارزی و تورم افسارگسیخته بود، اما ریشه‌های واقعی آن در تشدید فقر، فروپاشی معیشت، سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی، انسداد فضای سیاسی، و امتناع ساختاری حکومت از هرگونه اصلاح واقعی نهفته است.

از روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، حکومت با قطع کامل اینترنت و خطوط تلفن، عملاً کشور را در یک «سیاهچاله ارتباطی» فرو برد تا ابعاد واقعی سرکوب از دید افکار عمومی داخلی و جهانی پنهان بماند. با این حال، پس از سه روز، انتشار تصاویر و ویدیوهایی از داخل ایران، جهان را با واقعیتی هولناک مواجه ساخت. تصاویری که نخست از رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی منتشر شد و سپس از منابع مستقل به بیرون درز کرد، نشان می‌داد اجساد معترضان کشته شده در سوله‌های پزشکی قانونی کهریزک تهران بر روی هم انباشته شده و خانواده‌ها در میان پیکرهای بی‌جان به‌دنبال شناسایی عزیزان خود هستند. در روزهای بعد، علی‌رغم تداوم قطع ارتباطات، تصاویر متعددی از خیابان‌های تهران و دیگر نقاط کشور منتشر شد که در آن‌ها اجساد معترضان با شلیک مستقیم سلاح‌های جنگی بر زمین افتاده بودند. صداهای ضبط‌ شده در این ویدیوها، از جمله اظهارات تمسخرآمیز نیروهای امنیتی هنگام جمع‌آوری اجساد با عباراتی چون «این هم نفله شد»، تردیدی باقی نمی‌گذارد که این تصاویر واقعی، متعلق به ایران و نشانه کشتاری عامدانه و سیستماتیک هستند.

اگرچه برخی گزارش‌ها از کشته‌شدن تا ۱۲ هزار نفر در سه روز سخن می‌گویند و برخی منابع حقوق بشری از بیش از چهار هزار قربانی خبر می‌دهند، در شرایط قطع کامل ارتباطات، امکان ارائه آمار دقیق وجود ندارد. با این حال، حجم شواهد تصویری از مکان‌های مختلف، از تابلوی پزشکی قانونی تهران تا سوله‌های کهریزک، از خیابان‌های پایتخت تا گزارش‌های مربوط به استفاده از سلاح‌های جنگی مانند کلاشنیکف، تیربار، و حتی پهپادهای نظامی برای شناسایی و هدف‌گیری تجمعات، نشان می‌دهد که هزاران معترض در سراسر کشور هدف کشتار قرار گرفته‌اند. گزارش‌هایی مبنی بر تخلیه چشم بیش از ۶۰۰ نفر تنها در بیمارستان فارابی تهران و مراجعه بیش از ۶۰۰۰ نفر آسیب دیده چشمی به کلینیک نور تهران نیز گویای استفاده گسترده و عامدانه از خشونت کور و غیرقانونی علیه جمعیت غیر مسلح است.

این سطح از سرکوب و کشتار، نه‌تنها نقض فاحش قوانین داخلی ایران در خصوص استفاده از قوه قهریه، بلکه بر اساس حقوق بین‌الملل، مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» است. چرا که این کشتار با حمله‌ای گسترده، سازمان‌یافته و آگاهانه علیه جمعیت غیر نظامی معترض صورت گرفته است. این روند با تهدیدات علنی مقامات عالی قضایی برای محاکمه بازداشت شدگان با اتهامات سنگین و حتی صدور احکام اعدام تشدید شده است. با توجه به الگوهای پیشین در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و سال ۱۴۰۱، که طی آن‌ها بیش از صد هزار نفر بازداشت شدند، بیم آن می‌رود که جمهوری اسلامی بار دیگر به سمت اعدام‌های گسترده و انتقام‌جویانه حرکت کند.

شاهین هلالی خیاوی، مدیر نهاد حقوق بشری مردم آذربایجان در ایران -آهراز، به نمایندگی از این نهاد حقوق بشری با انتشار این بیانیه از تمامی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، دولت‌های متعهد به کرامت انسانی، و سازوکارهای قضایی بین‌المللی درخواست می‌کند که این کشتار را به‌عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت بشناسند. آهراز همچنین، خواستار دسترسی فوری به ایران برای تحقیقات مستقل شده، بر پیگرد قاطعانه عاملان و آمران این جنایات تاکید می‌کند. مردمان ایران که اکثریت آنان زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از ابتدایی‌ترین حقوق مدنی و سیاسی محروم‌اند، در این لحظه بیش از هر زمان دیگری به همبستگی جهانی نیاز دارند. سکوت در برابر این جنایت، به معنای همدستی در آن است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)