اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از جایی آغاز شد که معمولاً به‌عنوان قلب مبادله و گردش سرمایه در ایران شناخته می‌شود: بازار تهران. تعطیلی و تجمع در بازار، که همواره شاخصی حساس از وضعیت اقتصاد بوده، این‌بار نشانه‌ای روشن از به‌هم‌ریختگی مناسبات اقتصادی و فروپاشی افق‌های معیشتی بود. در فاصله‌ای کوتاه، این اعتراض‌ها از بازار به خیابان‌ها، از تهران به شهرهای دیگر، و از بخش‌های سنتی اقتصاد به لایه‌های متنوع‌تری از نیروی کار، کسبه، بیکاران و مزدبگیران گسترش یافت. این گسترش جغرافیایی و اجتماعی، خود به‌تنهایی گویای عمق بحران و پیوند مشترک تجربه‌های زیسته‌ای است که در نقاط مختلف کشور تکرار می‌شود. در هفته‌های منتهی به این اعتراضات، نشانه‌های بحران در زندگی روزمره انباشته شده بود: سقوط مداوم قدرت خرید، بی‌ثباتی شدید قیمت‌ها، فرسایش پس‌اندازهای خرد، و ناتوانی دولت در مهار تورم و تأمین حداقل‌های معیشتی. پیوستن شهرهای دیگر و بخش‌های گوناگون اجتماعی، نشان داد که مسئله محدود به یک صنف یا یک منطقه نیست و با یک اختلال فراگیر در نظم اقتصادی موجود روبه‌رو هستیم. این گفت‌وگو می‌کوشد اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را از منظر اقتصاد سیاسی بررسی کند؛ با تمرکز بر سازوکارهایی که به بازتولید تورم مزمن، انتقال هزینه بحران به فرودستان، و انسداد مسیرهای اصلاح اقتصادی انجامیده‌اند. بحث، به پیوند میان ساختار بودجه‌ای دولت، منطق توزیع رانت، جایگاه نیروی کار، و نقش تاریخی بازار در شرایط بحرانی می‌پردازد. همچنین تلاش می‌شود تفاوت‌ها و تداوم‌ها میان این اعتراضات و موج‌های پیشین، از دی‌ماه ۱۳۹۶ تا امروز، در چارچوبی تحلیلی و مبتنی بر شواهد بررسی شود.
مهمان این گفت‌وگو مهرداد وهابی است؛ اقتصاددان، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و استاد دانشگاه سوربن شمالی.
گفت‌وگو با او فرصتی است برای نزدیک شدن به درکی روشن‌تر از منطق اقتصادی نارضایتی‌های اجتماعی و فهم این پرسش اساسی که چرا بحران‌های انباشته‌شده اقتصادی، بارها خود را در قالب اعتراضات گسترده بازتولید می‌کنند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)