بی‌سوادان مدارک دار و سیکلِ مرگبارِ اجتماعی

پروفسور تام سوول میگوید:
“تمدن ما شاید اولین تمدنی باشد که نه به دست دشمنان قدرتمند که بلکه بتوسط جهل معلمان و مربیان و مهملات خطرناکی که به فرزندانمان می‌آموزند، نابود خواهد شد”

در جوامع معاصر، مدرک تحصیلی به‌عنوان نمادی از توانمندی و دانش فردی شناخته می‌شود. این وضعیت در ایران نیز صدق می‌کند؛ جایی که در سال‌های اخیر تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به طرز چشم‌گیری افزایش یافته است. اما آیا این رشد کمّی به معنای پیشرفت آگاهی جامعه است؟

نگاهی به وضعیت موجود و تناقض فاحش:
تعداد افراد دارای عناوین علمی روزافزون شده، اما فقر دانش کاربردی و تفکر تحلیلی همچنان یک معضل جدی به‌شمار می‌رود. این مقاله به بررسی پدیده مدرک‌گرایی و پیامدهای ورود افراد فاقد صلاحیت علمی به لایه‌های مدیریتی و اجتماعی می‌پردازد

مدرک‌گرایی یا اعتبار اسمیِ کاذب بجای مهارت واقعی
مدرک‌گرایی به معنای ارزش‌گذاری بیش از حد بر اوراق رسمی تحصیلی، به جای تمرکز بر تخصص و توانمندی‌های واقعی فرد است. در فرهنگ نو، “عنوان علمی” به یک معیار برتری اجتماعی تبدیل شده و افراد را به سمت کسب مدارک عالی سوق می‌دهد، بدون آنکه ظرفیت علمی متناسب با آن عنوان در فرد شکل بگیرد. این عطش برای کسب عنوان، بیش از آنکه برخاسته از حبّ دانش باشد، ناشی از تلاش برای کسب منزلت، رانت‌ شغلی و از همه مهمتر “دستمزد بالاتر” است

تولید دکترا داران بی‌سواد، بحرانی جهانی
پدیده تولید انبوه دانش‌آموختگان فاقد سواد، امروز به یک معضل جهانی تبدیل شده است. حتی در کشورهای توسعه‌یافته نیز شاهد هستیم که دانشگاه‌ها گاه از نهاد آموزش به بنگاه‌های صدور اعتبار تغییر ماهیت داده‌اند. در ایران، با افزایش بی‌رویه مراکز آموزشی و کاهش استانداردهای کیفی، شاهد خروجی‌هایی در مقاطع عالی هستیم که صرفاً حامل یک عنوان هستند. متأسفانه بسیاری از این افراد به دلیل داشتن این مدارک رسمی، به سمت‌های حساس مدیریتی و سیاست‌گذاری گمارده می‌شوند، در حالی که از درک اولیه‌ی تخصص مورد نظر عاجز هستند. نتیجه این روند، چیزی جز سیر نزولی کیفیت تصمیم‌گیری در نهادهای کلان و ضرردهی بیشتر نخواهد بود

چرخه ای معیوب، از آموزش فرمایشی تا مدیریت دستوری
زمانی که دانشگاه به جای تربیت انسان‌های متخصص، بر پر کردن آمارهای کمّی تمرکز کند، یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد که در آن، کیفیت آموزش فدای کمیت شده و افرادی با مدارج عالی اما دانش سطحی وارد بدنه اجرایی جامعه می‌شوند. این مدیرانِ فاقد تخصص، به دلیل ناتوانی در تحلیل علمی مسائل، تصمیماتی می‌گیرند که تبعات منفی آن مستقیماً بر اقتصاد و فرهنگ و غیره تاثیر می‌گذارد. این روند، اعتماد عمومی را به نظام آموزشی و نهادهای تخصصی به شدت خدشه‌دار کرده و می‌کند

انتظارات غیرواقعی و ناهنجاری‌های اجتماعی
کسب مدارک عالی بدون پشتوانه علمی، منجر به ایجاد توقعات کاذب در فرد می‌شود. فردی که عنوان دکتر را یدک می‌کشد اما از دانش کافی بی‌بهره است، در مواجهه با چالش‌های واقعی دچار فرسودگی و خطا می‌شود. حضور این افراد در مناصب حساس، نه تنها بازدهی سازمان‌ها را از بین می‌برد، بلکه راه را بر نخبگان واقعی و متخصصان شایسته می‌بندد. این “جایگزینی تخصص با عنوان”، یکی از اصلی‌ترین دلایل لنگیِ ساختارهای اداری و اقتصادی است
و اینگونه میشود که به نقل از روزنامه همشهری و طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی سالانه میلیونها نفر به دلیل خطای پزشکان میمیرند!

راه چاره ای هست؟
با سیستم آموزشی کنونی اگر قرار بود که شرایط بهتر بشود، میشد پس اگر نشده بمعنای وجود عیب اساسی در سیستم آموزش است لذا بدون اصلاح بنیادین نظام آموزشی کنونی، روزبروز قهقرایی تر شده و خواهد شد و عاقبت شاید فیلم ایدیوکراسی تعبیر شده و یا بقولی منتسب به لنین، با خیلِ “احمقان مفید” به پیشوازِ هیچستان برویم.
بعلاوه، با کرور کرور اعضای هیئت علمی، پزشک و متخصص سهمیه ای چه کنیم که در حال تربیت نسلهای نخبگان آتی هستند؟!

نتیجه:
بهرحال مدرک‌گرایی و تولید دانش‌آموختگان فاقد صلاحیت، نقابی بر چهره ی کریه فقر علمی جامعه است. افزایش تعداد تحصیل‌کردگان به هیچ وجه به معنای توسعه‌یافتگی نیست و اگر این روند اصلاح نشود، عاقبتی جز فروپاشی استانداردهای علمی و مدیریتی نخواهد داشت. راهکار اصلی، بازگشت به اصالت “مهارت” و “شایسته‌سالاری” است. باید نظام استخدامی و ارتقای شغلی از بندِ “مدرک‌محوری” رها شده و به سمت سنجش واقعی توانمندی‌ها حرکت کند. زمان آن رسیده است که بپذیریم یک کارشناس خبره و ماهر، بسیار ارزشمندتر از یک دارنده مدرک دکترا است که از دانش و بینش تهی است.
هنری فورد، تسلا، ادیسون و بسیاری دیگر مدرک دکترا نداشتند اما کاری کردند کارستان و در مقابلش ما دکتر محسن رضایی و دکتر احمدی نژادها داریم!
تعداد تولید “مازراتی” از “پراید” بسیار کمتر است اما این کجا و آن کجا؟

یادمان باشد:
تمدن را کسانی می‌سازند که “می‌دانند”، نه کسانی که صرفاً “می‌گویند که می‌دانند”. مدرک، گواهیِ حضور در کلاس است، نه گواهیِ تفکر در بحران

 

امیرعلی متولی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)