یوسف عزیزى بنى طرف
دیشب به دعوت دوست اهوازى ام، حامد کنانى به دیدار نظریه پرداز حزب کمونیست عراق، دکتر جاسم حلفى رفتم. من بودم و حامد کنانى (ابونزار) ودامادش عبدالله مهاوى (ابورایان) و جاسم حلفى و تحسین کعبى که این دو، از بغداد آمده بودند. در کافه اى در لندن. اصل دیدار به مناسبت انتشار کتاب “چپ در إیران – از انقلاب تا اوین” (الیسار الإیرانی، من الثوره إلى إیفین) دکتر جاسم حلفى بود. من جاسم را هفت سال پیش در لندن دیده بودم و براى من از دست نویس این کتاب صحبت کرده بود. دو ساعت و نیم – یک نفس – در باره چپ ایران (از جمله چپ عرب اهواز) و پیوندهایش با چپ عراق و شکست اخیر حزب کمونیست در انتخابات پارلمانى عراق سخن گفتیم و شاید من بیش از دیگران پرچانگى کردم چون طبیعتا بیش از مولف عراقى با گفتمان و تاریخ چپ در ایران آشنا هستم. باید بگویم که این کتاب در واقع تنها کتاب به زبان عربى است که صرفا به جریان چپ در ایران اختصاص دارد. و آن گونه که مولف مى گوید در نمایشگاه کتاب چند روز پیش بغداد نایاب شد. من بررسى ونقد کامل کتاب را براى فرصتى دیگر وا مى گذارم، اما کتاب را جدى گرفتم وقتى دیدم که مولف هر فصل از آن را با شعرى از حافظ مى آغازد و به جریان هاى تاریخى چپ مى پردازد. از تاسیس حزب کمونیست ایران و سپس حزب توده، تا برآمدن فداییان و حزب دموکرات کردستان و کومله و حزب کمونیست کارگرى و دو سه گروه کوچک دیگر. نیز ، اعتراضات و تظاهرات پس از انقلاب همچون جنبش سبز، آبان ٩٨، زن زندگى آزادى و دیگر جنبش ها و اعتراضات اجتماعى و کارگرى را بر رسیده است.
دکتر حلفى، روشمندى تحلیل تاریخى را مى شناسد و البته با نگرش مارکسیستى به سوژه پرداخته است.
تمرکز او بیشتر بر حزب توده است به سبب پیوندهاى تاریخى و کمک هایى که به قول او این حزب در قبل از انقلاب به حزب کمونیست عراق کرده بود . اما وقتى به دیگر گروه هاى چپ مى پردازد گروه هاى چپ مطرح قبل و بعد از انقلاب نظیر “راه کارکر”،”وحدت کمونیستى”، “پیکار”، فرقه دموکرات آزربایجان و جبهه خلق براى آزادى اهواز را نادیده مى گیرد و صفحات چندى را به گروه هاى کم تاثیرى چون “گروه مبارزان کمونیست”، “حزب کمونیست کارگرى” و “حزب کمونیست ایران” اختصاص مى دهد. احتمالا چون شمارى از اینان پس از شکست جنبش کردها در إیران به کردستان عراق پناه بردند و در کنف حمایت حزب کمونیست عراق و احزاب کرد عراقى قرار گرفتند و جاسم – که همراه هواداران حزب کمونیست در کنار کردها علیه رژیم سابق عراق مى جنگیدند – در آنجا با این گروه هاى چپ ایرانى آشنا شده بود.
جاسم حلفى به نقد من در باره برخوردهاى شووینیستى حزب توده – به ویژه کیانورى – با ملت عرب اهواز در قبل و بعد از انقلاب به دقت و با سعه صدر گوش داد . نیز “عدم پرداختن و بى توجهى حزب کمونیست عراق به مساله ملت عرب اهواز” را پذیرفت و قول داد تا در آینده در ادبیات سیاسى این حزب به این مساله بپردازند.
هم چنین در پاسخ به پرسش عبدالله مهاوى در باره اصل “حق تعیین سرنوشت ملت ها” گفت که حزب کمونیست عراق به این اصل باور دارد. و وقتى ابورایان دوباره پرسید که اگر کردها بخواهند جدا شوند موافقت مى کنید، پاسخ اش مثبت بود.
با توجه به نقدهایش از شکنجه و سرکوب خونین نیروهاى چپ و دموکراتیک در جمهورى اسلامى ایران در این کتاب، قدرى هم نگران جانش بود از نیروهاى نیابتى رژیم در عراق.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)