( تبارشناسی فروپاشی اپیستمه‌ی ایرانی)

شاهو حسینی

اپیستمه نه صرفا مجموعه‌ای از باورهای مسلط، بلکه میدان نیروهایی است که تعیین می‌کند چه چیزی قابل گفتن است، چه چیزی قابل اندیشیدن، و چه چیزی اساسا نامرئی می‌ماند. اپیستمه پیش از آن‌که پاسخ بدهد، پرسش‌ها را مهندسی می‌کند؛ پیش از آن‌که حقیقتی را تثبیت کند، مرزهای امکان حقیقت را ترسیم می‌کند. از این رو، دانش، قدرت و مشروعیت نه بیرون از اپیستمه، بلکه درون آن و به‌مثابه‌ی کارکردهای آن شکل می‌گیرند. در چنین چارچوبی، دولت صرفا یک نهاد سیاسی نیست، بلکه تجسد نهادی یک اپیستمه‌ی خاص است؛ اپیستمه‌ای که نظم، وحدت، هویت و عقلانیت را تنها از خلال همسان‌سازی و حذف تفاوت می‌فهمد. «جامعه» در این منطق، نه کثرتی زنده و متکثر، بلکه ابژه‌ای است که باید خوانده، طبقه‌بندی و نرمال‌سازی شود. هر آنچه از این خوانش سر باز زند، نه به‌عنوان امکان دیگر فهم، بلکه به‌مثابه‌ی اختلال، تهدید یا انحراف ظاهر می‌شود.

از این منظر، مقاومت ملت‌ها یا سوژه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده را نباید صرفا واکنشی بیرونی به سرکوب دانست؛ مقاومت، شکاف درونی اپیستمه است، جایی که آنچه طرد شده بود، بازمی‌گردد و منطق دانایی مسلط را از درون بی‌ثبات می‌کند. بحران فهم دولت نسبت به جامعه، نه ناشی از ناآگاهی یا سوءمدیریت، بلکه حاصل وفاداری رادیکال دولت به همان اپیستمه‌ای است که تفاوت را از ابتدا غیرقابل فهم ساخته است.

در نهایت، فروپاشی مشروعیت نیز نه حادثه‌ای ناگهانی، بلکه پیامد اجتناب‌ناپذیر اپیستمه‌ای است که میان خود و واقعیت اجتماعی شکافی ساختاری ایجاد کرده است. وقتی اپیستمه تنها یک صورت از بودن را مشروع می‌داند، هر صورت دیگر ناگزیر به صورت مقاومت بازمی‌گردد؛ و هنگامی که مقاومت تکثیر می‌شود، آنچه فرو می‌ریزد صرفا یک دولت نیست، بلکه نظام دانایی‌ای است که دیگر قادر به توضیح جهان خود نیست.

بدون تردید پروژه‌ی دولت-ملت ایرانی نمونه‌ای از «خودویرانگری دانایی» است. اپیستمه‌ای که وحدت تحمیلی را بنیادین می‌داند، از طریق منطق طرد، انسداد و بحران بازنمایی، کثرت را بازمی‌گرداند و مشروعیت و عقلانیت سیاسی را نابود می‌کند. عبور از اپیستمه‌ی وحدت‌محور و حرکت به سمت سیاست شهروندمدار و بازنمایی‌کننده‌ی کثرت‌ها، نه تنها ضرورتی اخلاقی بلکه پیش‌شرط بقا و عقلانیت سیاسی است. این مسیر، به سوژه‌های ملی امکان می‌دهد که حضور واقعی خود را تجربه کنند و دولت، مشروعیت خود را از طریق فهم و مشارکت جامعه احیا کند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)