به تازگی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برنامه‌ای را علیه رضا علیجانی تولید کرده است که ضمن تحریف مواضع او و پخش بریده‌هایی تحریف شده از چند چهره سیاسی، او را طرفدار جنگ و تجاوز خارجی نشان می‌دهد. نقش جمهوری اسلامی و دستگاه امنیتی‌اش در پشت صحنه این حمله‌ها و تحریف‌ها عجیب نیست. آنچه عجیب است مواضع دکتر قاسم شعله‌سعدی است که علیرغم سابقه سیاسی و حقوقی، در زمین جمهوری اسلامی و مهره‌های رسانه‌ای و امنیتیش بازی کرده و در برنامه‌ای مشارکت داشته که یادآور برنامه «هویت» است؛ هویت برنامه‌ای است که طی چند قسمت در تابستان و پاییز سال ۱۳۷۵ از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد تا بسیاری از نویسندگان، مترجمان، شاعران، و فعالان ملی-مذهبی را به وابستگی به سرویس‌های جاسوسی خارجی متهم کند. گزارش‌ها و تحلیل‌های سالهای بعد درباره برنامه «هویت» نشان می‌دهد که این برنامه حاصل یک «بازار مشترک» بین بخش‌هایی از دستگاه امنیتی (عمدتاً وزارت اطلاعات با محوریت افرادی چون سعید امامی) و جریان‌های تندرو رسانه‌ای بود (از جمله نویسندگان ستون «نیمه پنهان» در روزنامه کیهان که در آن زمان توسط حسین شریعتمداری اداره می‌شد).

حالا بعد از سالها دوره جدیدی از «هویت» در خارج از کشور تولید شده و عجیب اینکه دکتر قاسم شعله‌سعدی، از قسمت اول این دوره جدید که سوژه‌اش حمله به رضا علیجانی است ستایش کرده و آن را نتیجه ساعت‌ها زحمات طاقت‌فرسای سازندگانش توصیف کرده است!

این در حالی است که رضا علیجانی، یکی از چهره‌های شناخته شده در تاریخ سیاسی و فکری نیم قرن اخیر در ایران است. او علاوه بر اینکه از محورهای تعیین‌کننده در جریان ملی مذهبی بود سالها سردبیری نشریه ایران فردا (ارگان این جریان) را برعهده داشت و سالها در فضای سیاسی ایران تاثیر گذار بود. علیجانی سالها و بارها به دلیل فعالیت‌های سیاسی و روزنامه‌نگاریش زندانی شد؛ سازمان عفو بین‌الملل او را به عنوان زندانی عقیدتی معرفی کرده و سازمان گزارش‌گران بدون مرز جایزه آزادی مطبوعات در سال ۲۰۰۱ میلادی را به او تقدیم کرده است.

آنچه گویا دکتر شعله‌سعدی نمی‌داند این است که برنامه‌هایی از این جنس، شکلی پیچیده از عملیات روانی، نفوذ و فریب است که به جای سرکوب در داخل، از نیروهایش در خارج استفاده می‌کند و سعی در به بازی گرفتن مخالفان حکومت استبدادی علیه یکدیگر دارد. 

نظام‌های استبدادی مدرن تنها به سرکوب فیزیکی یا سانسور مستقیم اکتفا نمی‌کنند و دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی‌شان به استفاده‌ی ابزاری و غیرمستقیم از مخالفان روی می‌آورند. این تکنیک‌های نفوذ گفتمانی، معمولاً در قالب عملیات‌های “فریب” یا “جعل پرچم دروغین” (False Flag) در حوزه رسانه و افکار عمومی نمود پیدا می‌کنند. دستگاه امنیتی از یکسو با استفاده از شبکه‌های نفوذی یا رسانه‌های پوششی، مطالب تفرقه‌انگیز، غیرواقع‌بینانه یا رادیکال را در میان گروه‌های مخالف ترویج می‌کند. از سوی دیگر با هدف بدنام کردن مخالفان و توجیه سرکوب شدیدتر و اقدامات امنیتی گسترده‌تر در میان مردم، مخالفان را نه یک جریان سیاسی، بلکه عوامل جنگ، تجاوز نظامی، آشوب، ترور یا جاسوسی معرفی می‌کند که “باید” سرکوب شوند. در «مستند رضا علیجانی» هم دستگاه امنیتی، از یک مرحله‌ی سرکوب ساده فراتر رفته و به فاز مهندسی گفتمان وارد شده‌ و تلاش می‌کند با تزریق محتوای انحرافی، خلق رسانه دست‌ساز، و اجرای عملیات فریب، بخش‌هایی از زبان مخالفان را به پادزهر و ابزار بقای خود تبدیل کند. درک این شیوه‌ها، برای هر نیروی مخالف ضروری است تا بتواند در برابر نفوذ و مصادره‌ی گفتمانی مقاومت کرده و اصالت صدای خود را حفظ کند. رضا علیجانی اولین و آخرین نفر نیست و سوژه‌هایی دیگر برای تخریب و تحریف، در فهرست امنیتی‌ها قرار دارند. کاش افراد محترم اپوزیسیون از جمله امثال دکتر شعله سعدی از این زمین فاصله بگیرند و سابقه‌‌شان را به بازی‌های امنیتی آلوده نکنند. 

*عکس ضمیمه مطلب: سعید امامی (اسلامی) معاون اسبق وزارت اطلاعات و از گردانندگان برنامه هویت که بعدها با افشای پرونده قتل‌های زنجیره‌ای ناگهان «خودکشی» کرد!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)