تقابل گریزناپذیر: وحشت ملایان از نسل Z؛ نیروی محرک دگرگونی در ایران

نسل Z در ایران، زاده و پرورده در بستر جهان دیجیتال و زیست‌بوم تعاملی است. این نسل اکنون به کانون‌های کلیدی جامعه ایرانی پا می‌گذارد. تمایزات ساختاری و ماهوی عمیقی میان نسل Z و نهادهای حاکمیت ملایان وجود دارد. این نهادها همچنان بر منطق پیشادیجیتال و ارتجاعی آخوندی اداره می‌شوند. خواست تغییر در ایران توسط این نسل، وحشتی عمیق در دل حاکمان ایجاد کرده است. تفاوت‌های این دو جهان، تقابلی گریزناپذیر را رقم زده و بر آینده ایران تأثیری شگرف خواهد گذاشت.

تضاد نسلی و گسست میان زیست‌جهان نسل Z و نظام حاکم

نسل Z با الگوهای ارتباطی و شناختی کاملاً نوین وارد جامعه شده است. این الگوها به‌شدت با نسل‌های پیشین و ساختار رسمی در تضاد هستند. این وضعیت، فاصله‌ای روزافزون میان شیوه زندگی نسل Z و روش‌های مدیریتی نهادهای رسمی ایران ایجاد کرده است. کارگزاران و سران ملایان طی سال‌های اخیر بارها هشدار داده‌اند. آن‌ها می‌گویند اگر این فاصله جدی گرفته نشود، گسستی عمیق‌تر پدید می‌آید. این گسست به بحران مشارکت و اعتماد در جامعه منجر خواهد شد. به‌نظر می‌رسد که این گسست و بی‌اعتمادی اکنون رخ داده است.

نسل Z در جهانی رشد یافته که اطلاعات فراوان و سریع هستند، نه کمیاب. آنها گیرنده منفعل اطلاعات نیستند. این نسل فعالانه جستجوگر، گزینش‌گر و سنجش‌گر محسوب می‌شود. اعتماد این نسل بر پایه صداقت، شفافیت و اصالت شکل می‌گیرد. این اعتماد هرگز بر اساس مقام، سابقه یا اقتدار استوار نیست. برای این نسل آنچه مهم است، مرتبط بودن، کاربرد داشتن و واقعی بودن است.

هر ساختار رسمی که با منطق سلسله‌مراتبی و انتقال یک‌طرفه دانش عمل کند، بی‌اثر است. همچنین ساختارهای رسمی که همچنان کنترل‌گری را هدف قرار دهند، از نگاه نسل Z مردود است. این نسل چنین ساختارهایی را ارتجاعی، کهنه، غیرواقعی یا بی‌تأثیر می‌داند.

ناکارآمدی نظام آموزشی ملایان در مواجهه با نسل Z

این شکاف میان نهادها و نسل Z در نظام آموزشی ایران تحت حاکمیت ملایان کاملاً مشهود است. محتوای درسی همچنان بر انباشتن اطلاعات تئوریک تأکید دارد. این محتوا با نیاز واقعی این نسل برای مهارت‌آموزی و حل مسائل فاصله دارد. دانش‌آموزان امروز با انبوهی از داده‌ها مواجه هستند.

نتیجه این ناهماهنگی، گرایش دانش‌آموزان این نسل به منابع غیررسمی یادگیری است. این منابع جذاب و متنوع، از دیوار سانسور و اختناق ملایان عبور کرده‌اند. روش‌های تدریس نیز با نیازهای نسل Z ناسازگار هستند.

کلاس‌های مبتنی بر سخنرانی طولانی، حفظ‌کردن و ارزشیابی‌های حافظه‌محور کارآمد نیستند. این روش‌ها برای این نسل که تجربه یادگیری را در قالب تصویر، ویدیو و بازی می‌شناسد، ضدانگیزه است. فضای مدرسه برای بسیاری از نوجوانان نسل Z، محیطی برای اجبار است نه کشف. مدارسی که حاکمیت آخوندهای حکومتی برای پیشبرد مطامع خود طرح «امین» را در آن اجرا می‌کند و آخوندها را به جای معلمان برای تربیت نسل جدید به کار می‌گیرد تا آنان را طبق مطامع خود پرورش دهد اما واقیعت جامعه نشان می‌دهد که این امر کاملا بی‌اثر بوده است.

آموزش: مشارکت، تجربه و امکان طرح پرسش برای نسل Z

یادگیری در دنیای جدید زمانی معنا دارد که فرد در آن مشارکت و تجربه کند. همچنین امکان طرح پرسش برای نسل Z باید وجود داشته باشد. روش‌های سنتی آموزش‌ و پرورش حکومت ایران، مانع شکوفایی استعداد این نسل شده است. این امر راهی جز بی‌تفاوتی، مقاومت یا فرار از آموزش رسمی برای بسیاری از آنان نمی‌گذارد.

قبلا معلم سنتی، حامل اصلی دانش و مرجع بی رقیب کلاس درس بود. اما امروز هر دانش‌آموز با چند کلیک به منابع گسترده دسترسی دارد. نسل Z معلمی را می‌پذیرد که با او گفتگو کند، نه اینکه صرفاً دستور بدهد. سیستم آموزش و پرورش در ایران برای این نقش نوین آماده نیست.

نهادهای حاکمیتی آموزش حکومت ایران همچنان با رویکرد بالا به پایین عمل می‌کنند. نسل Z به اصالت و شفافیت بسیار حساس است. این نسل پیام‌های رسمی را که در قالب خطابه یا دستور ارائه می‌شوند، جدی نمی‌گیرد. این نسل در مقابل این پیام‌ها یا آن‌ها را به سخره می‌گیرد یا مقاومت جدی پیش می‌گیرد.

نسل Z در صحنه اجتماعی و به‌ویژه در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ نشان داد. آن‌ها با قاطعیت در مقابل حاکمیت قرار دارند و خواهان تغییر حکومت هستند. این امر چنان آشکار بود که حتی دانش‌آموزان دبستانی (نسل آلفا) نیز به نسل Z پیوستند. آن‌ها نقشی فعال در اعتراضات سال ۱۴۰۱ داشتند.

این وقایع ترس حکومت ایران از نسل Z و نسل‌های بعد را آشکار ساخت. حکومت در اضطرار در پی چاره‌جویی برای مقابله با این نسل برآمده است. سنت و قانون تکامل و ترقی اما نشان داده است که نسل جدید و پویا همواره پیروز است. این نسل بر نسل قدیم و ارتجاعی غلبه می‌کند. وحشت حکومت ایران از این نسل دقیقاً به همین دلیل است. نسل Z نیروی محرک اصلی در این دگرگونی است.

[نسل z و کانون‌شورشی]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)