صندوق ذخیره فرهنگیان: پشتوانه یا قلک دولت‌ها؟ فاجعه‌ای که معیشت معلمان را نشانه گرفته است

صندوق ذخیره فرهنگیان، با هدف ارتقای وضعیت اقتصادی معلمان، ایجاد پشتوانه مالی برای دوران بازنشستگی و تجمیع سرمایه‌های خرد فرهنگیان به منظور خلق قدرت اقتصادی جمعی، در سال ۱۳۷۴ تأسیس شد. این نهاد اقتصادی قرار بود امیدبخش آینده میلیون‌ها معلمان باشد.

بخش اول: انحراف از مسیر اصلی و تبدیل شدن به قلک

صندوق ذخیره فرهنگیان در سال ۱۳۷۴ به وجود آمد. هدف اصلی، حمایت از معیشت معلمان و تأمین مالی دوران بازنشستگی آنان بود. مقرر شد تا ۳ تا ۵ درصد از حقوق ماهانه هر معلمان کسر شود. این مبلغ پس از واریز سهم متناظر دولت، پشتوانه‌ای مطمئن برای آینده معلمان می‌ساخت. اما اکنون، پس از حدود سه دهه فعالیت، این صندوق تبدیل به نماد بی‌عدالتی و سوءاستفاده از اعتماد عمومی شده است. صندوق دیگر تکیه‌گاه مالی فرهنگیان نیست. هر ماه مبالغ عظیمی در حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به حساب صندوق واریز می‌شود. این ثروت کلان اما به‌جای کمک به زندگی معلمان، در شرکت‌های زیرمجموعه گم می‌شود. سود این سرمایه‌ها در هلدینگ‌ها، پتروشیمی‌ها، و حساب‌های مالی مبهم هدر می‌رود.

بخش دوم: خلق ثروت برای اقلیتی خاص و رانت‌خواری

سپرده‌های معلمان مجموعه‌های اقتصادی بزرگی را پایه‌گذاری کرده است. هلدینگ‌هایی چون پتروفرهنگ، شرکت‌های ساختمانی و صنایع پتروشیمی از دل این سرمایه‌ها متولد شدند. همچنین ده‌ها زمین مرغوب در شمال کشور و مناطق گران‌قیمت تهران خریداری شده است. ساختمان اصلی صندوق در میدان ونک، که در گذشته با بهای کمی خریداری شده بود، امروز میلیاردها تومان ارزش دارد. اما از این همه ثروت و ارزش افزوده عظیم، سهم واقعی معلمان تقریباً هیچ است.

این ثروت عظیم، صندوق ذخیره فرهنگیان را به «حیاط خلوتی» برای جریان‌های سیاسی و حلقه‌های قدرت تبدیل کرده است. بیش از ۷۸۰۰ نیروی سفارشی و وابسته به گروه‌های مختلف در این مجموعه مشغول به کارند. این افراد به واسطه رابطه، و نه شایستگی، وارد مجموعه شده‌اند. مدیران ارشد صندوق، با حقوق‌های بسیار زیاد و پاداش‌های نجومی به فعالیت خود ادامه می‌دهند. این در حالی است که بیش از یک میلیون معلمان کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

[اختلاس۱۳هزار میلیارد تومانی در صندوق ذخیره فرهنگیان]

بخش سوم: شفافیت مفقود و پرسش‌های بی‌جواب

چرا نهادی با این حجم دارایی از ورود به بورس خودداری می‌کند؟ حضور در بازار سرمایه شفافیت را بر مدیریت این مجموعه حاکم خواهد کرد. اساسنامه صندوق بارها تغییر یافته تا حق مالکانه و واقعی فرهنگیان در دارایی‌ها نادیده گرفته شود. هر دولتی که روی کار آمده، به جای اصلاحات بنیادین، مدیران وابسته خود را در رأس صندوق گمارده است. پاسخ این وضعیت روشن است: صندوق ذخیره فرهنگیان در عمل برای سیاست‌ورزان سودمند بوده است. این نهاد منبعی برای تأمین هزینه‌های انتخاباتی، استخدام وابستگان و توزیع رانت در خاموشی شده است.

معلمان با ناامیدی می‌پرسند: اگر ماهانه صدها هزار میلیارد تومان به این صندوق واریز می‌شود، پس چرا سفره ما کوچک‌تر می‌شود؟ چرا بازنشستگان ماه‌ها در انتظار یک وام ۱۰ میلیون تومانی می‌مانند؟ این قشر که از شفاف‌ترین اقشار جامعه هستند، چرا کم‌شفاف‌ترین نهاد اقتصادی را در اختیار دارند؟ این تضاد دردناک، نشانه‌ای از بی‌عدالتی نهادینه‌شده در ساختار است.

صندوق ذخیره فرهنگیان می‌بایست آینه‌ی تمام‌نمای اعتماد معلمان باشد. در عوض، امروز به «برکه‌ای گل‌آلود» تبدیل شده که اثری از شفافیت، پاسخگویی یا عدالت در آن دیده نمی‌شود. مدیران از عرضه عمومی سهام در بورس واهمه دارند. زیرا می‌دانند که با باز شدن حساب‌ها، عمق ناکارآمدی و فساد آشکار خواهد شد. خبرهای زیادی از تخلفات مالی، پرونده‌های قضایی و واگذاری‌های رانتی به رسانه‌ها درز کرده است. اما این پرونده‌ها هر بار در هزارتوی دستگاه‌های نظارتی و قضایی به فراموشی سپرده شده‌اند.

فاجعه فساد عمومی گریگابنگیر معلمان

فاجعه‌ای که بر صندوق ذخیره فرهنگیان می‌رود، تنها یک بحران مالی بزرگ نیست. این وضعیت نمادی از یک بحران اخلاقی و فروریختن بنیان اعتماد اجتماعی است. هدف اصلی این موسسه، حفظ کرامت معلمان و افزایش قدرت اقتصادی آنان بود. اما در عمل، به ابزاری برای سیاست‌زدگی و منافع گروهی تبدیل شده است. تبدیل این سرمایه‌ی ملی به طعمه‌ی سیاسیون، اعتماد عمومی به نهادهای دولتی را متزلزل می‌کند.

آنچه امروز در صندوق ذخیره فرهنگیان اتفاق می‌افتد، تنها یک بحران اقتصادی نیست. این یک بحران اخلاقی است. وقتی سرمایه‌ی یک ملت که در دستان معلمان سپرده شده، به طعمه‌ی سیاسیون تبدیل می‌شود، بنیان اعتماد اجتماعی فرومی‌ریزد. چگونه می‌توان به دانش‌آموزی درس صداقت و درستکاری داد، در حالی که معلمان قربانی دروغ‌ها و خیانت‌های مدیریتی هستند؟

این وضعیت نشان می‌دهد که ریشه‌ی مشکلات معیشتی معلمان صرفاً به حقوق پایین محدود نمی‌شود. این مشکل به ساختار ناکارآمد، فسادزا و غیرشفاف نهادهای وابسته نیز مرتبط است که کل حاکمیت را در بر گرفته است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)