یکی از بارزترین نشانه‌های فاشیسم سوسیال‌مدیایی، ناتوانی در مواجهه با نقد است. در گفتمان سالم، نقد فرصتی برای تبادل نظر، یادگیری و بازاندیشی است. اما در فرقه‌های سیاسی که هویت خود را بر محور «حق مطلق» و «رهبر مصون از خطا» بنا کرده‌اند، نقد تهدیدی وجودی تلقی می‌شود. بنابراین، واکنش نخست نه گفت‌وگو، بلکه حمله است.

این حمله در سه سطح رخ می‌دهد:

۱. هتاکی و انگ‌زنی مستقیم

در این مرحله، تلاش می‌شود شخصیت منتقد تخریب و او بی‌اعتبار شود. نمونه‌های رایج آن در سوسیال‌مدیا عبارت‌اند از:

برچسب‌های سیاسی و فرقه‌ای:
«مزدور»، «خائن»، «وطن‌فروش»، «نفوذی»، «اصلاح‌طلب»، «پنجاه و هفتی»، «چپول»، «مخربِ رهبر»

انگ‌زنی به نیت و انگیزه:
«جبهه‌ دروغ»، «سیاهی‌نمایی»، «پروژه‌ای»، «آسمان‌ریسمان‌بافی»

تحقیر شخصی و تهدید:
«بی‌سواد»، «ملعون»، «بیا این گود و این میدان»، «مرگ بر این و بر آن»

و همچنین توهین‌های جنسی و شخصی

هدف این روش، پاسخگویی نیست؛ بلکه ایجاد رعب و خاموش‌کردن صدای نقد است. این همان چیزی است که فاشیسم تاریخی «پاک‌سازی فضای گفتمانی» می‌نامید.

۲. ژست روشنفکری و تکرار کلیشه‌های بی‌محتوا

اگر فحاشی کافی نباشد، نوبت به نمایش «عقلانیت» می‌رسد؛ اما نه عقلانیتی که استدلال ارائه کند، بلکه ظاهرسازی برای کوچک‌نمایی منتقد:

«این نقد سطحی است.»

«نقد شما سازنده نیست.»

«شما دشمن اتحاد هستید.»

«پیشنهاد عملی شما چیست؟»

«این بحث‌ها در خارج از کشور قابل فهم نیست.»

«ذهن شما در آن دهه مانده است.»

«جواب دادن بی‌معنی است.»

«جاوید جاوید!»

در این شیوه، آگاهی نمایش داده می‌شود، نه به‌کار گرفته می‌شود. هدف، جا‌به‌جایی میدان گفتگوست نه پاسخ دادن.

۳. تلاش برای حذف ساختاری

در نهایت، برخی گروه‌ها مستقیماً به گردانندگان صفحه، کانال یا پلتفرم فشار می‌آورند تا مطلب یا نقد حذف شود. این لحظه، شکل آشکار فاشیسم است:
مخالفت را نه تحمل می‌کند، نه پاسخ می‌دهد؛ بلکه از بنیان حذف می‌کند.

هدف اصلی این رفتار حفظ انسجام فرقه‌ای است، نه مشارکت در بحث عمومی.

پیوند این رفتارها با فاشیسم

فاشیسم نوین الزاماً با خشونت فیزیکی همراه نیست.
امروز، ترور شخصیت، هجوم حساب‌های هماهنگ، بستن امکان گفت‌وگو و حذف صداهای دیگر ابزارهایی هستند که همان کارکرد سرنیزه و چکمه را دارند.

در چنین فضایی، حقیقت از دل گفت‌وگو و استدلال بیرون نمی‌آید؛
بلکه از قدرت سازمان‌یافتگی و توان ایجاد هراس استخراج می‌شود.

حفظ چهره‌ی رهبر و روایت مسلط، بر خود حقیقت ارجحیت می‌یابد.

چگونه در برابر این سازوکار ایستاد؟

پاسخ، ترک نقد نیست، بلکه پافشاری بر نقد است.
هیچ فرد یا جریان سیاسی نباید فراتر از نقد قرار گیرد.
دفاع از حق پرسشگری، یعنی دفاع از بنیادهای دموکراسی.

دموکراسی زمانی زنده است که اختلاف نظر پذیرفته شود.
هر جا که نقد به دشمنی و پرسش به خیانت ترجمه شد،
فاشیسم در حال جوانه زدن است.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)