mediaجریان غالب رسانه ای غرب با وضع معیارها، قوانین و ارزش های تازه تا حد زیادی بر شکل گیری افکار عمومی جهان تاثیر می گذارد، اما رسانه های مستقل دنیا موظفند تا با تمرکز بر موضوع ها و خبرهایی که به عمد از دایره توجه دنیا به دور نگاه داشته می شود، سد راه اهداف این جریان غالب شوند.

این تاثیر تا به حدی است که گاه رسانه های خبری شرق نیز تحت الشعاع آن قرار می گیرند و کار به جایی می رسد که رسانه های غربی موفق می شوند اهداف و برنامه های خود را بر فعالیت های رسانه های مستقل تحمیل کنند.

این است که می بینیم گاه حتی خبرهای نه چندان مهم نیز به سبب بزرگنمایی رسانه های غربی، سرخط خبرهای بیشتر رسانه های جهان را به خود اختصاص می دهد.

اما خبرهای مهم و درخور توجهی هم وجود دارد که در این میان کمتر نگاه های جهانی را به خود جلب می کند یا به کلی از گردونه خبر محو می شود و رسانه ای آن ها را پوشش نمی دهد.

امروز، سقوط یک هواپیمای تفریحی در آمریکا که دو کشته بر جای گذاشته است به نظر مهم تر از مرگ ۴۸ دانش آموز در حادثه تصادف اتوبوس در بولیوی و در همان قاره است. به همین قیاس، مردم دنیا به حادثه سر خوردن یک هواپیمای مسافربری و از باند خارج شدن آن به هنگام بلند شدن بیشتر علاقه نشان می دهند. چرا که رویدادهایی از این دست حتی اگر شماری زخمی یا کشته برجای گذاشته باشد یا نگذاشته باشد، در اغلب رسانه های شرق و غرب انعکاس می یابد.

تردیدی نیست که چنین خبرهایی نیز ارزش خبری خود را دارد، اما نکته اینجا است که رسانه های انگشت شماری در دنیا و به ویژه در غرب به مسائل جهانی همچون گرسنگی، فقر و قحطی، مرگ افراد غیر نظامی در جنگ ها، موضوع آوارگان و حصر و تحریم کشورها می پردازند.

برای مثال، کمتر رسانه ای در غرب پوشش خبرهای مربوط به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تحریم های اعمال شده قدرت های بزرگ علیه کشورهای مستقل را در دستور کار خود قرار می دهد. یا این که در کشوری همچون عراق کمتر رسانه ای جویای این موضوع می شود که چرا سال ها پس از حمله نیروهای غربی به رهبری آمریکا به این کشور هنوز مردم شاهد تولد نوزادانی هستند که از بیماری های ناشناخته رنج می برند؛ بیماری هایی که کمتر قابل درمانند و منجر به مرگ کودکان عراقی می شود. این موضوع برای کدام رسانه خبری اهمیت دارد؟

این گونه است که جریان غالب رسانه ای غرب چشم خود را به روی بیشتر دردهای انسانی می بندد و به موضوع هایی همچون مرگ زنان، مردان و کودکان در جای، جای دنیا وقعی نمی نهد، به عبارتی، همان ها که در بحران های پدیدآمده غرب گرفتار شده اند و جان می بازند.

درست است، مردم، مردمند و همه ارزش این را دارند که رسانه ها به دردها و معضلاتشان بپردازند. اما افکار عمومی با تلاش رسانه های غالب به سمتی هدایت می شوند که به خبرهای بزرگنمایی شده توجه کنند و دیگر موضوع های شایسته توجه و دارای ارزش خبری را از یاد ببرند.

این فرآیندی است که جریان های غالب رسانه ای غرب با کمک گرفتن از سازوکارهایی خاص آن را به ثمر می رسانند.

همه رسانه های خبری سیاست ها و اهداف خاص خود را دنبال می کنند و همه، کمتر یا بیشتر، جانبدارانه به ارایه خبر می پردازند. اما بسیاری از رسانه های غربی توانسته اند نزد افکار عمومی جهان تصویری غیرجانبدارانه از خود ارایه دهند. اگرچه در این مورد استثنا هایی هم وجود دارد و برخی رسانه ها غرض ورزی را از حد نیز می گذرانند، اما بسیاری از محمل های خبری غربی توانسته اند با کمک گرفتن از شگردهای روانشناسی و علمی و البته با تکیه بر فناوری های نوین، آبشخور افکار عمومی را از خبرهای جهت دار، حساب شده و اغلب مبالغه آمیز پر کنند.

از این رو، این وظیفه رسانه های مستقل شرقی است که هوشیارانه عمل کنند و نسبت به غرض ورزی و جانبداری های پنهان و پیدای رسانه های غربی جانب احتیاط را رعایت کنند. رسانه های شرقی باید به یاد داشته باشند که قرار نیست آن ها بلندگوی جریان های غالب رسانه ای باشند. آن ها باید به یاد داشته باشند که پرداختن به مسائل و تحولات دنیا و اطلاع رسانی البته موثق وظیفه آن ها نیز هست، به خصوص اگر می خواهند اثری از خود برجای نهند و صحنه را به کلی به یکه تازی غرب نسپارند.

رسانه های شرقی باید انحصار خبری جریان های غالب رسانه ای را بشکنند و بر پایه مشترکات خود جبهه ای واحد تشکیل دهند. اگر بتوان به این هدف رسید، رسانه های شرقی می توانند در تعیین نقشه راه اطلاعات و خبرهای جهانی، نقش شایسته خود را ایفا کنند و مردم را متوجه خبرهایی کنند که افکار عمومی دنیا از آن ها غافل مانده است.

گزارش از: رضا بهار -کارشناس – مترجم اداره کل اخبار خارجی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)