محورهای اصلی و فرعی نهمین همایش «انجمن علمی مطالعات صلح ایران» با موضوع «بنیادهای هستیشناختی، شناختشناختی و روششناختی مکتب ایرانی صلح»، سال ۱۴۰۴ – بخش دوم
موسی اکرمی (دبیر علمی همایش)
به مناسبت نشست معرفی محورهای نهمین همایش سالانه در پانزدهم مهر ماه ۱۴۰۴
توضیحاتی کوتاه در بارهی محورهای اصلی و محورهای فرعی
در زیر نُه محور در هر بخش از بخشهای سهگانه و چهار زیرمحور در هر محور معرفی میشوند.
توجه. عنوان و تعداد محورها و محورهای فرعی واجد هیچ حصر منطقی و محدودیتی نیستند. ازاینرو علاقهمندان به شرکت در همایش میتوانند محورها و همچنین محورهای فرعیی دیگری را، به دلخواه خودف در پیوند با مکتب ایرانی صلح، موضوع مقالهی خود قرار دهند.
بخش دوم. محورهای اصلی در بخش «بنیادهای شناختشناختی مکتب ایرانی صلح»
درآمد
شناخت صلح در مکتب ایرانی بر پایهی سه ستون عقل فلسفی، وحی دینی و شهود عرفانی بنا شده است. این سه شیوهی معرفتی در کنار هم، امکان فهم و تبیین چندلایه از صلح را فراهم میآورند؛ به گونهای که صلح نهتنها حقیقتی اخلاقی و اجتماعی، بلکه حقیقتی مرتبط با شناخت انسان از جهان و حقیقت نهایی تلقی میشود. در سنت ایرانی، مفهوم «راستی» و «حقیقت» همواره در پیوند با صلح مطرح بوده و شیوههای گوناگون معرفتی – از استدلال فلسفی و استقراء تجربی گرفته تا روایتهای اسطورهای و شهودی – در خدمت فهم این حقیقت قرار داشتهاند. از سوی دیگر، ابزارهایی چون گفتوگو، تعلیم و تربیت، و اخلاق عملی نقشی مهم در انتقال شناخت صلح داشتهاند. بازخوانی این میراث، امکان مقایسه با دیگر سنتهای معرفتی شرق و غرب را فراهم میسازد و ظرفیتهائی برای پاسخگویی به چالشهای فکری، فرهنگی و سیاسی معاصر عرضه میکند.
- بنیادهای شناختشناختی صلح در سنت ایرانی (عقل فلسفی، وحی دینی و شهود عرفانی)
محورهای فرعی:
۱.۱. عقل فلسفی: عقل چونان ابزار شناخت صلح، با استدلال و برهان جایگاه حقیقت صلح را روشن میسازد.
۱.۲. وحی دینی: در متون زرتشتی و اسلامی، صلح امری قدسی و وحیانی معرفی میشود که با ارشاد پیامبران شناخته میگردد.
۱.۳. شهود عرفانی: عارفان صلح را نه از راه برهان، بلکه در تجربهی حضوری و عشق به حقیقت دریافت میکنند.
۱.۴. ترکیب سهگانه: در سنت ایرانی، عقل، وحی و شهود نه در تقابل، بلکه در تعامل با یکدیگر مبنای شناخت صلحاند.
- شناختشناسی صلح در چارچوب خرد در اندیشهی ایرانی
محورهای فرعی:
۲.۱. خرد چونان راهنمای صلح: خرد در متون اوستایی و شاهنامه عنصر اصلی در تشخیص راه صلح از نزاع است.
۲.۲. خرد عملی و خرد نظری: خرد نظری حقیقت صلح را میشناسد و خرد عملی آن را در جامعه و سیاست تحقق میبخشد.
۲.۳. خرد در برابر جهل: در اندیشهی ایرانی، جهل ریشهی جنگ و خشونت است و صلح تنها با گسترش خرد پایدار میشود.
۲.۴. خرد و اخلاق: صلح زمانی معنا دارد که خرد با اخلاق در پیوند باشد و رفتار فردی و جمعی را سامان دهد.
- شناختشناسی صلح در چارچوب نظریههای شناخت در فلسفههای ایرانی پیش و پس از اسلام
محورهای فرعی:
۳.۱. شناخت شهودی در ایران باستان: شناخت صلح در پیوند با نظم کیهانی (اشه) و تجربهی قدسی جهان.
۳.۲. شناخت فلسفی در سنت اسلامی: فیلسوفانی چون ابنسینا و فارابی صلح را در پرتو برهان و عقل نظری تحلیل کردهاند.
۳.۳. شناخت عرفانی پس از اسلام: عارفان صلح را محصول وحدت وجود و رفع دوگانگیهای ظاهری میدانستند.
۳.۴. پیوند نظریههای متنوع شناخت: در مکتب ایرانی، این سه ساحت شناخت (شهودی، فلسفی، عرفانی) در تعامل قرار گرفتند.
- روشهای شناخت صلح در مکتب ایرانی، از روشهای عقلی و شهودی و تجربی تا متون مقدس دینی
محورهای فرعی:
۴.۱. روش عقلی-برهانی: بهرهگیری از استدلال فلسفی برای تحلیل جایگاه صلح در نظم هستی و جامعه.
۴.۲. روش شهودی-عرفانی: تجربهی درونی و کشف معنوی چونان راهی برای شناخت صلح اصیل.
۴.۳. روش تجربی-زیستجهانی: مشاهدهی زندگی اجتماعی و طبیعی برای دریافت الگوهای صلح.
۴.۴. روش متنی-وحیانی: تفسیر و تدبر در اوستا، قرآن، و دیگر متون دینی برای شناخت بنیادهای صلح.
- پیوند شناخت صلح با مفهوم حقیقت یا راستی در فلسفههای ایران باستان و دورهی اسلامی
محورهای فرعی:
۵.۱. اشه در ایران باستان: راستی همزاد صلح است و بدون راستی، صلح موهوم خواهد بود.
۵.۲. صدق در سنت اسلامی: حقیقت صلح در گرو صدق گفتار و عمل است؛ دروغ همزاد نزاع است.
۵.۳. راستی در عرفان ایرانی: صلح راستین زمانی محقق میشود که انسان به حقیقت وجودی خود بازگردد.
۵.۴. پیوند حقیقت و عدالت: شناخت صلح به معنای شناخت جایگاه عدالت در هستی و جامعه است.
- روشهای شناخت صلح در روایتهای اسطورهای و متون ادبی ایرانی
محورهای فرعی:
۶.۱. اسطورههای آفرینش: شناخت صلح در اسطورهها از رهگذر رودررویی نظم و آشوب شکل میگیرد.
۶.۲. شاهنامه فردوسی: خرد و داد ابزار شناخت صلح در حماسههای ایرانیاند.
۶.۳. ادبیات غنایی و عرفانی: حافظ، سعدی و مولوی صلح را در پرتو عشق و اخلاق تبیین کردند.
۶.۴. روایتگری چونان ابزار شناخت: قصه و حماسه بستری برای انتقال شناخت صلح به نسلها بوده است.
- ابزارهای شناختی و روشهای انتقال شناخت صلح در سنت ایرانی، از گفتوگو تا آموزش و پرورش و اخلاق عملی
محورهای فرعی:
۷.۱. گفتوگو و مناظره: در سنت فلسفی و کلامی ایران، گفتوگو راه اصلی دستیابی به حقیقت صلح بوده است.
۷.۲. تعلیم و تربیت: مکتبخانهها، حلقههای عرفانی و آموزشهای حکمی بستری برای گسترش شناخت صلح فراهم میکردند.
۷.۳. اخلاق عملی: زندگی روزمره و رعایت آداب اخلاقی ابزار تحقق و انتقال شناخت صلح بوده است.
۷.۴. هنر و آیینها: موسیقی، معماری و جشنها ابزارهای غیرمستقیم شناخت و بازنمایی صلح بودند.
- مطالعهی تطبیقی شناختشناسی صلح میان مکتب ایرانی و دیگر مکاتب سنتی و مدرن صلح در شرق و غرب
محورهای فرعی:
۸.۱. مقایسه با بودیسم: شناخت صلح در بودیسم از راه شهود درونی و رهایی از خود حاصل میشود؛ در مکتب ایرانی، از طریق عقل معنوی و هماهنگی راستی با هستی. بودیسم تجربهمحور است، مکتب ایرانی عقل-نورمحور.
۸.۲. مقایسه با فلسفهی یونانی: یونانیان صلح را با تحلیل عقلانیِ توازن قوا میشناختند؛ ایرانیان آن را از راه درک هماهنگیِ وجودی و اخلاقیِ حقیقت و راستی. تمایز میان شناخت تحلیلی و شناخت شهودی-تأملی.
۸.۳. مقایسه با سنت مسیحی: در مسیحیت، شناخت صلح بر وحی و ایمان استوار است؛ در مکتب ایرانی، بر عقل نوری و راستی در انسان؛ اولی ایمانمحور، دومی عقل-راستیمحور.
۸.۴. گفتوگو با فلسفه مدرن: مدرنیته صلح را از رهگذر عقل انتقادی و قرارداد اجتماعی میفهمد؛ مکتب ایرانی آن را شناختی همدلانه و میانفرهنگی میداند که از پیوند عقل، عاطفه و شهود برمیخیزد.
- شناختشناسی صلح ایرانی در رویارویی با چالشهای فکری و فرهنگی و سیاسی معاصر ملی و جهانی
محورهای فرعی:
۹.۱. چالشهای معرفتی جهان معاصر: نسبیگرایی و بحران حقیقت و راهحل ایرانی در پیوند صلح و راستی.
۹.۲. چالشهای فرهنگی: گفتوگوی میانفرهنگی و ظرفیت سنت ایرانی برای شناخت مشترک صلح.
۹.۳. چالشهای سیاسی: بهرهگیری از عقلانیت و اخلاق ایرانی در رویارویی با منازعات ملی و منطقهای.
۹.۴. چالشهای جهانی: امکان بازتعریف صلح ایرانی در رویارویی با جهانیشدن، رسانه و تکنولوژی نوین.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.