از چند سال توضیح داده‌ام چگونه دینامیک قدرت در داخل نظم سیاسی- برای درک مفاهیم واژگانی که به کار می‌برم، باید به نوشته‌های پیشین نگارنده مراجعه کرد- نظام سیاسی ایران را به سمت چینی شدن می‌کشاند. اما به نظر می‌رسد شرایط اکنون کمی ناپایدارتر از پیش شده است. اگر سابقا، دینامیک و معادلات قدرت در داخل نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌دهی فرم‌هایی داشتند که نظام سیاسی ایران می‌توانست به خود بپذیرد، اکنون، به ویژه پس از شکست تمام‌عیار جمهوری اسلامی از اسرائیل در جنگ اخیر، فاکتور خارجی نیز به همان اندازه تعیین کننده شده است. چین تقریباً از پشت پرده خارج شده و به اصطلاح رو بازی می‌کند. فبلا توضیح دادم دعوت از روسیه، ایران و کره شمالی به عنوان ناظر مانور نظامی چین حاوی چه پیامی است. به گمان من، غرب تا حدودی به این پیام بی‌اعتناء بود و این موضوع چین را مجبور کرد تا سیاست خارجی خود را علنی‌تر کند. به عبارت دیگر، اکنون ایران وارد باشگاه گانگستر‌ها بین‌المللی شده است و در نتیجه، فرم یا صورت قدرت سیاسی در ایران دیگر تنها وابسته به دینامیک داخلی در نظم سیاسی موجود نیست. به گمانم، نقش چین در تعیین سیاست‌های نظام اسلامی بیش از گذشته خواهد شد و به ویژه در دوره گذار مرگ خامنه‌ای بیش از پیش فعال خواهد گشت.

اینکه ترامپ چنین با روی گشاده با ایران برخورد می‌کند و پیام‌های محبت‌آمیز ارسال می‌کند (ارسال چنین پیام‌هایی را مثلاً برای ونزوئلا نمی‌بینیم) حاکی از این موضوع است که وی علاقمند است ایران فاصله خود را با باشگاه شرارت جهانی حفظ کند. در واقع، جنگ دوازده روزه، مکانیزمی را تشدید کرد که بر اثر آن ایران بیش از گذشته به چین نزدیک شده است. این موضوع، به علاوه دینامیک درونی قدرت که در باره آن از سالیان پیش نوشتم، سوگیری تحولات سیاسی را به سمت چین تقویت می‌کند و باعث می‌شود فرم ساخت قدرت در ایران چیزی شبیه چین باشد. اما در این میان، گروه طرفدار غرب مانند روحانی و ظریف و اصلاح‌طلبان حکومتی نیز هستند که در مقابل چنین گرایشی مقاومت می‌کنند. به این سبب است که در بالا نوشتم، وضعیت سیاسی اکنون کمی ناپایدارتر شده است. وقتی از ناپایداری سخن می‌گویم، دقیقاً مفهوم ریاضیاتی آن را در نظر دارم که در یک سیستم دینامیکی اتفاق می‌افتد. علاوه بر تغییرات داخلی ساخت قدرت، جنگ دوازده روزه سبب فعال شدن دینامیک دیگری نیز شد. نظام سیاسی تضعیف شد، در چنین وضعیت، گرایش‌های واگرایی داخل نظم سیاسی تقویت می‌شود. در جامعه‌ای مانند ایران، تشدید واگرایی نظم سیاسی، موجب شورش همه علیه نظام می‌شود. به این ترتیب، نظم سیاسی پایداری خود را از دست می‌دهد. به این سبب حاکمیت سیاسی تلاش دارد تا موجب کاهش تنش در داخل نظم سیاسی و دینامیک آن با نظام سیاسی شود. این روند نیز مکانیزم چینی‌سازی را تشدید می‌کند.

در این میان مهم است وضعیت صلح در غزه را رصد کنیم. اگر این فرایند موفقیت‌آمیز باشد، نیروهایی که نظام سیاسی ایران را به سمت چینی شدن پیش می‌برند تضعیف خواهند شد. در واقع، از این جبهه است که چین عملاً با فرایند صلح در غزه به صورت پنهانی مخالف است. موفقیت‌آمیز بودن این فرایند، عملاً نقش چین در منطقه و همچنین آفریقا را تضعیف خواهد کرد و موجب خواهد شد نیروهای طرفدار غرب در ایران تقویت شوند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)