به قلم کپ سئول
برگردان به فارسی شهرام کیانی
حمله سازمان مهاجرت و گمرک (ICE) به کارگران یک کارخانه هیوندای در ایالت جورجیا، شوک بزرگی را در سیاست کره جنوبی ایجاد کرده است. این حمله درست در زمانی رخ داد که دونالد ترامپ تلاش میکرد دولت کره جنوبی را تحت فشار قرار دهد تا یک قرارداد تجاری باجگیرانه با آمریکا را بپذیرد.

کره جنوبی از لحاظ اقتصادی و نظامی چنان با آمریکا درگیر است که حتی دولت لیبرال جدید لی جائه-میونگ نیز رد کردن خواستههای عجیب و غریب دونالد ترامپ را دشوار مییابد. (عکس از ماندل اِنجیاِیاِن / خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز)
در تاریخ ۴ سپتامبر، مأموران سازمان مهاجرت و گمرک آمریکا ۴۳۴ تبعه کره جنوبی را که در سایت ساخت یک کارخانه باتری وسایل نقلیه الکتریکی (EV) در جرجیا مشغول به کار بودند، دستگیر کردند. این کارخانه به صورت مشترک از سوی دو شرکت کرهای، یعنی گروه خودروسازی هیوندای و الجی انرژی سولوشن، ساخته شده بود.
این بزرگترین حمله سازمان مهاجرت و گمرک (ICE) تا به امروز بود که در بحبوحه تاکتیکهای فشار و تهدید دونالد ترامپ برای گرفتن تعرفههای سنگین و سرمایهگذاریهای سخاوتمندانه از سئول، شوکهای فوری را هم در کره جنوبی و هم در ایالات متحده ایجاد کرد.
برای چپگرایان و کارگران سازمانیافته در هر دو کشور، این حمله تصویری چندوجهی از شیوهای بود که کارگران، چه در داخل کشور و چه در سطح جهانی، از سوی تلاش یکجانبه ترامپ برای بازآرایی تجارت و نظم جهانی به نفع الیت حاکم آمریکا، به شدت سرکوب میشوند.
شهر هیوندای
هم هیوندای موتور و هم الجی بخشی از چائهبول، یعنی مجتمعهای صنعتی خانوادگی کره جنوبی هستند. گروه خودروسازی هیوندای شامل دو شرکت خودروسازی پرچمدار خود، یعنی هیوندای موتور و کیا کورپوریشن، به علاوه حدود هفتاد شرکت وابسته مرتبط با صنعت خودرو است. این گروه از نظر حجم فروش، سومین تولیدکننده بزرگ خودرو در جهان است. گروه الجی نیز علاوه بر الجی انرژی سولوشن، شامل الجی الکترونیکس و الجی کِم، به علاوه بیش از پنجاه شرکت وابسته دیگر است.
تنها در سال ۲۰۲۴، هیوندای موتور و کیا کورپ حدود ۷۰۰ هزار خودرو در تأسیسات خود در ایالات متحده تولید کردند. پروژه باتری نتیجه تلاشهای چند ساله برایان کِمپ، فرماندار جمهوریخواه جورجیا، برای جلب نظر این مجتمع خودروسازی بود که به شدت مایل بود پایگاه داخلی پرهزینه و دارای نیروی کار با میانگین سنی بالا را ترک کرده و به سمت بازار آمریکا حرکت کند. این شرکت متعهد شد که ۲۶ میلیارد دلار طی سه سال آینده سرمایهگذاری کند؛ تولید خودرو را گسترش دهد، یک کارخانه فولاد برای تقویت زنجیرههای تأمین بسازد، و یک مرکز رباتیک (پس از خرید بوستون داینامیکس در سال ۲۰۲۱) احداث نماید.
برای بیش از یک دهه، این مجتمع از توافق تجارت آزاد سئول با واشنگتن، که الگوی آن پیمان نفتا (NAFTA) بود، بهره میبرد؛ این توافق، خودروها و قطعات ساخت کره را از تعرفهها معاف میکرد. با روی کار آمدن ترامپ، او این پیمان را پاره کرد و تعرفه ۲۵ درصدی بر خودروهای کره جنوبی اعمال نمود. این امر هیوندای را بر آن داشت تا انتقال تولید و زنجیرههای تأمین خود را به مناطق جنوبی آمریکا، در ایالتهای بدون اتحادیه کارگری مانند آلاباما و جرجیا، تسریع کند.
یک منطق بلندمدت پشت این تصمیم وجود داشت که اولسان، یعنی «شهر هیوندای» که مدتها به عنوان شهر شرکت شناخته میشد، به حال خود رها شده و فرسوده شود؛ تقریباً شبیه به کاری که جنرال موتورز چهار دهه پیش با دیترویت کرد. در نوامبر سال گذشته، هیوندای موتور خوزه مونوز، مدیر اجرایی قدیمی بخش عملیات آمریکا را به عنوان اولین مدیرعامل و رئیس غیرکرهای خود منصوب کرد. ناظران این شرکت این اقدام را به منزله نشانهای دال بر آمادگی آن برای تغییر محوریت تولید به ایالات متحده دانستند.
در حالی که حمله ICE پروژه باتری وسایل نقلیه الکتریکی (EV) را موقتاً متوقف کرد، اما تأثیر چندانی بر جاهطلبیهای هیوندای در آمریکا نداشته است. در پی این اتفاق، مونوز اعلام کرد که هیوندای تا سال ۲۰۳۰، بیش از ۸۰ درصد از خودروهای خود که به مقصد آمریکا هستند را به صورت داخلی در این کشور تولید خواهد کرد که افزایش چشمگیری نسبت به رقم کنونی ۴۰ درصد است و از آمار ۷۰ درصدی جنرال موتورز نیز فراتر خواهد رفت. مونوز اظهار داشت: «این فقط در مورد کاهش تعرفهها نیست، بلکه در مورد ساخت پیشرفتهترین و کارآمدترین اکوسیستم تولید در صنعت خودروسازی است.»
آخرین باری که گروه خودروسازی هیوندای موتور ظرفیت داخلی خود را افزایش داد، در سال ۲۰۲۲ بود که یک خط تولید خودروی الکتریکی (EV) جدید به اولسان اضافه کرد. این اولین گسترش داخلی این مجتمع صنعتی در بیست و نه سال گذشته به شمار میرفت. همچنین، این اولین بار در یک دهه بود که این مجتمع کارگران یقهآبی جدید استخدام میکرد و به طور موقت از وابستگی خود به نیروی کار قراردادی به جای کارمندان تمام وقت عادی فاصله گرفت.
در شمال غربی است که محدودیتهای امنیتی ملی برای انتقال تولید به خارج از کشور، عملاً تولید را در آنجا تثبیت کرده است. این شهر همچنین به سرعت در حال پیر شدن است. تا ماه اوت امسال، حدود ۱۸ درصد از جمعیت آن بالای شصت و پنج سال سن داشتند. اتحادیه نماینده کارگران هیوندای از مدیریت خواسته است تا سن بازنشستگی را به شصت و چهار سال افزایش دهد، که پنج سال فراتر از حد قانونی است.
یورش و تعرفهها نگرانیهای رهبران کارگری کره جنوبی را افزایش داد. چونگ هیهوون، مدیر اجرایی بینالمللی اتحادیه کارگران فلز کره (KMWU)، که شامل اتحادیه کارگری هیوندای نیز میشود، در مصاحبه با مجله ژاکوبن توضیح داد که چگونه محافل تجاری کره از فشار ترامپ برای اهداف خود استفاده میکنند:
«از طریق [سیاستهای] حمایتگرایانه آمریکا، محافل تجاری کره به دولت خود فشار میآورند که ‘ما باید از موانع تجاری بگذریم، برای این کار، ما باید این اقدامات را در داخل انجام دهیم’ و ‘این اقدامات’ به معنای تضعیف حقوق کارگران است.»
طبقه متوسط یقهآبی
اتحادیه کارگری هیوندای موتور پیشتر «اراده خود برای مبارزه» را به نمایش گذاشته است؛ این اراده منجر به ایجاد استانداردهای زندگی بالاتری شد که قبلاً با طبقه متوسط مرتبط بود و برای اعضای آن و بخش عمدهای از طبقه کارگر یقهآبی کره جنوبی به ارمغان آمد، دستاوردی که در طول یک نسل به دست آمد. این اتحادیه که در سال ۱۹۸۷ در بحبوحه هزاران اعتصاب خودجوش شکل گرفت و صدها اتحادیه مستقل را به وجود آورد، به نمادی از فعالیت ستیزهجویانه کارگری در این کشور تبدیل شد و اغلب تیتر اخبار جهانی میشد.
در طول دوره بین سالهای ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۸، اعضای آن هر سال به جز سه مورد، دست از کار کشیدند و به طور قابل توجه و پیوسته حقوق و شرایط کاری را بهبود بخشیدند. تا سال ۱۹۹۶، میانگین حقوق پایه به حدود دوازده میلیون وون (۱۵,۳۰۰ دلار) رسید. این دستمزد با ترکیبی از مزایا و پاداشهای سخاوتمندانه، چه فصلی و چه مرتبط با عملکرد، همراه بود که تا ۸۰۰ درصد حقوق پایه ارزش داشت. دستاوردهای کارگران هیوندای خبر خوبی برای سایر کارگران یقهآبی بود، زیرا مجتمعهای صنعتی رقیب چارهای جز برابری (یا حتی پیشی گرفتن) از آنچه در هیوندای به دست آمده بود، نداشتند.
در سالهای ۱۹۹۷-۱۹۹۸، پس از سالها توسعه چائهبولها (مجتمعهای صنعتی خانوادگی) با استفاده از اهرمهای مالی بالا، کره جنوبی در بحران مالی آسیا غرق شد. گروه قدیمی هیوندای از هم پاشید و به سه مجتمع صنعتی تقسیم شد، در حالی که گروه هیوندای موتور، شرکت مقروض کیا را تحت فشار دولت برای بازسازی، جذب کرد. این مجتمع صنعتی (هیوندای) زمان را غنیمت دانست تا از این بحران، که تا حدی ناشی از سیاستهای خودشان بود، برای عقب راندن و خنثی کردن دستاوردهای به سختی به دست آمده اتحادیه کارگری سوءاستفاده کند.
در جولای ۱۹۹۸، اعضای اتحادیه در اعتراض به طرح هیوندای برای اخراج ده هزار کارمند، دست به اعتصاب زدند. پس از سی و شش روز اشغال کارخانه، شرکت یک توافق میانجیگریشده از سوی دولت را پذیرفت که بر اساس آن ۲۷۷ نفر اخراج و ۱,۲۶۱ نفر به مرخصی بدون حقوق فرستاده میشدند، اما این توافق از سوی اعضای عادی اتحادیه رأی نیاورد. تا سال ۱۹۹۹، ۱۳۳ کارگر اخراجشده دوباره به کار بازگردانده شدند، در حالی که آنهایی که در مرخصی بدون حقوق بودند، به سر کار خود برگشتند.
در آن زمان، این اتحادیه به دلیل چشمپوشی از درخواست برای بازگرداندن ۱۳۳ کارمند زن که از بخش سلف سرویس شرکت اخراج شده بودند، مورد انتقاد قرار گرفت. این امر نشاندهنده چرخشی پس از بحران در رویکرد اتحادیه بود که تمرکز خود را تقریباً به طور انحصاری بر کارکنان تمام وقت مرد معطوف کرد.
از آن زمان به بعد، مدیریت هیوندای استخدام کارگران تمام وقت عادی را متوقف کرد و جاهای خالی ایجاد شده از بازنشستگی را با کارگران موقت که از طریق آژانسهای داخلی استخدام میشدند، پُر کرد. تا سال ۲۰۲۴، اتحادیه حدود ۳۹,۰۰۰ عضو داشت که در مقایسه با اوج خود در اواسط دهه ۹۰ که بیش از ۵۰,۰۰۰ نفر بود، کاهش یافته است. در حال حاضر، کارگران قراردادی حدود یکچهارم نیروی کار را تشکیل میدهند.
تا به امروز، اتحادیه هیوندای هیچ تلاش جدی برای جذب یا رسیدگی به شکایات همکاران موقت خود انجام نداده است، حتی با وجود اینکه آنها همان مشاغل کارگران تمام وقت را انجام میدهند. نتیجه این وضعیت، یک محیط کار دو ردهای است. امسال، یک کارگر موقت به طور میانگین ۵۴ میلیون وون (۳۸,۰۰۰ دلار) کسب خواهد کرد، به علاوه مزایای اندکی که به این رقم اضافه میشود. این در حالی است که یک کارمند رسمی (قراردادی منظم)، ۱۲۴ میلیون وون (۸۸,۴۰۰ دلار) حقوق پایه و پاداش، به اضافهی مزایای سخاوتمندانه دریافت خواهد کرد.
با این حال، یک قانون جدید که قرار است از سال آینده اجرایی شود، به این کارگران با امنیت شغلی پایین اجازه میدهد تا مستقیماً با پیمانکاران — هیوندای و دیگر تولیدکنندگان بزرگ — که در حال حاضر برای استخدام آنها به آژانسها تکیه میکنند، مذاکره کنند. این اصلاحات پس از تقریباً سه دهه مبارزه به دست آمده است که خود شایسته مقالهای جداگانه است.
منطقه خاکستری
بیشتر ۴۳۴ کارگری که از سوی سازمان اجرای مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) بازداشت شدند، از طریق سیستم الکترونیکی مجوز سفر (ESTA) وارد ایالات متحده شده بودند. در حالی که این برنامه لغو روادید برای مسافران اقامت کوتاه در نظر گرفته شده است، در عمل، تجار و کارگران به طور گستردهای از آن برای دور زدن روند پیچیده و طولانی ویزای کار استفاده کردهاند تا نیازهای ورودی فوری خود را برطرف کنند.
اندکی پیشتر این عمل در منطقه خاکستری را زیر سوال میبردند، زیرا این کار به نفع منافع تجاری آمریکا و کره جنوبی بود. با این وجود، سازمان اجرای مهاجرت و گمرک (ICE) در دولت ترامپ این کارگران را بازداشت کرد، در حالی که هیچ یک از مدیران اجرایی که از همان برنامه لغو روادید استفاده کرده بودند، دستگیر نشدند.
هیوندای در حال تکرار تاکتیکهای کارگری تفرقهافکنانه کارخانههای داخلی خود در جورجیا است. اکثر بازداشتشدگان که اخیراً آزاد شدند، کارگران موقتی بودند که از طریق هیوندای انجینیرینگ، یکی از زیرمجموعههای برونسپاری گروه هیوندای موتور، استخدام شده بودند. این شرکت حقوق و دستمزد آنها را فاش نمیکند، اما چندین وبسایت کاریابی آنلاین نشان میدهند که هیوندای انجینیرینگ به این جوشکاران و برقکاران بسیار ماهر حدود ۵۶ میلیون وون (۴۰,۰۰۰ دلار) در سال پرداخت میکند.
این کارگران علاوه بر این مبلغ (۴۰,۰۰۰ دلار)، محل اسکان دریافت میکردند اما فاقد مزایای دیگری بودند. این میزان دستمزد، بسیار کمتر از نصف حقوق همکاران متحدشده (عضو اتحادیه) آنها در کره جنوبی است و همچنین به طور قابل توجهی پایینتر از حقوق سالانه ۵۸,۰۰۰ دلاری یک کارمند یقهآبی عادی هیوندای در جورجیا میباشد. احتمالاً سیستم جبران خسارت کارگران کره جنوبی، هزینههای پزشکی مربوط به کار را برای کارگران موقت کُرهای پوشش میدهد، اما هرگونه هزینه پزشکی دیگری که آنها در طول اقامت در ایالات متحده متحمل شوند، به عهده خودشان خواهد بود.
تمام این موارد بر نیاز فوری به همبستگی میان کارگران کره جنوبی و آمریکا که از سوی هیوندای استخدام شدهاند، تأکید میکند. در ماه جولای، اتحادیه فلزکاران کره (KMWU) تفاهمنامهای (MOU) با اتحادیه کارگران خودروسازی آمریکا (UAW) امضا کرد و هر دو اتحادیه متعهد شدند در صورت حملات سرمایه یا دولت علیه کارگران، «حمایت متقابل» داشته باشند. در واکنش به حمله (ICE)، این دو اتحادیه یک بیانیه مشترک منتشر کردند که:
«دولت، با رها کردن وظیفه خود برای حمایت از حقوق بشر، اکنون به نظر میرسد که درگیر «شکار کارگران» شده است. در این برهه زمانی، همبستگی بینالمللی میان اتحادیههای کارگری بیش از هر زمان دیگری حیاتی است.»
با این حال، محدودیتهای قانونی و موانع دیگر، تبدیل تفاهمنامه غیرالزامآور (MOU) به یک توافقنامه کاملاً اجرایی را برای اتحادیهها دشوار میسازد. نشریه ژاکوبن از کریستین پیتر، مدیر امور بینالملل UAW، پرسید که آیا حرکت در آن مسیر (تبدیل MOU به توافقنامه اجرایی) امکانپذیر است:
«من با در نظر گرفتن اساسنامههای اتحادیههای خودمان، حتی مطمئن نیستم که چگونه میتوانیم از نظر قانونی این کار را انجام دهیم. با این حال، تعهد مشترکی که ما برای حمایت از یکدیگر و تلاش برای تصویب قوانین الزامآور قوی و توافقنامههای تجاری که به طور مشترک به نفع اعضای هر دو اتحادیه باشد، قائلیم، حد و مرزی ندارد. امروزه بیش از هر زمان دیگری، اتحادیهها نیاز دارند تا پیوندهای قوی فرامرزی ایجاد کنند تا با دولتهای سرکوبگر و حرص و آز شرکتها مقابله کرده و طبقهی کارگر جهانی را توانمند و تقویت کنند. تفاهمنامهی KMWU/UAW گام اول در این مسیر است.»
دزدی در روز روشن
حمله ترامپ به کارگران کرهجنوبی دو جنبه داشت. اولاً، یورش اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) در جورجیا، به منزله حملهای به طبقه کارگر و مهاجران، هم در داخل آمریکا و هم در کرهجنوبی، بود. ثانیاً، این اقدام همزمان شد با فشار فزاینده ترامپ به کرهجنوبی برای واریز ۳۵۰ میلیارد دلار به صورت پیشپرداخت به یک شرکت با هدف خاص تحت کنترل دولت او، تا از اقدامات تلافیجویانه بیشتر جلوگیری شود. این مبلغ معادل بیش از چهار پنجم کل ذخایر ارزی خارجی این کشور است.
رفتار زننده و بیادبانه ترامپ به یک نقطه اتحاد برای هر دو جناح چپ و راست در کرهجنوبی تبدیل شده است. چو گاب-جه، روزنامهنگار تحقیقی جناح راست با پنجاه سال سابقه، حتی خواستار برگزاری اعتراضات ضد ترامپ شد. با این حال، دولت کرهجنوبی از نظر اقتصادی و نظامی چنان درگیر ایالات متحده است که حتی دولت جدید لیبرال لی جائه-میونگ نیز رد صریح خواستههای نامعقول ترامپ را بسیار دشوار مییابد.
تلاش دولت لی جائه-میونگ در حال حاضر این است که در مذاکرات وقتکشی کند، به این امید که بتواند دوره ریاستجمهوری ترامپ را پشت سر بگذارد. با این حال، با توجه به حجم بالای مخاطرات، احتمالاً دولت لی در نهایت تسلیم خواهد شد. پرسشهای اصلی این است که: ۱. چه میزان خسارت را خواهد توانست متحمل شود؟ ۲. مردم عادی کرهجنوبی مجبور به پذیرش چه مقدار از این بار خواهند شد؟ از دیدگاه جناح چپ، تمام این ماجرا بر فوریت ایجاد همبستگی بینالمللی از پایین (مردمی و غیردولتی) تأکید میکند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.