مصاحبه «کامبیز قربانی» با «علیرضا امیرقاسمی» در برنامه «آنکات» بار دیگر زندگی خصوصی شاه ماهی موسیقی ایران «گوگوش» را به عرصه مدیای اجتماعی کشاند! کافیست شما یک زن سوپراستار باشید و زندگی شخصی دارای ناملایماتی باشد تا آن زمان سبیل جامعه مردسالار شوید!

این بار قرعه حملات مردسالارانه به گوگوش افتاده! دختری که از پنج سالگی بر روی دست پدر مانده، مورد بی مهری نامادری قرار گرفته و حتی نامادری گوگوش او را مورد ضرب و شتم تا سر حد آسیب جسمی قرار می‌دهد! در چنین شرایطی گوگوش نوجوان راه رهایی را مانند همه دخترانی که مورد خشونت خانواده قرار میگیرند در ازدواج می‌بیند و با یک فرد به نام «محمود قربانی» ازدواج میکند! شخصی که دارای خشونت رفتاری و عدم تعهد است و با معشوقه‌های متفاوت به گوگوش خیانت می‌کند! همین تعاریف خود نشان دهنده آن است گوگوش از یه چاله به چاهی عمیق افتاده است!

حاصل این ازدواج فرزندی به نام «کامبیز» می‌شود! فرزندی که گوگوش نوجوان کمی بعد از ازدواج او را به دنیا می‌آورد! همین مورد هم خود نشان می‌دهد همان‌گونه ازدواج گوگوش را میشود اجباری دید فرزندآوری او هم بخشی از این اجبار است چرا که جامعه مردسالار مقام زن را در حد مادر و شخصی که وظیفه او فرزندآوری است پایین می‌کشد و اگر این اقدام را انجام ندهد از دایره زن متعارف خارج می‌شود!

خیانت‌های محمود قربانی به گوگوش و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن گوگوش توسط او باعث میشود که گوگوش دست به خودزنی از کوتاه کردن موی سر تا زخم کردن بدن را پی بگیرد و حتی به مصرف مواد مخدر روی بیاورد! همین عوامل باعث جدایی گوگوش از محمود قربانی می‌شود!

کامبیز که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بود به ایران باز میگردد! همسر جدید گوگوش همایون مصداقی مخالف آن بود که کامبیز با آنان زندگی کند و محمود قربانی هم از پذیرش آن سرباز میزند! و این آغاز قضاوت‌های مردسالارانه علیه گوگوش است! گویا محمود قربانی وجود ندارد و فرزندی به نام کامبیز ندارد و این تنها گوگوش است که از کامبیز حمایت نکرده است!

خود گوگوش در گفتگو با هما سرشار نویسنده و مترجم ایرانی اذعان کرده که در وظیفه مادری خود را شکست خورده و تمام تلاش خود را برای جبران آن کرده اما موفق نشده است! اما جامعه مردسالار بدون درک این مورد گوگوش را متهم می‌کند که چرا ازدواج متعدد کرده و فکر فرزند خود نبوده است در حالی همان زمان محمود قربانی هم ازدواج متعدد کرده اما کسی او را مورد حمله قرار نمی‌دهد!

گویا این مرد جامعه است که می‌تواند ازدواج کند، زندگی خود را ادامه دهد، از فرزندان خود بگذرد اما اگر یک زن همین کار را انجام دهد تبدیل به شیطانی می‌شود که حق زندگی نداشته و باید تمام عمر خود را وقف ایثار فرزند میکرد!

بدون شک زمانی یک مرد و زن یک فرزند را به دنیا می‌آورند وظیفه دارند تماما از او حمایت کنند اما این حمایت نباید یک سویه توسط زن بلکه باید توسط مرد هم قرار بگیرد! از همین رو زمانی گوگوش به دلیل مخالفت همسرش همایون مصداقی با زندگی کامبیز کنار آنان چرا محمود قربانی نیامد و از کامبیز حمایت نکرد و او فرزند خود را با وجود ثروت زیاد رها کرد؟ به همین جهت اگر نقدی قرار است صورت بگیرد باید به هر دو این افراد باشد اما متاسفانه در جامعه مردسالار چون زن بودن را به مادر بودن تقلیل داده‌اند اگر مادری نتواند مادری کند به هر دلیلی، بدون تحلیل شرایط اجتماعی آن زن، پس متهم ردیف اول است و او باید بازخواست شود!

قضاوت‌های تبعیض‌آمیز مردسالارانه علیه گوگوش قصه هزاران زنی است که در ایران از خشونت خانواده به سمت ازدواج فرار می‌کنند و در آن ازدواج هم موفق نیستند و نمی‌توانند حتی مادر خوبی باشند!

برای جامعه مردسالار حمله به یک زن، آن هم یک زن قربانی مردسالاری راحت‌تر است تا این که با تعصبات خود بجنگد! این جامعه فراموش کرده که اگر کامبیز آواره شده و از محبت خانواده بی‌بهره بوده عاملش نه تنها گوگوش بلکه عواملی دیگر مانند عدم مسئولیت پدر گوگوش، خشونت نامادری گوگوش، ازدواج اجباری گوگوش در پی این خشونت، مادرشدن اجباری گوگوش در پی این ازدواج ، عدم تعهد محمود قربانی و مسئولیت ناپذیر بودن محمود قربانی در عدم شرایط نگهداری گوگوش از فرزندش بوده است!

مردسالاری که یک بار زندگی گوگوش را ویران کرده اکنون برای بار دوم با کمک قضاوت‌های تبعیض‌آمیز جامعه به سراغش آمده تا این بار شخصیتش را هم نابود کند! از همین رو بر همه ما فعالین برابری‌خواه ضروری است در مقابل این قربانی‌نکویی ایستاده و با این حملات مردسالارانه علیه گوگوش مقابله کنیم! چرا که مردسالاری نه یک نگرش بلکه آلت قتاله‌‌ای علیه زنان و تمام کسانی است که در هنجارهای مردسالارانه قرار نمیگیرند! از همین رو باید با قاطعیت با آن برخورد شود!

✍ووکاشین پاکروان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)