بنظرم طنز گوئی زینب موسوی بعضی از ضعف های اساسی اندیشه ورزی را درجامعه ایران بر ملا کرد. زینب موسوی هم احساس مردانه را رنجاند چون ارزش های مردانه را به سخره گرفت و هم نشان داد که چگونه بحران گسترده دولت ـ ملت در عصر ما این مردان را از درک این بحران عاجز کرده است و آنها را بسوی دفاع از هویتی توتالیترمابانه رانده است.( برخورد مقامات جمهوری اسلامی در این برهه بحرانی هم در همین راستا بوده است) .
کاملا درست است که فروسی یک چهره بزرگ در ادبیات وزبان فارسی و تاریخ اسطوره ای منطقه وسیعی فراتر از مرهای ایران کنونی است. ولی انتخاب او به عنوان تنها منبع و نماد یک هویت یگانه ، ذات گرایانه، غیرسیال و تک لایه ای بمعنی کاشتن بحران عمیقتر در جامعه ای چند قومی، چند زبانی و چند فرهنگی در دوران بسیار حساسی است که اقتدار و مشروعیت دولتـ ملی بمعنی سابق خود در سراسر جهان در شرایط بحرانی قرار دارد و نیاز به بازتعریف و باز سازی داشته و دارد .
ین نوع واکنش ها و حملات بر زینب موسوی بمعنی قومی کردن هر چه بیشتر فردوسی و راندن او به یک پستوی یک سیاست محدود، خالص گرایانه و استبداد مابانه است. . کسانی که بشدت بر زینب موسوی تاخته اند و خودرا مدافع یک ارزش مقدس می دانند هرگز نام شاعران ترک زبان آذبایجان و یا عرب زبان خوزستان و یا کرد زبان ن کردستان و یا بلوچ زبان بلو چهای بلوچستان را نشنیده اند و نمی خواهند بشنوند چون اگر بشنوند و با همین معیار هویت سازی کنند یا باید به وجود لایه های متفاوت هویت در این کشور اعتراف کنند ودر جامعه چند زبانی چند فرهنگی بدنبال همزیستی بروند . اگر نمی خواهند بشنوند و انتقاد حتی مدافعانه از زینب موسوی را به اینکه “واکنشی” است و یا از نظر فنی به اصول طنز وفادار نبوده است محدود کنند تنها بطور غیر انتقادی به ساختن همان هویت سازی قومی و سیاسی کردن اثر بزرگ فردوسی می پردازند و با چنین نگرشی اثر فردوسی را هم کم اعتبار می کنند. بنظرم، بدرجات متفاوت، هم مخالفان و هم موافقان زینب موسوی در این انتقادات، متوجه خطر و بحران زائی بیشتر این نوع هویت سازی مقدس و قومی ـزبانی نیستند. و جای تاسف است که آنها که بدرستی در چهاچوب حق آزادی بیان از موسوی دفاع کرده اند به این نکات نپرداخته اند.
هوشنگ نورائی ( ایوب حسین بر) – لندن ۲ سپتامبر ۲۰۲۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)