«گفت‌وگو برای آشتی ملی»
علی‌رضا رجایی

“گفتگو تنها با پذیریش تقسیم قدرت ممکن می‌شود”
مصاحبه با سعید برزین

علی‌رضا رجایی – از فعال سیاسی ملی مذهبی – می‌گوید هیچ قدرت سیاسی مسلطی داوطلبانه وارد صحبت با دیگر نیروهای سیاسی نمی‌شود مگر اینکه مناسبات قدرت او را به این کار مجبور کند. بر این اساس او معتقد است که:

یک – گفت‌وگو تنها در بستر تحولات قدرت و با پذیرش تقسیم آن ممکن می‌شود.

دو – ضعف نهادهای دموکراتیک، به‌ویژه نهاد انتخابات، عامل اصلی عقب‌ماندگی سیاسی و نبود گفت‌وگوی مؤثر است.

سه – پیش‌نیاز کلیدی برای آغاز گفت‌وگوی سیاسی، استقرار یک قوه قضائیه مستقل و غیرامنیتی است.

برزین: جناب رجایی،‌ آیا شما معتقد هستید که استراتژی گفت‌وگو در جهت آشتی ملی می‌تواند و یا باید مورد نظر قرار بگیرد و گفت‌وگو میان گفتمان‌های جاری – که برخی حتی غیر دمکراتیک هستند – تشویق شود؟

رجایی – “گفت‌وگو” فی‌نفسه یک مفهوم‌ انتزاعی است و نمی‌تواند محور یک استراتژی قرار بگیرد. به نحو انکار ناپذیری در سیاست، گفت‌وگو از الزامات تحمیل شده‌ی ناشی از مناسبات قدرت است و اگر این الزامات به سیاست تحمیل نشود، گفت‌وگویی هم شکل نخواهدگرفت. اساس گفت‌وگوی موثّر، پذیرش مشارکت و تقسیم قدرت است و در حالت متعارف، هیچ قدرت قاهره‌ای دلیلی نمی‌بیند که توان خود را با دیگران تقسیم کند.

هم‌چنین هیچ جریان غیردموکراتیکی وارد گفت‌وگو‌ نمی‌شود مگر به اقتضاء مصلحت، یعنی همان مصلحتی که مناسبات قدرت تحمیل می‌کند.

یک جریان یا نیروی ضعیف‌تر ممکن است با طرح شجاعانه‌ی گفت‌وگوی انتقادی، ساخت سیاسی غیردموکراتیک را به چالش بکشد و با پذیرش هزینه‌های این رویکرد و استمرار در چنین مواجهه‌ای، به مرحله و جایگاهی دست یابد که قدرت غیر دموکرات را وادار به گفت‌وگو به معنای پذیرش مشارکت دیگران در سازمان قدرت سازد.

برزین – شما گفته‌اید که گفت‌وگوی مؤثر میان جریان‌های سیاسی ایرانی وجود ندارد و اینکه گفت‌وگو حتی میان دو جریان سیاسی نظام هم بسیار محدود است. به نظر شما علت این عقب ماندگی عمیق سیاسی و فرهنگی چیست؟

رجایی – عقب‌ماندگی سیاسی یک ضعف نهادی است. ممکن است در فضای روشنفکریِ یک جامعه شاهد پیشرفت چشم‌گیر سیاسی و فرهنگی باشیم امّا این پیشروی فاقد مابه‌ازاهای سازمانی و نهادی درخوری باشد. بنابراین در عمل شاهد چیزی خواهیم بود که شما “عقب‌ماندگی سیاسی” می‌نامید.

شاید مهم‌ترین نهادی که زمینه “گفت‌وگوی موثّر” و رشد سیاسی را فراهم می‌کند، نهاد انتخابات است. به هر میزان که این نهاد نیرومندتر، باثبات‌تر و از تعرّض غیردموکراتیک مصون‌ باشد، گفت‌وگوی سیاسی عمق و بسط بیشتری پیدا خواهد کرد؛ هم در میان احزاب، انجمن‌ها و‌ نهادهای روشنفکری و هم میان همه این‌ها با ساخت مسلّط سیاسی.

درفقدان چنین زمینه‌ای لاجرم بیشتر باید به مهارت‌های سیاسی و اخلاقی گروه‌های مستقل جامعه مدنی و عرصه عمومی امیدوار باشیم.

برزین- اگر بخواهیم مسئولیتی در این پرونده برای حکومت قائل شویم، شما چه راهکار و اقدامات واقعبینانه‌ای را توسط حکومت برای آغاز و تقویت گفت‌وگوی سیاسی پیشنهاد می‌کنید؟

رجایی – راه‌کارهای بیش از اندازه واقع‌بینانه، درگیر محافظه‌کاری بیش از اندازه هم خواهد شد و عملاً به گفت‌وگوی سیاسی به معنایی که گفته ‌شد، کمک چندانی نخواهدکرد هرچند که از هیچ‌چیز بهتر است.

بنابراین همیشه به مقداری تخیّل سیاسی هم نیاز داریم که بتواند هم‌چون یک نیروی فشار، مناسبات واپس‌گرا و بازدارنده را مهار کند.

ضروری‌ترین اقدامی که به نحوی واقع‌بینانه حکومت را درگیر گفت‌وگوی سیاسی می‌کند، پذیرش بنای یک دستگاه قضایی مستقل و بی‌طرف است که عنصر پرونده‌سازی‌‌های سیاسی و تبعیت از دستگاه‌های امنیتی از آن سلب شود و به عنوان بخشی از مشت آهنین حکومت عمل نکند.

بدون چنین تحوّلی هیچ‌گاه نیروهای مستقل نمی‌توانند به‌طور تضمین شده احساس امنیّت کنند و در فضایی آکنده از فقدان امنیت تیز گفت‌وگوی سیاسی مستمّر، موثّر و قابل دوامی شکل نخواهدگرفت.

برزین – شما در مواردی معتقد بوده‌اید که نیروهای سیاسی نتوانسته‌اند چشم‌انداز روشنی برای مردم ترسیم کنند. در قبال موضوع گفت‌وگوی سیاسی،‌ این نیروها باید چه عوامل یا بسترهایی را فراهم کنند تا گفت‌وگو به کاهش منازعات سیاسی منجر شود؟

رجایی – جریان‌های سیاسی داخل کشور تا جایی که توانسته‌اند و در مجموع برای کاهش منازعات سیاسی تلاش کرده‌اند و بعضاً هم دچار حبس و زندان شده‌اند. در میان خود این گرایش‌ها و جریان‌ها هم گاه این بحث مطرح بوده که مثلاً در مقاطعی ممکن است کمی تندروی کرده‌باشند.
ا
مّا در هر حال تلاش آنها برای برقراری یک گفت‌وگوی سازنده غیرقابل‌انکار است.
ا
مّا گرایش‌هایی که در خارج از کشور وجود دارند، بسیار متنوّع هستند و نمی‌توان در یک‌ منطق سیاسی مشترک همه آنها را دسته‌بندی کرد. فضای آزاد خارج از کشور و‌‌ درگیر محدودیت‌ها نبودن، ممکن است برخی از آنها را ذهنی و به همان‌ میزان فاقد مهارت در تاکتیک و استراتژی کرده‌باشد.

حضور این دسته از صداهای سیاسی در رسانه‌های فارسی زبانِ نسبتاً پرمخاطب، ممکن است پیام‌های بسیار تندروانه‌ای را منتقل کند که مواضع میانه‌روانه‌تر جریان داخل کشور را به نادرست، سازشکارانه یا فرصت‌طلبانه و به هرحال فاقد صلاحیت اخلاقی نشان دهد.
ا
ین نتیجه‌گیری در بسیاری از موارد غیرمنصفانه است ولی به هرحال قدرت عمل فعّالان داخل کشور را برای کاهش منازعات، تضعیف می‌کند.

برزین – برخی نیروهای اپوزیسیون از حمله نظامی اسرائیل به ایران حمایت کرده‌اند. آیا هیچ نشانی وجود دارد که این حمله نظامی توانسته به صحنه سیاسی داخلی ایران کمک کند و یا اینکه، برعکس‌، موجب شده صحنه سیاسی چند قطبی‌تر و قهرآمیزتر شود؟

رجایی – حمله اسرائیل به ایران ممکن بود کمکی باشد به چمهوری اسلامی تا وارد یک‌ گفت‌وگوی سازنده با جامعه مدنی و جریان‌های سیاسی بالنّسبه دموکراتیک بشود. متاسفانه تا الان چنین روی‌کردی را ندیده‌ایم.

درعین‌حال سیاست ایران قطبی‌تر و قهرآمیزتر هم نگردیده و صداهایی که مقوله “آشتی ملّی” را مطالبه می‌کنند، پربسامدتر هم شده‌است ولی متاسفانه تاکنون پاسخی از جانب حکومت دریافت نکرده‌اند و‌خوش‌بینی چندانی هم برای شنیدن چنین پاسخ‌هایی وجود ندارد.

همه این‌ها البتّه مستقّل از سقوط سیاسی و اخلاقی همه جریان‌ها و کسانی است که از حمله نظامی اسراییل و آمریکا ذوق‌زده‌ شدند و آشکار و نهان آن را فرصتی برای آینده خود دیدند.

برزین: از اینکه به سوالات ما پاسخ دادید سپاسگزارم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)