کودتای مردمی یکی از راههای کمتر شناخته شده گذار از یک حکومت خودکامه در یک کشور مفروض مثل ایران است که در اینجا سعی خواهم کرد به پروسه اجرای آن با بیان جزئیاتی بیشتر از آنچه که در مقالات دیگرم در سایت  

www.irangoogle.org آمده است بپردازم.

کلیات

راههای گذار از یک حکومت خودکامه مقدمتا و بطور کلی نیازمند چهار فاکتور اساسی و بنیادی است که در فقدان هر یک از آنها هرگونه تلاش برای گذار از حکومت یاد شده به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. این چهار فاکتور عبارتند از پول کلان، ارتباط گسترده، نقشه راه منطقی قابل اجرا، و زمان مناسب برای اجرای نقشه راه. محلهای تامین پول کلان از سه طریق ممکن است. گرفتن کمک از عموم هموطنان مخالف دیکتاتوری از طریق انتشار اوراق قرضه و یا ایجاد صندوق خیریه، یا گرفتن کمک و استقراض از هموطنان صاحب سرمایه‌های کلان که این بخش نیازمند تضمین بازپرداخت آن در آینده درصورت استقراض خواهد بود و یا گرفتن وام شرافتی و یا کمک‌های بلاعوض از یک کشور بیگانه است  که اولین نوع آن یعنی مراجعه به مردم بهترین و آخرین نوع آن یعنی استقراض خارجی بدترین نوع ممکن برای یک تشکل سیاسی است و در عین حال هیچ راه دیگری غیر از تن دادن به یکی از این شرایط برای تامین مالی گذار که در شرایط موجود ایران چیزی درحدود پنجاه میلیون دلار را بالغ میشود نیست. 

ارتباط گسترده که دومین فاکتور ضروری گذار است عبارت است از ارتباط گسترده با مردم و کسب پیروی حداقل پنج درصد از افراد بالای هیجده سال برای پیروی منضبط از تشکیلات سیاسی و بعلاوه ارتباط سازمان یافته با رهبران جامعه مدنی و تشکل‌های سیاسی درون کشور و یا ارتباط وسیع  و شبکه‌‌ای با ده در صد از مردم درون کشور که این ده درصد امروزه در ایران بالغ بر شش میلیون نفر است. تشکل‌های یاد شده سیاسی درون کشور عبارت از هر تشکل سیاسی است که گذار از حاکمیت رژیم حاضر را پذیرفته و در این راه حاضر به همکاری باشد. در این طیف میتوان از اصلاح‌طلبان غیر حکومتی، جنبش سبزی‌ها و شخصیتهای منفرد تأثیرگذار و رهبران تشکل‌های بومی- منطقه‌ای و روحانیون سکولار تا طیف احمدی‌نژادیها و هر جریان و تشکل و فرد تأثیرگذار دیگری که به گذار از رژیم مطابق نقشه راه کودتای مردمی علاقمند باشد و معتقد به دموکراسی و سکولاریزم میتوان نام برد. 

نقشه راه گذار معقول، کم هزینه و قابل اجرا که سومین فاکتور لازم برای گذار تلقی میشود باید طوری طراحی بشود که اولا اجازه پیدایش خلأ قدرت در کشور را ندهد و در ضمن امکان کودتای نظامی در کشور را خنثی سازد و درعین حال امنیت ملی و مرزی کشور را در تمام مراحل گذار تامین نماید. این نقشه باید گذار غیر خشونت‌آمیز را وجهه همت خود قرار دهد و امکان اجرا داشته باشد. تعداد این نقشه‌های گذار در کل از شش نقشه فراتر نمی رود که از بدترین به بهترین نوع آن بسته به شرایط عبارتند از نقشه راه دعوت از یک کشور خارجی که حکومت را با دخالت نظامی ساقط و به آلترناتیو آن واگذار نماید، نقشه راه جنگ داخلی مثل نقشه راه طالبان در افغانستان، نقشه راه کودتای نظامی مثل کودتای السیسی در مصر، نقشه راه انقلاب مردمی مثل انقلاب پنجاه و هفت ایران، نقشه راه اصلاحات بنیادی مثل اصلاحات پروستریکای گورباچف در شوروی سابق، و نهایتا نقشه راه کودتای مردمی مثل آنچه که خود من طراح آن هستم و در این مطلب برخی جزئیات غیر سری آنرا شرح می‌دهم.

چهارمین فاکتور ضروری برای گذار، تشخیص زمان مناسب برای اجرای نهایی نقشه گذار است و آن زمانی است که اکثریت مردم از رژیم حاکم ناامید شده و به گذار از آن علاقمند باشند و بسته به اینکه امکان حضور فعالانه حداقل پنج درصد مردم برای گذار در میدان موجود باشد و یا نه، نقشه‌های راه با هم فرق میکند. با توجه به شرایط موجود در ایران چون امکان حضور این پنج درصد در میدان فعلا مقدور نیست لذا نقشه راه کودتای مردمی مخصوص این وضعیت طراحی شده است که ذیلا بدان می‌پردازیم.

نقشه راه گذار مردمی که بطور نظری کم خطر ترین و در عین حال موفقیت آمیزترین نقشه گذار در شرایط امروز ایران تلقی میشود در اساس دارای دو قسمت است. قسمت اول سازماندهی شبکه وسیعی از ارتباطات مردمی از یکسو و سازماندهی ائتلاف فراگیر میان تشکل‌های دموکراسی‌خواه سیاسی از سوی دیگر است. محور اساسی برای پیوستن مردم به شبکه سراسری مردمی برای کودتای مردمی تنها یک چیز است و آن تمایل جدی آنان برای گذار بدون خشونت و بدون خطر است و محور اساسی ائتلاف میان تشکل‌های سیاسی که دولت آلترناتیو از میان آنان تشکیل خواهد شد، شامل دو چیز است. اول قبول گذار از حکومت خودکامه حاضر از طریق نقشه راه کودتای مردمی و دوم پایبندی همه آنها به دموکراسی سیاسی عرفی و سکولاریزم.

سازماندهی

نحوه سازماندهی شبکه سرتاسری مردمی به این ترتیب است که اگر فرض شود که یک تشکیلات معتقد به راه گذار از طریق کودتای مردمی تازه تاسیس شده باشد علاوه بر سازماندهی خود که مقدمتا به پنجاه نفر برای احراز پستهای تشکیلاتی مطابق چارت تشکیلاتی احتیاج خواهد داشت بعلاوه حداقل یک نفر از هر شهری در کشور، و هرکدام از این افراد، موظف خواهند بود که پنج نفر دیگر از هموطنان مخالف رژیم را علیرغم طرز تفکر آنها از محل شهر مورد سکونت خود در داخل کشور جذب خود نمایند و از طریق خود به تشکل متبوع خود یعنی مرکزیت کودتای ملی مرتبط سازند. این ارتباط دوم مستقیم نخواهد بود چرا که هر فردی خود مسئول پنج نفر دیگر خواهد بود که وی را به مسئولیت قبول داشته باشند بطوریکه از او تبعیت نمایند. به این ترتیب هر فردی از آحاد کسانی که جذب می‌شوند به تنهایی از یک فردی که مسئول پنج نفر است تبعیت می‌کند و در عین حال خود مسئول پنج نفر دیگری است که خودش جذب میکند و این شبکه به اینگونه ادامه می‌یابد و گسترده میشود. این یک شبکه افقی است که در آن تنها نفر اول با مرکزیت یعنی « کارگروه رهبری کودتا » یا همان مرکزیت کودتای فراگیر ملی ارتباط دارد. هر عضو گروه این شبکه موظف است که مسائل خود را با مسئول خود حل و فصل نماید و مرکزیت تنها آمار گروهها را در اختیار دارد و بر تست‌های هر از چندگاهی کل شبکه برای اطمینان از کارکرد درست آن نظارت میکند. بطور مثال بعد از اینکه تعداد گروهها به هزار رسید یعنی  پنج‌هزار نفر جذب شدند یک تست اولیه انجام میشود به این گونه که از تمام اعضای گروه ها خواسته میشود در روز و ساعت معینی با در دست داشتن یک شاخه گل « و یا هر شیئ بی ارزش یا کم ارزش دیگری » به میدان معینی در شهر رفته و آن را در قسمت معینی از این میدان بگذارند و بگذرند و یا به یک صندوقی در یک محل معینی بیندازند. تعداد این اشیا توسط بازرس ویژه‌ای که از قبل انتخاب شده است در پایان ساعت شمرده شده و به مسئول مربوطه گزارش میشود. یک نهاد ناظر در هر شهر از سه نفر تشکیل میشود که گزارشات هر شهر را مستقلاً به مرکز بازرسی کل در مرکزیت اعلام می‌نماید. به این ترتیب هم همه گروهها دائما از میزان پیشرفت سازماندهی با خبر میشوند و هم مرکزیت از آن مطلع میگردد. انجام این تست‌ها به این دلیل است که معلوم شود در روز و ساعت موعود چند نفر در میدان برای انجام عملیات کودتای بدون خطر آماده خواهند بود. تست‌ها معمولا هر دو ماه یکبار به شکل متفاوتی و در محل‌های متفاوتی که مسئولین نهاد ناظر به مسئولین گروهها در شهرها اعلام میکنند انجام میگیرد. 

برای رسیدن به درصد مورد نیاز حتما باید سقف زمانی معینی در ابتدای کار در مرکزیت تعیین شده باشد. مثلاً یکسال، و در پایان سال معلوم شود که میزان پیشرفت کار چقدر بوده است. اگر درصد لازم بدست نیامده باشد سقف جدیدتری تعیین میشود. در این طرح برای سازماندهی شبکه حضور بیش از پنجاه نفر در مرکزیت برای احراز پستهای اجرایی ضرورت ندارد. از آنجا که این پنجاه نفر همانند دیگر مسئولان گروهها کار زیادی برای انجام در رابطه با شبکه ندارند، ماموریت‌های دیگر مربوط به مرکزیت هم با توجه به توانایی و تخصص هر یک از آنها، به آنها ارجاع می‌شود. باید کوشش شود که رابطه عاطفی و دوستی میان اعضا شبکه و مسئولین به طوری شکل بگیرد که افراد اجرای وظایف را با علاقه و مشتاقانه انجام دهند و نه از سر اجبار. 

در بخش دوم وظایف رهبری کودتای ملی که عبارت است از ایجاد ائتلاف سیاسی، ابتدا یک کمیته ائتلاف تشکیل میشود و این کمیته با ارسال پیامهایی به مسئولین تشکل‌های سیاسی همسو آنان را دعوت به مذاکره پیرامون تشکیل یک دولت گذار می‌نماید. در گفتگوهای مربوط به تشکیل دولت گذار باید سعی شود که از همه مناطق کشور و همچنین از همه احزاب همسو نمایندگانی در دولت گذار وجود داشته باشند. این دولت در واقع تا به قدرت رسیدن در کشور، قدرتی نخواهد داشت و امور مربوط به گذار از سوی شورای بین‌الاحزاب در چهارچوب نقشه راه گذار تعیین سیاست میشود.

یک کمیته روابط خارجی تلاش میکند که روابط با دولتهای خارجی و پارلمانتاریستها را سازماندهی کند که به محض پیروزی کودتا امکان به رسمیت شناخته شدن دولت گذار تحقق یابد. 

یک کمیته مالی هزینه‌های گذار را تامین خواهد کرد. در نقشه راه گذار از طریق کودتای ملی از آنجایی که خود مردم داوطلبانه در شبکه قرار میگیرند لذا با پرداخت کمکهای مالی خود به صندوق کمیته مالی در داخل کشور بخش عمده مخارج داخلی تامین خواهد شد و در بخش خارجی کوشش خواهد شد که از هموطنان خارج از کشور درخواست شود که کمکهای بلاعوض مالی خود را به صندوق مالی خارج از کشور بپردازند. این شرافتمندانه ترین راه تامین مالی گذار خواهد بود.

کمیته امور نظامی بطور مستقل در مورد نافرمانی نظامی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی اقدام خواهد کرد که در اینجا ضرورتی به توضیح آن وجود ندارد.

در روز موعود که قبلاً تستهای لازم انجام یافته و اعضای شبکه سرتاسری در همه جای کشور آمادگی دارند از آنان خواسته میشود که در یک زمان مقرر در خیابانها حاضر شده و اقدام به تصرف اماکن دولتی در سرتاسر کشور بنمایند. همزمان نیروهای وفادار به مرکزیت در درون نیروهای مسلح ضمن نافرمانی نظامی فرماندهان وفادار به رژیم سابق را خنثی می‌نمایند و بخشی از همین نیروها در پایتخت برای تصرف ساختمانهای دولتی و حکومتی به مردم یاری خواهند رساند و رهبران رژیم را بازداشت خواهند کرد و نهایتا با تصرف مراکز صدا و سیما و اعلام سقوط رژیم یک شورای گذار مرکب از پنج شش نفر تا رسیدن دولت گذار به پایتخت و استقرار آن حکومت را اداره خواهند کرد. همه این اقدامات باید در عرض حداکثر دو روز خاتمه پیدا کند. 

طبعا انتظار می‌رود که با حضور میلیونها نفر در سراسر کشور در خیابانها در یک زمان معین و درخواست شورای گذار از حکومت برای انتقال قدرت، رژیم نسبت به واگذاری آن اقدام کند و اگر قبول نکرد آنگاه برنامه بازداشت اعضای دولت و حکومت و تصرف سریع مراکز مربوطه به اجرا گذاشته میشود.

چنگیز عباسی

ch.abbasi@gmail.com

بیست و سوم سپتامبر دوهزار و بیست یک

تروندهیم – نروژ   

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)