روایت واقعۀ آتش سوزی سینما رکس بوسیلۀ یک شاهد عینی ( محمد صفوی ) [۱]

محمد صفوی یکی از شاهدان عینی آتش سوزی سینما رکس آبادان   می باشد. از بین ده ها مطلب و مقاله، روایت ایشان –  به گمان ما –  به صورت خلاصه و مفید، آن فاجعه را به قلم کشیده است. به خاطر اهمیتی که این فاجعه  در چهارچوب پژوهش ما دارد، این مقاله را عینآ درج     می کنیم تا خواننده بتواند ایده ای از آنچه که در آن روز اتفاق افتاد، داشته باشد. برخی از وقایعی که با موضوع مورد بحث ما رابطه ندارد به صورت ( … ) حذف شده است. ناشر این مقاله، مطلب را با تذکر زیر شروع می کند:

« اخبار روز: یادداشت زیر توسط آقای محمد صفوی به مناسبت ۳۵ مین سالگرد فاجعۀ هولناک آتش سوزی سینما رکس آبادان نوشته شده است. در این جنایت ۶۰۰ نفر انسان قربانی نقشۀ جنایتکارانه ای شدند که عوامل مذهبی آیت الله خمینی انجام دادند و آن را به حساب حکومت شاه نوشتند. محمد صفوی اندکی بعد از آتش زدن سینما رکس، خود را به مقابل این سینما رسانده و می گوید بسیاری از ادعاهای طرح شده در دادگاه، دروغ بوده است. او در زندان با تنها بازماندۀ اجرائی این جنایت  [ حسین تکبعلی زاده ]  ملاقات کرده است. در این مقاله محمد صفوی تلاش تارنمای « تارخ ایرانی » برای تبرئۀ مسببین واقعۀ آتش سوزی سینما رکس آبادان را مورد بررسی قرار داده است.»

اینک سخن محمد صفوی:

« … در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد. طی این آتش سوزی مخوف بین ۶۰۰ الی ۷۰۰ نفر از اهالی آبادان و کسانی که برای دیدن فیلم « گوزنها » در سینما حضور داشتند کشته یا ناپدید شدند. طی ۳۵ سال گذشته نوشته ها و روایات گوناگونی در مورد این فاجعه منتشر شده است. در این روایتها و تاریخ نگاریهای موجود دو خط کلی وجود دارد. یکی روایت متعصبین اسلام گرا و نیز گزارش سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا ( سیا – میز ایران )[۲] است که در آن مقطع با اسلام گرایان و کمک به قدرت گیری اسلام سیاسی در ایران همسو و همراه شده بود. هر دوی این جریان، واقعۀ هولناک آتش سوزی سینما رکس آبادان را بدون ارائۀ شواهد محکمه پسند و قانع کننده به رژیم شاه و ساواک نسبت می دهند.

روایت دیگر، شامل مشاهدات عینی مردم محلی و شهادت افراد مستقل و خانوادۀ قربانیان این فاجعه است. شواهدی که مبتنی بر اسناد و مدارک مستدل و شفاف و غیرقابل انکار، نشان می دهد فاجعۀ آتش سوزی سینما رکس آبادان توسط اسلام گرایان افراطی طرفدار خمینی در آستانۀ انقلاب ۱۳۵۷ سازمان دهی و برنامه ریزی و اجرا شد. پس از آتش سوزی سینما رکس آبادان، با پیگیری بی وقفه و تلاش خانواده های قربانیان و فعالین اجتماعی و سیاسی، که خواهان دادخواهی و رسیدگی به این پرونده بودند سرانجام در شهریور ۱۳۵۹ دادگاه ویژۀ سینما رکس زیر نظر قاضی « انقلابی » « سید حسین موسوی تبریزی » برگزار شد. در حالیکه متهمان این پرونده از حق وکیل برخوردار نبودند، « دادگاه ویژه » پس از ۱۴ روز بکار خود پایان داد. در این دادگاه موسوی تبریزی، که خود از جانب خانواده های قربانیان در مظانّ اتهام قرار داشت طی یک دادرسی ناعادلانه و از قبل برنامه ریزی شده حکم اعدام « حسین تکبعلی زاده » که یکی از عوامل اجرائی بود و ۵ مأمور شهربانی و ساواک و صاحب و مدیر سینما که نقشی در ایجاد آتش سوزی نداشتند را صادر کرد. برای چند تن دیگر ازجمله رئیس شهربانی آبادان « تیمسار رزمی » نیز به صورت غیابی احکام اعدام صادر شد. به این ترتیب در میان بهت و حیرت خانواده های قربانیان سینما رکس و مردم آبادان که با دیدن دادگاه ویژۀ سینما رکس از تلویزیون و شنیدن شهادت جسورانۀ حسین تکبعلی زاده در دادگاه که نقش عوامل و آمرین اسلام گرای طرفدار خمینی را در این آتش سوزی آشکار ساخت، مراسم دادگاه با صد ها پرسش و ابهامات تازه ای که بوجود آمده بود پایان گرفت. پس از این دادگاهِ نمایشی کسانی مانند « موسوی تبریزی » و« محمد رشیدیان »[۳] و فرد دیگری بنام « ابوالپور » که از آمران و عوامل محلی  و برنامه ریزان اصلی چنین فاجعه ای در شهر آبادان بودند، به مقامهای بالای دولتی و قضائی رژیم ارتقاء مقام یافتند. ازجمله « سید حسین موسوی تبریزی »، به دادستان کل کشور در دوران خمینی ارتقاء درجه یافت. « ابوالپور » به ریاست آموزش و پرورش آبادان منصوب شد و « محمد رشیدیان » به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافت. او همچنین در دورۀ اول مجلس اسلامی و چند دورۀ دیگر به  « نمایندگی » از مردم آبادان در مجلس حضور داشت. محمد رشیدیان، در رژیم شاه به شغل معلمی و دبیری در دبیرستان های آبادان مشغول بود. ایشان از اسلامگرایان افراطی طرفدار خمینی محسوب می شد. بنا به اظهارات صریح حسین تکبعلی زاده در دادگاه ویژه، محمد رشیدیان قبل از وقوع انقلاب در مسجد فرح آباد ( قدس ) آبادان با این هستۀ عملیاتی شامل « عبدالله لرقبا » ( عضو انجمن اسلامی فرودگاه آبادان )، « فرج الله بزرکار [ بذر کار؟]»، « حیات » و « ابوالپور » ( دانشجوی سابق دانشکدۀ نفت آبادان ) همکاری نزدیک داشته است. آنها طی این جلسات برای « به حرکت درآوردن مردم آبادان » در مقطع انقلاب ۱۳۵۷، کارهای تبلیغی و ترویجی و سازماندهی را انجام میدادند. بنا به اظهارات حسین تکبعلی زاده در دادگاه، نقشۀ آتش سوزی سینما رکس و دیگر سینما ها و دفتر حزب رستاخیز –  شعبۀ آبادان –  در همین جلساتی که با حضور محمد رشیدیان در مسجد قدس و در خانۀ ایشان بصورت مخفی انجام می گرفت طرح ریزی شد. محمد رشیدیان، بعنوان یکی از عوامل و آمرین و بعنوان کسی که از قبل از برگزاری دادگاه ویژۀ سینما رکس از جانب خانواده های قربانیان سینما رکس در مظانّ اتهام قرار داشت طبق توافق و درخواست موسوی تبریزی، برای پاسخگوئی در دادگاه فراخوانده نشد. چرا که اگر محمد رشیدیان برای پاسخگوئی در دادگاه حضور می یافت و مورد پرسش جدی قرار می گرفت، چه بسا نقش مؤثر موسوی تبریزی و آخوند جمی از اسلامگرایان افراطیِ طرفدار خمینی ( که بعد ها به آیت الله جمی و به سمت امام جمعۀ آبادان برگزیده شد ) و کسان دیگر که در صدور فتوا و یا سازماندهی عوامل اجرائی کوشیده و برنامه ریز این جنایت هولناک بودند، در مقابل شاکیان و خانواده های قربانیان فاجعۀ سینما رکس آبادان فاش میشد. موسوی تبریزی در مقابل درخواست و دادخواهی خانواده های قربانیان سینما رکس که خواهان حضور محمد رشیدیان در دادگاه بودند، در مقابل چشمان حیرت زدۀ مردم آبادان که مراسم دادگاه را بصورت پخش زنده از تلویزیون آبادان تماشا می کردند گفت: « چون آقای رشیدیان بکار مهمی مشغول است، ما تلفنی از او سؤالاتی کرده ایم و اگر لازم شد او را دعوت میکنیم » به این ترتیب موسوی تبریزی، از حضور یکی از آمرین و عوامل اصلی این جنایت در دادگاه جلوگیری کرد و مانع از اجرای دادرسی عادلانه و شفاف در مورد این پرونده شد. چنین اقدامی در هر کشوری که برخوردار از یک سیستم قضائی و دادگستری مستقل و نسبتآ عادلانه است جرم محسوب میشود و فرد خاطی بخاطر ایجاد مانع در اجرای دادرسی عادلانه و پنهانکاری مورد تعقیب قانونی قرار میگیرد. محمد رشیدیان که توانسته بود از طریق به خدمت گرفتن چند آدم ناتوان و بیمار و نادان مانند حسین تکبعلیزاده، آتش سوزی سینما رکس آبادان و چند مکان دیگر را سازماندهی کند و در مظانّ اتهام قرار داشت بدون پاسخگوئی به خانوادۀ قربانیان این فاجعه، در خرداد ۱۳۹۲ در سن ۷۶ سالگی با بار عظیمی از جنایت و قتل که بر دوشش سنگینی میکرد درگذشت.

فرد دیگری که میتواند با حقیقت گوئی در مورد این پرونده، شفاف سازی نماید شخص موسوی تبریزی است که اگر قبل از مرگش لب به حقیقت بگشاید شاید مورد رحمت یا بخشش خانواده های قربانیان و مردم ایران قرار بگیرد. اما موسوی نبریزی، در مصاحبه ای[۴]  که در سال ۱۳۹۱ با تارنمای « تاریخ ایرانی »[۵]  انجام داده است ترجیح داده است که برای « حفظ اسرار نظام » –  به جای حقیقت گوئی –  متأسفانه به تکرار همان دروغ های بزرگی که بیش از سه دهه پیش در مورد این پرونده بیان کرد، بپردازد. مردم آبادان و خانوادۀ قربانیان سینما رکس که پی گیر حوادث و اتفاقات قبل از انقلاب در این شهر بودند بیاد دارند سید حسین موسوی تبریزی قاضی دادگاه ویژۀ سینما رکس، از ماه ها قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، از طرف شبکۀ روحانیت طرفدار خمینی، از قم به آبادان فرستاده شد. او از همان ابتدا با محمد رشیدیان و دیگر اسلامگرایان افراطی طرفدار خمینی، رابطۀ نزدیک برای پیشبرد برنامۀ اسلامگرایان در شهر آبادان برقرار می کند. ایشان بعد از پیروزی انقلاب نیز در تأسیس کمیته های سرکوب و سپاه و ایجاد دفتر حزب جمهوری اسلامی در آبادان [ به ]دهمکاری های مؤثری با این افراد از جمله با محمد رشیدیان ادامه می دهد. وی در گفتگوئی که با تارنمای « تاریخ ایرانی » انجام داده است گرچه بعد از گذشت بیش از سه دهه، اشاره ای به ارتباط پنهانی خویش با اسلامگرایانی که در آتش سوزی سینما رکس نقش داشتند میکند، لیکن او همچنان مسؤلیت این فاجعه را بدون ارائۀ مدرک و شواهد قابل قبول، به ساواک و موجودات موهوم و خیالی نسبت میدهد! تارنمای « تاریخ ایرانی » که زیر نظر « سید محمد خرازی »[۶]  اداره می شود اخیرآ طی دهها مقاله به « تاریخ نگاری » این فاجعه پرداخته است. در این مجموعه که شامل بیش از ده مطلب است مصاحبه ای نیز با موسوی تیریزی، قاضی دادگاه سینما رکس  انجام شده است. با خواندن مطالب و مصاحبه مشخص است که هدف اصلی مسؤلان و نویسندگان این « تارنما » چنین است که با تاریخ نگاری یکسویه و ایده ئولوژیک، بدون ارائۀ مدرک و دلیل محکمه پسند، علت فاجعۀ سینما رکس آبادان را به موجودات خیالی یا چند روان پریش که به رژیم گذشته و « ساواک » یا « موساد » اسرائیل رابطه داشته اند نسبت دهد. به این جهت تلاش اصلی این « تارنما » نه شفاف سازی و ثبت واقعیت هاست، بلکه ایجاد ابهام بیشتر در این پرونده است. تلاشی هدفمند که میخواهد با تاریخ نگاری ایده ئولوژیکی « اسلامی » مسببین واقعۀ آتش سوزی سینما رکس آبادان را تبرئه نماید.

[۱]  –   اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدینه  ۲۵ مرداد ۱٣۹۲ –  ۱۶ اوت ۲۰۱٣ و نیز روزنامۀ انقلاب اسلامی،

[۲] –  tarikhirani.ir

[3]  –  محمد رشیدیان، صفاتی دزفولی و سید محمد عربی از اعضای قدیمی حزب زحمتکشان دکتر بقائی در آبادان بوده اند که در خود این حزب از جناح طرفدار آیت الله کاشانی شناخته می شده اند و با سایر افراد این گروه ازجمله علی اکبر پرورش در اصفهان و حسن آیت ارتباط داشته اند. رشیدیان و صفائی دزفولی پس از انقلاب، کنترل کمیته های آبادان و کیاوش کنترل کمیتۀ اهواز را به دست گرفتند. نقل از تارنمای انقلاب اسلامی ( دکتر بنی صدر )

[۴]  –  متن کامل مصاحبه و دیگر مطالب مندرج در مورد پروندۀ سینما رکس در تارنمای   « تاریخ ایرانی » را میتوانید از این طریق بخوانید.         
tarikhirani.ir

[5]  –  تار نمای « تارخ ایرانی » زیر نظر اصلاح طلبان حکومتی اداره میشود.   « سید محمد صادق خرازی » در معرفی این تارنما یادآوری می کند…لذا اولویت ما از نظر جغرافیائی درج مطالب مرتبط با ایران و حوزۀ تمدن ایرانی و طبیعتآ اسلامی خواهد بود… 

[۶] – سید محمد خرازی سفیر ایران در سازمان ملل متحد ( ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ ) و کشور فرانسه ( ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ ) و مشاور ارشد محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری…ویکیپدیا.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)