روزسه شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ (۱۲ اوت ۲۰۲۵) دادگاه فدرال ایالت فلوریدا با ادامه روند رسیدگی به پرونده شکایت از پرویز ثابتی ازمقامات ارشد سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک) دردوران ۲۵ ساله رژیم پهلوی دوم موافقت کرده است. این محاکمه یک فرد نیست بلکه ساختار سرکوبگر رژیم شاه به چالش کشیده می شود.

دادگاه فدرال ایالت فلوریدا چراغ سبز داده است؛ پرونده شکایت از پرویز ثابتی، از چهره‌های بلندپایه ساواک در روزگار پهلوی، راه خود را به ادامه‌ی رسیدگی گشوده است. اما این محاکمه تنها به نام یک فرد ختم نمی‌شود. اینجا، در ورای مرزها، صدایی برخاسته که قصد دارد نه فقط یک مجرم، بلکه کالبد سنگین یک ساختار سرکوب را به داوری بگذارد.

سه زندانی سیاسی مرد درزمان شاه ساکن ایالات متحده آمریکا در اوایل اسفند سال ۱۴۰۳ خورشیدی ( اواخر فوریه سال ۲۰۲۵ میلادی) پرویز ثابتی را متهم کردند که در دوران مسئولیتش در ساواک در «شکنجه و بدرفتاری» با آنها و همچنین «نهادینه کردن شکنجه در سازمان‌های امنیتی ایران» در زمان شاه نقش داشته است. شاکیان خواستار غرامت چندین میلیون دلاری شده‌اند.

«کالکتیو ایرانیان برای عدالت و مسئولیت‌پذیری» خبر داده است که اکنون دادگاهی در فلوریدا درخواست وکلای آقای ثابتی درباره اینکه پرونده مشمول مرورزمان شده است را نپذیرفت. وکلای مجرم با این استدلال که پرونده «مشمول مرورزمان» شده است، خواستار توقف رسیدگی شده بودند.

بنابر این گزارش، در پاسخ ۱۷ صفحه‌ای دادگاه آمده است که شاکیان «مدارک معتبری» ارائه دادند که برای ادامه رسیدگی به پرونده و بررسی «مسئولیت» پرویز ثابتی کافی است. این سه کنشگر سیاسی زندانی سابق او را به «معاونت و مشارکت» در«شکنجه و بدرفتاری» متهم کرده‌اند. پروز ثابتی از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ رئیس اداره سوم وقائم مقام ساواک بود که براساس گزارش‌ها «مهم‌ترین» بخش سازمان اطلاعات و امنیت ایران را اداره می‌کرد. این اداره مسئولیت امنیت داخلی را در ساواک برعهده داشت.

این صحنه دادخواهی، درحافظه جهانی بیگانه نیست. روزگاری، «مادران میدان مایو» در آرژانتین، با سکوتی سنگین و عکس‌هایی بر گردن، از ناپدیدشدگان دیکتاتوری نظامی سخن گفتند. در افریقای جنوبی، «کمیسیون حقیقت و آشتی» پرده از زخم‌های تبعیض نژادی برداشت و اجازه داد قربانیان، در برابر چشمان جهان، تاریخ را بازگو کنند. اکنون، در دوردست‌های آمریکای شمالی، پژواک همان اراده شنیده می‌شود: اراده‌ی آنانی که نمی‌خواهند حافظه جمعی‌شان به فراموشی سپرده شود.

دادگاه پرویز ثابتی را باید در ادامه دادخواهی دادگاه حمید نوری تحلیل نمود و هر دو از یک آبشخور تاریخی سرچشمه می گیرند. محاکمه حمید نوری، پرده ازسیمای نظامی برداشت که برای بقای خود، شکنجه را به رسمی نانوشته بدل کرده بود؛ و دادگاه پرویز ثابتی، همچون تونلی در زمان، ما را به گذشته برد تا هر دو محاکمه را در بستری گسترده‌تر ببینیم: بستری که در آن، جستجوی ریشه‌های تاریخی و ابزارهای شکنجه، مهم‌تر از محاکمه افراد می‌شود.

از نگاه جامعه‌شناختی، این دادگاه‌ها نه تنها به احقاق حق قربانیان می‌اندیشند، بلکه به بازسازی حافظه جمعی نیز یاری می‌رسانند. خشونت دولتی، اگر در تاریکخانه تاریخ رها شود، بازتولید می‌شود؛ همان‌گونه که شکنجه، سانسوروحذف فیزیکی مخالفان در اشکال تازه و در نظام‌های گوناگون سربرمی‌آورد. این محاکمه‌ها با نام‌ها و پرونده‌های متفاوت، در حقیقت بخشی از یک گفت‌وگوی تاریخی‌اند که می‌کوشد پیوند میان گذشته و اکنون را آشکار سازد.

اندیشهٔ «دادگاه تاریخ» آرام و بی‌شتاب پیش می‌رود، گویی زمان را به خدمت خود گرفته است. هیچ جنایت بشری، هرچند در غبار سالیان پنهان شود، از نگاه آن نمی‌گریزد. دیر یا زود، گواهی‌های خاموش را زنده می‌کند، زخم‌های مدفون را برمی‌کشد، و بانیان ستم را ـ حتی در سپیده‌دم پیری و فراموشی ـ بر کرسی پاسخگویی می‌نشاند. اینک، در فلوریدا، شاید تنها یک دادگاه فدرال به کار باشد، اما در لایه‌های ژرف‌تر، همان دادگاه تاریخ است که آغاز به کار کرده است.

از نگاه جامعه‌شناسی حافظه، این دادگاه‌ها تنها مکان‌های قضاوت نیستند؛ آن‌ها گذرگاه‌هایی در تونل زمان‌اند. جایی که صداهای خاموش‌شده دوباره به گوش می‌رسند و رویدادهای مدفون در لایه‌های فراموشی، با شواهد و روایت‌ها احضار می‌شوند. در این گذرگاه‌ها، دادخواهی تنها به مجازات مقصران محدود نمی‌شود، بلکه به پرسش از ریشه‌ها، شبکه‌های قدرت، و ابزارهای خشونتی می‌انجامد که در طول تاریخ دست‌به‌دست شده‌اند.

این نگاه، ما را وادار می‌کند که خشونت سیاسی را نه یک حادثه مقطعی، بلکه پدیده‌ای ساختاری و قابل انتقال ببینیم؛ پدیده‌ای که از زندان‌های مخفی ساواک تا سلول‌های انفرادی دهه شصت، و از آنجا تا زندان‌های امروز، ردپای آن را می‌توان دنبال کرد. به همین دلیل، دادخواهی در تونل زمان، هم تلاشی برای روشن‌کردن گذشته است و هم کوششی برای مهار آینده.

پاریس، نادروهابی، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴ خورشیدی (۱۴ اوت ۲۰۲۵)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)