این نوشته در پاسخ به نوشته دوست عزیزم علی پور نقوی در کار ان لاین نوشته شده است

اینجانب مسایل هسته ای کشورمان ایران را به دقت از سالیان پیش مورد مطالعه و روند ان را دنبال می کنم
به نظر من مسئله تنها مسئله هسته ای ایران نیست و مهمتر از ان همه می دانند که از نظر فنی برنامه هسته ای ایران چند سالی است تحت نظارت دوربین های اژانس قرار دارد.
غرب از اول هم هراسی از برنامه هسته ای ایران نداشته و به نظر من اگر ایران حتی برنامه غیر صلح امیز نیز داشته باشد اهمیت ان چنانی ندارد مانند کشور کره شمالی و هند و پاکستان که دارای سلاح اتمی بطور علنی هستند باید از خودمان بیرسیم ایا داشتن چند سلاح اتمی می تواند جمهوری اسلامی را از خطر حمله نظامی خارجی در صورت نهایت این مهم بر حذر کند.
اینجانب فکر می کنم برنامه هسته ای ایران از اول نیز سیاسی بوده و غرب در این باره بزرگ نمایی کرده و فقط به خاطر اعمال تحریم ها و اوردن فشار به نظام کنونی ایران بر اعمال تحریم ها مسئله هسته ای ایران را دارد به پیش می رود به نظر من مسئله فرا تر از برنامه هسته ای ایران است مسئله حفظ ساختار نظام و اگاه شدن مردم از جنسیت و عملکرد این نظام است و در یک جمله نظام جمهوری اسلامی و غرب از بعد انتخابات سال ۱۳۸۸ به این نتیجه رسیده اند که اکثریت مردم ایران مخالف این نظام می باشند و این یک خطر جدی برای منافع دراز مدت غرب در منطقه خاورمیانه و مخصوصا موج این خطر می تواند کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که در حال شگل گیری نوعی انقلاب های مردمی کم وبیش مانند بحرین و تظاهرات مردمی در عربستان را یکباره در صورت نا ارام شدن ایران را به خطر بیاندازد.
اینجانب با سفر به ایران چند سال پیش بعد از سی و چند سال و گفتگو با بخش عظیمی از مردم متوجه شدم که رفتار مردم نسبت به نظام حاکم کلا تغیر یافته و مردم از نظام جمهوری اسلامی کلا رد شده اند و به دنبال الترناتیوی می گردند که این مسئله در شمال کشور را می شود واضح تر مشاهده کرد.
مردم در هر تجمع سخنانی به زبان می اورند حتی کسانی که قبلا حامی صد در صد نظام بودند نیز مخالفت قاطع خودشان را بیان می کنند حالا دست نظام بر مردم رو شده و مردم در داخل به دنبال راه چاره می گردند .
اینجانب فکر میکنم اگاهان سیاسی در خارج شاید به خاطر عدم سفر به کشور در تحلیل های خود دچار اشتباهات و تحلیل درستی از اوضاع داخل کشور را ندارند.
کشور ما در شرایطی قرار دارد که مانند سال های ۱۳۵۵ زمان ستم شاهی بسر می برد.
مسئولین نظام در راس ان علی خامنه ای به این مسئله بخوبی پی برده است.
بعضی عناصر داخلی که به اقازاده ها در داخل و خارج ایران معروف هستند در جریان های مختلف متشکل شده و خواستار غصب قدرت هستند و اختلافات شدید و غیر کنترل ان باعث گردیده تا شورای نگهبان این بزرگترین فیلتر نظام دیکتاتوری حاکم بر ایران اجازه دهد حسن روحانی به عنوان کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند مردم از میان بد و بدتر بد را انتخاب کردند.
حسن روحانی به نظر من که سالها پیش به جاسوسی در زمان احمدی نژاد متهم شده بود و وزارت اطلاعات حسن روحانی و چند نفر از اعضای تیم مذاکره کننده ان زمان در دولت اقای خاتمی را با دست پر از اطلاعات فوق سری در ورود و خروج به سفارت انگلیس در تهران را چند روزی بازداشت می کند ولی چون وی نماینده علی خامنه ای در شورای عالی امنیت نظام بود و هست وی و همراهان ازاد می شوند و از ان روز تا رسیدن به ریاست جمهوری سکوت اختیار می کند و در رسانه هاهرگز وی را مشاهده نمی کنیم.
وضع هاشمی رفسنجانی از وی بهتر تا چند ماه اخیر نبود افشای دزدی های فرزندان هاشمی و شرکت فائزه هاشمی در جریان کودتای احمدی نژادو دستگیری و زندان رفتن وی دردوره دوم ریاست جمهوری احمقی نزاد دلایلی است که دوستان به ان اشاره نمی کنند. به نظر من مذاکره بین ایران با غرب در چندین سال پیش توسط رد بدل کردن افراد مخصوصا نماینده علی خامنه ای علی اکبر ولایتی و گفتگو های تلفنی علی خامنه ای با رئیس جمهور امریکا نشان می دهد که غرب با برنامه هسته ای ایران هیچ مشکل اساسی ندارد زیرا انچه مورد توافق رسیده شده است در خواست های غرب از ایران بوده است که ایران به ان درخواستها را قبول کرده است مورد قبول علی خامنه ای نیز که طراح این توافق نامه بوده قرار گرفته است زیرا علی خامنه ای در گفتگو های تلفنی که چند روز پیش اشکارا حسن روحانی در سخنرانی این مسایل را مطرح کرده است که ما در چار چوب نظرات رهبری عمل می کنیم. تصویب غنی سازی از سوی مجلس که در صورت عدم عمل ب هتفاهم نامه دولت را موظف می کند تا حد ۶۰ % انجام بگیرد تنها یک فریب ی بیش نیست.
مسئله اصلی به تفاهم رسیدن بعد از خامنه ای مطرح است غرب خواستار یک نوع تغیرات در ساختار نظام کنونی می باشد و مخالفان در داخل نظام از قبیل حسن خمینی فرزند احمد خمینی نیز یکی از این افراد وابسته در ظاهر به جنبش سبز می باشد هست.
نباید فراموش کنیم در سال ۱۳۵۵ سازمان سیا توسط ساواک شاه گروهی از زندانیانی که در اوین بودند و اعضای اصلی موتلفه در ان بسر می بردند را با برگذاری جلساتی به تفاهم می رسند و انها از زندان ازاد می شوند یکی از این افراد عسگر اولادی بود که چند هفته پیش مرد.
مسئله هسته ای که دارد طولانی می شود تنها حل و روند یا اعمال راه کارهای برنامه غنی سازی نیز به نظر من تنها نیست انچه بیان کردم مسئله بعد از خامنه ای یا جلو گیری از انقلابی است که مردم در حال ان بسر می برند.
در ایران صدای انقلاب مردم را می شود در هر کوچه وبازار به راحتی شنید مردم اشکارا از رهبر گرفته تا مقامات اصلی نظام اهانت می کنند و هیچ کس ترسی از هیچ نهادی را ندارد مردم به تنگ امده از دست این نظام حاکم به تنگ امده اند تنها مشکل مردم به نظر من همان که در بالا گفتم بعد از بر کناری این حاکمان دزد و رانت خوار است دلیل اصلی شکست جنبش سبز نیز به نظرمن همین بود که مردم حتی موسوی و کروبی را قبول ندارند مردم هیچ فردی که در این نظام به نوعی مشارکت داشته اند را نمی خواهند.
مردم ایران بطور اگاهانه همه مسایل را تحت نظر گرفته و فقط بدنبال یک نوع رهبری می گردند تا دوباره انقلاب ۵۷ به کودتای یک قشر تمام نشود و یک پارچه گی کشور حفظ و جنگ داخلی به هر شگل اتفاق نیفتد.
البته بعضیها فکر می کنند راه پیمایی ۹ دی ۱۳۸۸ که مردم به گفته علی خامنه ای به فتنه ۸۸ پایان دادند این مسایل و امدن مردم به صحنه معنا های دیگری را در بتن خود را دارد این رژیم به نظر من که شاهد در داخل ایران بوده ام تنها می تواند پنج درصد جمعینت کشور را در کنار خود داشته باشد بقیه به خاطر شگردها و ترس از دست دادن کار و شغل و نوعی همراه شدن با درخواستهایی است که در صورت عدم مشارکت مشکلاتی را بدنبال می تواند داشته باشد که مردم نمی خواهند شاهد باشند.
نتیجه نهایی اینکه مذاکرات تنها مسایل هسته ای را در بر نمی گیرد علت طولانی شدن مذاکرات جنگ بین گروه ها و جریان های سیاسی و اثر گذاری انها در داخل نظام کنونی ایست.
از یک طرف خامنه ای با گفتگو های تلفنی با رئیس جمهور امریکا مستقیما که علنی شده است و حسن روحانی بارها در گفتگوهاو سخنرانی های خود به زبان اورده در حال جریان است
جریان دوم نظامیان و گروه احمدی نزاد و در جریان سوم اعضای جنبش سبز و خاتمی و رفسنجانی و دیگران قرار دارند.
گروه ۵+۱ در تصمیم گیری در مورد مذاگره به بهانه برنامه هسته ای ایران برای اینده ایران نمی توانند به یک راه حل برسند.
همه کسانی که از سالهای ۱۳۵۵ تا به امروز اوضاع ایران نسبت به غرب را دنبال می کنند می دانند این رژیم در صورتی شعارهای ضد اسرائیلی میدهد و از نظام سرمایه داری در حال افول را بارها بنام نظام سلطه نام می برد که چند روز پیش مشخص شد یکی از اعضای سازمان سیا در درفتر احمدی نژاد مشغول کار بوده است خود این رزیم یکی از نظام های سلطه گر و دیکتاتور عصر حاصرو تاریخ معاصر است اینجانب کودتای سال ۱۳۵۹ که ایت الله خمینی به روحانیون دستور داد وارد ادارات دولتی و سیاسی شوند را به خاطر بیاوریدو یکبار دیگر به سخنان ایت الله خمینی گوش دهید نظام ضد بشری غرب وقتی متوجه شد کار شاه تمام است ایت الله خمینی را از مرز کویت توسط دکتر یزدی جاسوس سیا و چند نفر دیگر را به فرانسه اورد و یک شبه نام خمینی از ایت الله خمینی به امام خمینی تبدیل و مردم نا اگاه از مسایل سیاسی ان روزها این شگرد غرب را با اغوش باز قبول کردند و خمینی وقتی در فرانسه بوده چند ین بار با اعضای سیا و ام ای سیک انگلیس مذاکرات کرده بود.
و بعد ها شاهد تغیر نظر وی در مورد روند انقلاب و از بین بردن به اصطلاح غیر خودی ها و به کشتارهای ۶۲ و ۶۷ و ادامه ان تا به امروز که ادامه دارد را به مرحله اجرا گذاشته و به نظرمن از میان برداشتن دکتر بهشتی و افراد مانند وی که توسط بمب گذاریها که بنام مجاهدین اکثرا ثبت گردیده اینجانب معتقدم گروه خامنه ای و هاشمی توسط بیگانکان طراح این ترورها بوده اند تا راه برای خامنه ای برای بعد از رهبری خمینی باز شود تا جایی که این دو نفر به خاطر داشتن اطاعات فوق سری احمد خمینی را که دستور اعدام نیز شامل ان می شد را از بین بردند.
حال با داشتن چنین عملکردی از علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و چند نفر دیگر که کلا به بیست نفر نمی رسند باید از خود سئوال کنیم چرا برنامه هسته ای ایران به دراز کشیده است و من معتقدم نباید فریب رسانه های دروغین پخش شده در داخل و خارج جمهوری اسلامی را وفریب بخوریم که مسایل پبچیده فنی هسته ای و مسایل حقوقی باعث طولانی شدن مذاکرات شده است و رژیم متوجه شده ان چیزی که انتظار داشته را بدست نیاورده به نظر من اینکونه نگرش ها خوش بینی بیش نیست نباید فریب خورد و در زمین دشمن بازی کرد اینجانب معتقدم سه چریانی که در بالا نام بردم هر کدام با کانال های مختلف برای رسیدن به قدرت چه خامنه ای زنده باشد و چه نباشد برای رسیدن به قدرت می باشد و غرب نمی تواند فعلا کدام گروه را ناتخاب کند را تحلیل نماید.
انچه اینجانب می توانم در این مرحله نظرم را بنویسم این است گروه خامنه ای نخواهند توانست در قدرت باقی بمانند زیرا از حمایت مردمی برخورد داروی نمی باشد .
گروه دوم که احمدی نژاد و حامیان وی شامل می شود بخشی از نیروهای نظامی را شامل می شود و بخش سوم جنبش سبز را شامل می شود باید منتظر شد و دید که غرب کدام یک از این دو گروه را انتخاب خواهد کرد در هر صورت خامنه ای با انتخاب هر کدام از دو گروه بالا که نام بردم مخالفت خواهد کرد شاید طرح ترور خامنه ای در کار باشد تا غرب با دست باز بتواند یکی از این دو گروه را انتخاب کند و یا بتواند این دو گروه را با تقسیم قدرت به وحدت برساند این مطلب یعنی به وحدت رسانیدن جنبش سبز در کلیت با حامیان احمدی نژاد و بخشی از نظامیان در کل به نظر من مورد علاقه غرب باشد ولی چون چرای این مسایل نیازمند زمان است از بین بردن خامنه ای کار ساده ای نیست غرب نمی خواهد در ایران مردم از کم و کیف مذاکرات و مسایل پشت پرده ان مطلع شوند.
در هر صورت هر جناح از این رزیم به قدرت برسند نخواهند توانست پشتوانه مردم را با خود به مدت طولانی با خود داشته باشند مردم ایران از نظام و ساختار کنونی گذر کرده اند و غرب متوجه این مسئله شده است و از طرف دیگر غرب نمی خواهد حامیان واقعی استقلال و ازادی و عدالت اجتماعی در ایران به قدرت برسند.
هر جناحی هم در ایران بعد از خامنه ای به قدرت برسد باید جناح دیگر را با روش هایی که توسط عوامل بیکانه به انها نسخه خواهند نوشت باید از سرراه بردارد این عمل شاید کشور را دچار جنگ داخلی بکشاند یا به شگل کنونی مصر در بیاورد.
همه ما می دانیم غرب به دنبال منافع خود در منطقه خاورمیانه بوده و خواهد بود ولی مسئله حل مشکل ایران به این اسانی نیست مشکل غرب این است ملت ایران خواستار دگرکونی این نظام به صورت کامل هستند یعنی خواستار تغیر کلی قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند .
طولانی شدن مذاکرات دلیلش این است غرب نمی تواند خواست ملت ایران را بر اورده کند و از منافع استراتژیکی خود نیز بگذرد در ان سو نیز غرب می ترسد عملی انجام ندهد ملت ایران بطور ناگهانی غیر قابل کنترل یکباره تارپود این نظام را در هم نوردد که در صورت پیدا شدن و اعتماد مردم به ان الترناتیوی که در بالا بیان کردم ملت ایران اماده بر چیدن این اخوندها می باشند ولی غرب به دنبال حفط مناقع خود نه تنها در ایران بلکه در کشورهایی که پمپ بنزین غرب هستند در جنوب حاشیه خلیج فارس می باشد.
البته در سطح جهانی نیز مسئله افزایش قدرت چین و بر گشت روسیه به عرصه جهانی و نقش ان در عدم مداخله نظام در سوریه از سوی ناتو حمایت چین همراه روسیه در شورای امنیت با وتو دو کارته نشان از ضعف دولت امریکا را در سطح جهانی و مسایل خیلی زیادی که نوشتن همه مسایل در اینجا میسر نیست.
اگر مطلب را خلاصه کنم این است نظر من که غرب به دنبال پیدا کردن راه حل سومی است که بتواند دو جناح حاکم کنونی که خامنه ای را کنار بگذارند واین دو جناح را متحد کند می باشد است و مسئله هسته ای تنها مورد مذاکره نیست بلکه اینده کشورمان ایران بدون خامنه ای مطرح است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)