بازگشت علی لاریجانی به شعام، در بستر تغییر ساختار و شکست مفتضحانه خامنهای
پساجنگ ۱۲ روزه و در روزهای اخیر، سران حکومت ایران از تغییر ساختار در ارگانهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی سخن به میان میرانند. در این بین علی لاریجانی مهره ۲ بار ردصلاحتشده کاندیداتوری ریاستجمهوری در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی ملایان قرار گرفته است. بازگشت وی به این منصب که سابقهای ۲۶ ماهه در آن، در دوران احمدینژاد دارد چه معنایی میتواند داشته باشد؟
شورای عالی امنیت ملی یا به اختصار «شعام» شورایی است که به منظور «پاسداری از انقلاب ۱۳۵۷» تأسیس شده است. این شورا مهمترین وزنه تصمیمگیری در سیاست خارجی و امور دفاعی و امنیتی کشور محسوب میشود. اعضای این شورا را مقامات عالیرتبه سیاسی، نظامی و اطلاعاتی ملایان تشکیل میدهند.
ریاست این شورا بر عهده رئیسجمهور ملایان است. مصوبات شورای عالی امنیت ملی پس از تأیید خامنهای، لازم الاجرا میباشد و تنها خامنهای است که میتواند مصوبات شورا را وتو کند.
دبیر شورا با حکم رئیسجمهور ملایان منصوب میشود و مسئولیت اداره دبیرخانه و نظارت بر اجرای صحیح تصمیمات و مصوبات شورا و امور اداری و اجرایی شورا را بر عهده دارد.
با اینکه دبیر حق رأی ندارد، اما مطابق روال مرسوم در اغلب موارد، بطور همزمان خامنهای، وی را به نمایندگی خود در شورا نیز منصوب میکند تا حق رأی داشته باشد.
شورای عالی امنیت ملی را میتوان زاده شورای عالی دفاع دانست که در زمان جنگ خمینی با عراق با حضور رئیسجمهور و نخستوزیر، فرماندهان ارشد نظامی و دو مشاور خمینی تشکیل شد. در سال ۱۳۶۸ با بازنگری قانون اساسی ملایان شورای عالی امنیت ملی جای شورای عالی دفاع جای را گرفت.
مختصات لاریجانی و سوابق وی
علی لاریجانی در دروان احمدینژاد از ۲۴ مرداد ۱۳۸۴ تا ۲۸ مهر ۱۳۸۶ دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. اما به دلیل اختلافات با احمدینژاد توسط وی مجبور به استعفاء شد.
دبیر عالی شورای امنیت ملی با تعویض رئیسجمهور تغییر مییابد اما پزشکیان، پاسدار احمدیان را که رئیسی به دبیری شعام گمارده بود را تا کنون تغییر نداد.
لاریجانی، چهرهای است که سالها در نقطه تلاقی و وحدت جریانهای اصولگران مرتجع، و اصلاحطلبان قلابی قرار داشته است.
از ریاست بر صداوسیما و مجلس گرفته تا وزارت ارشاد، مذاکرات هستهای، پرونده هستهای و مأموریتهای خاص، همواره در نقاط حساس ظاهر شده و نقشآفرینی کرده است.
در چنین شرایطی، بازگرداندن لاریجانی به صحنه قدرت، آن هم نه در قامت مشاور یا واسطه، بلکه در موقعیتی به شدت کلیدی، میتواند نشانهای از بحران در حاکمیت ملایان باشد.
در نظام سیاسی ایران، شورای عالی امنیت ملی تنها یک نهاد اداری نیست، بلکه جایگاه هماهنگی و موازنه قوا، تنظیم سیاست خارجی و امنیت داخلی است. دبیر این شورا، عملاً «چشم و گوش خامنهای» در عرصهای است که نه جناح میشناسد و نه این باند و آن باند.
از این منظر، پیام انتصاب لاریجانی را میتوان فراتر از یک تصمیم امنیتی تفسیر کرد که پسا شکست سنگین نظامی، امنیتی، اطلاعاتی در بستر موضوع گسترش نفوذ و جاسوسی خامنهای به این منصب گمارده میشود.
از سوی دیگر، این جابهجایی میتواند حامل این پیام هم باشد که در رقابت میان اصلاحطلبان قلابی و اصولگرایان مرتجع ناکارآمد، خامنهای ناچار است به گزینههای خاکستریتری چون لاریجانی متوسل شود؛ چهرهای که در عین وفاداری به خطوط قرمز، انعطافپذیری، فاقد وزن اجتماعی تحریکآمیز یا تقابلی با خامنهای است که ذیلا به آن اشاره میکنیم.
چند نکته در مورد انتضاب جدید دبیر شعام
در مورد انتصاب لاریجانی به دبیری شعام چند نکته کلیدی وجود دارد.
اول آنکه شورای نهگبان در شرایطی که خامنهای در سال ۱۴۰۰ که میخواست رئیسی را یکضرب در راس اجرائیه نظامش بگذارد، لاریجانی را رد صلاحیت کرد. خامنهای پس از رد صلاحیت وی طی سخنانی با اشاره غیرمستقیم به علی لاریجانی، گفت که حق وی تضییع شده و باید جبران شود.
با این سخنان انتظار میرفت در سال ۱۴۰۳ که رئیسی معدوم شد، شورای نگهبان آن امر خامنهای را اطاعت کرده و لاریجانی را تایید صلاحیت کند. اما اضطرار خامنهای در موضوع هستهای و احتمال قوی رویکارآمدن ترامپ، خامنهای را مجبور کرد تا پزشکیان را از صندوق بیرون آورد و حتی تن به شکست جلیلی بدهد.
[علی لاریجانی و توهم برخورداری از مردهریگ یک جلاد!]
نکته دوم به نفع لاریجانی و در مقایسه با سعید جلیلی است. پس از استعفای لاریجانی در دور قبل سعید جلیلی ۶ سال دبیری شعام را بر عهده داشت اما در این مقطع، در باطن خامنهای و در ظاهر پزشکیان حاضر نشدند جلیلی را در منصب دبیری شعام بگمارند. دلیل، تعارض شدید جلیلی با پزشکیان است در حالی که خامنهای مدعی وحدت پوشالی است انتصاب جلیلی تفرقه را به حداکثر میرساند که ممکن از اردوی ملایان را از هم بپاشاند.
دردهای بیدرمان خامنهای و مسکن بیاثر
نکته سوم وفاداری علی لاریجانی و در کلیت برادران لاریجانیها با خامنهای و اصل نظام است با هر «بیمهری» که با آنان شده است.
وفاداری بدون تنازل به خامنهای، از صادق لاریجانی که در دعوا با باند رئیسی و کنیها سر قضائیه و ماجرای دستگیری و پروندهسازی برای اکبر طبری معاون صادق لاریجانی به وجود آوردند و صادق تهدید به مهاجرت به نجف کرد اما عملی نکرد و در سال ۱۴۰۰ به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت ملایان پس از رد صلاحیت برادرش علی، حاضر نشد پای اعتبارنامه رئیسی را امضاء کند تا علی لاریجانی که ۲ بار در کاندیداتوری ریاستجمهوری رد صلاحیت شده اما همواره در قامت مهرههای وفادار به خامنهای خود را نشان دادهاند.
پروندههایی تصویب ۲۰ دقیقهای برجام در زمان ریاست مجلس علی لاریجانی به فرمان خامنهای به قیمت درگیری فیزیکی با حمید رسایی و قاضیزاده هاشمی از مخالفان برجام، سفر وی در آبان ۱۴۰۳ به لبنان و سوریه به عنوان فرستاده ویژه خامنهای، در بحبوحه جنگ نظامی اسرائیل علیه حزبالله و بشار اسد و… گواه بر این ادعا هستند.
از سوی دیگر صادق لاریجانی که با توصیفاتی که شد در راس یکی دیگر از ارگانهای قدرت ملایان یعنی مجمع تشخیص لانه گزیده، تصدیق دیگری بر این سخن است.
مخلص کلام اینکه خامنهای در بستر ضعف خود که فوقا ذکر شد خود را ناچار میبیند که مهرهای حلقه بگوش را در دبیری شعام بگمارد که با توجه به بحرانهای خارجی مانند هستهای و موشکی و بحرانهای داخلیاش بتواند ایفای نقش کند اما به نظر میرسد مشکلات و تضادهای خامنهای و ضعف او بسیار بیشتر از آن چیزی است که لاریجانی بتواند نه درمان که حتی مسکنی بر آنها باشد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.